تبليغاتX
جاویدان
جوندگان به گروهي از جانوران پستاندار گفته مي شود كه از روي خصوصيات دندانها از ساير گروهها متمايز مي شوند. بدين ترتيب كه در فك پائين داراي جفت و در فك بالا داراي يك يا دو جفت دندان ثنايا مي باشند. اين دندانها درشت و فاقد ريشه بوده و ارتفاع آن هميشه ثابت است. در اين جانوران دندان آسياب مطلقاً وجود ندارد و جاي آنها روي فك خالي و نمايان است. در اغلب جوندگان رودة كور خيلي رشد كرده است. از نظر طبقه بندي جوندگان به دو زير راسته تقسيم مي شوند:

الف-زير راستة Duplicidentata

كه در فك بالا دو جفت دندان ثنايا دارند كه جفت دوم به صورت ستونهاي كوچكي در پشت دندانهاي جفت اول قرار گرفته اند و خرگوشها از اين گروهند.

ب-زير راستة Sipmlicidentata

كه در فك بالا فقط يك جفت دندان ثنايا دارند. انواع موشها در اين گروه طبقه بندي شده اند. در زير فقط به شرح مختصري راجع به گونه هائي از اين زير راسته كه در كشاورزي اهميت دارند مي پردازيم:

موش مغان Microtus Socialis و Microtus arvalis

موش كلاهو Clitellus fulvus

موش تاترا Tatera indica

موش ورامين Nesokia indica

موش سياه Rathus rathus

موش سياه Rathus rathus

موش خانگي Mus musculus

مريونها Meriones Spp.

موش شكول Glis-glis Caspicus

مبارزه با موشها:

1-تعيين نوع موش:

اول از همه بايد نوع موشي را كه در نظر است براي دفع آن مبارزه كنيم، مشخص سازيم. زيرا تا نوع موش مشخص نشود، تعيين نوع مبارزه و طعمه و حتي نوع سم غير ممكن خواهد بود. مثلاً مي دانيم براي مبارزه با موش كا اهو از فتوكسين استفاده مي شود و تلفات هم تا 90 درصد مي رسد ولي همين سموم را اگر در مبارزه با موش ورامين يا موش مغان به كار برند تلفات حداكثر به 60-50 درصد مي رسد و يا براي مبارزه با موش انباري يا موش ورامين حداكثر 5-3 درصد فسفوردوزنگ مخلوط مي كنند. بنابراين براي انجام يك مبارزه بايد قبل از هر چيز نوع موش منطقه را شناخت تا مبارزه با موفقيت انجام شود.

2-فصل مبارزه:

فصل مبارزه خود اهميت زيادي دارد. مثلاً براي مبارزه با موش مغان در طول پائيز و زمستان طعمة گندم با فسفوردوزنگ تا 98 درصد تلفات مي دهد ولي همين طعمه در بهار 45-35 درصد تلفات وارد مي آورد زيرا موشها در اين فصل رغبتي به خوردن مواد پر كالري ندارند و در فصل بهار و تابستان طعمه هائي كه براساس علف سبز تهيه مي شوند نتيجه بهتري مي دهند و يا در موش ورامين در فصل پائيز و زمستان مصرف طعمه با مغز گردو نتيجه مطلوبي مي دهد ولي در بهار و تابستان گردپاشي لانه ها تلفاتي تا حدود 99-98 درصد مي دهد. بنابراين بايد دقت كامل به فصل مبارزه نمود و بعد طرز مبارزه را انتخاب كرد.

3-محل زندگي موشها:

انتخاب سم بايستي بر حسب محل زندگي موشها باشد. اگر مبارزه در صحرا و دور از آبادي انجام مي شود،‌ انتخاب نوع سم آسان است ولي اگر همين موش در محل زندگي انسان و شهرها ديده شود بايد حتماً از سمومي كه براي انسان و دام بي خطرند استفاده شود. مثلاً موش خانگي وقتي كه به مزارع حمله مي كند مي توان از سموم فسفوردوزنگ به نسبت 3% استفاده كرد ولي اگر اين موش در منازل ديده شود بايد زا سموم بي خطر مانند تركيبات وارفاين-كومارين و برمولين و غيره استفاده كرد.

4-غلظت سم:

دستوراتي كه براي مبارزه با موش داده مي شود از روي مطالعات زيادي به دست آمده است كه هم از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه باشد و هم مؤثر واقع شود. لذا پيروي از دستورات صادر شده اجباري است. مثلاً‌ موش مغان با اينكه جثه كوچكي دارد در دستورات مبارزه طعمه را با 10 درصد فسفوردوزنگ آلوده مي سازند. زيرا با تراكم زيادي كه اين موش در هكتار دارد جمع وزن زندة موش در هكتار بالا است و بايد طعمه را با دُز حداكثر مصرف كرد. در صورتي كه با مبارزه با موش ورامين كه جثة نسبتاً درشتي دارد،‌ دُز فسفوردوزنگ مصرفي 50 درصد خواهد بود. چون با توجه به تراكم موش در هكتار جمع وزن موجود زنده در هكتار خيلي كمتر از موش اولي است و مصرف سم زيادي از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نمي باشد.

5-بيولوژي:

قبل از اقدام به مبارزه، بيولوژي موش مورد نظر را كاملاً مورد توجه قرار دهيد تا از نقاط ضعف آن حداكثر استفاده را براي بالا بردن نتيجة مبارزة بدست آوريد. مثلاً مبارزه شيميايي با موش كلاهو يا موش شكول در فصولي كه قسمتي يا همة موشها به خواب زمستانه رفته اند بي نتيجه است و بايد از مبارزة مكانيكي استفاده نمود.

6-رعايت كامل اصول زراعي:

براي جلوگيري از خسارت موشها مخصوصاً در باغات و مزارع صيفي، پاك كردن مزارع از علف هرز يا زدن شخم عميق در پائيز اهميت زيادي دارد و از تراكم موشها در بهار خواهد كاست.

7-دقت براي انتخاب ماده براي طعمه:

در اين امر در صحرا و براي مبارزه با موشهاي صحرائي مي توان فرمولهاي كلي توصيه كرد. مثلاً مي گوييم در مبارزه با موش مغان در فصل زمستان به عنوان طعمه گندم مصرف كرد و در بهار از طعمة سبز استفاده نمود. اين دستور كلي است و نتيجة مطلوب هم مي دهد. ولي در مبارزه با موشهاي خانگي يا انباري وضع اينطور نيست و نمي توان فرمول كلي براي انتخاب طعمه بدست آورد و در هر مورد بايد كسي كه مبارزه را سرپرستي مي كند قبل از طعمه گذاري با انجام آزمايشهائي نوع طعمه مورد لزوم خانه يا انبار را پيدا كند. اگر موشي در انباري ديده شد بايد قبلاً چند نوع ماده بدون سم در گوشه و كنار انبار قرار داد و دو يا سه روز مراقب بود كه موشها به كدام طعمه توجه خواهند داشت. پس از پيدا كردن نوع غذاي مورد علاقه موشهاي اين انبار يا منزل، طعمه را براساس آن ماده تهيه مي كنند. در اينجا بايد متذكر شد كه موش خانگي يا انباري به انواع غذاهاي مختلف دسترسي دارد. اگر كمبودي احساس كند ممكن است از خانه ها و انبارهاي مجاور آن را تهيه كند لذا انتخاب طعمه براي اينگونه اماكن 3-2 روز مطالعه مقدماتي لازم دارد.

فرمولهاي مبارزه با جوندگان و طرز تهيه آنها:

1-طعمه گندم مسموم:

براي تهيه طعمه 100 كيلوگرم گندم و 2 ليتر روغن پارافين و 10 كيلو فسفوردوزنگ مورد احتياج است. براي تهيه اول 2 ليتر روغن را با 100 كيلوگرم گندم با پاروك خوب مخلوط كرده و سپس فسفوردوزنگ را به تدريج به گندم اضافه كرده و با پاروك هم مي زنند تا سم با گندم به طور يكنواخت مخلوط شود. از اين طعمه براي مبارزه با موش مغان در فصل پائيز و زمستان از قرار 2-1.5 كيلو طعمه در هكتار به طور دست پاش استفاده مي كنند. طعمه تهيه شده را در همان روز بايد مصرف نمود. اگر بخواهند با اين طعمه با موشهاي جنس Meriones در پائيز و زمستان استفاده كنند به جاي 10 درصد فسفور دوزنگ بايد ميزان فسفور دوزنگ را تا 5 درصد تقليل داد.

چنانچه بخواهند از اين طعمه در مبارزه با موش خانگي كه در مزارع زندگي مي كنند يا موش جنگلي استفاهد كنند، ميزان فسفوردوزنگ را تا 3 درصد بايد پائين آورد.

2-طعمه با مغز گردو:

10 كيلو مغز گردو و 200 گرم روغن پارافين، 0.5 كيلو فسفودوزنگ و طرز تهيه مثل طعمه گندم مي باشد. اين طعمه را مي توان در فصل پائيز و زمستان براي مبارزه با موش ورامين در باغات بكار برد. براي اين كار طعمه را با قاشقك در داخل لانه هاي فعال مي گذارند. در اين روش بايد كليه لانه ها را يك روز قبل از انجام مبارزه كوبيد و روز بعد طعمه گذاري را فقط در سوراخهائي كه باز شده اند،‌ يعني لانه هاي فعال انجام داد. مقدار مصرف طعمه در يك هكتار حدود 0.5 تا يك كيلوگرم طعمه خواهد بود.

3-طعمة سبز:

علف سبز (هر نوع علف هرز يا گياه زراعي فرق نمي كند) 100 كيلوگرم، فسفوردوزنگ مخلوط با خاكستر يا پودر تالك حدود 10 كيلوگرم در اين طريقه ابتدا پودر تالك و فسفوردوزنگ را با هم به خوبي مخلوط مي مكنند سپس كارگري كه مجهز به دستكش و ماسك و يك سطل با ظرفيت حدود يك كيلوگرم، كار را شروع مي كنند. كارگر ضمن عبور از مزرعه به محض برخورد با لانه فعال، مقداري علف چيده و آن را به اندازة سوراخ خروجي موش گلوله كرده و يك طرف گلوله را با مخلوط سم و تالك آغشته كرده و طرف آلوده با سم را داخل سوراخ موش كرده و راه ورود لانه را مي بندد و سراغ سوراخ بعدي مي رود. در اين روش بايد يك روز قب از مبارزه كليه لانه ها را لگد كوب كرد و روز بعد فقط در سوراخهاي باز شده طعمه گذاري كرد. اين طريقة مبارزه را در فصل بهار و تابستان براي موش مغان، موش آبي و مريونها مي توان به كار برد. با اين مقدار مي تون 12-10 هكتار را مبارزه كرد.

4-طعمة سيب زميني يا هويج:

10 كيلوگرم سيب زميني يا هويج و 0.5 كيلوگرم فسفودوزنگ مورد احتياج است. ابتدا هويج يا سيب زميني را به قطعات كوچكي به اندازه حبه قند تقسيم مي كنند. سپس فسفوردوزنگ را به تدريج روي اين قطعات پاشيده و با پاروك آن را به هم مي زنند تا سم بطور يكنواخت با طعمه مخلوط شود و بايد بلافاصله طعمه گذاري را شروع كرد. اين روش را مي توان براي موش آبي يا موشهاي خانگي در مزارع در فصل تابستان و پائيز بكار برد و طعمه گذاري را بايد طرف عصر انجام داد.

5-طعمه با يونجة خشك

يونجه خشك 10 كيلوگرم، ملاس چغندرقند يك ليتر،‌فسفودوزنگ يك كيلوگرم مورد احتياج خواهد بود. اين روش را در روزهاي برقي براي مبارزه با خرگوش مي توان بكار برد. براي تهيه طرف صبح روي يونجه خشك ملاس چغندرقند يا محلول 10 درصد شيره را به تدريج پاشيده و يونجه را زير و رو مي كنند تا محلول به طور يكنواخت يونجه را خيس كند. سپس روي آن را با گوني يا نايلون مي پوشانند و تا عصر به همان حال مي گذارند تا يونجه ها رطوبت بردارند. طرف غروب يونجه ها را به دسته هاي كوچك (10-8 ساقة يونجه در هر دسته) تقسيم مي كنند. سپس فسفور دوزنگ را روي آن پاشيده و آرام آرام بهم مي زنند. اين طعمه را طرف غروب در سطح باغي كه مستور از برف مي باشد و مورد حملة خرگوشها قرار مي گيرد پخش مي كنند. در هر 10 متر مربع يك دستة كوچك يونجه كافي است. صبح روز بعد طعمه هائي كه مورد استفاده خرگوش قرار نگرفته است بايد از سطح باغ جمع آوري و معدوم شود.

6-طعمه با نان و مربا:

اين روش مخصوص موش شكول مي باشد. مواد مورد نياز 10 كيلو نان سفيد، 200 گرم مربا بهتر است مرباي زردآلو باشد، 0.5 كيلو فسفوردوزنگ خواهد بود.

طرف غروب نانها را از وسط بريده و لاي آن را مربا مي مالند،‌ سعي شود قطعات زردآلو لاي نان وجود داشته باشد سپس فسفوردوزنگ را روي مربا مي پاشند و دو طرف نان را روي هم مي گذارند و سپس آن را به قطعات كوچك تقسيم مي كنند و در محل رفت و آمد شكول قرار مي دهند و صبح روز بعد طعمه ها را جمع آوري و معدوم مي سازند.

7-گردپاشي لانه ها:

مواد مورد نياز: 20 كيلوگرم تالك و 10 كيلوگرم فسفوردوزنگ خواهد بود.

تالك و فسفوردوزنگ را در ظرف سربسته با چرخانيدن ظرف به خوبي با هم مخلوط مي نمايند. سپس اين گرد را با گرد پاشهاي دستي كوچك به داخل لانه مي پاشند. در اين طريقه هم بايد يكروز قبل از مبارزه كلية لانه ها را بكوبند و روز بعد گردپاشي را فقط در لانه هاي باز شده انجام دهند. اين روش بيشتر در مواقعي كه موشهاي صحرائي از قبيل موش مغان (در زماني كه علف بيابان خشكيده و هوا گرم است) يا موش ورامين (در فصل بهار) كه از برداشتن طعمه خودداري مي كند به كار مي رود.
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 10:2 |
شكل ظاهري: داخل قسمت هاي لوله شده برگ گندم برنگ زرد تا سبز مايل بخاكستري هستند. بدن از پودر مومي سفيد پوشيده شده و طول آن 1.4 تا 2.3 ميليمتر است. جمع آوري از ايران: شيراز، گندم، بالدار و بي بال بكرزا،

زيست شناسي:

اين شته ها منحصراً‌ روي غلات منجمله گندم هستند. در ايران فرم جنسي جمع آوي نشده و احتمالاً بصورت بكرزائي توليد مثل مي كنند. معمولاً خوشه هاي گندم و جوي آلوده خميده مي شوند. در شيراز ناقل بيماري نوار زرد گندم وجود دارد (ايزدپناه، 1361). برگ انتهائي گياهان آلوده برنگ زرد و سفيد درآمده خشك مي شود. در مراحل ابتدائي الودگي لبه برگها در امتداد طولي خود لوله مي شوند. گاهي فاصله برگها كم شده ساقه بد شكل مي شود. مي تواند ناقل بيماري موزائيك جو نيز باشد.

جنس 75 :SITOBION MORD گونه از اين جنس شناخته شده كه 17 گونه آن از آفات مهم غلات هستند شصت و هشت گونه از اين جنس منحصراً‌ روي تيره گرامينه زندگي مي كنند كه در برخي از آنها فرم جنسي روي تمشك يا گل سرخ تشكيل مي شود. كورنيكول آنها بلند است كه در قسمت آزاد سلولهاي چند ضلعي كنار هم دارند. ظاهراً تا حدودي شبيه به جنس Macrosiphum هستند ولي برآمدگي كنار شاخكها در آنها رشد كمتري دارد و برآمدگي مياني نمايان تر است. طول موي روي بند سوم شاخك آنها حدود نصف قطر مياني همين بنداست در صورتيكه طول موي بند سوم شاخك Macrosiphum تقريباً برابر قطر مياني همين بند است. چهار گونه از جنس Sitobion جزو آفات گندم هستند كه دو گونه از آنها تا كنون در ايران جمع آوري شده اند.

شته روسي گندم به صورت يكي از آفات مهم جهاني غلات دانه ريز به خصوص گندم و جو درآمده است. در منابع مختلف منشأ اصلي اين آفت را حدود ايران، تركستان و روسيه گزارش كرده اند. علت نام گذاري اين حشره اين است كه اولين بار در سال 1900 ميلادي از جنوب روسيه گزارش شده است. در سال 1978 در جنوب آفريقا مسأله ساز شد و چند سالي است كه در قاره آمريكا گسترش يافته و باعث خسارت اقتصادي شده است. اين حشره ضمن تغذيه از قسمت عمقي بافت برگ و مكيدن شيره گياهي برگ ها را به صورت لوله اي در مي آورد، به همراه بزاق خود توكسيتي به داخل گياه تزريق مي كند كه موجب كاهش ظرفيت فتوسنتز و در نتيجه آسيب غشاي كلروپلاست ها مي شود. به همين دليل مبارزه با اين شته به وسيله سموم تماسي، در عمل با مشكل مواجه مي شود. ولي سموم سيستميك مؤثر هستند. دشمنان طبيعي اين آفت قادر به يافتن شته ها در داخل برگ هاي لوله شده نيستند بنابراين يكي از بهترين راه هاي كنترل اين آفت استفاده از ارقام مقاوم است.

اين شته در استان فارس (ني ريز، مرودشت، اقليد و آباده) به وسيله احمدي و سرافرازي و در سيستان به وسيله بنداني و همكاران همراه با 6 گونه ديگر از شته هاي غلات و در شهركرد به وسيله رستگاري و نوربخش همراه با 8 گونه ديگر گزارش شده است. رضواني و نوري (1374) اين شته را همراه با 7 گونه ديگر از لحاظ تغييرات انبوهي جمعيت در مناطق ورامين، كرج و فيروزكوه بررسي كردند و اظهار داشتنه اند، اين گونه بعد از شته سبز گندم در مناطق ورامين با 28% و كرج با 26% در رديف دوم در فيروزكوه در رديف اول قرار داشته است.

در بررسي جامعي كه به وسيله جمعي از اساتيد دانشگاه هاي كشور (71-1369) براي مشخص كردن مناطق انتشار در هفت استان به عمل آمد از 226 منطقه و پازايتوتيدهاي آن را در 114 منطقه گزارش كره اند ولي در هيچ كدام از استان ها اهميت اقتصادي نداشته است و در اين بررسي 5 گونه پارازيتوئيد و 3 گونه شكارچي مشخص شدند. وجود اين شته در مزارع جنوب قفقار قبل از سال 1900 ميلادي گزارش و به وسيله Mordvilk به نام Brachycolus Kortnewi (1900) معرفي شده است. در سال 1912 حشره شناس ديگري به نام Kurdjumov مشخص كرد كه شته جو گونه ديگري است و آن را به نام Brachycolus noxius نام گذاري كرد كه بعداً‌به وسيله Azinberg به Diuraphis noxia تغيير نام داده شد. Kordvaleve و همكاران (1991) تاريخه گسترش اين شته را در روسه كره هاي ايران و تركستان شرح داده است. Alfaro مبدأ آن را از حدود اسپانيا بر روي گندم و جو مي داند كه قابل قبول نيست. شته روسي گندم در سال 1978 در جنوب آفريقا و در سال 1980 در مكزيك، در سال 1986 در ايالت تگزاس آمريكا و در سال 1987 در شيلي طغيان كرد و نيز در سال 1988 به كانادار سرايت كرد و مسأله ساز شد.

ساير مناطق انتشار آفت عبارتند از: شمال آفريقا، خاورميانه از جمله ايران، آسياي ميانه، جنوب اروپا، خاور دور (جنوب غربي چين)

مشخصات ظاهري:

رنگ اين حشره سبز كم رنگ، اندازه طول بدون حدود 2 ميلي متر، زايده انتهايي دم مانند نسبتاً بلند، خاشك كوتاه، كورنيكول ها كوتاه و از طريق پارتنوزنز (دخترزايي) توليد مثل مي كنند. دم دوتايي و نيز لوله اي شدن برگها و وجود نوارهاي سفيد در روي برگ گياه ميزبان از مشخصات مهم وجود اين حشره مي باشد. به غير از شته روسي اكثر شته هاي غلات در انتقال بيماري هاي ويروسي از جمله ويروس مولد كوتولگي جو B.Y.D.V. نقش دارند ولي اخيراً گزارش هايي مبني بر ناقل بودن اين شته در انتقال ويروس مذكور در آفريقاي جنوبي ارائه شده است.

ميزبان ها و عادت تغذيه اين حشره از گندم، جو، چاودار، تريتيكاله و تعدادي از علف هاي باريك برگ تغذيه مي كنند. محل تغذيه قاعده برگ هاي تازه تشكيل شده و نيز بر روي خوشه ها مي باشد. بر اثر ترشح عسلك و رشد قارچ هاي مولد دوده (فوماژين) به ويژه در هواي مرطوب خسارت آن تشديد مي شود. برگ هاي حساس، لوله شده و تغيير شكل مي دهند و خود گياه از رشد بازمانده و كوتوله مي شود. در اثر تخريب غشاي كلروپلاست هاي ناشي از ترشحات نوكسيني حشره، لكه هاي كلروتيك طولي ايجاد شده و فتوسنتز و تنفس گياه مختل مي‌شود. بنا به عقيده Burd & Burton (1992) سفيد شدن سلول ها در اثر كاهش و به هم خوردن ميزان آب در گياه است. در صورت فقدان يا كاهش منابع غذايي و نامساعد شدن شرايط محيطي، بالدارهاي زنده زاي ماده به وجود مي آيند كه به وسيله باد منتقل شده و كلني هاي جديدي را به وجود مي آورند.

شرايط محيطي اين حشره شرايط آب و هوايي گرم و خشك را مي پسندد ولي قادر است در آب و هواي باراني نيز ادامه بقا دهد. در صورت نامساعد بودن شرايط ميزباني اين آفت يك باد براي انتشار آن به ديگر نقاط كافي است. حداكثر پوره زايي اين شته 4 عدد در روز، و در طول زندگي حشره تا 70 عدد گزارش شده است. مهمترين شرايط توليد مثلي اين حشره بر روي گندم در مرحله Jointing (GS300) است. ولي در گياهان ديگر در مراحل رشدي تفاوت آسيب پذيري ندارند. كلاً مرحله گياهك حساسترين مرحله قبل از تشكيل خوشه است. حساسيت گياهان آلوده در صورت وجود تنش كم آبي و كمبود ازت افزايش مي يابد به علاوه بين ذخيره آب موجود در گياه و بالدارزايي شته نوعي هم بستگي وجود دارد. عمل بهاره كردن گندم نيز تأثيري بر روي ميزان آلودگي به شته ندارد ولي آلودگي در گندم هاي تيپ زمستانه، در ارقام متحمل به سرماي فصل پاييز كاهش مي يابد كه علت آن مي تواند تلفات ناشي از شدت سرما باشد.

زيست شناسي آفت:

زيست شناسي آفت در شرايط استان تهران مطالعه شده است. اين حشره در شرايط گلخانه (دماي متوسط 2.7 درجه سانتي گراد و رطوبت 40%) و شرايط مزرعه مورد بررسي قرار گرفته است. در گلخانه ميانگين طول دوره هاي پورگي قبل از توليد مثل، توليد مثل، بعد از توليد مثل و كلاً‌ طول دوره زندگي بر حسب روز به ترتيب 7.5، 1، 42.77، 1.63 و 62 روز بوده است. ميانگين تعداد پوره هاي توليد شده توسط يك حشره 72.12 بوده است. دروه هاي مذكور در شرايط مزرعه به ترتيب 19.71، 2.43، 49، 16.43 و87.43 و ميانگين تعداد پوره توسط هر فود 76.86 بوده است. اين شته در فصول غير زراعي بر روي گندم و جوهاي خودرو و باريك برگ هاي ديگر به حيات خود ادامه مي دهد و بر روي ميزبان هاي ذكر شده به صورت جمعيت با كاهش رطوبت و افزايش درجه حرارت بيشتر مي شود. در شرايط كرج حشره بالدار از حدود دهه سوم فروردين ماه از روي ميزبان هاي غير زراعي و خود رو به مزرعه منتقل شده و در اواخر فصل زراعي مجدداً بالدار ظاهر و بر روي ميزبان هاي مزبور باز مي گردند. پارازيستم اين حشره به وسيله زنبور كارآيي لازم را دارد.

دشمنان طبيعي:

اين حشره داراي دشمنان طبيعي متعددي است كه نقش مهمي را در كنترل آفت دارند (جدول شماره 2 تعدادي از انواع شكارچي ها و پارازيتوئيدهاي آن را نشان مي دهد). ، ليست دشمنان طبيعي شته روسي گندم در سطح جهاني

Coccinellidae

Hippodamia convergens Guerin

Coccinella nugatoria Mulsant

Cycloneda sanguinea (L)

Adalia bipunclala (L)

Paranaemia vittigera (Mannerheim)

Seymnus (Pullus) loewii Mulsant

Diomus spp.

Anthocoridae

Oreus tristicolor (white)

Syriphidae

Eupeodes volueris osten Sacken

Allograpta obliqua (Say)

A exotica (wiedmann)

Platycherius (carposcalis) sp.

Neuroptera

Chrysopa carnea steph.

Hemerobius pacificus Banks

Braconidae

Diaeretiella rapae (M’Intosh)

Aphidius ervi Haliday

Pteromalidae

Asephes sp.

Pachyneuron siphonophorae

(Ashmead)

Eulophidae

Aoristicetys sp.

Megaspididae

Dendrocerus sp.

Charipidae

Alloxysta fascicornis (Hartig)

علمي از زنبور پارازيتوئيد براي كنترل اين حشره گزارش شده است. قارچ هاي Conidiobalus، Zoophthora و Dondra نيز اثر قابل توجهي در كنترل آفت دارند. قارچ Beovaria basiana بر روي باروري بي تأثير است ولي باعث افزايش تلفات مي شود (

گياهان ميزبان مقاوم:

براساس آزمايشهايي كه صورت گرفته چندين ژنوتيپ گندم از مبدأ ايران، شوروي سابق و بلغارستان شناسايي شده كه نسبت به اين شته مقاوم هستند( تظاهر ايجاد مقاومت منجر به پيدايش روش هاي مناسب كنترل با اين آفت در مواردي با استفاده از اين منابع مقاومت بوده است. مقاومت با انتقال يك ژن از ژنوتيپ هاي مقاوم به ژنوتيپ هاي داراي كيفيت زراعي خوب كه حساس به اين شته مي باشند، نسبتاً آسان است. Potgeiter و همكاران ژن مقاوم به شته روسي را به گندم Triticum monococcum با موفقيت منتقل كرده است Robinson etal منابع مقاومت به اين آفت را در گندم هاي Triticum dicoccum كه داراي ژنوم هاي AB هستند و نيز در ديپلوئيدهاي داراي ژنوم A از جمله T.monococcum، T. urartu و T. boeticum شناسايي كرده است. Skovmand etal (1994) چندين نژاد مقاوم را در گندم هاي نان از مبدأ تركيه شناسايي كرده است. Webster etal (1991) در جوهاي تيپ Facnltative كه از مبدأ ايران و افغانستان بوده اند. ژنوم هايي را شناسايي كرده كه مقاومت آنها براساس پلي ژني كنترل مي شود. مطالعات ميكروسكوپ الكترونيك نشان داده كه در جوهاي غير مقاومت از محل آوند آبكش تغذيه صورت مي گيرد ولي در جوهاي مقاوم، نيش شته به اين محل نمي رسد و از طرفي وزن شته ها كاهش يافته و عسلك كمتري توليد مي شود.

مكانيسم هاي ايجاد مقاومت غلات دانه ريز به شته روسي:

براساس مطالعات انجام شده مقاومت به شته روسي در جو، تريتيكاله، گندم هاي تتراپلوئيد و گندم هاي ديپلونيد T.monococcum و T.urartu و نيز گندم هاي از مبدأ تركيه مقاومت نشا نداده اند در مورد پديده ايجاد مقاومت در گياه نسبت به اين شته مطالعات مفصل بوده و نظريه Painter در مورد آن بررسي شده است. طبق اين نظريه مقاومت در گياه براساس يك يا مجموعه اي از عوامل زير به وجود مي آيد.

الف)آنتي يیوزيس:

نتيجه واكنش اثر گياه بر روي بيولوژي و يا فيزيولوژي حشره بوده كه منجر به كاهش طول عمر، باروري، اندازه حشره و حتي مرگ مي شود.

ب)تحمل: اين پديده به مقاومت گياه مربوط مي شود. گياه قادر است خسارت وارده را با داشتن جمعيت حشره بر روي خود در مقايسه با گياه حساس از همان رقم يا گونه گياهي جبران كند.

ج)آنتي گزنوسيس يا عدم ترجيح به گروهي از خصوصيات گياه و عكس العمل حشره اتلاق مي شود كه منجر به استفاده حشره از رقم يا گونه اي از گياه براي تخمريزي، تغذيه، پناهگاه يا تركيبي از اين سه مورد شده و يا خصوصيات مورفولوژيك يا آلكوكميكال ها كنترل مي شوند.

در مورد مقاومت گندم و جو به شته روسي براساس آنتي یيوزيس و تولرانس، در مورد تريتيكاله براساس آنتي یيوزيس در مورد يولاف تركيبي از هر سه مورد مي باشد و به همين جهت گياه اخير نسبت به اين شته فوق العاده مقاوم است. حالت تولرانس كه براي استفاه كارشناسان اصلاح نباتات بي اندازه مفيد است. تحت تأثير عوامل محيطي قرار مي گيرد و بيوتيپ هايي از شته مي توانند تحت شرايط خاصي بر اين پديده غلبه پيدا كنند. بنابراين در برنامه سلكسيون، مقاومت به شته ها به تنهايي نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

جاودار به دليل دگرگشن بودن قادر به حفظ مقاومت خود نيست و از بين انواع گندم هاي ديپلوئيد، تتراپلوتيد و هگزاپلوتيد، 24 رقم مقاوم بوده كه 5 رقم از مبدأ ايران و 4 رقم از مبدأ شوروي، مقاوم ترين گزارش شده اند.از ميان انواع گندم هاي Agilops ارقام A. Speltoides، A. biunicialis، A.gemicolata و گندم هاي ديپلوئيد T.boeticum، T.urarta و T.monococcum نسبت به شته روسي مقاوم بوده اند.

روش هاي مختلف برررسي انواع مقاومت:

موقعيت، خصوصيات و مكانيسم هاي مقاومت ژنتيكي در برنامه هاي اصلاح نباتات اهميت زيادي دارد. در حالت آلودگي به شته روسي ارزيابي براساس موارد زير مي باشد:

الف) ارزيابي براساس آنتي بيوزيس

اين شته از تمام قسمت هاي برگ تغذيه عمقي مي كند در آزمايش هاي استاندارد بين المللي از لحاظ آنتي بيوزيس بايد گياهان مادر مكرراً از لحاظ وجود شته هاي مادر كنترل و پوره ها برداشته شود و اين موضوع مستلزم اين است كه ضمن تعيين ميزان خسارت توسط شته هاي مادر در زماني كه برگ هاي لوله شده باز مي شوند. پوره ها برداشته شود يكي از ره هاي مناسب براي تعيين و اندازه گيري آنتي بيوزيس براساس شمارش تعداد جنين و كالبد شكافي شته مادر است كه از يك ژنوتيپ به خصوص مورد نظر تغذيه كرده اند. اين روش به وسيله Burnett در آفريقاي جنوبي به كار رفته و موفقيت آميز بوده است.

ب)ارزيابي براساس تحمل گياه (Tolerance):

تولرانس يكي از اجزاء مهم مقاومت براي متخصصين اصلاح نباتات است. در اين روش ژنوتيپ هاي مختلف گياه را در داخل گياه كاسته و گياهك هاي آلوده را از لحاظ ارتفاع، نزن برگ، وزن ريشه و انبوهي شته مورد مقايسه قرار مي دهند هر تك گياه را بتعداد معيني پوره سن 1 شته آلوده كرده و بعد از مدت زمان مشخص (14-12 روز) آن ها را مورد مقايسه قرار مي دهند (از لحاظ جمعيت شته ها) و در زمان برداشت ابتدا شته ها را قبل از برداشت جدا نموده و بر روي هر ژنوتيپ به تفكيك وزن مي كنند و بعد از برداشت وزن گياه خشك، وزن برگ، ارتفاع گياه و ميزان محصول را مورد مقايسه قرار مي دهند.

ج)ارزيابي براساس آنتي گزنوسيس:

براي بررسي اين مورد از سه روش استفاده مي شود:

روش اول-تعداد مشخصي ژنوتيپ يا ارقام مختلف گندم يا جو را به طور منفرد (Single) كاشته و در معرض شته ها قرار مي دهند تا ميزبان ترجيحي خود را انتخاب كنند. در اين روش همه بوته ها را در داخل يك گلدان به فواصل معين و مساوي كاشته و تك بوته وسطي را آلوده مي كنند و اين آلودگي به تدريج به سايرين منتقل شده آفت گياه ميزبان تدريجي خود را انتخاب مي كند.

روش دوم-تك بوته ها را هر كدام در داخل گلدان جداگانه كاشته و آنها را در داخل قفس به فواصل مساوي از منبع آلودگي قرار مي دهند تا ميزبان ترجيحي شته ها،‌ انتخاب شود.

روش سوم- در اين روش در هر گلدان حاوي يك رقم يا ژنوتيپ، دو تك بوته به فواصل مساوي مي كارند و يكي از تك بوته ها را با تعداد مشخصي شته آلوده كرده، ترجيح ميزباني را در گياهان غير آلوده مورد مقايسه قرار مي دهند.

کنترل شیمیایی:

1-اکسی دیمتون متیل EC25% ،1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

2- دیمتوآت EC40%،1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

3- پریمیکارپ WP50% ، 0.5-1 کیلو گرم در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

4- تیومتون EC25% ، 1 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت

5- مالاتیون EC75% ،2.5 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 10:1 |
از جمله راه‌فنهای مبارزه با آفات می‌توان به روش "نرنابودی" اشاره کرد. در این روش، از تله‌های کایرومونی استفاده می‌شود و با به دام انداختن انبوه نرها در تله‌های کایرومونی آغشته به مقادیر بسیار اندک یک حشره‌کش، جمعیت آفات تحت کنترل نگهداشته می‌شود. در زیر، چند مثال در این زمینه ارایه شده است:
استفاده از تله‌ی جعبه‌ای حاوی متیل‌اوژنول همراه با مگسهای نشانه‌گذاری شده نشان داد که این مگسها را می‌توان از فاصله‌ی 6/1 تا 4/2 کیلومتری جلب نمود. در یک مزرعه‌ی50 هکتاری آناناس, 45 عدد از این تله‌های جعبه‌ای، هزاران مگس نر را از بین بردند و در ناحیه‌ای به وسعت حداقل 4/10 کیلومتر مربع, جمعیت افراد نر D. dorsalis را به طور قابل‌توجهی کاهش دادند. اجرای این تکنیک در مقیاس وسیع، "نر نابودی" (Male annihilation) نامیده شد. این تکنیک با استفاده از بلوکهای مربع شکلی از الیاف نی به ابعاد 5/62 میلی‌متر و ضخامت 25/9 میلی‌متر و اشباع شده با مخلوطی از 97 درصد متیل‌اوژنول و 3 درصد حشره‌کش نالد (دی‌متیل 1،2- دی‌برومو-2،2- دی‌کلرواتیل فسفات) اصلاح شد, به طوری که هر بلوک حاوی 3/23 گرم متیل‌اوژنول و 7/0 گرم حشره‌کش بود. این بلوکها به مدت 8 ماه و در فواصل حدودا دو هفته‌ای, با استفاده از هواپیما به تعداد 125 عدد بر مایل مربع (6/2 کیلومتر مربع) در جزیره‌ی Rota در Mariannas پخش گردیدند. جمعیت D. dorsalis با استفاده از تله‌های متیل‌اوژنول تعیین شد. پس از اولین تیمار, جمعیت این گونه از میانگین 262 عدد نر بر هر تله، به 4/18 عدد نر بر هر تله، و پس از چهارمین تیمار، به 028/0 عدد نر بر هر تله کاهش یافت. پس از هفتمین ماه از شروع طعمه‌گذاری، هیچ مگسی شکار نشد و جمعیت مگس میوه‌ی شرقی حداقل 6/99 درصد کاهش یافت. در این کنترل بسیار موثر, در هر بار مصرف تنها 5/3 گرم حشره‌کش بر ایکر (4/0 هکتار) مصرف گردید و این تلاش, مثالی کلاسیک از کارایی و موثر بودن فریب‌دهنده‌های کایرومونی برای کنترل آفات به شمار می‌رود.
کتون‌تمشک (فریب‌دهنده‌ی ویلیسون) و کیو- لیور برای پاییدن جمعیتهای تعدادی از گونه‌های Dacus مانند مگس خربزه D. cucurbitae, و مگس میوه‌ی کوئینزلند D. tryoni, که به این دو فریب ‌دهنده پاسخ می‌دهند, به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار گرفته‌اند. کیو- لیور بهترین ماده برای این منظور است چرا که سرعت آزاد شدن آن در مقایسه با کتون‌تمشک 15 برابر بیشتر است. تصور می‌شود که پاییدن نظارتی (Surveillance monitoring) با استفاده از کیو- لیور, متیل‌اوژنول و تله‌های ارزان قیمت جکسون, حداقل 90 درصد از کل گونه‌های Dacinae را شکار می‌کند. نظارت بر مگسهای میوه‌ی غیر‌بومی در باغات میوه‌ی نیوزلند از اواسط دهه‌ی 1970 و با استفاده از تله‌های جکسون, که برای گونه‌های Dacinae با متیل‌اوژنول و کیو- لیور و برای گونه‌های Ceratitinae با تری‌مدلیور طعمه‌گذاری می‌شوند, به طور مداوم انجام شده و هیچ مگس میوه‌ای شکار نشده است. در سال 1987, انجام مراقبتهای مشابهی در نزدیکی فرودگاه لس‌آنجلس، ورود غیر‌عمدی 9 گونه مگس میوه از جمله مگس میوه‌ی شرقی, مگس خربزه, مگس هلو D. zonatus, یک گونه‌ی ناشناخته از جنس Dacus و مگس میوه‌ی مدیترانه‌ای را آشکار کرد.
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 10:0 |
این آفت از زمان‍های قدیم در ایران وجود داشته است. طول بدن حشره کامل 3 تا 5/3 میلی‍متر و رنگ بدن آ ‌ن زرد مایل به خرمایی است .

خسارت :
حشرات کامل برای تغذیه به جوانه های که در محل اتصال دمبرگ به شاخه قرارگرفته اند حمله نموده ، آنها را سوراخ و دالان کوتاهی در وسط چوب ایجاد می‍ کنند. در نتیجه این جوانه ها که باید سال بعد به شاخه و میوه تبدیل شوند، از‍بین می ‍روند. لارو این سوسک زیر پوست شاخه‍ های خشک شده درختان پسته زندگی می ‍کند و همراه با تغذیه خود دالان‍های ایجاد می ‍نمایند.
نکات زیر در رابطه با زندگی سوسک سرشاخه خوار پسته از اهمیت برخوردارند :
1- بهترین میزبان آفت جهت تخم ‍ریزی و ادامه نسل، چوب پسته تازه هرس شده است.
2- هر سوسک در طول زندگی خود غالباً از یک جوانه درخت تغذیه می‍ نماید.
3- عمده خسارت حشره در طول فصل‍های بهار و تابستان بوده که آن هم مربوط به تغذیه افراد بالغ از جوانه های پسته است.
4- پس از مرحله فوق، حشرات بالغ از اوایل پاییز به بعد به منظور ادامه نسل از داخل دالان‍ها خارج شده و جهت تخم ‍ریزی به چوب‍های پسته تازه هرس شده و درختان خشک شده در همان سال هجوم می آورند. این عمل تا اواخر زمستان و گاهی تا فروردین ماه سال بعد ادامه پیدا می‍ کند. اوج خروج حشرات بالغ برای تخم ریزی معمولاً در ماه‍های آخر پاییز و در طول زمستان است .

مبارزه :
بهترین روش مبارزه علیه این آفت، با جمع آوری و سوزانیدن چوب‍های خشک و تازه هرس شده می ‍باشد و علاوه بر این با تله‍ گذاری در طول پاییز و زمستان با چوب‍های تازه هرس شده و سوزاندن آنها در اسفند ماهء می ‍توان با آفات مبارزه کرد. در صورت ضرورت مبارزه شیمیایی علیه سوسکها به توصیه کارشناسان عمل میگردد
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 9:59 |
برخی از آفات هم هستند که به گل ها حمله می کنند. برخی از گلبرگها تغذیه کرده و برخی هم به مرکز گل حمله نموده و از خامه و احتمالا مادگی تغذیه می کنند . سوسکهایی که من دیدم بیشتر سیاه رنگ بودند و لکه های قهوه ای رنگی هم بر پشت آنها قرار داشت .
چند ساعتی کارمان فقط سوسک کشی بود . فکر نکنید من آدم سنگ دلی هستم ها ، بالاخره این هم یک روش مبارزه بیولوژیک هست دیگه !
بیوگرافی جناب سوسک : سوسک جانداری است بندپا از رده حشرات، زیررده بالداران (Pterygota) فرو رده نوبالان (Neoptera)، راسته سوسریان (Blattodea). سوسک نامی کلی است برای خانواده سوسکی‌ها.سوسکها بزرگ‌ترین گروه حشرات را به خود اختصاص داده‌اند و در محیط زیستهای مختلفی دیده می‌شوند. از زمینهای سنگلاخی تا جنگلهای استوایی تحت قلمرو سوسکها به حساب می‌آید. بیشتر سوسکها قدرت پرواز دارند.آنها دارای بالهایی هستند که وقتی در حال پرواز نیستند آنهارا در محفظه محکمی روی پشت خود جمع می‌کنند و در زیر این محفظه نگهداری می‌کنند. سوسکها از انواع مختلف گیاهان، گونه‌های حیوانات و لاشه‌های مرده آنها تغذیه می‌کنند.تمام سوسکها دارای بخش‌هایی برای نیش زدن و جویدن در ناحیه دهان خود هستند. بعضی از سوسکها دارای آرواره‌های بزرگی هستندکه آنها را قادر می‌‌سازد که طعمه خود حمله کرده و او را قطعه قطعه کنند. سوسکهای دیگر مثل شپشه گندم دارای آرواره‌های کوچکی در انتهای پوزه درازشان می‌‌باشند. شپشه گندم پوزه بلند خود را برای سوراخ کردن اجسام سخت و رسیدن به غذا، به کار می‌‌برد.او دارای شاخکهای زانویی بوده که می‌تواند آنها را خم کرده و در شیار پوزه اش پنهان کند. کوچک‌ترین حشرات جهان سوسکهای دارای بالهای پردار می‌‌باشند. بدن بعضی از آنها دارای طول کمتر از ۵ میلیمتر (۵۰/۱ اینچ) می‌‌باشد. نوع نر سوسک گرد امریکایی جنوبی درازترین سوسک در جهان است. این سوسک دارای دو شاخ بزرگ است و می‌تواند تا ۱۵ سانتیمتر (۶ اینچ) رشد کند و قد بکشد. بیشتر سوسکها هرگز آب نمی‌نوشند. بچه بعضی از سوسکها می‌توانند بدون غذا تا ۵ سال زنده بمانند. در حدود ۳۷۰.۰۰۰ گونه مختلف سوسک شناخته شده است. آنها در تمام نقاط جهان، روی زمین، رودخانه‌های آب شیرین و دریاچه‌ها پراکنده هستند.بعضی گونه‌های سوسک عبارتند از : سوسک شناگر بزرگ ، سوسک شاخ گوزنی ، سوسک طلایی ، سوسک خالدار Diabrotica spp
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 9:59 |
افات به مجموعه جانورانی اطلاق میشود که به گیاه مورد نظر صدمه می رسانند. و به سه دسته تقسیم میشوند:

۱/پاحبابداران:حشرات کوچکی هستند به طول۵/۱-۱میلیمتر و به رنگ قهوه ای سیاه و قرمز میباشند که پوره انها شبیه به حشرات کامل بوده ولی فقط بال ندارند.به گلایل نخلها امارلیس بگونیا سیکلامن سرخسها دراسنا و انجیر حمله می کنند.با قطعات دهانی نسوج برگ را سوراخ کرده و از محل شیره نباتی گیاه را می مکند و لکه های نقره ای ایجاد می کنند.

۲/مگس سفید:در شرایط اب و هوایی مرطوب فعالیت می کند و در گلخانه یا سیلو مشاهده میشود روی شاه پسند درختی شمعدانی و سرخسها زندگی می کند.

۳/شپشکها:گونه های متعددی دارند که به گیاهان اپارتمانی صدمه میزند مانند سپردارسفید که سپر انها گرد و سفید است بر روی یوکا کاکتوس بسر می برند.سپردار قهوه ای روی نخل زینتی و کاملیا زندگی میکنند و شپشک نرم تن که دارای بدن نرم و بیضی شکل و فاقد سپر است و عسلک ترشح میکند و شپشک زیتون که کروی و سیاه رنگ است و در سطح پشتی سه خط برامده به شکل H دارد هر حشره 500-100 تخم زیر س÷ر می گذارد و شپشک اردالود و بالشک های مرکبات شپشکهای زیان اور دیگری هستند.

شته ها دارای بدن گلابی شکل می باشند که روی بدن شش جفت زائده به نام کورتیکول دیده میشود و ممکن است بالدار یا بدون بال باشند.از انواع شته به شته سبز داودی شته جالیز شته بادمحان اشاره کرد که در هوای ازاد روی گیاهان خارج از گلخانه و اپارتمان دیده میشود و در ماههای بهار و تابستان و پاییز فعالیت دارند و زمستان تخم می گذارند.فعالیت شته ها همراه با ترشح عسلک می باشد که موجب جذب مورچه ها میشوند.

کنه های نباتی:1/کنه دونقطه که این کنه کوچک و به رنگ سبز متمایل به زرد است که دو یا چهار نقطه سیاه رنگ روی شکم دارد و جانوران کاملا دارای 8 پا بوده و فاقد شاخک هستند.این کنه تار می تنند و در شرایط گلخانه در تمام سال فعال هستند.

اثار تغذیه انها به صورت نقاط سبز روشن یا زرد روشن در متن برگ است و در روی بنت قنسول امارلیس مارچوبه زینتی بگونیا داودی گلایل پامچال کاکتوس دیده شده است.

دیگری کنه سیکلامن که به رنگ سبز و زرد است و روی شمعدانی و بگونیا ایجاد خسارت می کند که به صورت تغییر شکل برگهاست.

طرق مختلف مبارزه با افات:

1/گیاهان الوده به افت را سمپاشی کنید و بعد به درون گلخانه ببرید.

2/گیاهان گلخانه را خارج گلخانه سمپاشی کنید و به این نکته توجه کنید که دشمنان طبیعی افات به مقدار زیادی کار افات را انجام می دهند.اگر هواستید گیاهانی را که در گلخانه هستند سمپاشی کنید از NOGOSو DOVP که 24 ساعت بعد بی اثر میشود استفاده نمایید.گاهی از بخار نیکوتین یا پیپرترین برای ضدعفونی گلخانه استفاده می کنند.حشرات مفید را جمع اوری و پس از سمپاشی رها می کنند.

برای ازبین بردن شپشکها از دیازینون 60درصد سوپراسید40 درصد مالاتیون یا کامت 5/1-1در هزار پودر قابل تعلیق 85 درصد استفاده نمود که نتیجه رضایت بخش است.

برای از بین بردن کنه حشره کشهایی هستند که روی کنه موثرند مانند متاسیستوکس،دیمکرون ،تپ،توگرس،نواکرون در صورتی که فقط کنه نباتی شدت داشته باشد می توان از زینب یا تب یا مروسید که روی سفیدک و دیگر بیماری های قارچی موثرند استفاده کرد.
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 9:58 |
معمولا برای جلوگیری از اثرات زیانبار خاکهای شور و قلیا ، آنها را به راههای مختلف اصلاح می‌کنند تا گیاهان مختلف قادر به تحمل این خاکها باشند.

دید کلی
تجمع املاح در خاک ، تاثیر عمده‌ای بر روی خواص فیزیکی و شیمیایی رس و هوموس داشته، کمیت و کیفیت جامعه نباتی عالی و پست خاک را تعیین می‌کند. اغلب وجود املاح سدیم موجب انتشار ذرات رس و هوموس شده، لایه یا افق بسیار متراکمی در زیر خاک تشکیل می‌شود که مانع عبور آب و هوا به ریشه نباتات می‌شود. املاح موجود در خاک ، فشار اسمزی محلول خاک را افزایش داده، بدین ترتیب قدرت جذب آب را توسط گیاهان کاهش می‌دهند. از طرفی تعادل یونی را به هم زده و در بعضی مواد مانند املاح بر برای گیاهان سمی هستند. محصول گیاهان مزروعی در مناطق شور قلیایی ناچیز و کمیت و کیفیت محصول نیز قابل توجه نیست. این گیاهان در مقابل امراض و افات نیز مقاومت کمتری دارند.

چگونگی رشد گیاهان در خاکهای هالومورفیک
در خاکهای شور و شور _ قلیا که Ph آنها کمتر از 8.5 است، صدمات وارده به گیاهان از غلظت زیاد نمک در محلول خاک ناشی می‌شود. سلولهای گیاه در محلولهای نمکی آب خود را از دست داده و به اصطلاح پلاسمولیزه می‌شوند. این پدیده از این امر ناشی می‌شود که حرکت آب طبق خاصیت اسمز از محیط رقیق‌تر داخل سلولی به محیط غلیظ خارج صورت می‌گیرد. شدت وقوع این پدیده به عواملی مانند نوع نمک ، نوع سلول گیاهی و شرایط فیزکی خاک بستگی دارد.

محیط خاکهای قلیای با سدیم زیاد به سه طریق روی گیاه اثر نامطلوب بر جای می‌گذارد:

1. اثرات مضر قلیائیت زیاد تحت تاثیر غلظت های بالای کربنات و بی‌کربنات سدیم.

2. اثرات سمی یونهای بی‌کربنات ، Oh و ...

3. اثرات مضر سدیم روی متابولیزم و تغذیه.

این آثار نه تنها در خاکهای قلیایی ظاهر می‌شوند، بلکه در خاکهای شور و قلیای که نمکهای خنثای آنها شسته شده‌اند، نیز آشکار می‌گردند.

اصلاح و اداره خاکهای شور و قلیایی
معمولا برای جلوگیری از اثرات زیان‌آور خاکهای شور و قلیایی به سه طریق مختلف با این خاکها رفتار می‌شود: روش اول از میان بردن این نمکها است. روش دوم تبدیل نمکهای مضر به نمکهای کم ضررتر می‌باشد. روش سوم را می‌توان کنترل نامید. در دو روش اول هدف دفع نمکها و یا تغییر و تبدیل آنها است، در حالی که در روش سوم نحوه اداره خاک و عملیات کشاورزی را طوری تنظیم می‌کنند که نمک بطور یکنواخت در تمام خاک پخش شده و از تمرکز غلظت زیاد نمک در یک نقطه جلوگیری شود.

دفع نمک
معمول‌ترین راههای خروج نمک از خاک دو نوع است: زهکشی زیرزمینی و شستشوی خاک. بکار بردن این دو طریق تواما ، یعنی شستشوی خاک پس از گذاردن زهکشها در آن موثرترین و رضایت‌بخش‌ترین وسیله برای دفع نمک از خاک است. نمکهایی که از طریق بارندگی یا آبیاری وارد محلول خاک می‌شوند، از طریق زهکشها خارج می‌گردند.

اصلاح خاکهای شور و قلیایی موقعی موثر است که آب بکار رفته دارای نمک زیاد، ولی سدیم کم باشد، زیرا استفاده از آبهای کم نمک ، ممکن است به علت دفع نمکهای خنثی مساله قلیائیت را حادتر نماید. خروج نمکهای خنثی درصد سدیم قابل تعویض را در خاک بیشتر نموده و در نتیجه باعث افزایش غلظت یون Oh در محلول خاک می‌شود. این پدیده نامطلوب را می‌توان با تبدیل کربناتها و بی‌کربنات سدیم به سولفات سدیم دفع کرد. این امر را می‌توان با اضافه کردن سولفات کلسیم یا ژیپس ، به خاک قبل از شستشو انجام داد.
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 9:57 |
روش‌هاي كنترل آفات گياهان زينتي

- توليد گياهان مقاوم به آفات؛

- استفاده از تکنيک‌هاي زراعي؛

- تکنيک رهاسازي نرهاي عقيم؛

- استفاده از تله‌هاي فرموني.

علاوه بر اين 4 روش در مبارزه با آفات روش‌هاي ديگري وجود دارد كه خيلي به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفته‌اند.

ساير روش‌هاي كنترل آفات

- استفاده از تركيبات شيميايي دور كننده (Repelents)؛

- استفاده از مواد ضد تغذيه (Antifeedants)؛

- استفاده از عقيم‌کننده‌هاي شيميايي (Chemostrilants)؛

- استفاده از تله‌هاي نوري؛

- استفاده از تله‌هاي چسبناک.

در اينجا در مورد تعدادي از مهم‌ترين روش‌ها بصورت فشرده مطالبي ارائه مي‌شود.

* توليد گياهان مقاوم

يکي از روش‌هاي جالب توجه در مبارزه با آفات توليد گياهان مقاوم است. اصول اساسي اين روش دگرگوني مصنوعي گونه‌هاي گياهي به روش ژنتيکي است به نحوي که گياه توليد شده ميزبان مناسبي براي آفت نباشد. اين تغييرات مي‌تواند به دو روش فيزيکي و شيميايي باشد.

تغييرات فيزيکي عمدتاً تغييراتي در ظاهر و بافت گياه است. بعنوان مثال گياهاني كه با بافت سخت توليد مي‌شوند در مبارزه با آفات مناسب‌ترند. هم‌چنين گياهاني که سطح برگ آن‌ها از کرک بيشتري برخوردار است.

قابل توجه است که هر يک از اين روش‌ها ممكن است فقط در مبارزه با يک آفت مفيد باشد و در مبارزه با گونه ديگر نقش منفي ايفا کند. لذا در مبارزه با آفات كلاً به مجموع آفاتي که بر روي يک گونه گياهي فعاليت مي‌کنند، توجه داشته باشيد.

تغييرات شيميايي در برگيرنده تغيير در مواد شيميايي موجود در گياهان است، که بصورت‌هاي مختلفي در کنترل آفات نقش دارد.

1)آنتي‌زنوز(Antixenosis) : مكانيزم شيميايي و فيزيكي كه باعث دفع حشرات و ممانعت از استقرار آن‌ها روي گياه مي‌شود.

2)آنتي‌بيوز(Antibiosis) : مكانيزمي كه باعث اثرات معكوسي روي ويژگي‌هاي بيولوژيك آفت مي‌شود.

3) تحمل (Tolerance) : مكانيزمي كه باعث افزايش تحمل گياه در مقابل حمله آفت مي‌شود.

در توليد گياهان مقاوم، وجود ارتباط تنگاتنگ بين متخصصين ژنتيک گياهي و متخصصين حشره‌شناسي مهم است. اين دو گروه از متخصصين الزاماً بايد در توليد گياهان مقاوم با هم همکاري داشته باشند.

توليد هر واريته يا هر گياه مقاوم به آفت، حداقل حدود 10 تا 15 سال طول مي‌کشد. مزيت عمده استفاده از گياهان مقاوم اينست که اين روش با ساير روش‌هاي مبارزه با آفات سازگار است. بعنوان مثال حشراتي كه در روي گياهان مقاوم به آفات تغذيه مي‌کنند عموماً در مقابل شرايط محيطي حساس‌تر و ضعيف‌ترند و سريع‌تر از بين مي‌روند. هم‌چنين گياهان مقاوم به آفات مي‌توانند کارآيي دشمنان طبيعي را افزايش دهند.

بعنوان مثال گياه توليد شده با ميزان کرک كمتر در سطح برگ، باعث افزايش کارآيي بعدي از پارازيتوئيدها مي‌شود. تاكنون گياهان مقاوم براي بيشتر از صد گونه گياهي توليد شده‌اند.

آيا توليد گياهان مقاوم مي‌تواند بعنوان يک نوع کنترل بيولوژيک باشد؟

توليد گياه مقاوم اگر صرفاً بر روي جمعيت آفت تاثير بگذارد کنترل بيولوژيک نيست، در حاليکه اگر باعث افزايش کارآيي دشمنان طبيعي باشد نوعي کنترل بيولوژيک محسوب مي‌شود.

* استفاده از تكنيك‌هاي زراعي

از ديگر روش‌هاي مبارزه با آفات مي‌توان به روش‌هاي زارعي اشاره کرد. كنترل زراعي آفات در برگيرنده تغييرات اَگروتكنيكي به منظور كاهش توليد مثل و بقاي آفت است. روش‌هاي زراعي از قديمي‌ترين روش‌هايي هستند که توسط بشر در کنترل آفات مورد استفاده قرار گرفتند.

كنترل زراعي آفات

- تغيير در زمان كاشت و برداشت؛

- شخم زدن؛

- تغيير فواصل كشت؛

- آبياري؛

- تناوب زراعي؛

- كاشت گياهان تله.

زمان کاشت در مورد بعضي از محصولات در کنترل آفات نقش مهمي دارد. به عنوان مثال با كشت گياه در زمان نبود آفت (زودتر يا ديرتر از زمان کشت معمول) گياه از خسارت آفت فرار داده مي‌شود.

در تناوب زراعي گياهي که بعنوان گياه دوم کاشته مي‌شود، نبايد در ارتباط سيستماتيک بوتانيکي با گياه اول باشد. در واقع اگر آفات گياه اول با آفات گياه دوم متفاوت باشد مي‌توان در بيولوژي آفات ايجاد اختلال کرد و جمعيت آن‌ها را کاهش داد.

* تكنيك رهاسازي نرهاي عقيم

در اين روش با تكثير جمعيت انبوهي از حشرات نر و قرار دادن آن‌ها تحت تاثير مواد راديواكتيو و رهاسازي آن‌ها در طبيعت در توليد مثل آن‌ها اختلال ايجاد مي‌شود. اين يك روش ديگر مبارزه با آفات است. يکي از تکنيک‌هاي بسيار جالب که حداقل در مورد 10 گونه از آفات توصيه شده است. در اين روش بطور خلاصه، نرها را در اَنسکتاريوم يا محيط پرورش حشرات با جمعيت‌هاي بسيار انبوه توليد مي‌کنند، سپس آن‌ها را تحت تاثير مواد راديواکتيو مثل کبالت قرار مي‌دهند، اين عمل باعث بوجود آمدن اختلالات ژنتيکي در اسپرم حشرات نر مي‌شود. بعد از رهاسازي حشرات نر در طبيعت، با حشرات ماده آزاد جفت‌گيري مي‌کنند. اما تخم‌هاي توليد شده توسط ماده‌ها عموماً تفريغ نمي‌شود و از آن نِتاجي بوجود نمي‌آيد
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 9:57 |
مگس خزانه Ephydra afglianica

این حشره مهمترین آفت برنج در خزانه است ودر برخی از سالها باعث از بین رفتن بسیاری از خزانه ها گردیده و منجر به تجدید کشت می شود.

مشخصات ظاهری:

حشره بالغ دارای سر عریض و چشمهای کوچک و به رنگ قهوه ای تیره است. تخم ها بیضی کشیده و تخم های تازه به رنگ روشن است . شکل لاروها تقریبا استوانه ای و شفیره به رنگ قهوه ای و صفحه پشتی قفس سینه دارای لبه مشخص است که در هنگام خروج حشره بالغ شکاف برداشته و بازمی شوند.

علائم خسارت عمدتا در خزانه و به صورت زردی و سپس پوسیدگی گیاه ظاهر می گردد.

زمستان گذرانی به صورت تخم در داخل خاک است . در مناطق شمالی فعالیت لاروها در خزانه ها از اوایل تا اواسط اردیبهشت ماه شروع می شود. و پس از انتقال به بستر اصلی فعالیت در مزارع اصلی آغاز می گردد.

نحوه خسارت :

لاروهای مگس به یشه گیاهچه ها حمله می کنند و با تغذیه از آنها باعث زردی و پژمدگی آنها گردیده و پس از تکمیل رشد در همان جا به شفیره تبدیل می گردد.

مبارزه:

دیازینون 60% به نسبت 1.5 تا2 در هزار در یک نوبت استفاده می شود. همین طور اگر خزانه در زیر پوشش های پلاستیکی تهیه گردد، مسئله ای به نام مگس خزانه در کار نخواهد بود.

-------------------

کرم ساقه خوار برنج Supressalis chilo

رنگ پروانه ماده زرد وشن تا مایل به قهوه ای که در بخش میانی بالهای جلویی یک لکه کوچک تیره رنگ به چشم می خورد. پروانه نر تیره تر از ماده هاست و اندازه آن کوچک تر است. تخم ها به صورت دسته جمعی و با یک لایه از پوشش مومی هستند که در ابتدا به رنگ لیمویی روشن دیده می شوندو نهایتا سیاه می شوند. لاروهای نوزاد به رنگ کرم و بالغ متمایل به قهوه ای یا خاکستری است. رنگ شفیره قهوه ای مایل به قرمز که در مراحل اولیه نسبتا روشن است

زمستان گذرانی به صورت لاروهای کامل در داخل بقایای برنج و ساقه علفهای هرز اطراف مزرعه صورت می گیرد.. و در مناطقی مثل میانه و اصفهان با ایجاد کانال در ریشه های قطورتر در داخل آن زمستان را می گذرانند. از اواخر فروردین لاروهای داخل ساقه و یا ریشه به شفیره تبدیل می گردند . دوره شفیرگی در این نسل 10 تا 15 روز طول می کشد و سپس پروانه ها ظاهر می گردند. شروع فعالیت پروانه با اواخر مرحله خزانه و اوایل انتقال نشا همزمان است. فعالیت پروانه ها معمولا از اواسط اردیبهشت آغاز می شود .

آفت ساقه خوار 2 تا 3 نسل دارد که تخمگذاری نسل اول در خزانه و اوایل انتقال نشا به مزرعه شروع می شود و تا پایان نشاکاری ادامه دارد . هفته اول و هفته دوم اوج تخم گذاری است است. پس از گذشت 8 تا10 روز از تخم گذاری لاروهای نوزاد نوزاد ظاهر و به طور دسته جمعی به طرف غلاف بگ حرکت می کنند و پس از مدتی ساقه را در همان محل سوراخ کرده و در داخل آن شروع به تغذیه می نمایند. علائم خسارت در این نسل با زردشدن و خشکیدگی برگ میانی ظاهر می گرددکه به آن اصطلاحا Death heart گویند. بوته های آسیب دیده در این مرحله از رشد برنج (مرحله پنجه زنی) اغلب با ایجاد پاجوش جبران می شود.لاروهای این نسل تا مرحله ساقه دهی فعالیت دارند و در اواخر خردادماه تا اوایل تیرماه به مرحله شفیگی می رسندو پروانه های نسل جدید از هفته اول تیرماه از شفیره خارج می شوندو به تدریج روی برگ ها می نشینند. تعداد کل تخم یک پروانه تا 450 عدد ممکن است برسد. فعالیت این لاوها با خوشه دهی همزمان هستند . هرچه لاروها بزرگتر باشند تعداد آنها در یک ساقه کمتر است. در مرحله خوشه دهی و یا تشکیل دانه در صورتیکه ساقه مورد حمله قرار بگیرد دانه تشکیل نگردیده و خوشه سفید می گردد به این حالت White head می گویندکه جبران ناپذیر است.

مبارزه

می تواند بیولوژیک ، مکانیکی یا شیمیایی باشد.

* در مبارزه زراعی در صورتیکه پس از برداشت محصول زمین به خوبی شخم بخورد ومحصول دوم مثل شبدر در کاهش آن تاثیر خوبی دارد.

* از بین بردن علفهای هرز اطراف مزرعه در هنگام آماده سازی مزرعه دراواخر اسفند و یا اوایل فروردین

در مبارزه بیولوژیک

* از زنبور تریکو گراما استفاده می شود که آن را در مرحله تخم کنترل می کند (به صورت تریکو کارت در اختیار کشاورز قرار می گیرد)

* استفاده از فورمون های جنسی که نتیجه خوبی دارد

مبارزه شیمیایی

* گرانول 5 یا 10 % دیازینون به میزان 30 یا 15 کیلوگرم در هکتار سه هفته بعد از نشاکاری یا بعد از نسل بعدی

* پادان 4 % به میزان 30 کیلوگرم در هکتار

* کارتاپ گرانول 4% که به مقدار 30 کیلوگرم در هکتار در 4 تا 5 روز قبل از نشاکاری است .

-----------------------------------------------------------------

کرم ساقه خوار زرد برنج inscertulus trypozya

پروانه ای به رنگ روشن مایل به زرد که د نیمه دوم هریک از بالهای جلویی یک لکه کوچک تیره رنگ دیده می شود. پروانه نر کوچکتر از پروانه ماده است . شکم در ماده دوکی شکل و نسبتا ضخیم و در نرها از ابتدا به طرف انتها به تدریج باریک می شود. تخم به صورت دسته جمعی روی برگ گیاه برنج و در نزدیک غلاف می نشیند. در ابتدا سفیدرنگ و با کرک هایی روی آن پوشیده شده است . رنگ تخم ها به تدریج تیره تا کاملا سیاه می شود. سر و پیش گرده لاروها قهوه ای تیره و بقیه قسمت زرد مایل به سبز است . شفیره سبز و در داخل پیله سفید قرار دارد و به تدریج به رنگ تیره در می آید.

علائم خسارت: لاروهای نوزاد به سمت پایه برگ ها حرکت می کند و از همانجا وارد غلاف می شود و در اثر تغذیه پارانشیم یک نوار طولی بی رنگ را به وجود می آورد و سپس ساقه را سوراخ کرده و وارد آن می گردد. با تغذیه از داخل ساقه آن زرد شده و سپس از بین می رود. این لارو 6 تا 7 سن لاروی دارد و سپس به شفیره تبدیل می گردد و شفیگی در داخل ساقه صورت می گیرد. پروانه ها معمولا در غروب پرواز می کنند و شب پواز نیستند. زمستانگذرانی آن به صورت لارو در داخل ساقه و یا طوقه و یشه برنج است .

مبارزه :

* از بین بردن بقایای کلش برنج پس از برداشت

* خرمن کردن سریع محصول بعد از برداشت

* گرانول 5 یا 10 % دیازینون به میزان 30 یا 15 کیلوگرم در هکتار سه هفته بعد از نشاکاری یا بعد از نسل بعدی

کارتاپ گرانول 4% که به مقدار 30 کیلوگرم در هکتار در 4 تا 5 روز قبل از نشاکاری است

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

کرم ساقه خوار نیشکر Nonagroides sesamia

بالهای جلویی به رنگ طلایی به قرمز آجری که در حاشیه خارجی دارای یک ردیف لکه پیوسته سرتاسری است . شاخک نخ وش است. تخم تازه به صورت دسته جمعی و به رنگ لیمویی روشن هستند به تدریج به رنگ تیره تغییر پیدا می کند. لارو نوزاد به رنگ صورتی و لارو کامل سرش به رنگ قهوه ای تیره است . شفیره قهوه ای روشن است که در مراحل آخری به قهوه ای تیره تبدیل می گردد.

خسارت بدین صورت است که لارو نوزاد در هفته اول به طور دسته جمعی در غلاف بسر می برد . سپس به طرف پایین ساقه حرکت می کند . پروانه نسل اول از اوایل فرودین ظاهر و تخم ریزی می کند و لاروها تا اواخر اردیبهشت در داخل ساقه مانده و سپس در بخشی ازساقه که در بالای آب قرار دارد تبدیل به شفیره می شود. در اواخر خرداد نسل دوم ظاهر می شود . نسل بعدی در دهه دوم مرداد ظاهر و در اوایل شهریور روی برنج تخم ریزی می کند .

مبارزه

* درهنگام برداشت محصول لازم است محصول از محل طوقه برداشت شود و بلافاصله خرمن شود.

* آب تخت زمستانه

* با توجه به اینکه نسل اول روی لویی می نشیند با حذف این گیاه از جمعیت این آفت کاسته می شود.

* استفاده از زنبور تریکو گراما

* گرانول 5 یا 10 % دیازینون به میزان 30 یا 15 کیلوگرم در هکتار

---------------------------------------------------------------------------------------------

شب پره تک نقطه ای برنج Unipuncta mytimna

طول بدن ماده کمتر ولی عرض آن بیشتر از پروانه ماده می باشد. رنگ بدن قهوه ای خاکستری یا زرد خاکستری است . بالهای رویی به رنگ خاکستری مایل به زرد تا قهوه ای روشن بوده و یک لکه کوچک سفید رنگ در روی آن مشاهده می شود . این شب پره دارای شاخک های نخی است.تخم ها زردرنگ ، شفاف و دارای نقش های مشبک تیره رنگ است . لاروها به رنگ زیتونی تیره هستند. سر لاروها دارای رنگ قهوه ای مایل به سبز و در اطراف شیارهای سر و پیشانی حاشیه تیره رنگی قرار دارد .شکم خاکستری تا تیره رنگ است و در انتهای بدن نیز 4 عدد خار وجود دارد.این حشره زمستان را به صورت لارو و ندرتا شفیره در خاک می گذراند. پروانه ها شب پرواز می باشد و تخم ها را به صورت دسته های 20 تا 80 عددی در محل چسبیدن برگ به ساقه می گذارد . لاروهای نسل اول از پارانشیم بین رگبرگ های سطح فوقانی برگ ها تغذیه می کند . دوره نشو و نمای لارو به طور متوسط 30 تا 32 روز است. حداکثر پروانه های نسل اول در گیلان در مردادماه و نسل دوم در شهریور ماه است. این آفت از شاخ و برگ برنج تغذیه می نماید . لاروهای نسل اول آن پانیکول را مورد حمله قرار می دهد و براثرتغذیه از گلوم و گلومل و حتی خود دانه موجب ریزش دانه می شود

مبارزه:

* چون شب پرواز است و نسبت به نور گرایش دارد با استفاده از تله های نوری آنها را شکار نمود

* ایجاد گودال در مسیر حمله لاروها

* پخش طعمه مسموم و یا گرد پاشی

* سوزانیدن و ازبین بردن علفهای هزاطراف مزرعه در خرداد ماه

* استفاده از سموم فسفره و کلره

* استفاده از مگس خانواده Tachinidae و زنبور پارازیت تخم Telenomus minimus

*

---------------------------------------------------------------------------------------------

کرم برگخوار سبز برنج diffusa naranga

پروانه های ماده دارای رنگ روشن بوده و لکه های تیره رنگی در ابتدا ، وسط و انتهای بال جلویی آن وجود دارد. پروانه نر به رنگ قهوه ای مایل به قرمز هست.تخم کروی شکل است و داای شیارهای عمودی منظم است ، رنگ آن زرد و به تدریج تیره رنگ می گردد. لاروها دارایرنگ سبز علفی بوده و یک خط سبز تیره تر از رنگ بدن در طول وسط پشت و دو خط روشن مایل به سفید در دوطرف قرار دارد . شفیره ها سبز نگ و به تدیج به رنگ قهوه ای در می آیند.

این آفت زمستان را به صورت شفیره در غلاف ، بقایای گیاهی و یا وی خاک می گذرانند. پروانه های ماده پس از جفتگیری تخم خود را روی برگ قرار می دهند . تخمها در اواخر اردیبهشت ماه در مدت 5 تا 6 روز تفریخ می شوند. لاروها با تا زدن رگبرگ اصلی بگی که پهنک آن خورده شده است ، محفظه ای ایجاد می کند و در آنجا تبدیل به شفیره می شود. لاروها در ساعات خنک روز و یا در هنگام شب از برگ ها تغذیه می کند به طوری که تمام پارانشیم برگ را می خورد و تنها یک رگبرگ باقی خواهد ماند. دوره شفیرگی در اردیبهشت ماه 4 تا 6 روز است .

مبارزه

* از دشمنان طبیعی مثل زنبور پارازیت شفیره از خانواده Ichneumonidae بوده و یک نوع پارازیت تخم به نام Trichograma rhenena

* از سم کارباریل با فرمولاسیون 85%WP به میزان 2 تا 3 کیلوگم در هکتار استفاده کرد

* از سم تری کلروفن به میزان 1.2 کیلوگرم در هکتار استفاده کرد.

--------------------------------------------------------------------------------------------

سرخرطومی ریشه برنج sinuaticollis hydronomus

سوسکی است با بدن کشیده ، تخم مرغی ، سیاه رنگ و روی آن دارای پولک های خاکستری روشن است. شاخک ها باریک و در نزدیک به انتهای خرطوم به آن متصل بوده و دارای رنگ قرمز متمایل به زرد است . لاروها بدون پا بوده و سفیدرنگ است . شفیره به رنگ شیری بوده که به تدریج قهوه ای روشن و سپس به رنگ قهوه ای تیره در می آید. تخم ها سفید شیری و به تدریج تبدیل به سفید شفاف می شود. پس از گذشت 8 تا 10 وز لاروها به وجود می آید و پس از 18 تا22 روز تبدیل به شفیره می گردد . دوره شفیرگی 8 تا 10 روز استو اولین نسل آن در اواسط مرداد ماه ظاهر می گردد. این سرخرطومی ها در اواسط شهریور ماه پس از مهاجرت به قسمت ریشه جفتگیری نموده و در اواخر همین ماه شروع به تخم ریزی می نماید. لاروهای نسل دوم بیشتر از نسل اول است و در روی ریشه و داخل طوقه بسر می برد، حشرات بالغ شبها از برگ و روزها در پای بوته از ساقه تغذیه می نماید.

زمستان را به صورت لارو در عمق کم مزارع برنج بسر می برد . حشره ماده پس از جفتگیری در اوایل تیرماه تخم های خود را قسمت ریشه برنج می گذارد.

برای مبارزه

رعایت تناوب زراعی

شخم عمیق بعد از برداشتمحصول

استفاده از سم تیودان به نسبت 2 در 1000

استفاده از سم نواکرون به نسبت 2 در 1000

---------------------------------------------------

زنجره برنج Viridis cicadella

دارای بدن کشیده ، باریک و سبز رنگ است ، چشم ها بزگ و به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری و شاخک ها مویی شکل است . بالها غشایی و نیمه شفاف و در قسمت انتها بطور خفیفی دودی بوده و ابتدای بال رویی سبز رنگ می باشد. طول بالش از بدن آن بیشتر است ، رنگ شکم سبز رنگ است.

این حشره ، زمستان را به صورت تخم زیر پوست درختان میوه و در جاهای مرطوب به سر می برد. زنجره با استفاده از خرطوم خود از شیره نباتی تغذیه می کند و عوارضی از قبیل اختلالات فیزیولوژیکی ، لکه های زرد یا قهوه ای روی برگها ، حالت سوختگی در برگ و انتقال بیماری ویروسی را ایجاد می کند.

--------------------------------------------

شپشه دندانه دار برنج surinamensis oryzaephilus

از مهمترین آفت انباری می باشد . حشره کامل سوسکی با بدنی کشیده است . لارو حشره دراز و کشیده است و در پشت هریک از حلقه های بدن دو لکه تیره متقارن وجود دارد . این حشه از مواد گوشتی و فرآورده های گیاهی تغذیه می کند ولی خسارت چندانی ندارد. طول عمرحشره کامل طولانی است بین 6 ماه تا 3 سال است . طول دوره رشدی حشره از تخم تا حشره کامل در شرایط مساعد حدود 28 روز است و 3 تا 4 نسل در سال دارد و در مناطق گرمسیر تعداد نسل آن به 6 تا 8 نسل در سال می رسد.

برای مبارزه

* برای ضدعفونی انبار های خالی می توان از تکیبات فسفره مثل اکتلیک به میزان 1 تا 2 گم ماده موثره برای هر متر مربع به صورت محلول پاشی استفاده کرد

* استفاده از قرص های حاوی فسفات آلومنیم و منیزیم به میزان 5-6 قرص به ازا هر تن محصول یا 1-2 قرص به ازا هر مترمکعب فضای باز

-------------------------------------

شپشه برنج Oryzae sitophilus

حشره کامل سرخرطومی کوچکی به نگ قهوه ای است و روی پیش گرده از فرورفتگی های گرد پوشیده شده است. رنگ عمومی بال پوش ها قهوه ای تیره و روی هر بال پوش ها دو لکه بزرگ به نگ قهوه ای روشن دیده می شود. خرطوم نرها نسبت به ماده ها ضخیم تر است و هم کوتاه تر است.

خسارت عمده حشره در درجه اول مربوط به لارو است . طول عمر حشره کامل به طور متوسط 4 تا 5 ماه است و تعداد تخم های گذاشته شده 400 تا 576 عدد می باشد.

برای مبارزه برای ضدعفونی انبار های خالی می توان از تکیبات فسفره مثل اکتلیک به میزان 1 تا 2 گم ماده موثره برای هر متر مربع به صورت محلول پاشی استفاده کرد

استفاده از قرص های حاوی فسفات آلومنیم و منیزیم به میزان 5-6 قرص به ازا هر تن محصول یا 1-2 قرص به ازا هر مترمکعب فضای باز
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 9:56 |
سرخرطومی سیب(Anthonomus pomorum )
این حشره از آفات مهم درختان میوه دانه دار در نواحی کوهستانی و سردسیر می باشد . وجود آن از کشورهای اروپایی ، شمال آفریقا – روسیه – افغانستان و ترکیه گزارش شده است . در ایران این آفت از دماوند – طالقان و شمشک جمع آوری شده است . در دره رودخانه هراز در منطقه لاریجان ، گاهی درختان سیب و گلابی به این آفت آلودگی شدید نشان می دهند

بیولوژی و مشخصات :

حشرات کامل حدود 5/3 تا 6 میلی متر طول دارند . نرها کمی کوچکتر از ماده ها هستند . رنگ آنها بین قهوه ای تیره تا قهوه ای روشن تغییر می کند و در ثلث انتهایی هریک از بالپوشها یک نوار مورب زرد رنگ وجود دارد که مجموعا وقتی بالپوشها بسته است به شکل V یا هفت دیده می شود.

حاشیه این نوارها معمولا تیره تر از سایر قسمتهای بدن به نظر می رسد . بالپوشها و پاها از پرزهای خاکستری رنگ و کم پشت پوشیده شده است ، بعلاوه در انتهای قدامی ران پاها به سمت داخل یک خار نوک تیز و نسبتا قوی وجود دارد . وضع این خار در گونه مشابه آن A.pyri کاملا متفاوت است . طول خرطوم به 2/1 تا 5/1 میلی متر می رسد . تخم ها بیضوی و به رنگ سفید شکری است و در حدود 7/0 میلی متر می باشد . لاروها سفید رنگ ، خمیده و بدون پا هستند و در میان غنچه ها و شکوفه های خشک شده دیده می شود . طول بدن لارو در حداکثر رشد 5 تا 6 میلی متر است .

این حشره زمستان را به صورت حشره کامل در زیر پوستک های تنه درختان سیب و گلابی بسر می برد.

در بهار به محض گرم شدن هوا و مصادف با باز شدن جوانه های برگ ظاهر می شوند و پس از مختصری تغذیه از برگهای جوان ، در داخل شکوفه های باز نشده که هنوز سبز و کوچک هستند ، تخم می گذارند .

این تخم ها به فاصله یک هفته تا 10 روز باز می شوند و لاروها پس از خروج از تخم از اندام های زایای گل ( پرچم و مادگی ) تغذیه می کنند . شکوفه های آفت زده باز نمی شوند و گلبرگها در حالت غنچه خشک می شوند . به رنگ قهوه ای روشن در می آیند. لاروها به فاصله 4 هفته دوران تغذیه خود را خاتمه داده و در داخل غنچه های خشک شده تبدیل به شفیره می شوند و پس از 2 تا 3 هفته به حشرات کامل تبدیل می شوند . این حشرات پس از مختصر تغذیه به زیر پوستک ها و پناهگاه های دیگر می روند و مدتی نزدیک به 10 ماه به استراحت می پردازند .

سرخرطومی سیب در اکثر نقاط کشور ما اهمیت اقتصادی ندارد و به سادگی در اثر عوامل طبیعی کنترل کننده جمعیت آن محدود می گردد . در کشور ما مطالعات کافی در مورد بیولوژی و به خصوص عوامل طبیعی کنترل کننده روی این گونه صورت نگرفته است . در منابع خارجی از وجود پارازیت های موثر و مفیدی از جمله examinator ، pimpla ، P.pomorum و گونه های چندی از جنس های Apanteles ، Meteorus ، Habrocytus نام برده می شود


مبارزه :

در صورتیکه سابقه خسارت این آفت در منطقه ای شدید باشد و بررسی حشرات کامل در زیر پوستک ها ، تراکم آنها را در حد بالای زیان اقتصادی نشان می دهد .

می توان درختان میزبان را پس از باز شدن برگها و قبل از باز شدن شکوفه ها با محلول 2 در 1000 تکسافن یا تیودان سم پاشی نمود.

خانواده membracidae ( زنجره های درختی)
در حشرات متعلق به این خانواده پیش گرده رشد زیادی کرده و سر وشکم را می پوشاند و به اشکال مختلف دیده می شود. پوره و حشرات کامل این زنجره ها از شیره گیاهی قسمت های هوایی درختان ودرختچه ها تغذیه می کنند . در برخی از گونه ها پوره ها روی گیا هان علفی و حشرات کامل روی درختان تغذیه می کنند . این زنجره ها 1 یا 2 نسل در سال دارند و زمستان را به صورت مرحله تخم سپری می کنند . خسارت اصلی این زنجره ها مبوط به عمل تخمگذاری حشرات کامل ماده می باشد

مثال : زنجره سیب Cerasa bubalus .

یادآوری : زنجره ها حشراتی هستند که جهش قابل توجهی دارند ، منتهی پای عقبی جهنده ندارند و جهش بوسیله عضلات قوی در قفس سینه صورت می گیرد و نه بوسیله ماهیچه های پاها

پسیل گلابی Psylla pyricola
بهترین موقع مبارزه علیه این آفت آخر زمستان و مصادف با موقع تخمریزی حشرات کامل است. مبارزات شیمیائی زمستانه که علیه شته ها و شپشک های نباتی صورت می گیرد به خوبی روی این آفت هم موثر واقع می شود. به تجربه ثابت شده است که به کاربردن امولسیون های روغنی بدون سم چنانکه باید روی این آفت موثر نیست ، زیرا حشرات کامل از نقاط دیگر بر روی درختان روغن پاشیده شده پرواز می کنند و آلودگی دوباره ایجاد می شود. مبارزه تابستانه با یکی از سموم فسفره نفوذی مانند اکامت به نسبت یک در هزار ، یا زولن به نسبت دو در هزار همراه با مویان روی این آفت به خوبی اثر می کند .

سپردار واوی سیب

Lepidosaphes malicola

(Hom.: Diaspididae)

این آفت به درختان سیب، هلو، گوجه، زردآلو و ندرتاً گلابی حمله می‌کند. در روی درختان بید، تبریزی، یاس و عده دیگری از درختان زینتی نیز مشاهده شده است. این آفت به سیب‌های شفیع‌آبادی، شمیرانی، مورو، لاله و به خصوص سیب گلاب بیشترین خسارت را وارد می‌کند. سیب‌های مشهدی و زرد و قرمز لبنانی کمتر آلوده می‌شود. سپردار واوی سیب به تمام قسمت‌های هوایی درخت سیب از قبیل تنه، شاخه، برگ و میوه حمله می‌نماید. درختان آلوده دارای برگ‌های کوچک و پریده رنگ، میوه‌های بدشکل و ریز و سرشاخه‌های خشک می‌باشند.


زیست‌شناسی

سپردار واوی سیب زمستان را به صورت تخمهای سفید رنگ شکری به تعدادی در حدود 100 عدد در زیر سپر ماده می‌گذراند. تخم‌ها دارای دیاپوز اجباری می‌باشند. پوره‌ها در شرایط کرج در اواسط اردیبهشت ماه بیرون می‌آیند و به خوبی روی تنه درختان میزبان حرکت می‌کنند و به سهولت توسط باد جابجا می‌شوند. پس از پیدا کردن محل مناسب بلافاصله تغییر جلد می‌دهند. پاها و شاخک‌ها را از دست داده و ثابت می‌شوند. در این موقع در اطراف بدن حشره رشته‌های مجعد مومی شبیه به پنبه مشاهده می‌شود که به مرور متراکم شده و به صورت هاله‌ای اطراف بدن حشره را می‌گیرد. پوره سن 2 پس از 15 تا 20 روز تغذیه تغییر جلد می‌دهد و در این حالت حشره نر تبدیل به شفیره می‌شود و کمی بعد حشره کامل بالدار زیر سپر خارج می‌شود. پوره‌های نسل دوم این آفت در اواسط مرداد ماه مشاهده می‌شوند. سپردار واوی سیب دارای دو نسل می‌باشد. طبق نظر برخی محققین در نواحی گرمسیر اصفهان نسل سومی از این حشره مشاهده می‌شود.



کنترل:

1- Fiscus = (physcus) testaceus

Aphlinidae

علاوه بر تعداد زیادی از کفشدوزک‌ها، زنبورهای پرازیتوئید فوق از خانواده Aphelinidae زمستان را به صورت لارو در داخل بدن حشره ماده می‌گذرانند و در بهار موقعی که پوره‌ها شروع به تعویض جلد کردند این زنبورها خارج شده و در بدن پوره‌های سن دوم شروع به تخمریزی می‌کنند.

3- Hemisarcoptes malus (Acari: Hemisarcoptidae)

کنه فوق پرداتور تخم شپشک واوی سیب بوده و خود و پوره‌هایش از تخم این حشره تغذیه می‌کنند. زمستان به صورت ماده بالغ در بین توده‌های تخم در زیر سپرهای این حشره سپری می‌کنند



کنترل شیمیایی:

. مبارزه شیمیایی باید زمانی باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌های از زیر سپر خارج شده باشند.

1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار

2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار

3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و1.5- 1 درهزار

5. روغن امولسیون شونده O 80% و 5/. درصد

سم‌پاشی زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشی (سموم روغنی Volk) پس از سپری شدن اوج سرمای زمستان و قبل از بیداری درختان انجام می‌شود (روغن‌های زمستانه دارای هیدروکربن اشباع کمتری هستند).

پسیل گلابی ((Pear Psylla

Cacopsylla pyricola

(Hom.: Psyllidae)

در اکثر نقاط کشور وجود دارد. خسارت آن در نواحی گرم و خشک بیشتر از نقاط سرد و مرطوب است. پسیل گلابی در دوره پورگی و حشره کامل مقدار زیادی شیره گیاهی مکیده و پس از جذب مواد مورد نیاز بقیه را با تغییراتی به صورت مایع چسبناک دفع می‌کند. از این رو این آفت به شدت به این مایع چسبناک آلوده می‌شوند. در اثر بسته شدن روزنه‌های برگ عمل تهویه و تنفس در برگها متوقف می‌گردد. در اثر اختلالات تغذیه و تنفس، رشد و تشکیل جوانه‌های برگ و گل سال بعد در روی شاخه‌ها متوقف می‌ماند. جوانه‌های گل و میوه در روی درخت تشکیل نمی‌گردد و میوه‌های همان سال ریز و بدشکل می‌شوند. در سالهای اخیر پسیل گلابی را ناقل بیماری میکوپلاسموز Pear decline یا زوال گلابی نیز می‌شناسند. این بیماری باعث خشکیدن سریع درختان گلابی می‌شود.



زیست‌شناسی

زمستان را به صورت حشره کامل در زیر برگهای ریخته شده اطراف تنه درخت، زیر پوست‌های تنه و بیشتر در سطح زیرین سرشاخه‌ها می‌گذراند. اولین تخمریزی در اوایل اسفندماه و معمولاً در نزدیکی جوانه‌ها صورت می‌گیرد. در این موقع جوانه‌های درختان تازه شروع به رشد می‌کنند. حشرات ماده تخمهای خود را به طور ردیفی و اغلب به صورت رشته‌ای قرار می‌دهند. تخمریزی زمستانه تا پایان ریزش گلبرگها ادامه دارد. در بهار و تابستان بیشتر تخمها بر روی برگ‌ها به حالت مجتمع در نزدیکی رگبرگهای اصلی گذاشته می‌شوند. پوره‌ها پس از خروج از تخم متوجه سرشاخه‌ها می‌شوند و در روی جوانه‌های برگ متمرکز می‌گردند. در اثر تراکم پوره‌ها روی برگهای جوان، برگها کوچک می‌مانند و پیچیده می‌شوند. ترشح عسلک در نسل اول کم است ولی در نسلهای بعدی به خصوص در ماههای گرم ترشح عسلک شدیدتر می‌شود. دوران پورگی بسته به شرایط آب و هوایی از 30 تا 37 روز تغییر می‌کند. تعداد نسل معمولاً 4 تا 6 بوده ولی در اکثر نقاط کشور 5 نسل دارد.



کنترل:

1- پسیل گلابی طالب آب و هوای گرم و خشک است و در نواحی که رطوبت نسبی پایین و درجه حرارت نسبتاً زیاد باشد تراکم و خسارتش شدت بیشتری دارد. از این رو در باغهایی که در زیر درختان اقدام به کشت یونجه یا پوشش سبز دیگری نمایند، نظر به اینکه محیط را تا حدودی مرطوب می‌سازد، جمعیت آفت و تخمریزی حشره کاهش پیدا می‌کند.

2ـ رعایت اصول باغبانی: فواصل درختان نبایستی کمتر از 8 متر انتخاب شود، هرس شاخه‌های اضافی و کاستن از انبوهی بیش از حد شاخ و برگ که موجب تهویه بیشتر می‌شود در کاهش انبوهی آفت بسیار مهم است.

3ـ دشمنان طبیعی

شکارچی‌هایی نظیر Exochomus quadripustulatus، A.nemorum Adalia bipunctata، Anthocoris nemoralis، Chrysopa carnea و زنبور پارازیتوئید Trechnites sp. از خانواده Encyrtdae.



کنترل شیمیایی:

همزمان با تورم جوانه ها تا ریختن سه چهارم گلبرگها یا بلافاصله پس از ریختن گلبرگها. در صورت زیاد بودن ترشحات قبل از سمپاشی، درخت با آب شستشو شود.

1. فوزالن EC35% و 1.5 در هزار

2. گوزاتیون EC20% و 2 درهزار

3. دیازینون EC60% و 1 در هزار

4. اندوسولفان EC35% و 2 درهزار

شته مومی یا شته خونی سیب Wooly aphid

Eriosoma lanigerum

(Hom.: Eriosomatidae)

ریشه واژه خانواده Eroisomatidae در لاتین به معنای بدن پشمالو می‌باشد. این آفت در اکثر نقاط جهان که سیب کاشت می‌شود شیوع دارد غیر از سیب به انواع گلابی اهلی و وحشی، به، زالزالک و نیز نارون ‌آمریکایی با نام Ulmus americana (میزبان اول) حمله می‌کند.



این آفت به صورت توده های سفید رنگ در ماههای مهر و تابستان روی سرشاخه‌ها و تنه درختان دانه‌دار به خصوص در اطراف زخم‌های حاصله از هرس شاخه‌ها دیده می‌شود. این آفت به ریشه و طوقه دررختان نیز حمله می‌کند. در روی ریشه وطوقه خسارت این آفت با ایجاد برآمدگی و گالهای مخصوص همراه است. این برآمدگی و گالها روی سرشاخه‌ها هم دیده می‌شود. ارقام بومی کشور حساسیت فراوانی به این شته دارند. در حالیکه برخی ارقام خارجی مانند زرد و قرمز لبنان کمتر مورد حمله واقع می‌شوند.



زیست‌شناسی

این شته اگرچه دو میزبانه است ولی در مناطقی که میزبان اول یافت نشود (مانند کشور ایران) در تمام مدت سال روی میزبان دوم (درختان دانه‌دار) زندگی می‌کند و مراحل جنسی و تخم در این شرایط دیده نمی‌شود. در شرایط عادی که هر دو میزبانه وجود داشته باشد مانند همه شته‌های دومیزبانه، مرحله‌ای از سیکل زندگی خود را روی درختان میوه دانه‌دار و مراحلی را نیز ری درختان نارون (افراد جنسی نر و ماده تخم، ماده موسس،ماده فونداتریژن) سپری می‌کند.

این شته ناقل بیماری قارچی شاتکر چند ساله روی درختان سیب می‌باشد. زمستان گذرانی در مرحله پورگی سپری می‌شود. محل زمستان گذرانی در شکاف‌های موجود روی تنه و شاخه‌های سنین مختلف و حتی شاخه‌های همان سال و طوقه و ریشه‌های ضخیم و اصلی مجاور تنه و نزدیک سطح خاک می‌باشد.

کنتـــــــرل:

1ـ مبارزه بیولوژیک

الف‌ـ زنبور Aphelimus mali (Aphelinidae) از پارازیتوئیدهای اختصاصی شته مومی سیب می‌باشد.

ب‌ـ لارو و حشره‌کش کفشدوزک‌های

Coccinella septampunotata

Exochomus spp

Chilocorus spp

ج‌ـ لاروهای مگس‌های سیرفید و لاروهای کریزوپا

د‌ـ لاروهای پشه‌های Cecidomyiidae

د‌ـ سن‌های شکاری از خانواده Anthoeoridae ,Nabidae

2ـ مبارزه زراعی

شته مومی سیب چون مکان‌های سایه‌دار را ترجیح می‌دهد لذا در باغات سیب از کاشت پرپشت درختان بایستی اجتناب کرده و به هرس آنها دقت لازم مبذول داشت همواره جریان هوا و نفوذ اشعه‌های خورشیدی را به داخل درختان امکان‌پذیر ساخت. چون شته‌ها اکثراً در داخل زخم‌های درختان و یا در محل‌های بریده و هرس شده آنها مستقر می‌شوند لذا این قسمت‌ها نباید به حال خو رها شوند. همچنی شاخه‌های گال‌دار و یا سرشاخه‌های مورد هجوم بایستی به طور مرتب قطع شده و نابود گردند.

3ـ کاشت واریته‌های مقاوم

تحقیقات ایستگاه East-Malling نشان می‌دهد که واریته‌های Northern spy و Winter majetin تقریباً مورد هجوم شته مومی واقع نمی‌شوند.

کنترل شیمیایی:

1. تیومتون(اکاتین) EC60% و 1در هزار

2. اکسی دیمتون متیل EC25% و 1 درهزار

3. پیریمیکارب(پریمور) Df50% و 5/. درهزار

شته سبز سیب Green apple aphi

Aphis pomi

(Hom.: Aphididae)

این شته در سراسر کشور هر جا که سیب کشت شود وجود دارد. این آفت به برگ و نوک شاخه‌های نورس، جوانه‌ها حتی گلها نیز خسارت می‌زند و باعث کم شدن محصول می‌گردد. گیاهان میزبان آن شامل سیب، گلابی، به، زالزالک و ازگیل می‌باشد. در نهالستان‌ها و روی درختان جوان خسارتش بسیار شدید است. حمله شدید آن در باغهای بارده نیز به فراوانی دیده می‌شود. در درختان چه پیر و چه جوان پاجوش‌ها بیشتر در معرض حمله این شته قرار دارند. بر اثر تغذیه این حشره برگهای جوان تغییر شکل می‌دهند. در این گونه پیچش برگها غالباً عرضی است. به عبارتی کلی‌تر برگهای جوان انتهایی بیشتر از همه در معرضحمله قرار دارند و بیشترین خسارت را می‌بینند.

زیست‌شناسی

سیکل زندگی این شته از نوع Holocyclic می‌باشد. زمستان گذرانی به صورت تخم است. این تخمها معمولاً روی شاخه‌های یکساله گذاشته می‌شوند. روی شاخه‌های سنین دیگر نیز ممکن است بتوان تخمی پیدا نمود. زمان تفریخ تخمها مصادف با باز شدن جوانه‌هاست. فعالیت بهار این آفت شدید است و روی اعضا فعال و جوان گیاهی به سرعت به زنده‌زایی ادامه داده و مهمترین خسارت خود را در همان زمان وارد می‌آورد.


با بالا رفتن جمعیت، بالدارهایی در مجموعه شته‌ها ظاهر می‌شوند که انتشار آفت را به سایر درختان میزبان که در مجاورت قرار دارند به عهده می‌گیرند. این شته میزبان ثانوی برای تابستان گذرانی ندارد به عبارت دیگر تمام نسلهای خود را روی درختان میوه سردسیری که قبلاً اسامی آنها ارائه شد طی می‌نماید و اگر مشاهده می‌شود که در طول تابستان جمعیت آن به شدت کاهش می‌یابد به علت مهاجرت به طرف میزبانهای ثانوی نیست بلکه این کاهش نتیجه اثر حرارت شدید محیطی، ایجاد تغییراتی در شیره گیاهی و فعالیت قابل توجه دشمنان طبیعی این شته می‌باشد. از اوایل پاییز به بعد در جمعیت این شته فزونی محسوسی در مقایسه با جمعیت تابستانی پدیدار می‌گردد. افراد جنسی از اواخر مهر شروع به ظاهر شدن می‌کنند و تخمریزی تقریباً بلافاصله آغاز می‌گردد.



تعداد نسل شته سبز سیب در سال بر حسب شرایط آب و هوایی محل فرق کرده و معمولاً 15 تا 20 نسل در سال تولید می‌کند. این شته یک میزبانه است.

کنترل شیمیایی:

اگر شته‌ها موجب پیچیدگی برگ شوند یا تولید گال نمایند از سموم سیستمیک مانند اکسی دی متون متیل (متاسیستوکس) و تیومتون (اکاتین) استفاده می‌شود ولی اگر موجب پیچیدگی نشوند از پریمیکارب (پریمور)‌ که یک شته کش اختصاصی است، استفاد می‌شود. برای مبارزه با شته‌های سبزی و جالیزی از هپتنوفوس (هوستاکوئیک) استفاده می‌شود چون اثر سریع داشته ولی کم دوام است.همچنین سموم پر دوام در اوایل فصل مصرف شود.

1. تیومتون(اکاتین) EC 60 % یک در هزار

2. اکسی دیمتون متیل EC25% یک درهزار

3. مالاتیون EC25% دو درهزار

4. پیریمیکارب(پریمور) Df50% نیم درهزار

5. پیریمیکارب WP50% نیم درهزار

6. هپتنفوس EC50% یک در هزار

7. دیازینون EC60% یک در هزار

سنک گلابی (Pear lace bug)

Stephannts pyri

(Hem.: Tingitidae)

در تمام مناطق میوه‌خیز کشور یافت می‌شود. میزبان آن سیب، گلابی و در درجه دوم به گیلاس و گاهی نیز هلو، زردآلو، گوجه، زالزالک و ازگیل، به ژاپونی و گل سرخ خسارت وارد می‌آورد. برگها در محل تغذیه فاقد کلروفیل شده و بهص ورت نقاط زرد رنگ در سطح فوقانی برگ دیده می‌شود. این نقاط با تغذیه‌های مداوم قهوه‌ای شده و سپس برگها می‌ریزند. حشره کامل و پوره‌ها پشت برگها فضولاتی تولید می‌کنند که به صورت نقاط سیاه رنگ همراه با مایع چسبنده‌ای می‌باشد. درختان آلوده ضعیف شده برگها قبل از خزان می‌ریزند. اگر شدت آلودگی زیاد باشد میوه‌ها هم ریزش می‌کنند.

زیست‌شناسی

زمستان را به صورت حشره کامل که از لحاظ جنسی هنوز بالغ نشده است در زیر پوستک درختان و زیر برگهای خشک درز و شکاف تنه درخت و دیوار و سایر پناهگاهها به سر می‌برد. طول بدن حشرات کامل حدود 3 تا 4 میلیمتر و به رنگ قهوه‌ای مایل به خاکستری می‌باشد. بالها مشبک، طول بالها تقریباً دو برابر طول بدن است. در بهار حشرات کامل مصادف با باز شدن کامل برگها ظاهر می‌شودند و پس از جفت‌گیری حشرات ماده داخل نسج در سطح زیرین برگ تخمریزی می‌کنند و روی آنها را با ترشحات سیاه رنگ می‌پوشاند. پوره‌ها به فاصله 30 تا 40 روز از تخم خارج می‌شوند. دوره پورگی 4 تا 5 هفته و در این مدت پوره‌ها 5 بار جلد عوض می‌کنند. 2 تا 3 نسل در سال دارد.
مبارزه

1ـ از بین بردن برگهای خشک و پوستک‌های تنه درختان

2ـ شخم پاییزه

3ـ استفاده ازسموم فسفره آلی ماند اکامت و زولون

سرخرطومی سیب Apple blossom weevil

Anthonomus pomorum
(Col.: Curculionidae)

میزان اصلی آن سیب و علاوه بر آن به سایر درختان میوه دانه‌دار هم خسارت می‌زند، حشره کامل قبل از جفت‌گیری و تخمریزی از جوانه‌ها، برگ، گلهای هنوز کاملاً بسته، حتی شاخه‌های بسیار کوچک حامل جوانه‌های گل و برگ تغذیه می‌کند. لارو نیز از اندامهای زایا نظیر پرچم‌ها و تخمدان‌های گل و میوه جوان تغذیه می‌کند. غنچه‌های مورد حمله باز نشده، گلبرگها خشک، غنچه‌ها قهوه‌ای و بسته باقی می‌مانند و سوراخی در آن بوجود می‌آید. در داخل غنچه آلوده تخم، لارو یا شفیره آفت ملاحظه می‌گردد.

زیست‌شناسی

حشره کامل در شکاف یا زیر پوست تنه درختان و یا پناهگاههای دیگر زمستان را به سر می‌برد. در اواخر اسفند و یا فروردین پناهگاههای زمستانی را ترک کرده و شروع به تغذیه از غنچه‌ها می‌نماید. ماده‌ها یک تا دو روز پس از جفت‌گیری شروع به تخمریزی داخل غنچه‌های سبز می‌کنند. حشره ماده با خرطوم خود سوراخی در غنچه ایجاد می‌کند سپس چرخیده و انتهای شکم را در مقابل سوراخ قرار داده و تخمریزی می‌کند. تخم پس از 5 تا 15 روز تفریخ شده و لاروها پس از 2 تا 3 هفته تغذیه در داخل غنچه‌ها تبدیل به شفیره می‌گردند. دوره شفیرگی یک تا دو هفته می‌باشد. سپس سرخرطومی‌های نسل جدید غنچه را سوراخ کرده و از آن خارج می‌شوند و در پناهگاههای مختلف زمستان گذرانی می‌کند. این حشره یک نسل در سال دارد.

کنترل شیمیایی:

از سموم توصیه شده در مرحله غنچه قبل ازباز شدن گلها استفاده می کنیم

1. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار

2. دیازینون wp40% و 1در هزار

3. فوزولن EC35% و 1.5 در هزار

کرم جگری یا کرم نجار (Goat moth)
Cossus cossus

(Lep: ossidae)

این آفت از نظر خسارت کم و بیش زمانند پروانه فری می‌باشد. بیشتر در نواحی معتدله سرد و مرطوب انتشار دارد. حشره کامل به رنگ قهوه‌ای مایل به خاکستری است و عرض آن با بالهای باز گاهی به 80 میلیمتر می‌رسد. لاروهای جگری رنگ هستند بدین ترتیب که قسمت پشتی قهوه‌ای مایل به قرمز و در پهلو زرد پررنگ به نظر می‌رسند. (لاروهای کامل طولشان به 100 میلیمتر هم می‌رسد).

از نظر گیاهان میزبان این آفت به سیب، گلابی، به، گوجه و بسیاری از درختان غیرمثمر و جنگلی حمله می‌نماید. در این بین، درختان سیب بیشتر مورد حمله قرار می‌گیرند. گفته می‌شود که این آفت به درختان مسن بیشتر حمله می‌کند. رژیم غذایی این آفت چوبخواری است لاروها از منطقه پوستی، کامبیوم و چوب درختان میزبان تغذیه می‌کنند. این گونه درختان که از بین ضعیف‌ها انتخاب می‌گردند دچار ضعف بیشتری شده نهایتاً با حمله سایر حشرات چوبخوار نابود می‌گردند. برخلاف کرم خراط این لاروها به ندرت به شاخه‌های جوان خسارت وارد می‌کنند.

زیست‌شناسی
زمستان گذرانی به صورت لارو در درون تنه درختان و بدون دیاپوز اجباری است. هر دو سال یک نسل دارد. لارو پس از تکمیل رشد خود برای شفیره شدن خود را به نزدیکی سوراخ ورودی می‌رساند. لارو با استفاده از ترشحات بزاقی خانه شفیرگی آمیخته از خاک و ذرات چوب ساخته و تبدیل به شفیره می‌شود. دوره شفیرگی 3 تا 4 هفته و حتی گاهی 6 هفته طول می‌کشد. ظهور حشرات کامل در اواخر بهار و اوایل تابستان صورت می‌گیرد. حشره ماده پس از جفت‌گیری تخمهمای خود را به صورت دسته‌های 15 تا 50 تایی در شکاف پوست تنه درخت قرار می‌دهد. حداکثر تعداد تخم از 1400 تا 1900 متغیر و به طور متوسط 1000 عدد است. دوره جنینی تخم 14 روز سپس لاروهای جوان خارج و وارد پوست می‌شوند و از قسمت‌های درونی تنه و شاخه تغذیه می‌نمایند.
مبارزه
1. چون سوراخ خروجی و ورودی لارو حشره یکی است از طریق مبارزه مکانیکی و با فرو بردن یک مفتول سیمی در دخل سوراخ می‌توان لارو را زخمی کرد یا کشت.

2. با توجه به اینکه حشره فقط درختان پیر و ضعیف را مورد حمله قرار می‌دهد رعایت اصول بهداشت بهترین راه پیشگیری از این آفت می‌باشد.

3. آبیاری و تغذیه مناسب باعث حفظ فشارآوندی مناسب درگیاه می شود ولارو آفت نمی تواند به راحتی به چنین گیاهانی حمله کند.

کرم به Quince moth
Euzophera bigella

( Lep.:pyralidae)

در سال 1342 ضمن بررسی‌های دواچی و اسماعیلی در زمینه زیست‌شناسی و مبارزه با کرم سیب معلوم گردید که کرم‌زدگی میوه‌های سیب، گلابی و بخصوص به منحصر به کرم سیب نیست و گاهی در میان میوه‌های آلوده لاروهای قرمز ارغوانی رنگی مشاهده می‌شود که اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه کرم سیب شباهت نسبی دارد ولی از نظر شکل‌شناسی کاملاً قابل تفکیک می‌باشند. همچنین مشاهده گردید که تعداد لاروهای ارغوانی رنگ نسبت به کرم سیب هرچه به پاییز نزدیک‌تر می‌شویم در زیر پوستکهای تنه درختان سیب و گلابی بیشتر می‌شود. با تفکیک لاروها بر حسب مشخصت ظاهری و قرار دادن آنها در انکوباتور شب‌پره‌هایی بدست آمد که از نظر شکل ظاهری کاملاً از کرم سیب متمایز بودند. نمونه‌هایی از این حشرات برای تشخیص گونه به زوریخ ارسال گردید و بوسیله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخیص داده شد. لاروهای این آفت اخیراً زیر پوست درختان انار مشاهده شده است.

زیست‌شناسی:
کرم به زمستان را به صورت لاروهای کامل در داخل پیله‌های خاکستری رنگ و کشیده به سر می‌برند. لاروهای زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفیره تبدیل می‌شوند. شفیره در اوایل فروردین و کمی قبل از باز شدن شکوفه‌های سیب به حشرات کامل تبدیل می‌شوند. لارو این حشره دارای دو رفتار چوبخواری و میوه‌خواری است. لاروهای چوبخوار فاقد دیاپوز اجباری و لاروهای میوه‌خوار دارای دیاپوز اجباری می‌باشند. رفتار چوبخواری در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده می‌شود. برخی از لاروها تا آخر فصل این رفتار را ادامه می‌دهند. دوران چوبخواری روی سیب و گلابی و دوران میوه‌خواری روی به و گردو انجام می‌گیرد. پروانه‌های خارج شده از لاروهای زمستان گذران قسمت اعظم تخمهای خود را در شکاف‌های تنه و شاخه‌ها می‌گذارند و لاروهای حاصل از آنها شروع به چوبخواری می‌نماید. محل تغذیه، عمق پوست و ناحیه کامبیوه است. البته تعدادی از تخمها در طول بهار روی میوه‌ها نیز گذاشته می‌شوند که لاروهای حاصل هیچگاه قادر به ادامه این شیوه زندگی نیستند. میوه‌خواری از اوایل تابستان شروع می‌گردد. در این زمان تخمها اغلب به صورت انفرادی وگاهی 2 تا 6 تایی در روی میوه، شکاف تنه درخت گذاشته می‌شود. حشرات ماده محل تصال دم میوه را به سطح آن ترجیح می‌دهند، لاروها بیشتر از فرو رفتگی محل اتصال دو میوه وارد آن می‌شوند، در صورتیکه خراش‌هایی در سطح میوه وجود داشته باشد از محل خراش‌ها نیز داخل می‌شوند. یک لارو معمولاً چند میوه را مورد حمله قرار می‌دهد. میوه‌های گردو معمولاً نمی‌ریزند. لاروها از زیر پریکارپ و پوشش دانه آندوکارپ و گاهی از دانه تغذیه می‌نمایند. لاروها ممکن است در داخل میوه تبدیل به شفیره شوند. این آفت در شرایط کرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراکم آن در نسل آخر به حداکثر خود می‌رسد. به همین دلیل خسارت آن در آخر تابستان و پاییز به خصوص روی سیب و گلاهی و به خیلی شدید است.

کنترل شیمیائی:

1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار

3. دیازینون EC60% و 1 درهزار

4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار

5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار

6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار

لیسه سیب:Hyponomeuta malinellus

(lep,Hyponomeutidae)میزبان:درختان سیب ولی گاهی اوقات روی درختان گلابی جنگلی نیز دیده شده.

حشره کامل دارای بالهای رویی سفید رنگ دارای15_22و بطور متوسط18_19

عد د نقطه سیاه است که در تمام سطح بال پراکنده اند.بالهای زیری خاکستری متمایل

به قهوه ای بوده ودارای موهای حاشیه ای به همان رنگ.

حشره نر را می توان از والوهای انتهای شکم که بسیار رشد کرده و پوشیده از

پوشش سفید مخملی است تشخیص داد.انتهای شکم ماده متورم تر از نرو منتهی

به اعضای جنسی می شود که حلقه ای از پو شش مخملی قسمت بالای

آن را احا طه نموده ا ست.

لیسه سیب در سال فقط یک نسل داشته و زمستان را به صورت لاروهای نئونات یا

جوان که قبلا از تخم خارج شده انددر زیر پولکی شبیه پوست درخت روی سر شاخه ها

می گذرانند.

مبارزه بیو لو ژیکی: زنبور Compoplex ensator(Ichneumonidae)

Pseudosorcophaga mamillat,Pimpla turionella

و زنبورEncyryus fusiclolis (Encyrtidae)

پر طاووس گلابی

Saturnia pyri

(Lep.: Saturnidae)

حشره کامل با بالهای باز حدود 140 میلیمتر، خاکستری مایل به قهوه‌ای و روی هر بال لکه درشتی شبیه به چشم وجود دارد. لارو سبز رنگ در حداکثر رشد اندازه آن به 120 میلیمتر می‌رسد و روی حلقه‌های مختلف دارای غده‌های آبی رنگ با موهای بلند است. به گلابی، سیب، بادام و گاهی پسته خسارت می‌زند. لارو از برگ تغذیه می‌نماید. زمستان گذرانی به صورت شفره و یک نسل در سال دارد. کنترل: با جمع‌آوری لاروهای درشت می‌توان به روش مکانیکی با آن مبارزه نمود

پروانه تخم انگشتری
Malacosoma neustria
(Lep: Lasiocampidae)

این آفت به سیب، گلابی، گوجه، به، گل سرخ، گوجه زینتی و گرهی از درختان جنگلی و غیر مثمر خسارت می‌زند و در اثر تغذیه لارو درخت عاری از برگ می‌گردد.
زیست‌شناسی
یک نسل در سال دارد. زمستان را به صورت دستجات تخم روی شاخه به سر می‌برد. 9 ماه از سال حشره به صورت تخم بوده و در اواسط فروردین ماه تخم تفریخ شده و لاروها به تغذیه از برگها می‌پردازند. لاروها ضمن تغذیه به تنیدن تار پرداخته و حتی رگبرگها را نیز می‌خورند. اولین شفیره در اردیبهشت ماه تشکیل شده و شب پره‌ها از اوایل خردادماه ظاهر می‌شوند. هر حشره ماده پس از جفت‌گیری 100 تا 200 عدد تخم می‌گذارد.
کنترل:
1ـ هرس شاخه‌هایی که روی آنها تخمگذاری شده است در انهدام آفت مؤثر است.

2ـ مبارزه شیمیایی در بهار پس از ظهورلاروهای جوان با یکی از سموم تماسی گوارشی.

سفیده رگ سیاه(Black – Veined White)

Aporia crataegi

(Lep: Pieridae)

پروانه‌ای سفید رنگ با رگبالهای تیره می‌باشد. روز پرواز، به طول 20 میلیمتر با شاخک سنجاقی است. در نرها مفصل آخر شاخک و در ماده‌ها چهار مفصل آخر سفید رنگ است. در اکثر مناق کشور وجود دارد. لارو این آفت از برگهای درختان میوه مانند سیب، گلابی، گوجه، بادام، آلبالو و گیلاس تغذیه می‌نماید. زمستان را به صورت لاروهای غیر کامل (لاروهای سنین 3 و 4) در داخل لانه‌هایی از تارهای خود و برگ درختان تهیه نموده است به سر برده و یک نسل در سال دارد.
کنترلزنبور Apanteles glomeratus از Braconidae لاروهای این آفت را پارازیته می‌کند. بریدن و سوزاندن لانه‌های زمستانی آفت، موقع هرس درختان نقش عمده‌ای در کاهش آفت خواهد داشت.

پروانه زنبورمانند درختان سیب
Synanthedon myopaeformis
(Lep: Sesiidae)

این گونه در مناطق وسیع از کشورهای اروپایی و آسیایی انتشار دارد. از آفات مهم درختان سیب می‌باشد. لاروهای این آفت در منطقه کامبیوم در زیر پوست تنه درختان، روی تنه و شاخه‌های اصلی فعالیت دارند و گاهی باعث خشک شدن کامل درختان می‌گردند.

زیست‌شناسی
زمستان گذرانی این حشره به صورت لاروهای سنین مختلف در محل تغذیه یعنی دالانهای پیچ و خم‌دار لارو در زیر پوست می‌باشد. لاروها برای تغذیه به چوب آسیبی نمی‌رسانند بلکه تغذیه آنها از پوست و کامبیوم است. لاروهای زمستان گذران در بهار سال بعد مجدداً شروع به فعالیت کرده و پس از تکمیل دوران لاروی در حالی که طول آنها به حدود 15 تا 18 میلیمتر می‌رسد و به رنگ زرد عسلی به یک خط تیره پشتی درمی‌آیند، در زیر پوست تبدیل به شفیره می‌شوند. لاروها قبل از شفیره شدن پیله‌های مخصوص مرکب از تارهای ابریشمی و خورده‌های پوست و فضولات قهوه‌ای رنگ می‌سازند و در داخل آن تبدیل به شفیره می‌شوند. لاروها پس از یک تا دو هفته و طی دوران شفیرگی کامل شده و پروانه‌ها ظاهر می‌شوند. این زمان در حدود اواسط خردادماه تا اوایل تیرماه می‌باشد. پرواز پروانه‌ها و فعالیت‌های حیاتی آنها شامل جفت‌گیری و تخمریزی در روز انجام می‌شود. ماده تخمهای خود را به صورت انفرادی و گهگاه چند عدد در جوار یکدیگر در شکافها و زخمهای روی پوست تنه و شاخه‌های قطور می‌گذراند. در این رابطه حتی در محل هرس شاخه‌های قطور نیز تخم این حشره دیده شده است. در روی تنه‌های سالم، حشره ماده حتی از ترکهای بسیار خفیف ناشی از تغییرات اقلیمی و عوامل فیزیولوژیک گیاهی نیز جهت تخمگذاری استفاده می‌نماید.

دوره چنینی تخم متفاوت و از 8 تا 20 روز متغیر است. لاروها پس از خروج از راه شکاف و یا زخمی که تخم در آن گذاشته شده است به داخل پوست نفوذ نموده و تغذیه را شروع می‌نمایند. تغذیه هم از بافتهای در حال فساد و هم از بافتهای تازه می‌باشد. فضولات لاروی به صورت دانه‌های ریز قهوه‌ای رنگی بوده که گهگاه از شکافها بیرون زده و محل فعالیت لاروی را مشخص می‌سازد. این لاروها تا بهال سال آینده در همین محلها زمستان را می‌گذرانند. بنابراین یک نسل در سال دارد.



کنترل:
در مورد درختان پذیرای این آفت دو نکته بسیار مهم قابل بحث می‌باشد.

1ـ بیشتر درختانی که جهت تخمریزی انتخاب می‌شوند یا رها شده‌اند و یا از نظر کاشت وضعیتی رضایت‌بخشی ندارند.

2ـ هر نوع شکاف، ترک . زخم روی تنه و شاخه‌ها باعث جلب این آفت برای تخمریزی خواهد گردید. در این رابطه حتی ترک‌ها و تغییر شکل‌های ناشی از عوامل بیماریزا مانند بیماری معروف قارچی خوره که در نقاط میوه‌خیز کوهستانی به فراونی روی درختان سیب رایج است باعث جلب این حشره برای تخمریزی می‌گردد. لذا مهمترین طریقه پیشگیری از حمله و خسارت این آفت رعایت اصول صحیح باغداری، آبیاری به موقع، هرس و پانسمان زخمهای روی تنه با مواد ضدعفونی کننده و چسب پیوند می‌باشد. سم‌پاشی تنه و شاخه‌های اصلی درخت یک هفته پس از ظهور حداکثر حشرات کامل در بهار، تراشیدن آن قسمت از پوست تنه که خشک و فاسد شده و پوشاندن محل زخم با چسب پیوند بسیار مؤثر است.

3- دادن کودهای ازته و حیوانی و انجام آبیاری کافی موجب رشد سریع پوست و خفته کردن آفت می‌گردد.

4- سموم فسفره 3-2 درهزار

5- اندوسولفان(تیودان)

کرم به Quince moth

Euzophera bigella
Lep.:pyralidae

در سال 1342 ضمن بررسی‌های دواچی و اسماعیلی در زمینه زیست‌شناسی و مبارزه با کرم سیب معلوم گردید که کرم‌زدگی میوه‌های سیب، گلابی و بخصوص به منحصر به کرم سیب نیست و گاهی در میان میوه‌های آلوده لاروهای قرمز ارغوانی رنگی مشاهده می‌شود که اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه کرم سیب شباهت نسبی دارد ولی از نظر شکل‌شناسی کاملاً قابل تفکیک می‌باشند. همچنین مشاهده گردید که تعداد لاروهای ارغوانی رنگ نسبت به کرم سیب هرچه به پاییز نزدیک‌تر می‌شویم در زیر پوستکهای تنه درختان سیب و گلابی بیشتر می‌شود. با تفکیک لاروها بر حسب مشخصت ظاهری و قرار دادن آنها در انکوباتور شب‌پره‌هایی بدست آمد که از نظر شکل ظاهری کاملاً از کرم سیب متمایز بودند. نمونه‌هایی از این حشرات برای تشخیص گونه به زوریخ ارسال گردید و بوسیله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخیص داده شد. لاروهای این آفت اخیراً زیر پوست درختان انار مشاهده شده است.

زیست‌شناسی:

کرم به زمستان را به صورت لاروهای کامل در داخل پیله‌های خاکستری رنگ و کشیده به سر می‌برند. لاروهای زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفیره تبدیل می‌شوند. شفیره در اوایل فروردین و کمی قبل از باز شدن شکوفه‌های سیب به حشرات کامل تبدیل می‌شوند. لارو این حشره دارای دو رفتار چوبخواری و میوه‌خواری است. لاروهای چوبخوار فاقد دیاپوز اجباری و لاروهای میوه‌خوار دارای دیاپوز اجباری می‌باشند. رفتار چوبخواری در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده می‌شود. برخی از لاروها تا آخر فصل این رفتار را ادامه می‌دهند. دوران چوبخواری روی سیب و گلابی و دوران میوه‌خواری روی به و گردو انجام می‌گیرد. پروانه‌های خارج شده از لاروهای زمستان گذران قسمت اعظم تخمهای خود را در شکاف‌های تنه و شاخه‌ها می‌گذارند و لاروهای حاصل از آنها شروع به چوبخواری می‌نماید. محل تغذیه، عمق پوست و ناحیه کامبیوه است. البته تعدادی از تخمها در طول بهار روی میوه‌ها نیز گذاشته می‌شوند که لاروهای حاصل هیچگاه قادر به ادامه این شیوه زندگی نیستند. میوه‌خواری از اوایل تابستان شروع می‌گردد. در این زمان تخمها اغلب به صورت انفرادی وگاهی 2 تا 6 تایی در روی میوه، شکاف تنه درخت گذاشته می‌شود. حشرات ماده محل تصال دم میوه را به سطح آن ترجیح می‌دهند، لاروها بیشتر از فرو رفتگی محل اتصال دو میوه وارد آن می‌شوند، در صورتیکه خراش‌هایی در سطح میوه وجود داشته باشد از محل خراش‌ها نیز داخل می‌شوند. یک لارو معمولاً چند میوه را مورد حمله قرار می‌دهد. میوه‌های گردو معمولاً نمی‌ریزند. لاروها از زیر پریکارپ و پوشش دانه آندوکارپ و گاهی از دانه تغذیه می‌نمایند. لاروها ممکن است در داخل میوه تبدیل به شفیره شوند. این آفت در شرایط کرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراکم آن در نسل آخر به حداکثر خود می‌رسد. به همین دلیل خسارت آن در آخر تابستان و پاییز به خصوص روی سیب و گلاهی و به خیلی شدید است.

کنترل شیمیائی:

1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار
2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار
3. دیازینون EC60% و 1 درهزار
4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار
5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار

سمپاشی پیش بهاره (زمستانه)درختان دانه دار(سیب وگلابی)

مناسبترین زمان سمپاشی از اغاز تورم جوانه ها تا مرحله صورتی رنگ شدن غنچه ها (قبل از باز شدن گلها)میباشد.
این توصیه بمنظور مبارزه با مراحل زیستی مختلف افاتی مانند کنه ها-شته ها –شپشکهای نخودی –پسیل گلابی –لیسه درختان میوه –کرمهای جوانه خوار صورت می گیرد.
فرمول سمپاشی: روغن ولک 10تا20 در هزار
سموم حشره کش

نام سم
   

گوزاتیون
   

مالاتیون
   

دیازینون-زولون
   

کنفیدور
   

دورسبان

میزان
   

2در هزار
   

2درهزار
   

5/1درهزار

   

5/0در هزار
   

5/1در هزار


برای مبارزه با تخم کنه می توان از اپلو به نسبت 5/0در هزار با روغن مخلوط نمود .
جهت کنترل بیماری اتشک و افات به صورت توام میتوان از تر کیب بردو وروغن به نسبت 2در صد در اغاز تورم جوانه ها و نسبت 1در صد در مرحله غنچه صورتی استفاده نمود.
در صورت مصرف قارچکشهای بنومیل و دودین برای مبارزه با لکه سیاه سیب و گلابی این سموم چند روز بعد همزمان با باز شدن جوانه های برگ و بعد از روغن محلول پاشی گردد واز اختلاط سموم قارچکش فوق با روغن خودداری شود.

کرم سفید ریشه

Polyphylla ollivieri

(Lep: Scarabaeidae)

این حشره در اکثر مناطق ایران وجود دارد و از ریشه گیاهان مختلفی تغذیه می‌نماید. از این جهت می‌توان به گیلاس، گلابی، سیب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشی، گونه‌های Chenopodium، خیار، بادمجان، لوبیاسبز، کدو، سیب‌زمینی، یاس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلایول، چمن، تبریزی، بید و نارون اشاره نمود.
زیست‌شناسی
این حشره طول یک نسل را در 3 سال طی می‌کند. در شریط مساعد تغذیه‌ای و خاک می‌تواند یک نسل را در طی دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر می‌برد و در بهار سال سوم قبل از آنکه وارد مرحله شفیرگی شود یک محفظه گلی برای خود درست می‌کند و در آنجا تبدیل به شفیره می‌شود (در برخی موارد خانه شفیرگی ساخته نمی‌شود). دوره شفیرگی 17 تا 24 روز می‌باشد.حشرات کامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرایط محیطی منطقه ظاهر می‌گردند. اوج خروج معمولاً در تیرماه است. حشرات کامل برای خروج در خاک سوراخهایی ایجاد و خارج می‌شوند. سپس از برگ درختان مثمر و غیرمثمر تغذیه می‌نمایند. تمام فعالیت‌های حیاتی، تغذیه، جفت‌گیری و تخمریزی در غروب و اوایل شب انجام می‌گیرد.

در روز حشرات کامل بدون هیچ فعالیتی در لابه‌لای شاخ و برگ درختان و جاهای امن به سر می‌برند. جفت‌یری در اوایل شب و اغلب در روی شاخه‌ها انجام می‌شود. تخمریزی معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفت‌گیری انجام می‌شود. حشره کامل مادهبا پاهای جلویی خود زیر خاک رفته و در منطقه‌ای مناسب که غذای کافی برای لاروسن اول وجود دارد تخم‌ریزی می‌کند. تخم‌ها به صورت انفرادی یا دسته‌های تا شش عددی در عمق صفر تا 12 سانتیمتری خاک گذاشته می‌شود. دوره جنینی یا Incobation period در منطقه کرج و شهریار 30 تا 35 روز است. حشره دارای 3 سن لاروی است. لارو سن اول از مواد هوموسی یا ریشه علفهای هرز و سنین دو و سه لاروی از ریشه درختان تغذیه می‌کنند. لارو در خاکهای مرطوب فعالیت بیشتری دارد. فعالیت این حشره در سطح باغ لکه‌ای است.
+ نوشته شده توسط !!!!!!! در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 9:55 |