آزمایشها حاکی است که نگهداری سیر در انبار سرد فساد غده ها را به تعویق می اندازد و توده های سیر - نسبت به شرایط نگهداری - با افت وزنی کمتری روبرویند. عمر انباری توده های سیر در انبار سرد بیشتر است؛ ولی با توجه به هزینه بر بودن نگهداری سیر در انبار سرد برای کشاورزان توده های سیر، در انبار مجهز به سامانه هوادهی قرار گرفت. در این انبار، رطوبت نسبی و دما با مرطوب کردن متناوب کف و دیوارها و قرار دادن آب و یخ در مسیر شبکه هوادهی و نیز انجام شدن عمل هوادهی در ساعاتی از شبانه روز که دمای هوا پایینتر از دمای انبار است تا حد امکان تنظیم شد. در این انبار، جوانه زنی و فساد در توده های سیر - بویژه توده سیر سفید انبار - نسبت به انبار سنتی دیرتر صورت گرفت. در ضمن، افت وزنی توده های سیر نیز در انبار نیمه فنی در مقایسه با انبار سنتی، به صورت معنادار کاهش یافت. در همه شرایط، نگهداری توده سیر سفید نسبت به توده سیر صورتی عمر انباری طولانیتری دارد و افت وزنی و فساد مشاهده شده در توده های سیر بسته بندی در جعبه های چوبی کمتر از کیسه توری است.
+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 17:22 |
گیاهی با نام علمی «لاواندولا استوچاس» و زیرمجموعه خانواده «لامیاسیا»، چند ساله و تقریباً خشبی، که ریشه آن طویل و چوبی است. 
 خاک: خاکهای سبک حاوی ترکیبات کلسیم و غنی از مواد و عناصر غذایی

آماده سازی خاک:
کود: کودهای حیوانی ( 5/1 تا 2 ماه قبل از کشت) همراه با کودهای شیمیایی مورد نیاز گیاه (مانند فسفر و پتاس)

کاشت: با بذر و از راه رویشی

زمان: آذر یا اوایل بهار

صله مناسب ردیفهای کاشت: در سطح وسیع خزانه، 35 تا 40؛ و در سطح کوچک خزانه، 15 تا 29 سانتیمتر

 عمق مناسب کاشت: 5/0 تا 1 سانتیمتر

بذر برای هر هکتار زمین: 7 تا 9 کیلوگرم (با کیفیت مطلوب)

 زمان انتقال نشاها به زمین اصلی: اواخر شهریور تا اوایل مهر ماه سال بعد(ارتفاع گیاهان در خزانه به 18 تا 20 سانتیمتر)

نحوه کشت: نشاها باید از فاصله 5 سانتیمتری بالای یقه در خاک کشت شوند. در ضمن، برای هر هکتار زمین، 20 هزار بوته نیاز است.

تکثیر رویشی:  از راه ریشه دار کردن ساقه های سبز و جوان یا ساقه های خشبی و انتقال آنها به زمین اصلی

زمان : اوایل شهریور

روش: از پایه های مادری یکساله ساقه های سبز؛ و از پایه های مادری 4 تا 5 ساله ساقه های خشبی به طول 12تا 20 سانتیمتر؛  قلمه ها در عمق 4 تا 5 سانتیمتری، و در ردیفهایی به فاصله 6 تا 10 سانتیمتر با فاصله 2 تا 3 سانتیمتر از یکدیگر

یادآوری: در هر متر مربع از سطح خزانه، می توان 600 تا 800 قلمه کشت کرد.

داشت:
راههای داشت: مهار کردن علفهای هرز قبل از کاشت و تهیه بستر بدون علف هرز،  هرس هوایی گیاهان به طول 8 تا 10 سانتیمتر ، واکاوی و جایگزین کردن بوته های خشک شده، خاک برگردانی بین ردیفها تا عمق 40 - 60 سانتیمتری .

برداشت:
زمان: اواخر بهار (بیشترین مقدار اسانس)

روش: گلها را در کیسه های بزرگ بریزید و برای استخراج اسانس فوری به کارخانه ها تحویل دهید.

 عملکرد گل: در سال اول، رویش 2/0 تا 7/0 تن در هکتار؛ در سال دوم، 5/1 تا 2 تن در هکتار؛ در سال سوم، 3 تا 5/3 تن در هکتار؛ و از سال چهارم به بعد، 5/3 تا 4 تن در هکتار

مقدار: هر 8 تا 10 کیلوگرم گل تازه یک کیلوگرم گل خشک

 مقدار اسانس: در سال دوم رویش، 3 تا 6 کیلوگرم؛ سال سوم، 8 تا 16 کیلوگرم؛ سال چهارم، 15 تا 20 کیلوگرم؛ در سالهای بعد، 20 تا 26 کیلوگرم از هر هکتار زمین.

یادآوری:
یافته ها نشان می دهد که مقدار و کیفیت اسانس با نور رابطه مستقیم دارد. اگر  نور کافی نباشد، از مقدار اسانس گلها و ترکیبهای استری (لینالیل استات) آن نیز کم می شود؛ و گیاهانی که در سایه کشت می شوند - در مقایسه با گیاهان کشت شده در آفتاب - اسانس و ترکیبات استری آنها بترتیب 41 تا 55% کاهش نشان می دهد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 17:17 |

«بومادران» در زمان رویش به اوضاع اقلیمی خاصی نیاز ندارد و در هر اقلیمی می روید. این گیاه در مناطق گرم و آفتابی گلهای بیشتری تولید می کند. خاکهای سبک شنی برای کشت این گیاه مناسب است.

تناوب کاشت:
   بومادران 4 تا 5 سال در زمین باقی می ماند. از این رو، زمینهایی که در آن بومادران کشت می شود باید بدون علفهای هرز چندساله باشد. گیاهانی که دوره رویشی کوتاهی دارند برای تناوب کشت بومادران مناسب اند؛ زیرا پس از برداشت آنها، زمان کافی برای آماده ساختن زمین وجود خواهد داشت.

آماده سازی زمین:
  پس از برداشت محصول قبلی، زمین را شخم متوسطی می زنند؛ و پس از خرد کردن کلوخه ها با دیسک، زمین را صاف می کنند.

روش کاشت:
کشت و تکثیر بومادران با بذور و به 2 روش مستقیم و غیر مستقیم و به شکل رویشی انجام می شود. در کشت مستقیم، بذور را در اواخر تابستان و یا اوایل پاییز در زمین اصلی و در ردیفهایی به فاصله 40 تا 50  سانتیمتر می کارند (برای هر هکتار زمین، به 2 تا 3  کیلوگرم بذر نیاز است).
در کشت غیر مستقیم، بذور را در اوایل بهار در خزانه هوای آزاد و در ردیفهایی به فاصله 5 تا 20 سانتیمتر  می کارند. سپس، در اوایل پاییز، نشاها را در زمین اصلی و در ردیفهایی به فاصله 60 سانتیمتر منتقل می کنند؛ به طوری که فاصله دو بوته روی ردیف 25 تا 30 سانتیمتر باشد. عمق کاشت نباید بیش از 5/0 سانتیمتر باشد.
 تکثیر رویشی بومادران از روش تقسیم بوته و در فصل پاییز انجام می شود و گیاهان 4 تا 5 ساله برای این کار مناسبترند.

مراقبت و نگهداری: رشد نخستین بومادران کند است و آبیاری منظم و مبارزه مکانیکی و شیمیایی با علفهای هرز مزرعه ضرورت دارد.

برداشت:
در کشت غیر مستقیم، چنانچه گیاه در فصل پاییز به زمین اصلی منتقل شده باشد، یک سال پس از کاشت (از سال دوم) به گل می نشیند. در کشت مستقیم، محصول را می توان از سال سوم برداشت کرد.
 در مرحله گلدهی، گیاه بیشترین مقدار ماده مؤثره را دارد. بنابر این، زمان گلدهی بهترین زمان برای برداشت گلها و پیکر رویشی (ساقه و شاخه های جوان) بومادران است. گلها را به همراه دمگل به طول 3 تا 4 سانتیمتر برداشت می کنند.
 اندامهای برداشت شده را در سایه یا با دستگاههای خشک کن الکتریکی در دمای 30 تا 40 درجه سانتیگراد خشک می کنند.
  عملکرد پیکر رویشی متفاوت است و به شرایط اقلیمی محل رویش گیاه بستگی دارد. از سال دوم رویش، مقدار پیکر رویشی خشک شده بین 1 تا 4 تن در هکتار است

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 17:15 |
كرم قوزه پنبه بعلت حمله اين آفت به اندام اقتصادي بوته پنبه از قبيل غنچه،گل و قوزه يكي از آفات مهم پنبه مي باشد. در منطقه گنبد نسل اول اين آفت حدودا" از اوايل بهار بر روي گياهان زراعي تظير نخودمعمولي، نخودفرنگي و گوجه فرنگي تخم گذاري مي نمايد با توجه به مساعد شدن شرايط آب و هوا از نظر رطوبت و گرما وافزايش سطح زير كشت قابل توجه گوجه فرنگي در اين منطقه، جمعيت نسل اول اين آفت فعاليت خود را روي بوته هاي گوجه فرنگي شروع نموده و با ظهور اندام غنچه روي بوته هاي پنبه پروانه هاي نسل دوم كرم قوزه بتدريج ظاهر گشته وبسته به شرايط محيطي گاهي دوره تخمگذاري اين آفت طولاني مي گردد.
در نتيجه در مزارع پنبه مراحل مختلف رشد اين آفت يعني تخم ، لاروريز، متوسط و درشت مشاهده مي شود ودر نهايت تداخل نسل هاي دوم و سوم كرم قوزه در مزارع پنبه بوجود مي آيد. پروانه اين آفت تخم هاي خود را بيشتر روي برگهاي جوان و قسمت انتهائي بوته هاي پنبه مي گذارد و لارو آن پس از خارج شدن از تخم ضمن تغذيه از برگهاي جوان و غنچه به سمت پائين بوته حركت مي كند و پس از رسيدن به مرحله رشد كامل در خاك تبديل به شفيره مي گردد. با توجه به اينكه بوته هاي پنبه تقريبا"به فاصله هر 3 روز گره جديد و برگهاي جوان توليد مي نمايد لذا به فاصله حدود هر 3 روز محل جديد براي تخم گذاري آفت فراهم مي گردد. خروج لارو از تخم با توجه به گرما حدود 3 تا 5 روز طول مي كشد. بنابراين باتوجه به توليد برگهاي تازه تقريبا" به فاصله هر چهار روز در مزارع پنبه و تداوم دوره تخم گذاري وطول مدت رشدو تغذيه لارو، در اين شرايط كنترل اين آفت صرفا"از طريق مبارزه شيميايي بسيار مشكل مي شود.
چگونگي كنترل كرم قوزه با حشره كش ها
مواردي از قبيل انتخاب حشره كش،ميزان مصرف،نحوه مصرف وروش تهيه محلول سم برچگونگي كنترل آفت توسط حشره كش ها تاثير مي گذارند.
1-   انتخاب حشره كش : يكي از موارد مهم ، انتخاب سم حشره كش با توجه به نحوه فعاليت و تغذيه آفت ، جمعيت آفت ، مراحل مختلف رشد آفت مي باشد . چون حشره كش ها از نظر سرعت تاثير ، شدت تاثير و دوام تاثير آنها روي آفت با هم اختلاف زيادي دارند. بعضي از حشره كش ها آفات را بتدريج كنترل مي كنند و از نظر حفظ موجودات مفيد روي مزارع پنبه قابل توجه مي باشند و بعضي ديگر به صورت ضربتي و سريع آفات را كنترل مي كنند و از نظر كاهش جمعيت حشرات مفيد زيان آور مي باشند. در صورت عدم انتخاب صحيح سم در مبارزه با آفت نتيجه مطلوب از كنترل كرم قوزه پنبه بدست نخواهد آمد.
2-   مقدار سم مصرفي در واحد سطح : عامل مهم ديگر در تاثير سم بر روي آفت تعيين ميزان سم مصرفي با توجه به نحوه فعاليت و تغذيه آفت ، تراكم آفت ، چگونگي رشد بوته هاي پنبه و تراكم آنها مي باشد.
3-   تهيه محلول سم : براي پوشش دادن تمام سطوح اندام گياهي از قبيل رو و پشت برگها و غنچه ها ، گل ها و قوزه ها و شاخه ها با سموم حشره كش تعيين مقدار آب لازم براي تهيه محلول سم مي باشد. هر چه آب لازم براي تهيه محلول سم با توجه به نوع سم ، فعاليت آفت و تراكم و رشد بوته ها به نحو صحيح تعيين گردد تاثير حشره كش افزايش مي يابد . ضمنا" كيفيت آب در تهيه محلول سم نيز مهم مي باشد چون دوام حشره كش ها در آب هاي قليائي كاهش مي يابد.
4-   نحوه سمپاشي : با توجه به نحوه فعاليت كرم قوزه كه از قسمت انتهائئ بوته به سمت پائين بوته حركت مي نمايد. لذا لازم است تمام اندام فوقاني ، مياني و تحتاني بوته ها با استفاده از دستگاه سمپاش مناسب با سم حشره كش پوشش داده شوند. سمپاشي غلط موجب كاهش تاثير سم مي گردد.
5-  دوام سم برروي اندام گياهي: با توجه به اينكه بوته هاي پنبه به فاصله تقريبا" هر 3 روز برگها و غنچه هاي جديد مي دهند و دوره خروج لارو از تخم حدودا" 3 تا 5 روز طول مي كشد و لارو ريز به مدت حدود 2 تا 3 روز در اندام فوقاني فعاليت دارد بنابراين مدتي طول مي كشد كه لارو اين آفت خود را به قسمت مياني بوته پنبه برسانددر نتيجه پس از آنكه مدتي كوتاه از سمپاشي گذشت در مزرعه رشد جديد بوجودمي آيد كه سم نخورده است و كاهش تاثير سم حشره كش درقسمت سمپاشي شده بوجود آمده است.
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 7:2 |
شیوه تولید محصولات زراعی و باغی محدودة طرح
الف) مراحل آماده سازی زمین و کاشت:
روشهای متداول کاشت محصول انگور بصورت جوی پشته‌ای و عرقابی می‌باشد که ابتدا در اسفند ماه زمین را شخم زده و با نهرکن یا بیل مکانیکی جوی بعمق cm80 تا m5/1 تهیه می‌کنند و سپس چاله‌هایی جهت غرس نهال را آماده می‌کنند و داخل چاله را با کود حیوانی و یا ماسه بادی و مقداری کود شیمیائی فسفا و پتاس را مخلوط کرده و دخل چاله می‌ریزند. سپس در بهار که هوا مساعد می‌باشد نهال‌های تهیه شده از خزانه یا قلمرو تهیه شده از باغات انگور همجوار را که بین 800 تا 1500 اصله را می‌باشد را داخل چاله گذاشته و خاک پای آنها داده و سپس اقدام و به آبیاری می‌نمایند.
 ب) مرحله داشت :
این مرحله شامل ـ آبیاری ـ مبارزه با علفهای هرز ـ آفات و بیمار می باشد.
ـ در این مرحله کود ازت در فواصل آبیاری که باغات 1 تا 4 ساله معمولاً بین 7 تا 8 مرحله می‌باشد کود ازت جهت رشد رویشی و انگور استفاده می‌گردد و با
ـ همچنین بلحاظ تربیت مناسب بوته انگور به طرف پشته اقدام به هرس فرم در باغات جوان و در باغات من هرس خشک در اسفند و فروردین و سبز در اردیبهشت و خرداد و مرداد ماه صورت می‌گیرد.
ـ همچنین جهت مبارزه با علفهای هرز و اقدام به پیل زنی پای بوته‌ها و پشته‌ها می‌نمایند که با صرف نیروی کارگری زیاد صورت می‌گیرد.
ـ‌با توجه به اینکه آفاتی نظیر تریپس ـ کرم خوشه خوار از عمده آفات این محصول می‌باشد. باغداران در صورت مشاهده آفات فوق ضمن انجام اقدامات پیشگیری و مبارزه مکانیکی و بیولوژیکی بین 2 تا 3 مرحله اقدام به پائینی باغات می‌نمایند.
ج) مرحله برداشت:
معمولاً از 15 شهریور تا به مهرماه زمان برداشت انگور منطقه می‌باشد و با توجه به نوع بهره‌برداری از محصول زمان برداشت متفاوت می‌باشد چنانچه جهت کشمش باشد از 15 شهریور اقدام به برداشت انگور و تبدیل آن به کشمش آفتابی و یا ( که مخلوط 5/2 کیلوگرم پودر کربنات پتاسیم همراه با 1 لیتر روغن استرالیائی در 5 لیتر آب جهت 1 تن انگور مورد استفاده قرار می‌گیرد ) و جهت ارسال به بازارهای فروشه معمولاً از 25 شهریور به بعد شروع می‌گردد.
آبیاری درختان مرکبات و پسته در مناطق جنوبی دره سن جو کیون (آمریکا):
در این مقاله نیاز آبی درختان  در منا طق جنوبی در ه سن جو کیون آمریکا مورد قیاس قرار گرفته است و با توجه به فرمولهای برآورد کننده نیاز آبی گیاهان بررسی ها بعمل آمده است .
آنچه که در این مطالعات مد نظر قرار گرفته است پارامترهای مرتبط با تعیین نیاز آبی می باشد که از جمله  عمده ترین آنها می توان به شرایط اقلیمی، گسترش تاج درختان، ارتفاع گیاه، عمق ربشه، شوری، انتقال افقی گرما اشاره نمود. همچنین در برآورد آب مورد نیاز برای درختان در نظر گرفتن سن و سال و تراکم تعداد درختان در وادحد سطح به عنوان عاملی مهم در تعیین نیاز آبی بشمار می رود که در برآوردها نقش مهمی ایفا می نماید.
از مطالعات و بررسی های بعمل آمده بر روی  دقت  برآورد  نیاز آبی درختان مورد مطالعه نتیجه گیری شده است که برای جلوگیری از انجام آبیاری های اضافی  لازم است قبل از انجام آبیاری با استفاده از ابزارها و وسائل اندازه گیری رطوبت  از وضعیت رطوبتی خاک مطلع شویم و پس از اطمینان کافی از دقت روشها از آنها بهره برداری نمائیم.
این بررسی ها در مورد نیاز آبی درختان پسته نشان می دهد که برغم مقاوم بودن درختان پسته به تنش های خشکی، جهت حصول به محصول مناسب به آب قابل توجهی نیازمند می باشند بطوریکه با توجه به مطالعات گلد همر درختان بارور پسته  در شرایط پسته کاری آمریکا به عمق آب 8/40 اینچ در سال ( 10300 متر مکعب در هکتار سال ) نیازمند می باشند .
  تحلیل :
 استفاده از مقادیر پیشنهادی فاکتور گیاهی و تبخیر وتعرق گیاه مرجع جهت برآورد نبیاز آبی گیاهان هر منطقه کفایت نمی نماید جهت نگرش دقیق تر لازم است به عواملی از قبیل شعاع سایه انداز یا بعبارت دیگر به سطح پوشش باغ توسط درختان، وضعیت شوری آب و خاک، ارتفاع گیاه و ادوکسیون توجه نمود. انجام آبیاری های بیش از حد احتیاجات درختان پسته می تواند سبب آبشویی این عناصر از پروفیل ریشه گردیده وآنها را  از دسترس گیاه خارج نماید لذا در مناطقی که مثلاً با کیفیت های نامطلوب آب مواجه هستیم واز طرفی مشکلات کم آبی را نداریم نبایدبه  آبیاری های بیش از حد مبادرت ورزید
+ نوشته شده توسط در جمعه یکم آذر 1387 و ساعت 7:3 |
در آرايش كشت مخلوط رديفي ، رديف هاي كشت پنبه را با فاصله عريض 80 سانتي متري و فاصله باريك 50 سانتي متري به طور متناوب تعيين و مي كارند و فاصله بوته هاروي رديف كشت 28 تا 30 سانتي متر مي باشد بطوريكه تعداد 3500 بوته پنبه در هر 15/0 هكتار كاشته مي شود. و خربوزه وسط فاصله هاي عريض 80 سانتي متري كاشته شده بطوريكه فاصله رديف هاي كشت خربوزه 3/1 متر خواهند بود و فاصله بوته ها روي رديف 80 تا 70 سانتي متر مي باشد در اين حالت در هر 15/0 هكتار 800 بوته خربوزه خواهيم داشت.

در زمستان نسبت به آماده سازي زمين با انجام شخم و اختلاط كود آلي به مقدار 2500 تا 300 كيلوگرم در هكتار همراه با كودهاي شيميايي مورد نياز اقدام مي كنند.

خربوزه را همزمان با پنبه مي كارند و براي كاشت خربوزه رقم ميان رس با عملكرد بالا انتخاب مي كنند. در هر سوراخ 2 تا 3 عدد بذر خربوزه قرار مي دهند و روي آنها را با دو سانت خاك مي پوشانند.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:12 |
اغلب پديده ريزش غنچه در مزارع پنبه ديده مي شود. ممكن است چند عامل موجب ريزش غنچه هاي پنبه شوند كه عبارتند از : تنش آب ، سايه اندازي ( آب و هواي ابري طولاني مدت ) ، كمبود عناصر غذايي ، دماي بالا ، تراكم زياد بوته ها ، تشكيل قوزه زياد و خسارت حشرات مي باشد.

بعلاوه ، تشكيل سلول هاي زايشي در طول نمو غنچه به شرايط محيطي بسيار حساس هستند . رطوبت و دما ي بالا ، كمبود عناصر غذايي ( مخصوصا" بر ) مي توانند مانع توليد سلول زايشي شوند كه موجب عقيم شدن غنچه گردد كه در نهايت ريزش غنچه را در پي خواهند داشت . اين عقيمي ممكن است تعداد دانه در قوزه و هم چنين تعداد حفره در قوزه را كاهش دهد. گل و قوزه جوان پنبه نيز ممكن است به دلايل همان عوامل ريزش غنچه دچار ريزش شوند . بطور كلي ، بهر حال حساسيت غنچه ، گل و قوزه نسبت به ريزش مي تواند مربوط به سن آنها نيز باشد . احتمال ريزش قوزه جوان در حال تشكيل بيشتر از قوزه از قبل تشكيل شده مي باشد.

منبع مورد استفاده :

Ritchie.G.L. and atal.2004 .Cotton growth and development university of Georgia
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:11 |
وژی پرورش نشاء حصیری طویل به روش هیدروپونیک و نشاکاری آن

تکنولوژی پرورش نشاء حصیری طویل به روش هیدروپونیک و نشاکاری آن

Raising and Transplanting Technology for Long Mat with Hydroponically Grown Rice Seedling

مقدمه:
در ژاپن بیش از 99 درصد تولید برنج به روش نشاکاری بدست می آید. بیشترین روش رایج نشاکاری استفاده از نشاء حصیری است که در بستر خاکی داخل جعبه های نشاءپرورش داده می شود(با طول58سانتی متر و عرض 28 سانتی متر و به عمق 3 سانتی متر). حمل و نقل جعبه های نشاءکار دشواری بوده و مشکلاتی را به همراه دارد که تعدادی از آن در زیر آمده است:
1- وزن یک جعبه نشاءتقریباٌ برابر 6 کیلو گرم می باشد.
2- برای هر هکتار مزرعه شالیزاری حداقل تعداد 200 تا 240 عدد جعبه نشاءنیاز می باشد.
3- در دوره ای که نشاء پرورش می یابد یعنی از زمان بذرپاشی تا مرحله نشاکاری جعبه های نشاء باید بعد از بذرپاشی از بذرپاش به انکیوباتور(تاریکخانه) ، بعد به گلخانه ، با کامیون(وانت بار) به مزرعه اصلی و سپس بر روی ماشین نشاکار جهت نشاکاری حمل می گردد.

پرورش نشاء حصیری طویل به روش هیدروپونیک جهت بهینه سازی نشاکاری برنج و صرفه جوئی نیروی کارگری طراحی شده که این نشاء دارای طول 6 متر و عرض 28 سانتی متر می باشد . در این روش نوین دوره پرورش نشاء 2 هفته بوده که در این مدت ارتفاع گیاهچه به 10 تا 15 سانتی متر خواهد رسید .
نشاء حصیری طویل ترکیبی است از ریشه های در هم پیچیده گیاه و بستری از جنس پارچه پنبه ای بدون تار و پود(نمد مانند) که مقاومت آن در حدی است که میتوان آن را لوله نموده و حمل و نقل کرد.
وزن یک رول از نشاء حصیری حدوداٌ 12 کیلو گرم است و تقریباٌ یکپنجم وزن نشاء حصیری جوانی است که به طور معمول در بستر خاک پرورش داده می شود و با طولی 6 متری برابر با 10 عدد از نشاء حصیری جعبه ای می باشد.



مواد و روش پرورش نشاءحصیری لوله ای
1) بستر خزانه
در این روش نیاز به بستر خزانه ، مخزن کودمایع و یک پمپ جهت انتقال کود مایع به درن بستر خزانه می باشد که در گلخانه نصب می گردد.
بستر خزانه شامل 4 سینی با طول 5/6 متر ، عرض 28 سانتی متر و عمق 6 سانتی متر بوده که از جنس استیل زنگ نزن تهیه گردیده بر روی پایه ای به ارتفاع 60 سانتی متر صورت افقی در کف گلخانه نصب می شود تا کاربر به راحتی و بدون خم کردن کمر بتواند با آن کار کند.
پمپ نیز کود مایع را از درون مخزن در زمان کود دهی پمپاژ نموده و در داخل سینی بستر خزانه به گردش در می آورد.
طرحی از خزانه پرورش نشاء حصیری طویل در شکل 2 نشان داده شده است



) بذرپاشی
پارچه پنبه ای مخصوص را در درون سینی که کاملاٌ خشک و تمیز می باشد پهن نموده و توسط دو صفحه شانه مانند در ابتدا و انتها محکم می گردد. سپس کود مایع در خزانه پمپاژ شده و به گردش در آمده و بذر جوانه دار برنج بر روی بستر سینی توسط یک ماشین بذر پاش خودگردان همانطور که در شکل 2 مشاهده میگردد پاشیده می شود.
مقدار بذر معمولاٌ حدود 100 تا 250 گرم به انداره واحد سطح یک جعبه نشاء(58×28 سانتی متر) که در روش معمول برای پرورش نشاء جعبه ای مصرف می گردد در نظر گرفته می شود و برای سطح بستر این نوع از خزانه (600×28 سانتی متر) برابر 1034 تا 2586 گرم است.ریشه های نشاء برنج در داخل پارچه پنبه ای نفوذ کرده و در هم می پیچد و حصیری رابوجود می آورد این حصیر بوجود آمده از ریشه های در هم پیچیده گیاهچه ها و بستر پارجه ای آنقدر قوی است که در زمان حمل و نقل و لوله نمودن خسارتی نمی بیند. بذور برنج داخل سینی بستر خزانه بلافاصله بعد از بذرپاشی و گیاهچه های 2 هفته بعد از بذرپاشی در شکل 3 مشاهده میگردد.



) کودهی و کنترل دمای محیط گلخانه
در 5 روز اول بعد از بذرپاشی آب خالص بدون کود در بستر خزانه به گردش در می آید و سپس کود را که این کود با نامهای اوتساکو1 و اوتساکو2 به صورت تجاری در بازار موجود بوده و بیشتر جهت کشت سبزیجات به روش هیدروپونیک استفاده می گردد را در آب داخل تانک حل نموده و بوسیله پمپ در بستر سینی خرانه به گردش در می آوریم در ضمن هدایت الکتریکی کود مایع بایدحدود 3/1 تا 4/1میلی موس بر سانتی مترباشد که هر روزه تنظیم می گردد. (EC) درجه حرارت آب بستر خزانه با درجه حرارت محیط گلخانه باید با هم هماهنگ باشدکه توسط هیتر و تهویه جهت پرورش نشاء تامین می گردد.




4) لوله کردن نشاء
پارچه ای که برای بستر خزانه نشاء در نظر گرفته شده با توجه به طول 6 متری که داردباید خاصیت لوله شدن را داشته باشد تا حمل و نقل آن به مزرعه اصلی وبارگیری بر روی ماشین نشاکارراحت صورت پذیردکه مراحل این کار به صورت زیراست:
1) فشردن گیاهچه ها به سمتی که می خواهیم آن را لوله نمائیم بوسیله یک سیلندر استوانه ای شکل با وزن تقریبی 15 کیلو گرم.
2)گذاشتن صفحه ای با طول 60 سانتی متر ، عرض 5/27 سانتی متر و وزنی معادل 3 کیلو گرم از جنس استیل بر روی گیاهچه های فشرده تا به صورت اولیه برنگردد.
3)لوله کردن نشاء حصیری به حول یک لوله به قطر 15 سانتی متر با دست یا یک ماشین که برای این عمل طراحی گردیده.
5)بستن نشاء لوله شده در داخل یک لفاف پارچه ای. قطر و وزن تقریبی نشاء حصیری لوله شده با طول 6 متر به ترتیب برابر با 40 تا 50 سانتی متر و 12 کیلو گرم است.
مراحل فوق در شکلهای 7 ، 8 و 9 نشان داده شده است.



گذاشتن صفحه فلزی بر روی نشاء ها

رول نمودن نشاء حول یک لوله به قطر 15 سانتی توسط دستگاه.


در مقایسه ای که بین نشاء حصیری لوله ای پروش یافته به روش هیدوپونیک و نشاء حصیری پرورش داده شده در بستر خاکی از نظر وزن صورت گرفت نتیجه بدست آمده حاکی از آن بوده که وزن نشاء به روش جدید برابر یک پنجم وزن نشاء در بستر خاک با طول برابر 6 متر بوده است. در شکل 9 این مقایسه نشان داده شده است.

بهینه سازی ماشین نشاکار برنج برای نشاکاری نشاء حصیری طویل
یک ماشین نشاکار 6 ردیفه که اخیراٌ ساخته شده بود جهت کاشت نشاء لوله ای در مزارع شالیزاری بازسازی گردید.تعدادی ضمائم جهت قرار دادن نشاهای لوله ای بر روی نشاکار دارای 6 سکو ساخته و نصب شد.توانایی تسمه های تعذیه نشاء جهت دستیابی به یک تغذیه مطمئن و یکنواخت با تعبیه یک غلطک محرک بعلاوه غلتکهای تحتانی و فوقانی افزایش یافت.
ظرفیت مخزن کود با اضافه نمودن ارتفاع آن دو برابر افزایش یافت تا از تکرار دفعات کودهی توسط نشاکار کاسته شود و در ضمن دو عدد پایه نیز در دو طرف راننده جهت حمل 8 عدد نشاءحصیری لوله ای اضافی تعبیه گردید.
این ماشین نشاکار با سرعتی معادل 13/1 متر بر ثانیه در صورتی که از نشاء حصیری لوله ای استفاده گردد میتواند 5/0 هکتار از مزرعه شالیزاری را در یک ساعت نشاکاری نماید
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:10 |
ذرت گیاهی از گروه غلات می باشد که امروزه نقش مهمی را در تولیدات کشاورزی دنیا داشته و رتبه بالایی را دارد . رشد سریع جمعیت در کشور ها و نیاز روز افزون به مواد غذایی ، ضرورت افزایش تولیدات کشاورزی را مشخص می سازد .
 
نام انگلیسی                                                             Corn
نام علمی                                                          Zea mays
 
1 : تاریخچه ذرت در جهان و در ایران.
ذرت از گیاهان بومی امریکای مرکزی و جنوبی است و سابقه کشت آن در دیگر نقاط چندان طولانی نیست. در واقع در زمانی که کریستف کلمب قاره امریکا را کشف کرد با این گیاه مواجه شد و آنرا mais نامید زیرا ذرت توسط سرخ پوستان قبیله ماهیز ( mahis ) کشت می شود . سال ها بعد لینه نیز این اسم را تایید نمود و آن را ثبت کرد. از این گیاه در گذشته نیز برای تغذیه انسان، پرندگان و دام ها استفاده می شده است.
 
بر طبق برخی از گزارشات باستان شناسی، مشخص شده است که در حدود 4500 سال پیش این گیاه در کشور های امریکای جنوبی کشت می شده است .
 
ذرت در سال 1519 توسط فرناندوکورتز از امریکای جنوبی به اسپانیا وارد شد و بعد از آن جا به اروپا رفت. کشاورزان اروپایی به اهمیت و ارزش غذایی ذرت پی برده و زراعت آن در سراسر اروپا رواج یافت. در اوایل قرن 16 و با آغاز اشغال کشور های فقیر توسط اروپاییان، ذرت توسط پرتغالی ها به افریقا، هند و چین برده شد.
 
تاریخچه دقیق ورود این گیاه به ایران نیز دقیقا ً مشخص نمی باشد و درباره نحوه ی ورود آن به ایران گفته ها متفاوت است. برخی معتقدند که ذرت توسط پرتغالی ها از جنوب ایران وارد شده است و ابتدا در همان جا کشت می شده است. برخی دیگر نیز ورود ذرت را به دوران شاه اسماعیل صفوی نسبت می دهند. با توجه به این که در قدیم نام این گیاه در ایران گندم مکه بوده است و در حال حاضر در آذربایجان نیز این گیاه را گندم مکه می نامند، عده ای عقیده دارند که ذرت توسط حجاج ایرانی از عربستان به ایران آورده شده است.
 
زراعت این گیاه در ایران تا چندین سال پیش کم تر مورد توجه بود و اکثرا ً آن را به عنوان زراعت فرعی کشت می کردند. اما در سال های اخیر با توجه به پی بردن به نقش مهم این گیاه در تأمین غذای انسان، دام و طیور، سطح زیر کشت آن شدیدا ً افزایش یافته و به عنوان یکی از زراعت های مهم و اصلی مطرح شده است.
 
از طرف دیگر در سال های اخیر مرکز تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر در صدد تولید ارقام هیبرید ذرت در داخل کشور برآمده که نتایج موفقیت آمیزی هم به دست آمده است.
 
2 : گیاهشناسی ذرت.
ذرت گیاهی است یک پایه ( Monoecious ) بدین معنی که گل های نر و ماده جدا از هم ولی بر روی یک پایه قرار دارند. گل های ماده ذرت از جوانه ای که در قاعده غلاف برگ وجود دارد تولید می شود. محور سنبلچه های ذرت بعد از تکامل تبدیل به مغز بلال ( چوب محور بلال ) شده که در روی محور بلال سنبلچه های متعددی طولا به طور جفت قرار می گیرند که هر کدام دارای دوگل مونث می باشند.
 
از محل تخمدان میله بلند و باریکی بنام خامه ( Style ) خارج می گردد که در روی آن کلاله ( Stigma ) ظریف و کرکداری وجود دارد. این میله بلند از راس پوسته دور بلال خارج و ظاهر می گردد. اولین میله خامه از تحتانی ترین قسمت بلال و آخرین آن از قسمت انتهایی بلال خارج می شود. میله خامه احتیاج به مدت زمانی در حدود 5 تا 10 روز برای تشکیل یا تولید دارد . میله خامه در تمام طول خود مستقیما ً می تواند گرده های مذکور را بپذیرد و تعداد بلال های ذرت در هر گیاه بسته به واریته های مختلف، کاملا ً متفاوت بوده و بین یک تا 12 عدد نوسان دارد. آلت نر ذرت در انتهای ساقه اصلی به صورت خوشه و خوشه های فرعی قرار دارد که در روی این خوشه یا خوشه های فرعی دو سنبلچه یکی بلند و دیگری کوتاه به طور منظم قرار گرفته است یک پایه و در نتیجه به علت جدا بودن اعضای زایشی گرده افشانی آن به طور غیر مستقیم بوده و گرده های گل بوسایل مختلف بر روی اعضای مونث انتقال پیدا می کنند.
 
گرده های ذرت تقریبا ً در تمام ارقام یک تا پنج روز قبل از ظهور اعضای مذکور می رسند. گل کردن ذرت چند روزی به طول می انجامد. بعد از آنکه میله پرچم خارج گردید، از کیسه گرده مقادیر خیلی زیادی گرده های سبک آزاد می گردد. آن طور که محاسبه شده است گیاه ذرت برای گل های ماده حدود 25000 دانه گرده تولید می کند. گرده افشانی غیر مستقیم ذرت بیشتر توسط باد صورت می گیرد و باد می تواند تا چندین کیلومتر گرده ها را منتقل نماید. گرده های منتقل شده در روی کلاله بلافاصله شروع به جوانه زدن نموده ولی فقط یک میله گرده بعد از 20 دقیقه به تخمدان می رسد. تحت شرایط عادی مدت 24 ساعت زمان لازم است تا عمل باروری یک بلال به صورت کامل صورت گیرد .
 
دانه ذرت میوه ایست گندمه ( Caryopsis ) و پوسته آن فقط شامل پوسته میوه (  Pericarp) است. ذرت دارای ساقه های راست و مستقیم می باشد. برگ های ذرت شبیه سایر غلات شامل پهنک برگ و غلاف است. غلاف برگ ذرت ساقه را در آغوش می گیرد و طول برگ به 80-30 و حتی 150 سانتی متر و عرض آن در حدود 10 سانتیمتر و ضخامت آن در حدود 2 میلیمتر است. ذرت قدرت پنجه زدن ندارد و دارای ریشه های قوی و انبوه ولی سطحی است که اختلاف عمق ریشه می تواند به استقامت یا خوابیدگی آن کمک نماید. باید ارتفاع بوته های ذرت را به گونه یا زود رسی آن نسبت داد مثلا ً ارقام زود رس 90 سانتی متر و پاپ کورن 30 تا 50 سانتی متر ارتفاع دارد. ضخامت ساقه ذرت در حدود 3 سانتی متر بوده و حدود 8 تا 12 و گاهی 14 میان گره دارد . میان گره های قاعده ساقه کوتاه و نسبتا ً ضخیم است، در حالیکه میان گره های انتهایی ساقه بلند و ضخیم تر می گردد . تعداد برگ های ذرت بین 8 تا 48 بوده که به طور متوسط 12 تا 18 عدد است . واریته های زودرس تعداد برگ کم تر و ارقام دیررس برگ بیشتری دارند. ریشه اولیه ذرت ( Seminal Root ) که بعد از جوانه زدن تولید می شود 5-3 عدد است و ریشه ثانوی که از گره هایی در عمق 5-3 سانتی متری زیر خاک خارج می شوند 15 تا 20 برابر بیشتر از ریشه های اولیه ذرت است. ریشه های دیگری از ساقه ذرت که خارج از خاک است تولید می گردد و وارد خاک می گردند . بعضی مواقع دیده شد است که ریشه های ذرت به 3-2 متری هم نفوذ کرده اند. ریشه های ذرت بعد از کاشت هم به طرف پایین و هم به اطراف پراکنده شده و طول آن ها بعد از کاشت پس از گذشت چهار هفته به 60 سانتی متر می رسد. رنگ دانه ذرت بسته به واریته های مختلف متفاوت است و از سفید، زرد، قرمز، ارغوانی تا سیاه تغییر می کند . بعضی از دانه های ذرت دارای اندوسپرم سخت بوده که مشخص کننده پروتئین زیاد تر است. بعضی از دانه ها دارای اندوسپرم نشاسته ای هستنتد که نرم و آردی می باشند.
 
3 : اهمیت اقتصادی و غذایی ذرت.
سطح زیر کشت، میزان تولید در هکتار و مقدار مصرف ذرت، در طی سال های اخیر در اغلب کشور های جهان افزایش شدیدی یافته به نحوی که در بین غلات مقام سوم را پس از گندم و برنج کسب نموده است.
 
مهم ترین کشورهای تولید کننده ذرت شامل امریکا، آرژانتین، برزیل، کلمبیا، مکزیک، رومانی، فرانسه و ... می باشند. با توجه به این که ذرت دارای مواد قندی و نشاسته ای زیاد بوده و مقدار تولید محصول آن نیز بالا است، یکی از بهترین نباتات علوفه ای برای مصرف به صورت تازه یا سیلویی می باشد .
 
از ذرت در موارد گوناگونی استفاده می شود که به طور خلاصه به آن اشاره می کنیم:
 
* تغذیه حیوانات:
با توجه به غنی بودن این گیاه از پروتئین و مواد قندی، برای دام ها بسیار مفید بوده و 80 تا 85 % تولید هر کشور به مصرف تهیه ذرت سیلویی یا علوفه سبز تازه برای تغذیه دام می رسد .
 
ذرت علاوه بر نشاسته دارای مقدار زیادی اسید های آمینه، لیزین، پروتئین، مواد معدنی و سلولزی بوده که نسبت آن ها به طور تقریبی به صورت زیر می باشد:
 
نشاسته حدود 74-52 درصد،
مواد چربی حدود 12-2 درصد،
سلولز حدود 3/2-7/1 درصد،
مواد ازته حدود 16-5/5 درصد،
مواد معدنی حدود 4-5/0 درصد و
رطوبت حدود 15-13 درصد.
 
* تغذیه پرندگان:
دانه ذرت یکی از مهمترین دانه های انرژی زا بوده و به همین دلیل از آن در تغذیه پرندگان گوشتی و تخمگذار و نیز پرورش جوجه اردک و غاز استفاده می شود. ذرت های دانه سفید برای تغذیه پرندگانی مثل غاز که گوشت سفید آن ها مهم است مصرف می شوند.
 
* مصارف صنعتی:
از ساقه ذرت در صنایع کاغذ سازی، مقوا سازی و ... استفاده می شود. نیز از آرد و جوانه ذرت استفاده های زیادی می شود و چون جوانه آن دارای مقدار زیادی روغن و نیز ویتامین E و ... می باشد، در صنایع روغن کشی از آن استفاده می گردد. از دیگر مصارف ذرت می توان به تهیه گلوتن خوراکی، پلاستیک سازی، صابون سازی، غذای کودکان، صنایع الکل گیری و تولید مالت اشاره نمود .
 
4 : آب و هوا و شرایط اقلیمی:
ذرت بر خلاف گندم و جو احتیاج به گرما و حرارت زیاد خورشید دارد. مناطقی که تابستان گرم و تابش نور خورشید کافی و پاییز خشک دارند بهترین عملکرد را از نقطه نظر تولید دانه دارند. در صورتیکه حداقل درجه حرارت زمین به 6-10 درجه سانتیگراد برسد ذرت جوانه می زند و بهترین رشد را در حرارت هوای طبیعی 20-30 درجه دارد . ذرت بعد از سبز شدن تحمل درجه حرارت حدود صفر را ندارد و از آن صدمه شدید می بیند . بعضی از واریته ها ذرت مثل ذرت دندان اسبی در عرض مدت 90 روز محصول تولید می کنند ولی اصولا ً طول دوره رشد و نمو برای تولید محصول 110 الی 130 روز می باشد. ذرت در طول مدت رشد و نمو احتیاج به رطوبت کافی دارد و میزان بارندگی 600 تا 700 میلیمتر با پراکندگی مناسب زمانی ، برای رشد و نمو ذرت کافی می باشد. تولید یک کیلوگرم ماده خشک ذرت به حدود 315-415 لیتر آب احتیاج دارد .
 
ذرت در عرض های جغرافیایی مختلف به جز در مناطقی که زیاد سرد بوده و یا دوره ی رشد و نمو در آن ها کوتاه است به عمل می یاید. ذرت در عرض جغرافیایی 56 و 58 درجه شمالی در کشورهای اسکاندیناوی و 42 درجه جنوبی در کشور نیوزیلند به خوبی عمل میاید. طبق آزمایش انجام شده در کرج مدت جوانه زدن تا رسیدن ذرت در خصوص ارقام نیمه زود رس حدود 120 روز با مجموع درجات حرارت ( GDD ) ۳۱۲۷ سانتی گراد با متوسط درجه حرارت روزانه 42/25 سانتی گراد و ارقام نیمه دیررس حدود 138 روز با مجموع درجات حرارت 3780 سانتی گراد با متوسط درجه حرارت روزانه 98/28 سانتی گراد می باشد .
 
یکی دیگر از عوامل محیطی بسیار مهم برای رشد ذرت، نور می باشد. بنابراین در مناطقی که در دوره رشد ذرت نور کافی وجود نداشته باشد رشد کند شده، گیاه دیررس می شود و در ارقامی که برای تولید دانه یا بذر گیری کشت شده اند، به علت کاهش فتوسنتز کمیت و کیفیت دانه ها و بذور نیز کاهش می یابد.
 
5 : خاک.
کاشت ذرت در خاک هایی که دارای عمق کافی ، نرم و قابل نفوذ باشند امکان پذیر است هم چنین لازم است تهویه در خاک به خوبی انجام شده و از نظر آهک و هوموس غنی بوده و حرارت کافی داشته و دارای مقادیر زیادی مواد کلوئیدی به ویژه هوموس باشند . زمین های خیلی سبک و خیلی سنگین برای کاشت ذرت مناسب نیستند . این نوع زمین ها را باید به وسیله ی کودهای حیوانی و سبز اصلاح نموده ، سپس اقدام به کاشت ذرت کرد . زمین های رسی هوموسی و زمین های رسی شنی که عمق کافی داشته باشند برای کاشت این گیاه مناسب اند . مناسب ترین و بهترین pH برای رشد و نمو ذرت برابر 5/5 تا 5/6 است و در خاک هایی که pH آن ها بین 6 تا 7 باشد قادر به رشد بوده و محصول قابل توجهی تولید می نماید .
 
6 : آماده کردن زمین.
زمینی که برای کاشت ذرت انتخاب می گردد ، لازم است پس از برداشت محصولی که درتناوب قبل از ذرت قرار گرفته ، زمین را به طریقی آماده نمود که ذرات خاک کاملا ً یکنواخت شده ، عمق خاک نیز در تمام قسمت های زمین یکسان و رطوبت کافی در اعماق زمین موجود بوده و در تمام قشر زراعتی خاک مواد غذایی کافی وجود داشته باشد. علاوه بر مسائل فوق زمین نیز به سهولت گرم شده و ریشه گیاه به سادگی در خاک گسترش یافته و به عمق کافی و مناسب خاک نفوذ نماید .
 
بدین منظور پس از برداشت محصول زراعت سال قبل ، زمین را شخم زده و برای آن که ریشه ذرت به خوبی و به سهولت در خاک نفوذ کرده و رطوبت و مواد غذایی کافی بتواند جذب نماید ، عمق شخم پاییزه نباید کمتر از 25 سانتی متر باشد . در اواسط و یا اواخر پاییز مقدار 30 تا 40 تن کود دامی پوسیده در هر هکتار در زمین پخش نموده و با شخم متوسط آن را زیر خاک کرده و در بهار و در زمان کاشت بذر ، عملیات تکیملی تهیه زمین را انجام داد . در زمان کاشت و در صورت لزوم ، باید زمین را بار دیگر شخم زده سپس توسط دیسک و هرس و یا تیلر بستر بذر را کاملا ً آماده نمود .
 
در خاک هایی که آفاتی مانند کرم طوقه بر ، کارادرینا و غیره وجود داشته باشند می توان با استفاده از سموم مختلف مانند آلدرین و غیره به نسبت 3 تا 4 کیلوگرم در هکتار از ماده موثر خاک را قبل از کاشت بذر و هنگام آماده کردن زمین ضد عفونی نمود .
 
7 : تأثیر عناصر مختلف بر ذرت و علائم کمبود آن ها.
ازت (N) : باعث افزایش مقدار پروتئین دانه ، رشد اندام های هوایی و هم چنین باعث افزایش عملکرد می شود . درصورت کمبود برگ های پیر از قسمت نوک شروع به زرد شدن کرده و در امتداد رگبرگ میانی به شکل V پیش می رود .
 
فسفر (P) : به زود رسیدن ذرت کمک می کند . در نتیجه باعث می شود که گیاه از تنش رطوبتی و گرمایی ، که در مرحله گرده افشانی صورت می گیرد ، آسیب نبیند و اگر گیاه دچار کمبود شود برگ ها سبز تیره مایل به بنفش شده ، خوشه ها کوچک می شوند و دانه ها نا منظم می رسند .
 
پتاسیم (K) : باعث افزایش طول دوره پر شدن دانه می شود و به رسیدگی یکنواخت و افزایش تعداد دانه در خوشه کمک کرده و ورس را کاهش می دهد. در صورت کمبود پتاسیم برگ ها نسبتا ً دراز و چروکیده شده و خطوط زرد طولی زیر برگ ظاهر می شود . حاشیه برگ ها سوخته و قهوه ای شده ، خوشه ها کوچک باقی مانده و دانه تشکیل نمی شود .
 
روی (Zn) : به افزایش ماده خشک گیاه کمک نموده و اگر گیاه دچار کمبود روی شود نوارهای کلروز روی برگ ایجاد شده و برگ ها پیچ خورده می شوند .
 
بر (B) : به تشکیل دانه گرده کمک کرده و در ساخت دیواره سلولی نقش مهمی ایفا می کند . در صورت کمبود، رشد گیاه کاهش یافته ، کوتولگی بوجود آمده و میزان تولید دانه کم می شود .
 
مس (Cu) : در تشکیل لیگنین و ایجاد دیواره سلولی قوی گیاه کمک می کند و مقاومت گیاه را در مقابل پژمردگی افزایش می دهد . در صورت کمبود مس ، رشد گیاه کاهش یافته ، برگ ها زرد و پژمرده می شوند .
 
8 : عوامل مهم در انتخاب بذر مناسب.
انتخاب بذر مناسب در هر محیط که این گیاه کشت می گردد ، یکی از عوامل مهم و اولیه موفقیت در تولید محصول ذرت می باشد که از نظر کمیت و کیفیت دارای خصوصیات بسیار مناسبی باشد . بنابراین بذری که برای کاشت انتخاب و آماده می گردد . باید دارای شرایط زیر باشد :
 
* بذر انتخاب شده باید تازه بوده و از محصول سال قبل حاصل شده باشد . از کاشت بذر کهنه که فاقد قوه نامیه کافی باشند می باید خودداری گردد . هم چنین بذر شکسته نباشد.
 
* سرعت و قدرت تولید جوانه آن زیاد باشد.
* نسبت به زودرسی نسبی گیاه در هر منطقه توجه کامل به عمل آید .
* در مناطق معتدل و یا سرد ، در مقابل سرمای اوایل بهار مقاوم باشد .
 
* هر گاه ذرت به منظور تهیه علوفه سیلویی جهت تغذیه حیوانات کاشته می شود ، علاوه بر آن که مقدار محصول آن باید قابل توجه و زیاد باشد ، از نظر کیفیت نیز لازم است کاملا ً مناسب باشد .
 
* مقاوم به خشکی بوده و در مناطق گرم و خشک درمقابل کم آبی و خشکی مقاومت داشته باشد .
 
* در مقابل حمله آفات و بیماری های مختلف و احتمالی شایع در منطقه مقاوم باشد .
* مقاوم به ورس باشد .
 
* مقدار محصول آن در واحد سطح زیاد بوده و از نظر اقتصادی کاشت آن مقرون به صرفه باشد .
 
* کیفیت دانه آن خوب بوده و از نظر مقدار پروتئین و درصد روغن مناسب و مورد توجه باشد .
 
* بذر انتخاب شده کاملا ً خالص و یکنواخت باشد .
* بذر مورد کاشت به طور کامل بوجاری شده و فاقد هر گونه بذر علف هرز و مواد خارجی می باشد .
 
* ضد عفونی بذر : پس از انتخاب بذری که دارای شرایط بالا باشد ، برای جلوگیری از سرایت بیماری های قارچی ، می باید بذر را با سموم مختلف قارچ کش جهت جلوگیری از انتشار بیماری ها ضدعفونی نمود .
 
9 : زمان کاشت ذرت.
کاشت ذرت در مناطق مختلف تابع شرایط آب و هوای منطقه می باشد . در فصل بهار هنگامی که خطر یخبندان های بهاره مرتفع گردید ( در مناطق معتدل و سرد ) و زمین به اندازه کافی گرم شد ، می توان بذر کاری را شروع کرد . در موقع کشت بذر لازم است نسبت به درجه حرارت محیط توجه شود ، به طوری که معدل درجه حرارت روز کمتر از 10 تا 12 درجه سانتی گراد نباشد . زیرا هر گاه در زمان کاشت بذر درجه حرارت کم تر از 10 درجه باشد ، تولید جوانه به کندی انجام شده و در صورتی که درجه حرارت به 6 درجه کاهش یابد جوانه زدن متوقف می شود . در فصل بهار می باید دقت لازم به عمل آید تا بذر در زمان مناسب کاشته شود ، زیرا علاوه بر آن که برای رشد و نمو اولیه خود از هوای معتدل بهار استفاده خواهد نمود . در ماه های گرم تابستان نیز محصول در معرض گرما و باد های گرم قرار نگرفته و زودرس نیز خواهد شد . بنابراین کاشت بی موقع و در زمان غیر مناسب در فصل بهار دارای معایب زیادی است که مهمترین آن ها عبارتند از :
 
الف- معایب کاشت زودتر از موعد مقرر در بهار:
* احتمال ریزش رگبار و یا تگرگ وجود دارد .
* رشد علف های هرز در اوایل بهار بیشتر می باشد .
* در اوایل بهار در اثر بارندگی های مداوم ، سله زیادی در خاک بوجود می آید .
* احتمال حمله برخی از آفات به خصوص کارادرینا و آگروتیس وجود دارد .
* به علت وجود رطوبت نسبی زیاد تر احتمال ابتلا به بیماری های قارچی زیاد تر می باشد .
* به علت عدم وجود گرمای مناسب بذر دیرتر جوانه تولید می نماید .
 
ب- معایب کشت دیرتر در بهار:
* به علت افزایش درجه حرارت ، مصرف آب بیشتر خواهد بود .
* بتدریج گرما و خشکی زیادتر شده و سطح آب زیرزمینی پایین تر خواهد گرفت .
* حمله لاروآگروتیس ( کرم طوقه بر ) زیادتر می باشد .
* برداشت در اواخر تابستان و یا پاییز دیرتر انجام خواهد گرفت .
 
10 : عملیات کاشت.
پس از اتمام عملیات شخم و تکمیل تهیه زمین ، با در نظر گرفتن درجه حرارت محیط ، بخصوص هنگامی که حرارت خاک تا عمق 5 سانتی متری به حدود 9 تا 10 درجه سانتی گراد رسید می توان نسبت به کاشت بذر اقدام نمود . مقدار بذر مورد نیاز جهت کاشت برای هر هکتار زمین زراعتی تابع عواملی ماند روش کاشت ، بافت خاک ، زمان کاشت و شرایط جوی محیط ، نوع علوفه و یا فرآورده تولیدی ( علوفه سبز تازه ، تولید دانه و غیره ) و مقدار آب و ریزش باران می باشد .
 
تعداد بوته در واحد سطح بستگی به زودرسی و دیررسی رقم ، شرایط جوی ، بافت خاک و ... دارد . تعداد بوته مورد نیاز در واحد سطح یا در هر هکتار زمین زراعتی حداقل حدود 45 هزار و حداکثر 90 تا 100 هزار بوته می باشد و برای هر متر مربع زمین 5 تا 10 بوته باید در نظر گرفته شود . هر چه بذر ذرت در عمق بیش تری از خاک قرار بگیرد ، به همان نسبت مدت زمان زیاد تری لازم است تا بذر جوانه تولید کرده و جوانه آن از خاک خارج شود .
 
برای آن که بذور کاشته شده به طور یکسان و در یک زمان جوانه تولید کرده و همگی با هم از خاک خارج شوند ، بهتر است کاشت به صورت هیرم انجام شود تا رطوبت در تمام قسمت های زمین یکسان بوده و بذور با جذب رطوبت برابر ، با هم جوانه تولید نمایند . هر گاه ذرت به صورت خشکه کشت گردد تلفات بذر زیاد بوده و مزرعه به طور یکنواخت جوانه تولید نمی کند . دانه ذرت مانند سایر غلات ، هر گاه در شرایط مساعد خاک قرار گیرد ریشه و جوانه اولیه آن خیلی زود و در مدت 5 تا 7 روز از خاک خارج می گردد و پس از خروج ، سرعت رشد بوته آن زیاد است و بزودی سطح مزرعه را فرا گرفته و به رشد خود ادامه می دهد .
 
در زراعت های مکانیزه خطی که کاشت به وسیله بذرکار انجام می شود ، مقدار بذر مورد نیاز در مورد ذرت دانه ای حدود 15 تا 20 کیلوگرم و در مورد ذرت علوفه ای سیلوئی حدود 20 تا 25 و حداکثر 30 کیلوگرم در هر هکتار می باشد . در زراعت های کرتی که بین ردیف های کاشت و بوته ها ، فاصله ای در نظر گرفته نمی شود در هر هکتار حدود 30 تا 50 و گاهی اوقات 80 کیلوگرم بذر کشت می گردد .
 
در زراعت های مکانیزه اگر از نوع ذرت علوفه ای برای تهیه علوفه حیوانات به صورت سبز استفاده شود ، مقدار بذر بین 50 تا 80 و گاهی 100 کیلوگرم در هکتار می باشد . در زراعت های مکانیزه که کاشت بذر توسط بذرکار و روی خطوط مشخص و با فاصله مناسب انجام می شود ، بهتر است عملیات بذر افشانی و پخش کود شیمیایی ، بویژه کود فسفره ( فسفات آمونیم ) همزمان صورت گیرد. در این صورت فواصل خطوط کاشت از حدود 70 تا 90 سانتی متر و فاصله ی بوته های در روی خطوط 15 تا 20 سانتی متری خواهد بود در مورد انواعی که برای تهیه علوفه سبز بکار می روند فواصل بین بوته ها 5 و بین ردیف ها 20 تا 25 سانتی متر باید در نظر گرفته شود و در نتیجه در هر هکتار حدود 100000 بوته بوجود خواهد آمد . از طرف دیگر هر گاه قسمتی از کود ازته مورد نیاز قبل از کاشت و همراه با دیسک زیر خاک شود و بقیه آن هنگامی که گیاهان جوان دارای 6 تا 7 برگ می باشند به صورت سرک در سطح زمین پخش گردد ، نتیجه بهتری حاصل شده و گیاهان می توانند از مواد مختلف اضافه شده به زمین کاملا ً استفاده نمایند .
 
11 : برداشت ذرت، زمان و وسایل آن.
برداشت ذرت بسته به نوع مصرف و موارد استفاده متفاوت است . چنانچه برداشت جهت دانه باشد باید برگ های روی بلال خشک کاغذی شده و رنگ زرد روشن بخود گرفته باشد که معمولا ً8-7 هفته بعد از گل کردن صورت می گیرد . سطح خارجی دانه های رسیده صاف و درخشنده و محتوی دانه باید در موقع برداشت سخت شده باشد . بلال های رسیده با این وصف حدود 10 تا 40 درصد آب دارند . برداشت ذرت مانند سایر غلات دارای وقت معین نبوده ولی باید دقت لازم را در زمان خشک شدن دانه ها مبذول داشت . ذرت دانه ای موقعی رسیده است که با فشار ناخن روی دانه های درخشنده فرو رفتگی ایجاد نشود .
 
برداشت ذرت سیلوئی زمانی صورت می گیرد که رنگ دانه ها زرد و محتوی آن دارای مایع شیری رنگ بوده یا اواخر مرحله خمیری باشد . بعد از برداشت ذرت دانه ای دانه های بلال محتوی آب زیادی بوده و احتیاج به خشک کردن دارند بنابراین لازم است پس از برداشت رطوبت را به 15 % برسانند تا در موقع انبار کردن صدمه ای به بذر ها نرسد . دانه هایی که 12 تا 14 درصد آب دارند قابل انبار نمودن می باشند . در موقع رسیدن بلال را از بوته قطع کرده و از پوست در آورده و در انبار پهن یا آویزان می کنند تا بتدریج خشک شود . در موقعیکه رطوبت بلال به کمتر از 25 % رسید، دانه ها را از محور بلال جدا می کنند . میزان محصول دانه بر حسب سال ، زمین و گونه ذرت متفاوت می باشند و در حدود 12-1 تن در هکتار می توان برداشت نمود . در برداشت ذرت دانه ای نوسانات زیادی وجود دارد که مثلا ً ممکن است برداشت از 20-1 تن در هکتار تغییر کند . چنانچه ذرت هنوز دارای 40 % - 30 % آب باشد یعنی کاملا ً نرسیده و محتوی داخل دانه هنوز سفت و جامد نگردیده باشد یا خمیری باشد می توان آنرا با ماشین های مخصوصی درو و خرد کرده و بعنوان علوفه مورد استفاده قرار داد . قطعات مورد استفاده در سیلو باید طول خیلی کوتاهی داشته باشند . مجموع عملکرد و محصول ذرت سیلوی علوفه ای در حدود 100-30 تن در هکتار می باشد . معمولا  بهتر است درو  را قدری دیرتر یعنی پس از گل کردن و هنگام تشکیل دانه انجام داد . به طور کلی باید دانست که برداشت محصول ذرت هنگام گل کردن حداکثر عملکرد را نمی دهد زیرا پس از گل کردن مجددا  مقداری مواد غذایی از خاک وارد گیاه می شود و ساقه و شاخه و برگ برشد خود ادامه می دهند و قسمت خشبی به نوبه خود افزایش می یابد ولی علوفه ای که بدست میاید به مرغوبیت علوفه ای نیست که در موقع گل کردن برداشت می شود . ذرت علوفه ای سبز به بذر هایی گفته می شود که قبل از تشکیل کامل بلال درو شوند . بهتر است هنگام گل کردن اقدام به درو کرد تا علف ترد باشد . در این حالت ذرت حاوی 90 %- 85 % آب است و در حدود 25-22 تن در هکتار عملکرد دارد . به طور کلی برداشت ذرت تابع عوامل مختلفی از قبیل حرارت ، طول روز ، مدت رشد و نمو ، دفعات آبیاری ، میزان و تاریخ کشت و بالاخره حاصلخیزی خاک می باشد . برداشت ذرت بر خلاف سایر غلات تابع زمان معین نبوده و حتی اگر عوامل مختلف امکان برداشت را ندهد می توان آن را به موقع مناسب موکول نمود . رطوبت متناسب دانه ذرت برای انبار کردن یکی از عواملی است که در کیفیت و حفظ قوه نامیه و مرغوبیت دانه موثر است و این حد نباید بیش از 14 درصد باشد . دانه ذرت را با رطوبت بیش از حد نصاب می توان در صورت فراهم بودن شرایط خشک کننده در حرارت 40 تا 43 درجه سانتی گراد خشک نمود در صورتیکه رطوبت دانه های ذرت 25 درصد باشد می توان در تحت حرارت فوق به مدت 50 تا 60 ساعت آنرا به 13 درصد کاهش داد.
 
ماشین ها یا وسایلی که برای برداشت ذرت بکار می روند چند نوع می باشند :
1- ماشین هایی که میوه ها را از ساقه جدا کرده ، لکن قادر به جدا کردن غلاف یا پوست های موجود در روی میوه نمی باشند .
 
2- ماشین هایی که میوه را از ساقه جدا کرده و غلاف های میوه را نیز کاملا ً از روی آن ها برداشت می نمایند .
 
3- ماشین هایی که میوه ها را برداشت نموده و دانه ها را نیز از روی میوه جدا می نمایند .
 
4- ماشین هایی به نام « چاپر » که تمام اندام های هوائی ذرت را از نزدیک سطح زمین برداشت نموده و به صورت قطعات بسیار کوچک درآورده و از قسمت آخر دستگاه خارج می نمایند و پس از قرار دادن در داخل کامیون و یا تریلر جهت نگه داری به مدت طولانی به سیلو حمل کرده و یا به مصرف آنی می رسانند .
 
12 : انواع ذرت.
ارقام مختلف ذرت متعلق به جنس Zea و گونه mays می باشند لکن تعداد ارقام با توجه به تطابق گیاه در برابر شرایط محیط های مختلف ، متعدد بوده و ارقامی نیز وجود دارند که طول بوته آن ها از حدود 70 سانتی متر تجاوز نکرده و غالبا ً در حدود 50 روز بعد از کاشت و تولید جوانه ، رشد آن ها کامل شده و تولید بذر می نمایند.
 
ذرت از نظر طول دوره رشد به سه گروه زودرس، متوسط رس و دیررس تقسیم می گردد . از طرفی از نظر رنگ دانه مانند سفید ، زرد ، قهوه ای و ذرت هایی با دانه های الوان و حتی به رنگ های مختلف نیز تقسیم بندی شده اند . مهم ترین طبقه بندی انجام شده از نظر شکل ظاهری و ترکیبات دانه ، کیفیت دانه و موارد مصرف آن می باشد که عبارتند از :
 
* ذرت دندانی                                                               Dent corn
                                                          Zea mays var. indentata
آندوسپرم دانه این گروه از ذرت ها از دو قسمت تشکیل شده . قسمتی شاخی و سخت و خیلی سفت که در اطراف دانه قرار گرفته و قسمت دیگر در وسط که نشاسته نرم دانه را تشکیل می دهد . معمولا ً بعد از رشد کامل و تغییرات کلی که در دانه بوجود می آید دانه به شکل دندان بخصوص دندان اسب در می آید . دانه های این ذرت بزرگ و بوته های آن نیز دارای رشد زیاد و نیز برگ زیادی می باشد . محل اولیه کاشت این رقم بیشتر در ایالات متحده امریکا بوده و در اغلب کشور هایی که زراعت آن متداول می باشد برای تهیه ذرت سیلوئی و علوفه از آن استفاده می کنند .
 
* ذرت بلوری ( سخت )                                     Flint corn              
    Zea mays var. indurate.                                                      
  آندوسپرم دانه های آن نیز مانند ذرت دندانی از دو قسمت تشکیل شده . شکل دانه آن کروی و اندازه آن متوسط و کوچکتر از ذرت دندانی است . ارتفاع ساقه های آن بلند و تعداد برگ های آن نیز زیاد است و غالبا ً دوره رشد و نمو طولانی داشته و زود تر از ذرت دندانی جوانه زده ولی دوره زندگی آن کوتاه تر است . این رقم بیش تر در اروپا کشت می شود و به ذرت سخت یا چخماقی معروف است . از دانه آن در مرغداری ها به عنوان بلفور ذرت استفاده زیادی می نماید .
 
* ذرت آردی ( نرم )    Flour corn                                               
                                    Zea mays  var. amylacea                  
کلیه آندوسپرم این نوع ذرت دارای نشاسته نرم می باشد . اندازه دانه های آن خیلی کوچک و معمولا ً شکل کروی دارند . دانه آنها سفید متمایل به آبی رنگ است و در کارخانجات نشاسته سازی مورد استفاده قرار می گیرند . بوته و میوه آن نیز ظاهرا ً شبیه ذرت بلوری است .
 
* پاپ کورن ( آجیلی )                             Pop corn                        
       Zea mays  var. everta                                                      
   آندوسپرم این نوع ذرت حاوی نشاسته سخت است . دانه های آن به حالت خیلی سخت در آمده و با حرارت دادن محتویات دانه آن ازیاد حجم پیدا کرده و تغییر شکل داده و سفید رنگ می شود و هنگام ترکیدن صدای مخصوصی ایجاد می نماید که بدین جهت پاپ کورن نام دارد . دانه بو داده آن بسیار خوشمزه بوده و مصرف خوراکی دارد و نیز در قنادی ها به مقدار زیاد مصرف می شود . رنگ دانه های آن از سفید تا زرد تغییر می نماید و دانه هایش عموما ً کروی شکل می باشند .
 
* ذرت شیرین                                                          Sweet corn 
Zea mays  var. saccharata                                                      
این ذرت قبل از رسیدن کامل دارای قند نسبتا ً زیادی است که به مصرف خوراکی به عنوان بلال و هم چنین تهیه کنسرو می رسد و در دانه آن به مقدار خیلی کم نشاسته وجود دارد . دانه های آن پس از رسیدن و خشک شدن ، کوچک و چروکیده می شوند . این ذرت دانه های شیشه ای و نشاسته ای شیرین داشته و در گذشته از آن شربتی همانند شیره تهیه می نمودند . این ذرت به مصرف خوراک انسان رسیده و در ایران اصطلاحا ً بلال نام دارد . در کشور های مختلف از آن به صورت خام ، آب پز ، بوداده ، کبابی در برابر آتش و یا به صورت های دیگر استفاده می نمایند .
 
* ذرت غلاف دار                                                      Pod corn      
Zea mays  var. tunicate                                                          
شکل میوه این ذرت در مقایسه با سایر ارقام تا حدودی غیر طبیعی بوده ، زیرا هر دانه آن در یک غلاف قرار گرفته است . این ذرت جنبه تجارتی و یا صنعتی و فروش نداشته بلکه اغلب مورد توجه پژوهشگران برای پی بردن به اصل و مبدأ ذرت می باشد .
 
* ذرت مومی                                                         Waxy corn    
                         Zea mays var. ceratina                                  
به علت وجود ماده ای چسبناک در دانه های آن ، به آن ذرت مومی می گویند . ملکول نشاسته این ذرت با سایر ذرت ها متفاوت بوده و شباهت زیادی به گلیکوژن دارد . نشاسته آن نیز حالت چسبندگی داشته و در کارخانجات چسب سازی از آن چسب تهیه می نمایند .
 
13 : علف های هرز مهم مزارع ذرت.
گیاه ذرت در مراحل اولیه رشد خود از حساسیت بیش تری نسبت به رشد علف های هرز برخوردار است . رشد گیاه ذرت در 3 تا 4 هفته ی اول نسبتا ً کند می باشد و در طی همین دوره علف های هرز می توانند رشد کرده و بر ذرت غالب شوند و با آن رقابت کنند . حد اکثر رقابت عف های هرز با ذرت در طی دوره ی 6-2   هفته ی پس از کاشت صورت می گیرد و پاک نگه داشتن مزرعه از وجود علف های هرز در این دوره از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .
 
مهم ترین علف های هرز مزارع ذرت عبارتند از :
تاج خروس                               Amaranthus retroflexus.
یولاف وحشی                                           Avena fatua L.
گل گندم                                         Centaurea depressa.
سلمه تره ( سلمک )                       Chenopodium album L.
مرغ                                              Cynodon dactylon L.
اویار سلام                                                     Cyperus sp.
سوروف                                Echinochloa crus – galli L.
ارزن وحشی                                  Panicum eruciferum L.
قیاق                                            Sorghum halepense L.
توق                                              Xanthum stramarium.
 
در زراعت هایی که فاصله ی ردیف های ذرت از هم زیاد تر باشد ، سطح بیش تری از خاک بدون پوشش باقی مانده و آفتاب بر آن می تابد که این کار موجب افزایش جوانه زنی و رشد علف های هرز می شود  . یک اقدام کنترلی برای مبارزه با رشد این علف ها که بتواند در مراحل آغازین رشد گیاه ذرت ، علف های هرز را از بین ببرد ، بسیار مفید و لازم می باشد . استفاده از روش های سنتی دستی و نیز کولتیواتور دستی بین ردیف های کاشت ، می تواند تا حدی مفید باشد اما مسلما ً کافی نیست . برای مبارزه کامل با رشد علف های هرز باید عمل مبارزه دستی را چهار بار انجام داد که این روش گران و پر هزینه خواهد بود و به جای آن می توان از سم سیمازین استفاده نمود . استفاده از کولتیواتور  نیز فقط علف های هرز بین ردیف ها را نابود می کند و قادر به از بین بردن علف های هرز روی ردیف ها نیست و بنابراین  استفاده از آن نیز اثر کاملی ندارد .
 
استفاده از علفکش هایی که قادرند تا از استقرار بوته های علف های هرز در طول دوره ی 6 هفته ی اول رشد گیاه ذرت جلوگیری کنند ، در کشت این گیاه مفید است . گیاه ذرت نیز به بسیاری از علفکش ها مقاومت خوبی نشان می دهد . علفکش های آترازین ( 2-1 ) ، سیمازین (2-1 ) ، EPTC ( ۲-۳ ) ، بوتیلات ( 3-2 ) ، آلاکلر ( 3-2 ) ، فلوکلورالین ( 5/2-5/1 ) ، متریبوزین ( 2-1 ) و  تربوترین ( 2-1) ، در زمانی که به صورت پیش رویشی مصرف شوند اثر خوبی دارند . ترکیب دو سم آلاکلر ( 0/2-5/1 ) + آترازین ( 0/1 ) نیز اثر زیاد تری داشته و قادر است تا علف های هرز باریک برگ یک ساله و پهن برگ را کنترل نماید . دو علفکش آترازین و سیمازین اثر بیش تری بر روی علف های هرز پهن برگ دارند . در صورتی که آلاکلر از قدرت کنترل کنندگی زیاد تری بر روی باریک برگ های یک ساله تیره گرامینه برخوردار است . در تحت شرایط خشکی و بی آبی آترازین عملکرد بهتری دارد . از طرف دیگر آترازین نسبت به سیمازین اثر بیش تری بر باریک برگ های تیره گرامینه دارد . علفکش لینورون می تواند به گیاه ذرت نیز صدمه بزند و به همین دلیل باید به میزان کمتر و فقط در مزارعی که از ارقام مقاوم در آنها کشت شده است استفاده نمود .
 
از دیگر علفکش هایی که قادرند تا طیف وسیعی از علف های هرز را نابود کنند می توان به موارد زیر اشاره نمود : استوکلر ( 5/1-0/1 ) ، دی متانامید ( 6/1-8/0) ، متولاکلر ( 0/3-5/1 ) ، پندی متالین ( 5/1-0/1 ) ، اکسی فلورفن ( 0/1-25/0 ) ، ایمازاکویین ( gr/ha ۷۰-۵۰ ) ، تیازوپیر ( 0/1-25/0) و هالو سولفورون ( gr/ha ۸۰-۷۰ ) .
 
علفکش های پیش رویشی مثل نیکوسولفورون ( gr/ha ۳۰-۵۰ ) ، پریمو سولفورون ( gr/ha 40-20 ) ، پروسولفورون ( gr/ha ۱۵-۳۰ ) ، هالوسولفورون ( gr/ha ۳۰-۴۰ ) و فلومی کلراک ( gr/ha ۳۰-۶۰ ) نیز قادرند تا علف های هرز پهن برگ را کنترل نمایند . البته از مخلوط علفکش ها نیز برای افزایش اثر بخشی می توان استفاده کرد .
 
14 : آفات مهم ذرت.
عواملی که باعث محدودیت تولید ذرت می شوند ، متنوع بوده که مهمترین این عوامل حشرات و کنه ها می باشند . این آفت ها از دره های مرتفع منطقه گرمسیری و نیمه گرمسیری گرفته تا زمین های پست مناطق گرمسیری و معتدل انتشار دارند و می توانند در هر مرحله ای از رشد محصول و به هر قسمتی از بوته حمله کنند و حتی در مرحله انبار داری خسارت می رسانند .
 
در مناطقی از کشور که زراعت ذرت متداول می باشد ، آفات متعددی وجود دارند که بیش تر جزء آفات اقتصادی هستند و ناگزیر از مبارزه شیمیایی برای دفع آن ها می باشیم ، ولی چون معمولا ً محصول ذرت بیشتر به مصرف تغذیه دام ها و پرندگان رسیده و نوعی نیز که بلال نام دارد به مصرف خوراک دام و انسان می رسد ، لذا انتخاب سموم شیمیایی حشره کش کم خطر برای مبارزه با آفات این محصول از اهمیت
 ویژه ای برخوردار است. بدین توضیح که سموم انتخاب شده می باید حتی الامکان کم دوام و دوره کارنس (ماندگاری) کوتاهی داشته باشند . همچنین باید مقدار مصرف سم در هکتار پایین و مناسب با تراکم جمعیت آفت باشد و تعداد سم پاشی به حداقل ممکن تقلیل یابد . انجام عملیات زراعی نظیر شخم عمیق ، یخ آب زمستانه ، از بین بردن علف های هرز و بقایای محصول و هم چنین خشک کردن باتلاقها و مرداب ها در کاهش انبوهی جمعیت آفات ذرت اهمیت بسزایی دارند . کشت به موقع محصول و انتخاب ارقامی که زود رس بوده و تحمل نسبی زیادی در مقابل آفات داشته باشند موجب تقلیل مصرف سموم شیمیایی حشره کش شده و از آلودگی محیط زیست حیوان انسان و گیاهان تا حد زیادی خواهد کاست .
 
مهم ترین آفات ذرت در ایران عبارتند از :
 
* شب پره زمستانی                     Agrotis (Euxoa) segetum Schiff
این آفت در اکثر مناطق ایران که ذرت کاشته می شود وجود دارد .
 
خسارت – لاروهای این پروانه از پارانشیم برگ تغذیه کرده و در محل طوقه سبب قطع ساقه و آوند ها می گردند که در نتیجه بوته های قطع شده به زمین می افتد . خسارت این آفت در مزارع ذرت کرج تا 10 درصد تخمین زده شده است .
 
مبارزه – مبارزه زراعی نظیر از بین بردن بقایای محصول و علف های هرز ، شخم و یخ آب در کاهش آفت مؤثر می باشد .
 
مبارزه شیمیایی با استفاده از آلدرین 40 % به میزان 5/2 تا 3 لیتر خالص در هکتار قبل از کاشت و یا بعد از کاشت و قبل از جوانه زدن می باید انجام شود . هم چنین طعمه پاشی با گامکسان ، سم پاشی با دیپترکس 50 % به میزان 2 لیتر در هکتار هنگام تفریخ تخم ها و یا استفاده از توکسافن به میزان 5/2 تا 3 لیتر برای ذرت دانه ای در هر هکتار توصیه می گردد .
 
* برگ خوار چغندر قند
                   Spodoptera (Laphygma, Caradrina) exigua Hbn
لارو این آفت همه چیز خوار ( پولی فاژ ) است و یکی از آفات مهم چغندر قند می باشد و در بعضی از مناطق کشور نظیر استان های شمالی خسارت زیادی به ذرت وارد می آورد .
 
مناطق انتشار – تقریبا ً در تمام مناطق ذرت کاری ایران انتشار دارد .
 
خسارت – برگ ها به صورت توری در آمده و سفید می شوند ، ولی در مراحل بعدی تغذیه لارو ها ، برگ ها به صورت مشبک در می آیند .
 
مبارزه – علاوه بر مبارزه زراعی و کشت به موقع محصول از فسدرین 24 % به میزان 2 لیتر ، تیودان 35 % به میزان 5/2 لیتر ، دیپترکس 50 % به میزان 2 تا 3 لیتر و آزودرین 24 % به میزان 5/2 تا 3 لیتر در هکتار به محض تفریخ اکثریت تخم ها می توان استفاده نمود .
 
* پروانه گاما                            .Plusia ( phytometra ) gamma L
لارو ها دارای سه جفت پای سینه ای بوده و مانند لارو های پروانه های خانواده Geometridae وجبی راه می روند ( اصطلاحی است در مورد راه رفتن لارو پروانه های این خانواده . ) .
 
مناطق انتشار – این آفت به طور وسیع در اکثر مناطق ذرت کاری کشور انتشار داشته و لارو آن معمولا ً به طور مخلوط با لارو سایر پروانه ها روی ذرت فعالیت دارد .
 
خسارت – از تمام قسمت های برگ تغذیه می کنند .
مبارزه – مبارزه شیمیایی که علیه سایر آفات ذرت انجام می گیرد ، جمعیت این آفت را نیز کنترل می نماید ، زیرا لارو های این پروانه نسبت به سموم فسفره خیلی حساس می باشند . در صورتی که احتیاج به مبارزه جداگانه علیه این آفت باشد می توان از لبایسید 50 % به میزان 5/2 لیتر ، فسدرین 24 % به میزان 2 لیتر و یا از سمومی که بر علیه برگ خوار چغندر قند به کار می روند ، هنگامی که لارو های سنین اولیه ظاهر می شوند استفاده کرد .
 
* کرم قوزه یا کرم بلال                              Heliothis armigera Hub
این آفت میزبان های متعددی دارد ولی بیش از همه ذرت ، پنبه و گوجه فرنگی را مورد حمله قرار می دهد . خسارت این آفت در سال های اخیر روی ذرت رو به فزونی گذاشته و در اکثر مناطق ذرت کاری جزء آفات اقتصادی به حساب می آید .
 
مناطق انتشار – در اکثر مناطق ذرت کاری به خصوص در استان های مازندران و گیلان و در اردبیل ( دشت مغان ) انتشار دارد .
 
خسارت – در مراحل اولیه رشد نبات سوراخ های تقریبا ً گرد روی برگ های جوان ایجاد و در مراحل بعدی از گل آذین نر ، نوک بلال و دانه ها تغذیه می کنند .
 
مبارزه – شخم عمیق پاییزه و یخ آب زمستانه باعث از بین رفتن ذخیره زمستانی آفت شده و از انبوهی جمعیت در سال بعد خواهد کاست  . سموم شیمیایی کم دوام مانند دیپترکس 80 % به نسبت 5/1تا 2 کیلوگرم در هکتار توصیه می شود . سموم دیگری نظیر فسدرین 24 %  به میزان 5/2 لیتر ، گوزاتیون ۵/۲ لیتر ، آرودرین 24 % به میزان 5/2 لیتر نیز توصیه شده اند . موقع مبارزه هنگامی است که اکثر تخم ها تفریخ شده و لارو ها وارد میوه نشده باشند .
 
* پروانه تک نقطه ای برنج                          Cirphis unipuncta Haw
مناطق انتشار – در استان های گیلان و مازندران به شدت پراکنده می باشد .
 
خسارت – تمام قسمت های نرم برگ ها را خورده و فقط رگبرگ اصلی را باقی می گذارند . این حشره طغیان دوره ای دارد . خسارت این آفت روی ذرت در استان گیلان شدید است .
 
مبارزه – در مزارع پرعلف ، خسارت آن زیاد است . خشک کردن باتلاق ها ، مرداب ها و آبگیرها توصیه می شود . سموم فسفره هنگامی که لارو های سن یک مشاهده می شوند . روی آفت مؤثر هستند . چون لاروها هنگام روز غالبا ً در پای بوته ها و زیر علف ها مخفی می شوند لذا باید میزان آب مصرفی در هکتار را هنگام سم پاشی بالا برد .
 
* پروانه ساقه خوار ذرت           Ostrinia ( pyrausta ) nubilalis Hbn
مناطق انتشار – این آفت در سال های اخیر اهمیت ویژه ای پیدا کرده و در استان های گیلان و مازندران روی ذرت خسارت شدیدی دارد . صدمه زیاد آفت از ذرت کاری دشت مغان اخیرا ً گزارش شده است .
 
خسارت – در مراحل اولیه تغذیه لارو ها ، برگ های وسط بوته سوراخ می شوند . در مراحل بعدی ، لارو ها مخصوصا ً از محل اتصال بلال به ساقه می شود . لارو ها داخل چوب بلال نیز می گردند . بوته آلوده در اثر وزش باد و با کوچکترین تکان می شکند .
 
مبارزه – زدن شخم های عمیق و از بین بردن علف های هرز و بقایای ذرت ضروری است . استفاده از دیازینون 20 % به میزان 5/2 % لیتر ، سومیتیون 50 % به میزان 5/1 لیتر و یا دیمیکرون 50 % به میزان 5/1 لیتر در هکتار هنگام تفریخ تخم ها و قبل از وارد شدن لارو ها به داخل ساقه توصیه می شود .
 
15 : بیماری های مهم ذرت.
 
سیاهک ذرت                                                       Ustilago maydis
بیماری مزبور در سال های اخیر از مشهد و اطراف اصفهان گزارش شده است . نشانه های بیماری بیشتر در روی اندام های نر و ماده ذرت ظاهر شده و به طور کلی آلودگی جنینی می باشد . اسپور های عامل بیماری در خاک باقی می مانند و آلودگی خیلی زود در گیاهان ظاهر می شود ( هگامی که گیاه 2 تا 3 برگ دارد ) . معمولا ً برجستگی و تورم هایی در تمام قسمت های هوایی گیاه و اختصاصا ً روی ساقه و میوه ها پدید می آید . قسمت های متورم شده ابتدا به رنگ خاکستری بوده و به تدریج به رنگ تیره یا سیاه در می آید و سرانجام قسمت های متورم شده یا کیسه مانند شکاف برداشته و اسپورهای قهوه ای متمایل به سیاه آزاد می گردند . برخی از ارقام حساس ، آلودگی های شدید تر از خود نشان می دهند برای مبارزه با این بیماری تا کنون  روش مناسب و موثری پیدا نشده است . به طور کلی تناوب زراعی ( در زمین هایی که این بیماری مشاهده می شود باید مدت3 تا 4 سال از کاشت ذرت خودداری گردد ) و کاشت ارقام مقاوم توصیه می گردد .
 
علاوه بر بیماری قارچی فوق ، بیماری های دیگری نیز تا کنون در ایران مشاهده گردیده که عبارتند از :
     1- Drechslera turcicae
     2- Fusarium aquaeductum
     3- Fusarium maniliforme
     4- Fusarium oxysporum
     5- Fusarium solani
     6- Sclerospora graminicola
     7- Sphacelotheca sorghi
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:6 |
مقدمه: 
محصول گندم از نظر تولید و سطح زیر کشت سالانه در ایران و جهان در درجه اول اهمیت قرار دارد . سطح زیر کشت گندم دیم در ایران بیش از 4 میلیون هکتار است که بیشترین سطح زیر کشت زمین های زراعی را شامل می شود . بنابراین استقلال غذایی و خود کفایی در تأمین مواد غذایی کشور مستلزم توجه زیاد به زراعت در زمین های دیم است .
تولید موفق محصوب در زراعت دیم با توجه به میزان رطوبت موجود و وضعیت آب و هوا و مصرف میزان مناسب کود های مورد نیاز امکان پذیر است پس از کمبود بارندگی و رطوبت ، مواد غذایی خاک مهم ترین عوامل موثر در کیفیت و کمیت محصولات زراعی دیم می باشد . مصرف متعادل کودهای شیمیایی باعث رشد مناسب محصول و حفظ ساختمان خاک واصلاح آن می شود . همچنین باعث رعایت مسایل کشاورزی پایدار گردیده و از اتلاف کودهای شیمیایی و ضرر و ریان اقتصادی جلوگیری می کند .
در جیره غذایی انسان ، گندم به اشکال مختلف مثل آرد ، نان ، ماکارانی و غیره مصرف می شود . متوسط عملکرد گندم دیم در کشور 890 کیلوگرم در هکتار است که بسیار پایین تر ار متوسط گندم دیم جهان می باشد در حالی که متوسط مصرف کودهای شیمیایی در ایران بیش از متوسط مصرف کود در کل جهان است .
اثر کودهای مختلف پر مصرف و کم مصرف در تولید گندم دیم :
از میان عناصر غذایی پر مصرف ازت و فسفر و پتاس مهم ترین آنها می باشد میزان موجودی و یا عدم وجود هر کدان از این عناصر می تواند رشد گیاه را شدیداً تحت تأثیر قرار دهد . حتی در صورت کفایت عناصر غذایی دیگر رشد گیاه تابع کمبود یکی از آنها خواهد بود .
(N)ازت
ازت اولین عنصری است که گندم و تمام گیاهان بیش از سایر مواد غذایی به آن نیاز دارند . در مناطق دیم به علت شرایط آبو هوایی و پایین بودن مواد آلی ، کمبود ازت در بیشتر مناطق به چشم می خورد و علت آن شیوه مرسوم و نامناسب کشت و برداشت محصول می باشد . عدم مصرف کودهای آلی و همچنین خارج کردن کاه و کلش و بقایای گیاهی  از مزرعه ، برداشت و چرانیدن و یا آتش زدن آنها ، باعث کاهش مواد آلی در خاک می شود . مصرف کودهای ازته در این مناطق باید با توجه به آب و هوا و میزان بارندگی صورت گیرد . میزان مواد آلی و ازت در اغلب مزارع ، کمتر از یک درصد بوده است که به طور متوسط کمبود آن ملاحظه می شود .
(P)فسفر
فسفر دومین عنصر پرمصرف مورد نیاز گندم می باشد . میزان آن  در خاک های مناطق دیم ، کم و بیش متفاوت است . البته به علت حلالیت کم آن در خاک ، خطر آبشویی و خارج شدن آن از دسترس گیاه به مراتب کمتر از ازت و پتاسیم است و بدین دلیل در بعضی از مزارع زارعین بیش از میزان مورد نیاز مصرف می نمایند و تجمع آن در خاک موجب به هم خوردن تعادل مواد غذایی و احتمالاً کمبود بعضی از عناصر کم مصرف می شود . این امر به دلیل رقابت  فسفر با سایر عناصر بوده است و این مطلب باید در مصرف کودهای فسفره مورد ملاحظه قرار گیرد .
( K)پتاسیم
با توجه به وضعیت خاک های مناطق دیم و نتایج نجزیه خاک و با در نظر گرفتن میزان متوسط برداشت محصول دیم که نسبتاً پایین می باشد ، پتاسیم در خاک در حد کفایت موجود است . در صورت بهبود روش های کاشت و تولید ، به موازات افزایش محصول ، پتاسیم ، نیز باید در ترکیب کودی در نظر گرفته و مصرف شود . در مناطق دیم با پراکندگی مناسب باران بودن عملکرد گندم ، پتاسیم نیز مصرف می شود .
 
عناصر ریزمغذی :
(B) و بر( Fe) آهن ( Zn) روی ( Mn )از عناصر کم مصرف که استفاده آن در زمین های دیم می تواند موجب افزایش عملکرد شود منگنز
می باشد . با توجه به نتایج بدست آمده از تحقیقات ، کود ازته در تمام سالها به تنهایی تأثیر معنب داری در افزایش عملکرد گندم داشته است و مصرف 60 کیلوگرم ازت خالص در هکتار با تولید 8/1 تن در هکتارباعث افزایش 400 کیلوگرم دانه گندم نسبت به شاهد شده بود . کود فسفره نیز در بعصی از سال ها اصر معنی داری داشته و مصرف 40 کیلوگرم کود فسفره موجب 7/1 تن عملکرد شده است . و در بررسی اثرات متقابل  با 9/1 تن در هکتار بیشترین عملکرد را داشته است .p2o560 کیلوگرم ازت خالص و 40 کیلوگرم فسفر
علت پایین بودن واکنش گندم دیم به کودهای فسفره ، وجود این عنصر به میزان لازم در بعضی از خاک ها و حتی زیاد بودن تجمع آن در بیشتر N60p30زمین های زراعین می باشد که با توجه به این موارد 60 کیلوگرم کود ازته و 30 کیلوگرم مود فسفره در زمین های زراعین با فرمول
برای تولید حدود 2 تن گندم توصیه می شود در مناطق دیم با پراکندگی مناسب بارندگی و حاصلخیزی خاک مقادیر عملکرد متوسط بالاتر می باشد و نیازمند مصرف کودهای پتاسیم و عناصر ریزمغذی نیز می باشد که تمتم این توصیه ها با رعایت میزان عناصر موجود در خاک ، تحقق می پذیرد و لازم است که قبل از مصرف کود ، نمونه های خاک از مزرعه تهیه و به آزمایشگاه ارسال شود . در سال های اخیر در زمین های کشاورزان با همکاری بخش های ترویج کشاورزی در بعضی تر مناطق این کار صورت می گیرد که لازم است برای حصول نتایج مطلوب تر این امر عمومیت پیدا کند .
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:6 |
غنی ‌سازی مواد غذایی با ویتامین‌ها و املاح برای پیشگیری و درمان بیماری‌ های ناشی از برخی ریزمغذی ‌ها مفید است. بهترین راه برای گسترش و پیشرفت در غنی‌ سازی، انتخاب ماده ی غذایی مناسب است.


ویژگی‌ های ماده ی غذایی مناسب برای غنی ‌سازی

1- غذای عمده ‌ی مردم منطقه باشد.
2- هزینه‌ ی تهیه ‌ی آن بالا نباشد.
3- غنی‌ سازی در طعم غذا تغییر محسوسی ایجاد نکند.
4- این غذا بیشتر توسط گروه‌های در معرض خطر(آسیب پذیر) استفاده شود.


مهم ترین ماده غذایی برای غنی سازی در ایران

بهترین غذای انتخابی در کشور ما آرد گندم است. بر اساس تحقیقات، حدود نیمی از انرژی مصرفی روزانه‌ ی مردم کشور ایران و کشورهای همسایه از طریق نان گندم تأمین می ‌شود. علاوه بر این، گندم بیشترین تولید و مصرف غلات در جهان را به خود اختصاص داده است.
آرد گندم منبع خوبی از تیامین (ویتامین B1)، ریبوفلاوین (ویتامین B2)، نیاسین (ویتامین B3)، پیریدوکسین (ویتامین B6)، فولات ، ویتامین E، آهن و روی می ‌باشد.

بیشتر مواد مغذی در لایه‌های خارجی دانه ‌ی گندم، یعنی سبوس آن وجود دارند. به همین دلیل در طول فرآیند آسیاب مقدار این مواد کاهش می‌ یابد.

برای جبران مواد از دست رفته، آرد گندم در کشورهای توسعه یافته با تیامین، ریبوفلاوین، نیاسین و آهن و در برخی کشورها حتی با کلسیم، فولات، ویتامین A و D غنی ‌سازی می ‌شود.


غنی ‌سازی آرد گندم با آهن

براساس بررسی ‌های صورت گرفته بیشترین کمبود ریزمغذی‌ها در سطح جهان به آهن اختصاص دارد که باعث ابتلای درصد زیادی از افراد جامعه به کم‌ خونی ناشی از فقرآهن شده است. در نتیجه همواره شخص و جامعه، آسیب‌های اقتصادی- فرهنگی زیادی را متحمل می ‌شوند.


علل ابتلا به کم‌ خونی فقرآهن

- دریافت ناکافی غذاهای حاوی آهن
- جذب ناکافی آهن در بدن
- رعایت نکردن اصول بهداشتی
- عدم دسترسی به امکانات بهداشتی
- پایین بودن سطح سواد و آگاهی

مواد غذایی حاوی تانن‌ مانند چای، و وجود فیتات در نان تخمیر نشده، جذب آهن را کاهش می‌دهند. ولی مصرف غذاهای حاوی ویتامین C جذب آهن را بالا می ‌برد.


عوارض کم‌ خونی

ضعف، کاهش مقاومت بدن در برابر عفونت، کم ‌اشتهایی، عدم تمرکز، کاهش قدرت یادگیری، کاهش توان‌ کاری و بالاخره عوارض نامطلوب اقتصادی- سیاسی و فرهنگی از عواقب کم‌ خونی می ‌باشد.
کم ‌خونی در زنان ‌باردار به تاخیر در رشد رحم و افزایش مرگ و میر جنینی، تولد نوزادان با وزن کم و کاهش شدید سطح هموگلوبین و هماتوکریت، و در نهایت به افزایش مرگ و میر منجر می ‌گردد.


سیاست ‌گذاران در زمینه ‌ی جبران فقر آهن باید متوجه نکات زیر باشند:

- ممکن است دریافت آهن کافی باشد، ولی جذب آن کم باشد.
- در اغلب موارد، فراهم زیستی آهن کم است و به همین دلیل جذب نمی‌ شود.
- عفونت‌های انگلی روده‌ در فقر آهن دخالت دارند.
- مواد غذایی حاوی تانن‌ها مانند چای و وجود فیتات در نان تخمیر نشده، جذب آهن را مختل می‌ کند.
- غذاهای حاوی ویتامین C جذب آهن را بالا می ‌برد.


راه های جلوگیری از کم خونی ناشی از فقر آهن

- دریافت کافی آهن
- بالا بردن جذب آهن
- کاهش میزان آهنی که به دلایل مختلف از دست می ‌رود (بیماری‌ های انگلی، خونریزی و...)



راهکارهای مبارزه با کمبودهای غذایی

- مکمل یاری (SUPPLEMENTATION)
- تعدیل و تنوع غذایی (DIVERSIFICATION AND MODIFICATION DIETARY)
- آموزش تغذیه (NUTRITION EDUCATION)
- غنی ‌سازی (FORTIFICATION)
روش‌ غنی‌ سازی، نگرش مناسب و مطمئن برای حل مساله‌ ی کمبود برخی ریزمغذی‌ها است.


فرآیند غنی ‌سازی آرد گندم با آهن

ترکیب مورد استفاده برای غنی ‌سازی آرد گندم با آهن، سولفات فرو می ‌باشد که می ‌توان به نسبت 30 PPM استفاده نمود. در صورت استفاده از عنصر آهن باید 60 PPM استفاده شود. سولفات فرو نسبت به عنصر آهن از کیفیت تغذیه‌ای بالاتری برخوردار است.
هزینه ‌ی کلی غنی ‌سازی نان با آهن تقریباً حدود 03/0 دلار آمریکا به ازای هرشخص در 1سال زندگی او می ‌باشد که حدود 2 دلار به ازای هر نفر در کل عمرش هزینه دارد. این در حالی است که سود اقتصادی گسترش این تولیدات در منطقه، حداقل 15000 دلار آمریکا به ازای هر نفر در طول زندگی ‌اش می ‌باشد.
مراحل فرایند شامل موارد زیر است:
1- افزودن ریزمغذی‌ ها به آرد گندم در انتهای فرآیند آسیاب گندم.
در این روش ساده، ابتدا ریزمغذی‌ها را با هم مخلوط و در انتهای آسیاب به آرد گندم اضافه می ‌کنند.
2- افزودن ریزمغذی‌ های مورد نیاز به خمیر نان، قبل از پخت.


غنی سازی آرد در ایران

طی سالیان متمادی در کشورهای پیشرفته مانند آمریکا و کانادا و ... غنی ‌سازی به‌ صورت همگانی صورت گرفته است که نتایج مثبتی به همراه داشته است. برای اولین بار در کشور ایران در شهر اصفهان، طرح پایلوت غنی ‌سازی آرد مصرفی با آهن، با حمایت سازمان بهداشت جهانی و صندوق کودکان ملل متحد انجام شد که نتایج آن زمینه‌ ساز تحقیقات و بررسی‌های بعدی گردیده است.
به امید این که در کشور با کمک مطالعات و تحقیقاتی که صورت گرفته، غنی ‌سازی به عنوان یک فعالیت مثبت اصولی صورت گیرد و نتایج فراوان آن را شاهد باشیم.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:5 |
تناوب زراعی و تنوع ژنتیکی از دیر باز به عنوان
ارکان سیستمهای تولید کشاورزی سنتی و موٿق به شمار
می آمده اند . در نیمه اول قرن بیستم ، تناوب
زراعی مورد توجه بسیار قرار داشت و تا چند دهه پیش
نیز پژوهشهای مربوط به تناوب همچنان ادامه داشت با
پایان گرٿتن جنگ جهانی دوم ، کودها ازته نسبتا
ارزان قیمت به بازار معرٿی شدند...
مقدمه :
تناوب زراعی و تنوع ژنتیکی از دیر باز به عنوان
ارکان سیستمهای تولید کشاورزی سنتی و موٿق به شمار
می آمده اند . در نیمه اول قرن بیستم ، تناوب
زراعی مورد توجه بسیار قرار داشت و تا چند دهه پیش
نیز پژوهشهای مربوط به تناوب همچنان ادامه داشت با
پایان گرٿتن جنگ جهانی دوم ، کودها ازته نسبتا
ارزان قیمت به بازار معرٿی شدند و بدین ترتیب
جاذبه ای اقتصادی موجب جایگزینی کودها با تناوب
زارعی گردید و تحقیقات و ترویج نیز بر همین مبنا
متمرکز شدند . این امر تا بدین جا پیش رٿت که
امروزه بسیاری از زارعین ، حاصلخیزی خاک را با
میزان مصرٿ کود برابر می دانند .
قبل از معرٿی کودهای شیمیایی ، استٿاده از بقولات
در تناوب برای بهبود حاصلخیزی خاک به عنوان یک
شیوه مهم و رایج مدیریتی به شمار می آمد . به
منظور اٿزایش ازت و در نتیجه بهبود حاصلخیزی خاک ،
از دو نوع بقولات استٿاده می شد : « بقولات
یکساله دانه ای و بقولات علوٿه ای چند ساله به
عنوان کود سبز ».
آنچه که اجرای تناوب زراعی را در حال حاضر پیچیده
می سازد وجود برخی عوامل اقتصادی است که مزایای
بیولوژیک این شیوه مدیریتی را تحت الشعاع قرار می
دهند . یقینا هیچ کشاورزی رازی به جایگزین کردن
محصول پر بازده خود مثل غلات با دیگر گیاهان به
نسبت کم بازده نیست . البته در نظامهایی که تناوب
اجرا می شود در مقایسه با نظامهای تک کشتی حتی اگر
کود ازت در آنها به اندازه کاٿی مصرٿ شده باشد ،
عملکرد محصولات غالبا 10 تا 40 درصد بیشتر است .
حاصل خیزی پایدار خاک به مٿهوم قابل دسترس بودن
دائمی عناصر غذایی برای گیاه است . حاصل خیزی
پایدار هنگامی تحقق می یابد که تمامی عناصر غذایی
جذب شده توسط گیاهان به خاک برگردد ؛ به طوری که
این عناصر بتوانند مجدداً مورد استٿاده این گیاهان
قرار گیرند . در چنین وضعیتی است که چرخه عناصر
غذایی شکل می گیرد . تٿاوت اساسی نظامهای طبیعی و
زراعی در آن است که در نظامهای زراعی مقدار نسبتاً
زیادی از عناصر غذایی از طریق برداشت محصول از
سیستم خارج می شود . بنابراین در صورت استٿاده
مداوم از نظامهای مذکور لازم است . که عناصر غذایی
مصرٿ شده در انها به طریقی جایگزین شوند .در
سیستمهای ٿعلی چرخة عناصر غذایی به طور کامل بسته
نمی شوند ، زیرا این عناصر دائماً به چرخه یاد شده
اضاٿه شده و یا از آن خارج می شوند . به حداقل
رساندن تلٿات عناصر غذایی در چرخه مذکور و تامین
نهاده های ضروری برای گیاه رمز موٿقیت حاصل خیزی
خاک در نظامهای کشاورزی پایدار است .

ٿرسایش و آب شویی
مادامی که عوامل ٿرساینده خاک از قبیل رواناب و
باد کنترل نشوند ، انسان شاهد هدر روی عناصر غذایی
از این طریق خواهد بود
حجم هدر روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تحت
کنترل اقلیم ، خصوصیات ٿیزیکی و شیمیایی خاک ، نوع
محصول ، و نوع عنصر غذایی و غلظت آن در خاک است .
اثرات متقابل این عوامل موجب می شود که تلٿات
عناصر غذایی از راه آب شویی دارای دامنه ای وسیع
باشد . از آن جا که عناصر غذایی به وسیله آب از
محدوده ریشه و نهایتا از چرخه خارج می شوند لذا
نوع نزولات جوی و نحوه توزیع آنها بر میزان هدر
روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تاثیر می گذارد
یک روش کاستن از تلٿات ناشی از آب شویی استٿاده از
کودهایی است که عناصر غذایی آنها به مرور در طی
ٿصل رشد آزاد می شود . بارزترین نمونه این کودها ،
کودهای دامی و کودسبز است که به موازات تجزیه در
خاک عناصر آنها آزاد شده و در اختیار محصول قرار
می گیرد . البته اگر مقدار ازت تولیدی توسط این
کود ها بیش از حد نیاز محصول بعدی باشد ، مشکل آب
شویی نیترات و خروج آن از محدوده ریشه وجود خواهد
داشت .

بقولات و تثبیت بیولوژیکی ازت
در ٿرآیند تثبیت ازت ، یک رابطه همزیستی ،‌ بین
گیاه میزبان و باکتریهای ریزوبیوم در گرهکها
برقرار می شود . در این همزیستی ، گیاه میزبان
علاوه بر آن که انرژی مورد نیاز باکتریها را به
صورت کربن تثبیت شده تامین می نماید انرژی لازم
جهت توسعه گرهکها را نیز ٿراهم نموده. باکتریهای
ریزوبیوم نیز به نوبه خود با واکنش تسریعی
آنزیمهای نیتروژنازی که تولید می نمایند ازت
اتمسٿری (N) را به آمونیاک تبدیل نموده و آمونیاک
تولیدی پس از تبدیل به اسیدهای آمینه ، از راه
آوندهای چوبی به باٿتهای در حال رشد انتقال می
یابد .
در ٿرآیند تثبیت ، به ازای هر مولکول ازتی که
تثبیت می شود به جا به جایی شش الکترون نیاز است ،
این نیاز موجب می شود که در شرایط ایده آل به ازای
تثبیت هر مولکول ازت ، 21 مولکول ATP به مصرٿ برسد
به عبارت دیگر به ازای هر کیلوگرم ازتی که تثبیت
می شود ، 4 کیلوگرم هیدرات کربن به مصرٿ می رسد .
البته در ٿرآیند تثبیت ازت ، گرهکها گاز هیدروژن
(H) نیز تولید می نمایند که این خود موجب کاهش
کارایی ٿرآیند انتقال الکترون می شود . اضاٿه شدن
این مشکل به موازنه الکترونی ٿوق علاوه بر انرژی
مورد نیاز جهت نگه داری باکتریها و گرهکها ، موجب
می شود که به ازای تثبیت هر کیلوگرم ازت 8 تا 17
کیلوگرم هیدرات کربن به مصرٿ برسد . در نتیجه می
توان چنین برآورد نمود که 10 تا 40 درصد از کربنی
که طی ٿرآیند ٿتوسنتز در بقولات تثبیت می شود ،
صرٿ تثبیت ازت می شود

تعریٿ کود سبز
کود سبز شامل گیاهی است که آنرا قبل از کاشت محصول
اصلی کشت کرده و بعد از مقداری رشد سبزینه ای آنرا
به زمین بر می گردانند بدون اینکه از این گیاه
محصولی برداشت کنند این گیاه می تواند شامل هر
گیاهی باشد غیر از آنهایی که بخشهای خشوی دارند یا
اثر آللوپاتی بر روی گیاه محصول دار بعدی می
گذارند . در اصل کود سبز یک تناوب است که محصول
ندارد و برای بهبود باروری و حاصلخیزی خاک و در
صورت لگوم بودن تامین کل یا بخشی از ازت مورد
استٿاده محصول بعدی استٿاده میشود به طوری که از
نظر رطوبت با محصول اصلی در رقابت نباشد .

ٿواید کود سبز
کود سبز یک روش دیرینه کشاورزی است که استٿاده از
آن ٿواید زیادی را به همراه دارد . یک هکتار کود
سبز معمولا بین 25 تا 50 تن شاخه ، برگ و انساج
گیاهی تازه تولید می کند و این بقایا را وارد خاک
می کند که خود حدودا برابر با 10 تا 20 تن کود
حیوانی بود که این مقادیر حدود 1تا 2 تن هموس به
خاک بیاٿزاید .
یکی از مهمترین ٿواید کود سبز بهبود خواص ٿیزیکی
خاک می باشد . بالا رٿتن هموس باعث تشکیل خاک دانه
ها می شود و لوله های مویین خاک بیشتر شده و تهویه
و نٿوذ پذیری خاک را اٿزایش می دهند . کود سبز از
دو طریق بر میزان تلٿات ناشی از آب شویی تاثیر می
گذارد یکی از طریق انتقال آب از خاک به اتمسٿر بر
اثر تعرق ، و دیگری از طریق جذب عناصر غذایی از
محلول خاک و جلوگیری از انتقال آن به زه آبها ، در
صورتی که محصول دارای سایه انداز (کانوپی ) گسترده
باشد و سطح خاک را به طور کامل بپوشاند ،‌ تعرق
مکانیزم اصلی اتلاٿ رطوبت خاک خواهد بود . اتلاٿ
رطوبت خاک از راه تعرق موجب کاهش نٿوذ آب به
پایینتر از محدوده ریشه شده و در نتیجه میزان
تلٿات ناشی از آب شویی را کاهش می دهد .
از برخورد مستقیم قطرات باران با خاک جلوگیری کرده
و مانع از دیس پرس خاک توسط قطرات باران می شوند و
هچنین از طریق بهبود خاک دانه ها نیز باعث جلوگیری
و مقاومت خاک در برابر دیس پرس می شوند این گیاهان
از ٿرسایش بادی نیز به وسیله پوششی که در روی خاک
دارند جلوگیری کرده و همچنین به وسیله این پوشش
مانع از تشکیل روا ناب شده و آب جذب شده توسط خاک
را اٿزایش می دهند . بقولات به خاطر رشد ریشه ای
زیادی که دارند می توانند مواد غذایی شسته شده که
عمدتا کلسیم و ازت است را که در لایه های پایین تر
خاک هستند جذب کرده در خود نگهداری کنند و بعد از
برگرداندن آنها به خاک آنها را در لایه های سطحی
رها سازند و آنها را مجددا به جریان می اندازند و
در نتیجه بر قابلیت دسترسی و استٿاده از این عناصر
توسط محصولات بعدی تاثیر می گذارند .
موردی دیگر از ٿواید کود سبز در زمینهای است که
به خاطر کمبود اکسیژن خاک مشکل دینیتریٿیکاسیون
دارند . وجود شرایط بی هوازی در خاک ،‌ که لازمه
انجام ٿرآیند دینیتریٿیکاسیون است ، می توان ناشی
از رطوبت زیادی خاک باشد ؛ زیرا چنین وضعیتی مانع
ورود اکسیژن (O) به خاک می شود .البته ، میزان
رطوبتی که خاک دریاٿت می نماید بستگی به شرایط
اقلیمی منطقه دارد. شیب زمین ، پوشش گیاهی ‿، و
باٿت و ساختمان خاک نیز از جمله عوامل موثر بر
میزان رطوبت خاک بوده و از این رو توان انجام
دینیتریٿیکاسیون در آن را تحت تاثیر قرار می دهند
. استٿاده از کود سبز با بهبود ساختمان خاک و
ایجاد تهویه مناسب می تواند تاثیر مثبتی بر زهکش
خاک داشته باشد و با تاثیر مطلوب بر ساختمان خاک
ظرٿیت اکسیژن پذیری آن را اٿزایش داده و همچنین با
تعرق مقداری از آب را به صوت بخار از زمین خارج
کرده و از این رو موجب کاهش میزان دینیتریٿیکاسیون
می شوند
یکی دیگر از ٿواید کود سبز اٿزایش ازت خاک است
البته این در موردی صادق است که گیاه مورد استٿاده
لگوم باشد . نیتروژن برای هر گیاه لازم است تا
بتواند رشد کند . سالانه 110 میلیون ازت برای
تولید غذا در جهان استٿاده می شود ولی تنها قسمت
کمی از این مقدار توسط کودهای شیمیایی جایگزین می
شود . قسمت عمده این ازت توسط لگوم ها جایگزین می
شود . لگوم ها تقریبا تنها گیاهانی هستند که می
توانند مشکل ازت را با توجه منبع نامحدود ازت که
همان جو است رٿع کنند. در صورت در تناوب قرار
ندادن این گیاهان با غیر لگوم ها مجبور به جایگزین
کردن ازت خاک توسط کود شیمیایی هستیم که منبعی
محدود و تولید آن به انرژی زیادی نیاز دارد که
مشکلات زیست محیطی زیادی به دنبال دارد .
گیاهان لگوم با توجه به رابطه همزیستی که با
باکتریهای تثبیت کننده ازت دارند منبع خوبی برای
اٿزایش ازت خاک هستند این باکتری ها که شامل انواع
ریزوبیوم ها هستند می توانند ازت موجود در جو را
به صورت قابل جذب برای گیاه در آورده و در عوض
مقداری از گیاه مواد غذایی که عمدتا قندها هستند
برای ادامه زندگی خود دریاٿت کند که با توجه به
مقدار ازتی که به گیاه می دهد این مقدار قند قابل
مقایسه نیست . گیاه این مقدار ازت را در طول دوره
رویش خود جذب کرده و بعدا به زمین بر می گرداند
البته تنها ازت نیست که این مسیر را طی می کند
بلکه عناصر دیگری مثل ٿسٿر ، کلسیم و عناصر کم
مصرٿ نیز توسط گیاه از لایه های زیر زمین جمع آوری
شده و به قسمتهای ٿوقانی می دهد همچنین این سیکل
از شستشوی مواد غذایی در طول ٿصل رویش جلوگیری می
کند .
در حقیقت کودهای سبز چه لگوم و چه غیر لگوم باشند
مانند یک گاو صندوق عمل می کنند که مواد غذایی را
در زمانی که گیاه محصول در زمین نیست در خود
نگهداری کرده و آنرا بعدا در اختیار گیاه محصول
قرار می دهند .
آیش تابستانه باعث کاهش مواد آلی خاک می شود چون
مواد آلی در این مدت به راحتی و به سرعت تجزیه می
شوند . آیش تابستانه برای خاکهای غنی از مواد آلی
می تواند روش خوبی باشد زیرا با تجزیه مواد آلی و
ٿراهم شدن مواد غذایی مورد نیاز گیاه زمین
حاصلخیزی خوبی پیدا می کند .
آیش تابستانه روش خوبی برای کاهش جمعیت علٿهای هرز
است . و همچنین روش خوبی برای در معرض قرار دادن
خاک در برابر انواع ٿرسایشها . ولی کودهای سبز
لگوم نه تنها مواد آلی را اٿزایش می دهند و
ساختمان خاک را بهبود می بخشند و علٿهای هرز آنرا
کاهش می دهند باعث حٿاظت خاک در برابر ٿرسایش نیز
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:5 |
1: مقدمه و تاریخچه.
بذر محصول نهائی برنامه های اصلاح گیاهان می باشد و می توان گفت که موفقیت یک برنامه، زمانی مشخص می گردد که این محصول نهائی به دست زارعین رسیده و توسط آن ها مورد استفاده قرار گیرد. اهمیت و نیاز به بذر بر کسی پوشیده نبوده و به عنوان پایه و اساس و مهم ترین نهاده تولید محصولات کشاورزی می باشد.
 
اهمیت بذر در گیاه ذرت با توجه به وضعیت خاص دگرگشنی آن دو چندان می شود. تنوع تیپ بذر های مورد استفاده باعث می گردد تا سیستم های تولید بذر در این گیاهان پیچیده تر و حساس تر گردد. بذر های مورد استفاده می تواند مربوط به واریته های آزاد گرده افشان اصلاح شده و یا یکی از انواع هیبرید ها باشد که هر یک نکات خاص خود را دارا می باشند. خوشبختانه در کشور ایران اساس زراعت ذرت بر مبنای استفاده از ارقام هیبرید ذرت بنا نهاده شده است و به موازات آن با تقویت امکانات بالقوه داخل کشور، زمینه تولید بذر نیز در داخل فراهم گردیده است به طوریکه از سال 1361 در زمینه تولید بذر والدین هیبرید های تجارتی مورد کشت در کشور و از سال 1363 در زمینه تولید بذر هیبرید ذرت مورد نیاز کشور خود کفائی حاصل گردیده است.
 
از آنجایی که ذرت در تغذیه دام و طیور اهمیت قابل توجهی دارد، از محصولات مورد توجه وزارت جهاد کشاورزی می باشد. با اجرای برنامه های افزایش تولید ذرت دانه ای در چند سال اخیر، این محصول روند بسیار سریعی را از نظر سطح زیر کشت، تولید و عملکرد در واحد سطح طی نموده است. به طوریکه سطح زیر کشت آن از 60 هزار هکتار با عملکرد 1/4 تن در هکتار در سال 1371 به حدود 218 هزار هکتار با عملکرد 635/6 تن در هکتار در سال 1381 رسیده است. اگر برنامه های افزایش تولید ذرت دانه ای کشور را در نظر بگیریم که بر اساس آن بایستی سطح زیر کشت ذرت دانه ای تا پایان سال 1390 به 415 هزار هکتار با عملکرد 5/8 تن در هکتار افزایش یابد، اهمیت تهیه و تأمین بذر ذرت هیبرید بیش از پیش مشخص می گردد و بدیهی است که به موازات افزایش سطح کشت، مقدار بذر مورد نیاز نیز افزایش  می یابد .
 
استفاده گسترده از هیبرید های ذرت همراه با بهبود عملیات زراعی توسط کشاورزان، عملکرد ذرت را در امریکا در طی 50 سال از دهه 1930 به بیش از سه برابر افزایش داده است که در مورد هیچ محصولی در دنیا چنین افزایشی اتفاق نیفتاده است که در این بین، سهم اصلاح نبات ذرت 60 % برآورد گردیده است. اولین بار شول در سال 1908 پیشنهاد تولید لاین های اینبرد را از طریق خودگشنی به مدت 7-6 نسل و سپس تلاقی این اینبرد لاین ها را به منظور تعیین بهترین ترکیب یا هیبرید ارائه داد.
 
همانند هر تئوری یا نظریه دیگری، پذیرش ذرت هیبرید نیز بسیار کند بود. دلیل اولیه آن این بود که از نظر اقتصادی، تولید بذر ذرت هیبرید به خاطر قدرت بسیار پایین بوته ها و عملکرد کم بذر حاصل از والدین اینبرد لاین، غیر اقتصادی و غیر عملی بوده است. در سال 1922، آقای جونز پیشنهاد استفاده از هیبرید های دابل کراس را جهت تولید سینگل کراس و سپس تلاقی بین دو سینگل کراس جهت تولید بذر هیبرید دابل کراس داد که این بذر به کشاورزان فروخته می شود. یک دهه دیگر سپری شد تا بهنژاد گران بتوانند هیبرید های دابل کراس برتر را تولید نمایند. از آن زمان استفاده از هیبرید ها به سرعت توسعه یافت به طوری که تا اوایل دهد 1940 ، اغلب ذرت های کشت شده در آمریکا، هیبرید بودند. بین اوایل دهه 1930 تا اوایل دهه 1950، تولید بذر ذرت هیبرید در مزارع ایزوله با فاصله حدود 220 یارد انجام می گرفته است که در آن 2 ردیف والد پدری و 6 ردیف والد مادری به تناوب کشت شده (نسبت 2 : 6) و قبل از ظهور کاکل ها، گل های نر خطوط پدری حذف می شده است. در طی دهه 1940، بسیاری از شرکت های خصوصی شروع به کار تحقیقاتی ذرت کردند و این مسئله تا 1950 ادامه داشت. در اوایل دهه 1950، دو مسئله عمده اتفاق می افتد که شامل افزایش میزان کود مصرفی (به ویژه نیتروژن ) و دیگری افزایش تراکم بوته در واحد سطح می باشند. در حوالی سال 1960، بعد از این که ارقام و لاین های با واکنش بهتر به شرایط حاصلخیزی بالاتر خاک و تراکم بوته بیشتر تولید گردیدند و در واقع عملکرد اینبرد لاین ها اصلاح گردیدند ، انتقال به سوی استفاده از هیبرید های سنگل کراس که عموما برتر از دابل کراس ها از نظر عملکرد و سایر صفات می باشند، انجام یافت. بذر هیبرید های سنگل کراس معمولا گران تر می باشند زیرا والد های اینبرد آن ها کم محصول تر بوده و به تنش های محیطی نیز در مقایسه با والدهای سینگل کراس مورد استفاده در تولید بذر دابل کراس ها، حساس تر می باشند . امروزه دیگر تقریبا ً تمامی بذر ذرت هیبرید مورد استفاده درکشورهای پیشرفته سینگل کراس و مقداری نیز دابل کراس و ... است.
 
2: مشخصات بذر ذرت.
دانه ذرت به طور کلی شبیه سایر اعضا خانواده کراس ها است و شامل میوه ای تک بذری است که کاریوپسیس نام دارد و این بذر شامل جنین و اندوسپرم می باشد که توسط یک پریکارپ محصور گردیده است. پریکارپ لایه بیرونی محافظتی می باشد که از بافت های مادری منشاء می گیرد. اندوسپرم حدود 85 %، جنین حدود 10% و پریکارپ و پوسته حود 5 % وزن خشک بذر را تشکیل می دهند . اندوسپم محل ذخیره انرژی مورد نیاز برای رشد و نمو گیاهچه است که متشکل از 88 % نشاسته و حدود 8 % پروتئین می باشد .
 
بذر ذرت دارای دو تیپ کلی اندوسپرم می باشد. اندوسپرم سخت و اندوسپرم نرم ( آردی ). توزیع اندوسپرم نرم و سخت در بذر بستگی به رقم و شرایط اقلیمی دارد. ارقام دندان اسبی معمولا ً اندوسپرم سخت را در جوانب بذر و اندوسپرم نرم را در بخش مرکزی دارند و چروکیده شدن این اندوسپرم در اثر خشک شدن، باعث دندانه ای شدن نوک دانه می گردد . بر عکس، در ارقام ذرت سخت، اندوسپرم دانه از نوع سخت است و حالت چروکیده شدن و دندانه ای شدن نوک دانه ندارد. خارجی ترین لایه اندوسپرم را آلئورن گویند. لایه آلئورن تولید کننده آنزیم هایی است که نشاسته را به قند تبدیل می نماید و دانه در حال جوانه زنی و گیاهچه جوان از این قند به عنوان منبع انرژی استفاده می کند.
 
جنین متشکل از یک محور جنین و لپه می باشد. محور جنین شامل پریموردیا ریشه و ساقه است. لپه به گیاهچه در هضم و جذب نشاسته از اندوسپرم کمک می کند. پریموردیای ساقه دارای 5 برگ جنینی، ساقچه و نطقه رشد (مریستم انتهایی) و غلاف های حفاظتی برای رشد ساقه به نام کلئوپتیل است. برگ های جنینی و ساقچه، روی هم جوانه یا  Plumul نام دارند. انتهای ریشه ای محور جنین محتوی ریشه چه (اولین ریشه) ، چند ریشه جانبی و یک غلاف محافظ بهنام کلئورایزا است.
 
جنین محتوی 8 % نشاسته، 18 % پروتئین و حدود 33 % روغن است . اکثر روغن، قند و خاکستر (از قبیل مواد معدنی و ویتامین ها) دانه در جنین قرار دارد .
 
با جذب آب توسط بذر تغییرات اساسی شیمیایی به وقوع پیوسته و آنزیم های هیدرولیتیک در اثر هورمون ژیبرلین در لایه آلئورن تحریک شده و این آنزیم های آزاد شده نشاسته و پروتئین های ذخیره ای اندوسپرم را تجزیه می کنند. به طوری که نشاسته به قند تبدیل شده و انرژی لازم برای رشد گیاهچه جوان را تامین می کند. ابتدا ریشه چه شروع به رشد می کند و از پوسته بذر ظاهر می شود. سپس جوانه طویل گردیده و کلئوپتیل با شکافتن پوسته بذر ظاهر می شود و جوانه زنی را تکمیل می نماید. طویل شدن اولین میانگره کلئوپتیل را به طرف سطح خاک می راند . بذر در خاک باقی مانده و بدین ترتیب جوانه زنی بذر ذرت هیپوژیل است .
 
کلئوپتیل در عرض 10-6  روز در سطح خاک ظاهر شده و رشد آن به زودی متوقف می شود. نور خورشید در سطح خاک باعث تحریک جوانه جهت رشد و شکافتن کلئوپتیل می گردد و کلئوپتیل اولین عضو سبز رنگی است که در موقع جوانه زنی ذرت در سطح خاک ظاهر می گردد. کلئوپتیل نبایستی با اولین برگ واقعی که نوک آن گرد است اشتباه گردد . گیاهچه جوان رشد کرده و چندین ریشه جانبی تولید می کند که همراه با ریشه چه ، شامل ریشه های اولیه هستند. اگرچه ریشه های اولیه بخش کوچکی از توده کل ریشه را تشکیل می دهند، ولی نقش بسیار مهمی را به عنوان لنگرگاه و تکیه گاه گیاهچه بازی می کند و فراهم کننده آب و مواد غذایی رشد اولیه می باشد.
 
سیستم ریشه اصلی گیاه، از ریشه تاجی بوجود می آید که درست زیر سطح خاک قرار دارد. رشد ریشه تاجی بلافاصله بعد از سبز شدن و ظهور گیاهچه آغاز می گردد . ظهور یقه اولین برگ نشان دهنده خاتمه رشد گیاهچه است. از این مرحله به بعد اهمیت اندوسپرم به عنوان منبع غذایی گیاه جوان کاهش یافته و گیاه دیگر می تواند خودش فتوسنتز نماید.
 
3: مراحل پر شدن دانه ذرت.
پر شدن دانه با گرده افشانی و آغاز رشد دانه آغاز می گردد و با رسیدن به مرحله رسیدن فیزیولوژیکی خاتمه می یابد. در طی دوره ی پر شدن دانه، دانه مخزن اصلی مواد فتوسنتزی جاری تولیدی توسط بوته ذرت می باشد و در واقع، بوته ذرت تمام فعالیت خود را صرف پمپاژ ماده خشک به داخل می نماید . دوره پر شدن دانه عاری از تنش می تواند پتانسیل عملکرد را به حداکثر برساند در حالیکه تنش شدید در طی این دوره می تواند باعث سقط دانه و سبک شدن آن گردد. مراحل پر شدن دانه را می توان به شرح زیر تقسیم کرد:
 
* مرحله دانه های تاول مانند: حدود 14- 10 روز بعد از ظهور کاکل ها، دانه های در حال رشد به شکل تاول های نسبتا ً سفید روی چوب بلال در آمده و حاوی مقدار زیادی مایع صاف می باشد. کاکل بلال اغلب قهوه ای بوده و به سرعت خشک می شود. نشاسته شروع به انباشته شدن در اندوسپرم نموده و ریشه چه و کلئوپتیل و اولین برگ های جنینی در این مرحله تشکیل می شوند.  تنش شدید در این مرحله به سادگی باعث سقط تخمک های تلقیح شده خواهد شد. رطوبت دانه در این مرحله حدود 85 % می باشد.
 
* مرحله شیری شدن دانه: حدود 22- 18 روز بعد از ظهور کاکل، دانه ها اکثرا ً مایل به زرد و محتوی مایع سفید شیری می باشند. انباشته شدن نشاسته در اندوسپرم در این مرحله نیز ادامه می یابد. تقسیم سلولی اندوسپرم تقریبا ً در حال تکمیل بوده و ادامه رشد اکثرا ً دراثر بزرگ شدن سلول ها و تجمع نشاسته است. تنش شدید در این مرحله هنوز هم می تواند تواند باعث سقط دانه ها گردد، هر چند به سادگی مرحله تاول مانند نمی باشد . رطوبت دانه در این مرحله حدود 80 % می باشد.
 
* مرحله خمیری شدن دانه: حدود 28- 24 روز بعد از ظهور کاکل ها، با ادامه تجمع نشاسته در اندوسپرم، مایع شیری رنگ داخل دانه ها به حالت خمیری تغییر می یابد. در این مرحله رنگ چوب بلال نیز مشخص می گردد. تا مرحله ی خمیری حدود 4 برگ جنینی شکل گرفته و حدود 50 % وزن خشک دانه ی رسیده، تشکیل شده است. احتمال سقط دانه ها در این مرحله کم است اما تنش شدید می تواند عملکرد نهایی را با کم کردن وزن دانه کاهش دهد. رطوبت دانه در این مرحله حدود 70 % است.
 
* مرحله ی دندانه ای شدن: حدود 42- 35 روز بعد از ظهور کاکل ها، تمام یا نزدیک به تمام دانه ها در قسمت تاج دندانه ای می شوند. در این مرحله پنجمین یا آخرین برگ جنینی و ریشه های اولیه تشکیل شده اند. یک خط افقی به نام خط شیری در نزدیک انتهای دندانه ای دانه ها ظاهر شده و به آرامی به طرف انتهای پایینی دانه در طی سه هفته ی بعد پیشروی می کند. تنش شدید در این مرحله هنوز تجمع ماده خشک را در دانه محدود خواهد کرد. رطوبت دانه در این مرحله حدود 55 % است.
 
* مرحله ی رسیدن فیزیولوژیک: حدود 65- 55 روز بعد از ظهور کاکل ها، وزن خشک دانه ها معمولا به حداکثر رسیده و دانه ها از نظر فیزیولوژیکی رسیده اند. رسیدن فیزیولوژیک به مدت کوتاهی بعد از ناپدید شدن خط شیری و درست قبل از تشکیل لایه سیاه در ته دانه ها اتفاق می افتد. تنش شدید بعد از این مرحله اثر اندکی بر روی عملکرد دانه دارد. رطوبت دانه در این مرحله از 25 % تا 40 % متغیر بوده و به طور میانگین 30 % می باشد.
 
4: تولید بذر در ارقام آزاد گرده افشان.
 
۴-۱: تولید بذر پایه (Foundation seed production).
اولین مرحله افزایش بذر بهنژاد گر، تولید بذر پایه را می نماید. بذر بهنژاد گر باید در قطعه ایزوله ای کشت گردد تا از سایر منابع آلوده کننده ی دانه گرده اجتناب گردد. یک فاصله ی 300 متری از سایر مزارع ذرت که همزمان گل می دهند برای ایزوله مطمئن کفایت می کند . بدین ترتیب بذر پایه از طریق گرده افشانی آزاد در قطعه ای که بذر بهنژاد گر کشت شده است به دست می آید. تمام بوته های خارج از تیپ که دردامنه ی قابل قبول دیسکریپتور (توصیف ویژگی ها رقم) رقم مورد نظر قرار نگیرد قبل از تولید دانه گرده حذف می شوند. در زمان برداشت نیز بلال ها یا دانه های متفاوت حذف می گردند که این امر قبل از دان کردن نیز مجددا ً تکرار می شود. دامنه ی مورد قبول تولید بذر پایه وسیع تر از بذر بهنژاد گر است و در محدوده ی ( انحراف معیار ) 55/1-/+ برای صفات کمی و 5-/+ درصد برای صفات کیفی می باشد. این بذر پایه باید برای تولید بذر گواهی شده که در بین زارعین توزیع می شود استفاده شود. در حالت خاصی ممکن است مقدار بذر پایه کم تر از میزان مورد نیاز برای تولید بذر گواهی شده باشد. در این حالت یک نسل دیگر از بذر پایه تولید و به عنوان نسل دوم بذر پایه یا بذر ثبت شده (Registered seed) تکثیر گردد. بذر پایه نسل دوم با همان روش و شرایط نسل اول بذر پایه تولید می گردد. به طور کلی در بازرسی مزرعه تولید بذر پایه، خلوص رقم اصلی نباید کم تر از   5/99 %  باشد.
 
۴-۲: تولید بذر گواهی شده (Certified seed production).
بذر گواهی شده از بذر پایه تولید می گردد و آخرین مرحله سیکل تولید بذر می باشد. بذر گواهی شده از طریق گرده افشانی آزاد بین بوته های کشت شده از بذر پایه در قطعات ایزوله با فاصله حدود 200 متر از مزارع دیگر با گل دهی همزمان تولیدمی گردد. سیستم تولید همانند بذر پایه است و تفاوت اصلی آن مربوط به استاندارد های بوته های خارج از تیپ و دامنه ی وسیع تر قابل پذیرش است. دامنه های تغییرات قابل قبول  بذر گواهی شده s ۱/۹۶ -/+ برای صفات کمی و 8 -/+ درصد برای صفات کیفی می باشد . حذف بلال ها بر مبنای صفات بلال و دانه صورت می گیرد. به طور کلی خلوص حداقل 99 % رقم در زمان بازرسی مزرعه گواهی شده قابل قبول می باشد .
 
5: آزمون های تعیین کیفیت بذر.
برای آزمون کیفی ممکن است با استفاده از نمونه های تهیه شده، تعدادی آزمون برای ارزیابی کیفیت فیزیکی، خلوص ژنتیکی، زنده بودن بذر و قدرت رویش انجام گیرد.
 
۵-۱: تجزیه خلوص ژنتیکی.
روش کلاسیک شامل آزمون های کشت می باشد. این آزمون ها شامل کشت یک نمونه از بذر در گلخانه، خزانه زمستانی و یا حتی تابستانه برای ارزیابی رشد و نمو بوته در مقایسه با دیسکریپتور رقم می باشد. عیب این آزمون، زمان انجام آن می باشد. زیرا  مواد ژنتیکی ممکن است در محیطی ارزیابی شوند که سازگاری به آن ندارند و منجر به مشکلات بیشتری در تشخیص بوته های خارج از تیپ گردد. امروزه تکنیک های آزمایشگاهی مثل الکتروفورز ژل نشاسته در دسترس می باشند که می توان با استفاده از آن ها اقدام به تعیین خلوص نمود . مزیت این تکنیک ها سرعت و دقت بالای آن  و عیب آن هزینه بالا و پیچیدگی اجرای آزمون می باشد . 
 
۵-۲: آزمون سلامت بذر.
به منظور کاهش احتمال گسترش پاتوژن های مضر از طریق بذر به سایر مناطق یا کشور ها، یکسری از آزمون های سلامت بذر بوجود آمده اند که به طور معمول 4 نوع می باشند:
 
* آزمایش فیزیکی قسمت های داخلی  و خارجی بذر با استفاده از میکروسکوپ برای شناسایی وجود یا عدم وجود پاتوژن ها.
* پلیت کردن بذر روی آگار و سپس شناسایی ارگانیسم.
* جوانه زنی و رشد گیاهچه در شرایط شناخته شده مساعد برای توسعه علائم قابل تشخیص پاتوژن.
* شستن نمونه بذر ها با آب دوبار تقطیر شده و به دنبال آن، سانتریفوژکردن و مشاهده در زیر میکروسکوپ.
 
۵-۳: آزمون تعیین قدرت نامیه (Seed vigor tests).
آزمون جوانه زنی استاندارد (قوه نامیه)، حداکثر پتانسیل یک گروه به خصوص بذر را تحت شرایط ایده آل تعیین می کند. از آن جاییکه قوه نامیه تحت شرایط ایده آل تعیین می گردد، الزاما ً نمی تواند منعکس کننده پتانسیل سبز شدن یک بذر در شرایط مزرعه ای باشد و این در حالیست که تفاوت معنی داری بین آزمون جوانه زنی استاندارد و سبز شدن در شرایط واقعی مزرعه وجود دارد. قوه نامیه نسبتا ً بالا الزاما به مفهوم سبز یکنواخت یا استقرار قوی تحت شرایط کشت مزرعه ای نمی باشد. قدرت نامیه بذر به عنوان یک ویژه گی، پتانسیل سرعت و سبز یکنواخت و همچنین توسعه گیاهچه های نرمال را در دامنه وسیعی از شرایط مزرعه تعیین می نماید.
 
۵-۴: آزمون پیری تسریع شده (Accelerated aging test).
این آزمون در وهله اول برای تعیین قابلیت انبار مانی در محیط گرم و مرطوب پیشنهاد گردیده است. تغییرات حرارتی در این آزمون نبایستی بیش از 3/0 -/+ درجه سانتی گراد باشد زیرا تغییات جزئی درجه حرارت ( 5/0 درجه سانتی گراد ) تاثیر بسزایی روی نتیجه حاصل خواهد داشت. در این روش به طور خلاصه می توان گفت که تعداد 100 دانه بذر در سینی مشبک در داخل جعبه پلاستیکی محتوی 40 میلی لیتر از آب دوبار تقطیر شده قرار داده می شوند. بذر ها با بستن جعبه ها و قرار دادن آن ها در 42 درجه سانتی گراد به مدت 96 ساعت و 100 % رطوبت نسبی روند پیری را طی می نمایند . سپس بذر ها را برداشته و در شرایط استاندارد جوانه زنی ارزیابی می شود. حالت تغییر یافته این روش، افزایش درجه حرارت به 45 درجه سانتی گراد به مدت 60 ساعت و سپس آزمون جوانه زنی استاندارد می باشد.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:4 |
گندم ، گل آذین سنبله‌ای دارد. از هر گره آن معمولا یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه بوجود می‌آید. گاهی تعداد گلچه‌ها به 9 هم می‌رسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک درونی (پائولا) قرار گرفته است. برگهای گندم مانند برگهای سایر غلات (به جز ذرت و ارزن) ، نازک و کم عرض بوده و زبانه‌های کوچکی دارند.
میوه گندم
میوه گندم با توجه به گونه آن ، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل بخشهای زیر است.
•    گیاهک: یا رویان که تقریبا 5/2 درصد وزن دانه را تشکیل می‌دهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولا در تهیه آرد گندم جدا می‌کنند.
•    سبوس: همان پوسته دانه است و تقریبا 14 درصد از وزن دانه را تشکیل می‌دهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحله آرد سازی از دانه جدا می‌کنند و معمولا برای خوراک دام مورد استفاده قرار می‌گیرد.
•    آندوسپرم: حاوی مواد نشاسته‌ای دانه گندم است و تقریبا 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل می‌شود. آندوسپرم دارای دانه‌های نشاسته‌ای و مواد پروتئینی می‌باشد که دانه‌های نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئینهای موجود در دانه است، بهم چسبیده‌اند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت می‌کند.

همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین می‌نماید. گندمهای قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل ، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار ، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین ، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر می‌گردد.

آب و هوای مناسب برای رشد گندم
شرایط ایده‌آل برای رشد گندم ، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی ، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول می‌باشد. بنابراین در مناطقی که زمستانهای سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرما‌زدگی زمستانی مواجه می‌شود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمی‌تواند به مدت طولانی ، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاخته‌های کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگهای کوچک شده و در نتیجه روزنه‌ها کوچکتر می‌شود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند.
انواع گندم
معمولا گندمها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی می‌کنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانه‌هایشان از نظر رنگ ، بافت ، شکل و ... باهم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز باهم تفاوت می‌کند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت می‌نمایند. دانه گندم ، دارای شیاری است که در طول دانه قرار می‌گیرد. عمق این شیار در گندمهای پاییزه زیاد و در گندمهای بهاره کم است. طرفین این شیار در گندمهای بهاره گرد و در گندمهای پاییزه گوشه‌دار می‌باشد.
گندم بهاره
در اوایل بهار کاشته می‌شود. پس از جوانه زدن ، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت می‌کنند. گندم بهاره را معمولا در نواحیی کشت می‌کنند که گندم پاییزه نمی‌تواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق ، مقاومت نماید. البته میزان محصول‌دهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولا پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتیگراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را می‌کارند.

اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد می‌توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانی‌تر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود. گندم بهاره برای آن که به مرحله گلدهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دوره سرما را پشت سر نمی‌گذارد، نمی‌تواند گل آذین خوبی تشکیل دهد.


گندم پاییزه
این نوع گندم در نیم کره شمالی ، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتیگراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه می‌زند. سپس در فصل زمستان ، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی می‌ماند و با آغاز فصل بهار ، مجددا رشد و نمو خود را آغاز می‌کند. معمولا در یکی از ماههای خرداد ، تیر یا نهایتا مرداد ، دانه می‌رسد و آماده برداشت می‌شود. گندمهای پاییزه به نسبت گندمهای بهاره ریشه‌های عمیق‌تر و پرپشت‌تری دارند که تا 200 سانتیمتر در خاک نفوذ می‌کنند. این امر ناشی از آن است که گندمهای پاییزه فصل رشد طولانی‌تری دارند.
شرایط مناسب برای رشد گندم
خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب ، برای رشد گندم مناسب است. اصولا میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران) ، در خاکهای ریز بافت بیشتر است. چون این قبیل خاکها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانی‌تر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری می‌کند) ، معمولا گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمی‌گیرد. گندم هم مانند سایر گیاهان نمی‌تواند در خاک خشک جوانه بزند.

گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی در خاک ، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندمهای پاییزه معمولا فرایند جوانه‌زنی را با مشکل مواجه می‌نماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیه جوانه ، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.
آفات و بیماریهای گیاه گندم
زنگ گندم
زنگ گندم را ، قارچی به نام Puccinia ایجاد می‌کند. مهم ترین بیماری گندم به شمار می‌رود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری می‌شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می‌باشد. تشکیل حفره‌های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و ... از علائم این بیماری می‌باشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب می‌کاهند، بافتهای گیاه را تخریب می‌کنند و تعداد دانه‌های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می‌دهند.


سیاهک گندم
سیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که می‌تواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و ... ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهم‌ترین و رایج‌ترین و در عین حال ، مخرب‌ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد می‌آورد.
پوسیدگی جوانه و ریشه
بیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود می‌آورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه‌ای تا حدی از این بیماریها جلوگیری می‌نمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده می‌کنند.
زمان برداشت محصول
زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی ، رطوبت نسبی ، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار می‌گیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد. امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده می‌نمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت می‌شود. در روش سنتی ، بوته‌های گندم را از فاصله چند سانتی سطح خاک ، درو نموده و به صورت دسته‌های کوچک درمی‌آورند. سپس این دسته‌ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی می‌کوبند. زمان صحیح برداشت گندم ، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد.


موارد مصرف گندم مواد مغذی آن
برخلاف سایر غلات ، گندم را می‌توان از طرق مختلف از جمله در تهیه نان ، بیسکویت ، شیرینی ، کیک ، اسپاگتی ، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده می‌گردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده می‌کنند. انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلا گندمهای نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکویت سازی ، شیرینی‌پزی و کیک‌پزی مناسبند. در حالی که از گندمهای سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:3 |
زنگ گندم (Wheat Rusts) ، یکی از بیماریهای قارچی گیاه گندم است که عامل مولد آن گونه‌هایی از قارچهای کلاهدار یا بازیدومیستها می‌باشد.


دید کلی
سه نوع بیماری زنگ به نامهای زنگ ساقه ، زنگ برگ و زنگ خطی روی گندم به وقوع می‌پیوندد. جوشها و لکه‌هایی که خشک و پودری است به رنگهای زرد ، قرمز و سیاه بوده و اندازه آنها روی ارقام مختلف ، در درجات حرارتی ، رطوبتی و نژادی متفاوت می‌باشد. تمام اندام هوایی گیاه علایم بیماری را نشان داده و در بهار و تابستان مشخص‌تر است. زنگها خسارتهای فراوانی را به گیاه گندم وارد می‌کنند. مثلا در آمریکای شمالی محصول سالیانه را به میزان یک میلیون تن کاهش می‌دهند.

اپیدمی زنگ قبل از گل یا در آن موقع اتفاق می‌افتد و آلودگی خوشه زیان فراوانی به بار می‌آورد. زیان زنگها علاوه بر کاهش محصول ، ارزش علوفه را نیز تقلیل داده و گیاه را نسبت به شرایط نامساعد زمستان و ابتلا به سایر بیماریها آسیب‌پذیر می‌سازد. از قدرت رشد گیاه و ریشه‌زایی آن می‌کاهد و گاهی می‌تواند برای دامها نیز سمی باشد. از نظر فیلوژنی (تکاملی) اولین زنگها ، مربوط به دوره کربونیفر ، در حدود 250 میلیون سال قبل است.

زنگ سیاه غلات
این بیماری در اثر گونه‌ای از بازیدومیستها به نام Paccinia. Graminis f. sp. Tritici ایجاد می‌شود. حوزه جغرافیایی زنگ سیاه غلات بسیار وسیع می‌باشد و یکی از مهمترین بیماریهای غلات در ایران و اغلب کشورهای جهان است. علت گسترش بیماری مربوط به بارانهای بهاره و مساعد بودن شرایط جوی در ماههای فروردین و اردیبهشت است. خسارت زنگ سیاه گندم را می‌توان به یک بیماری حاد تشبیه کرد. در بعضی از مناطق خسارت زنگ سیاه گندم به نحوی است که خوشه‌ها عقیم و پوک شده و فاقد دانه و یا ندرتا دارای دانه‌های بسیار ریز و غیر قابل استفاده می‌باشند.
نشانه‌های بیماری روی غلات
در اوایل و اواسط بهار در پهنه برگ و غلاف و براکته‌های گل ، جوش یا تاولهایی بطور پراکنده به رنگ نارنجی بروز می‌کند. با گسترش بیماری جوشها به یکدیگر متصل می‌شوند. به تدریج این جوشها روی خوشکها ، ساقه ، گلوم در سطح بیرونی یا درونی نمایان می‌گردند. جوشها در ابتدا بسته بوده و با رشد کافی ، اپیدرم را باز می‌کنند و اسپورهای بیضی شکل آزاد می‌شوند. این اسپورها رشد کرده و آلودگیهای مجدد را سبب می‌شوند.
علل همه‌گیری زنگ سیاه گندم
1.    کشت ارقام حساس گندم در منطقه: بدین ترتیب قابل توجیه است که هر چه ارقام کاشته شده در یک منطقه به نژادهای مختلف زنگ موجود در آن منطقه حساسیت بیشتری داشته باشد، احتمال همه‌گیری و خسارت به محصول زیادتر است.
2.    وجود نژادهای فیزیولوژیک زنگ و فعال بودن آن در منطقه.
3.    رشد رویشی مناسب و خوب گیاه.
4.    دیر رس بودن محصول.
5.    وجود شرایط جوی مناسب و مساعد در منطقه.
6.    وجود میزبان واسط مانند زرشک و گسترش جغرافیایی آن در منطقه.
مبارزه
1.    استفاده از ارقام گندم مقاوم.
2.    حذف و ریشه کنی بوته‌های زرشک که قسمتی از مرحله زندگی انگل در روی آن انجام می‌شود.
3.    مبارزه شیمیایی توسط کاربرد برخی قارچ کشها مانند دی کلون ، تری آدیمنول و کربوکسین تیرام.


زنگ برگ یا زنگ قهوه‌ای
عامل مولد این بیماری گونه‌ای از بازیدیومسیتها به نام Puccinia recondita f. sp. Tritici می‌باشد. زنگ برگ بطور احتمالی وسیع‌الانتشارترین بیماریهای گندم است. اگر رسیدن گندم ، دیر هنگام باشد مانند نواحی کاشت گندم بهاره ، توسعه بیماری بیشتر خواهد بود.
علایم بیماری
جوشهایی کروی تا بیضوی و نارنجی قرمز رنگ و شکوفا روی سطح بالایی پهنک برگ گرد می‌آیند. اسپورها به قطر 30 - 15 میکرومتر تقریبا کروی و قرمز قهوه‌ای رنگ هستند و 8 - 3 سوراخ تندش داشته که در دیواره آن پراکنده شده‌اند و دیواره آنها خاردار است. این اسپورها بعد از رشد کردن، موجب آلودگی برگهای دیگر می‌شوند.
کنترل
زنگ برگ در دمای بین 15 و 22 درجه سانتیگراد وقتی که رطوبت به حد کافی باشد به سرعت توسعه می‌یابد. این قارچ گاهی همراه با قارچ مولد عامل لکه برگی و لکه گلوم به حالت همکاری ، خسارت فراوانی می‌زنند. در آمریکا با ضدعفونی کردن بذر با بنومیل ، بوتریزو ، فناریمول و تریادیمفون زنگ قهوه‌ای را کنترل کرده‌اند.

زنگ خطی یا زنگ زرد
عامل مولد این بیماری گونه‌ای از بازیدیومسیتها به نام puccinia. Striiformis است. زنگ خطی منحصر به مناطق مرتفع و سردسیر می‌باشد و در بسیاری از نقاطی که زنگ ساقه و برگ پایدار می‌باشند، دوام می‌آورد. عامل بیماریزا در مناطقی که شبها سرد است بهتر دوام می‌آورد. وجود آن در مازندران ، گرگان ، آذربایجان غربی و فارس گزارش شده است. برای این قارچ میزبان واسطه شناخته نشده است. این قارچ علاوه بر گندم به چاودار و جو نیز خسارتهای زیادی وارد می‌کند.
علایم بیماری
علایم بیماری متفاوت می‌باشد و معمولا در اوایل بهار زودتر از زنگ ساقه و برگ ظاهر می‌شود. جوشها به رنگ زرد بوده و اصولا روی برگها و خوشه‌ها پدید می‌آیند و اغلب به صورت خطوط مشخص و منظمی قرار می‌گیرند. اسپورها به قطر 30 - 20 میکرومتر ، زرد نارنجی رنگ و کروی می‌باشند. دیواره ضخیم و خاردار دارند و دارای 12 - 6 سوراخ تندش هستند. روی خوشه گندم جوشها در سطح شکمی گلومها تشکیل شده و بذر گاهی آلوده می‌شود. این بیماری یکی از خطرناک‌ترین بیماریهای غلات در ایران است و اپیدمیهای آن هر 5 - 3 سال یکبار خسارتهای شدید ایجاد می‌کند.
مبارزه
برای مبارزه با این قارچ ، قارچ کشهای زیادی مورد استفاده قرار گرفته و نتایج هر کدام نسبتا رضایت بخش است. مانند propiconazole ، flutiafole ، Triadimefon ، Tebuconazole.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 7:2 |
نور : انرژي خورشيدي در همه ساختار هايي گياهي نقش دارد و نتيجه نهايي اين فرايند ها در رشد گياه است كه منجر به افزايش ماده خشك مي شود . در شرايطي كه همه عوامل از جمله ميزان دي اكسيد كربن , دما و رطوبت در حد مطلوب باشد . براي انجام فتوسنتز به شدت نور در حد مطلوب نياز است . نور كم باعث كاهش فتوسنتز و رشد گياه و نور يشتر باعث صدمه به كلروپلاست ها و كاهش فتوسنتز مي شود .

فتو پريود عبارت است از مدت زماني از روز كه نور به گياه مي تابد . طول روز بسته به فصل سال و عرض جغرافيايي تغيير مي كند . در نيمكره شمالي طول روز در چهار روز از سال اهميت ويژه دارد .

1- اول فروردين (21مارس) : كه خورشيد مستقيما بالايي خط استوا قرار ميگيرد و در اين روز طول روز و شب مساوي و برابر 12 ساعت است . و به آن اعتدال بهاري مي گويند .

2- سي و يكم خرداد (21 ژوئن) : كه خورشيد به شمالي ترين قسمت بالايي خط استوا مي گيرد و طولاني ترين روز و كوتاه ترين شب سال است و به آن انقلاب تابستاني مي گويند .

3- سي ام شهريور (21سپتامبر ) : كه خورشيد مستقيما بالايي خط استوا است و طول روز و شب مساوي است و اعتدال پاييزي ناميده مي شود .

4- سي ام آذر (21 دسامبر ) : كه خورشيد در جنوبي ترين قسمت زير خط استوا قرار مي گيرد و كوتاه ترين روز و بلند ترين شب سال است و انقلاب زمستاني ناميده مي شود (شب يلدا )

نقطه موازنه نوري (Light compensation point) : نقطه اي است كه در آن شدت فتوسنتز برابر شدت تنفس است . در اين نقطه تمامي مواد توليد شده در فتوسنتز در تنفس به مصرف مي رسد . نقطه موازنه نوري در گياهان آفتاب پسند بيشتر از گياهان سايه پسند است .

نقطه اشباع نوري (Light saturation point) : نقطه اي كه فتوسنتز در آن حداكثر است و با افزايش نور ديگر فتوسنتز افزايش نمي يابد , نقطه اشباع نوري گويند.

كيفيت نور : اشعه ماوراي بنفش با طول موج 400- 300 نانومتر باعث صدمه به گياه شده و غير قابل رويت با چشم انسان است . اشعه مادون قرمز با طول موج 750- 700 نانومتر خارج از حس بينايي انسان است و ضروري براي رشد گياه است اما در فتوسنتز گياه بي تاثير است . طيف نوري (760- 380 نانومتر) در فتوسنتز نقش دارد . ميزان فتو سنتز در نور قرمز و آبي حداكثر است . اگر گياه فقط در معرض نور آبي قرار گيرد رشد كاهش و اندام هاي گياه سفت و تيره مي شود و اگر گياه در معرض نور قرمز قرار گيرد رشد گياه افزايش و اندام هاي گياه نرم و لصيف مي شود . براي انجام فتو سنتز تمامي طول موج هاي نور لازم است .

افزايش شدت نور : به استثناي سايه پسند ها افزايش نور در اواسط پاييز تا اوايل بهار باعث افزايش محصول مي گردد . ساده بودن قاب هاي شيشه اي روي گلخانه ظرفيت قاب ها و افزايش عرض قاب ها باعث افزايش شدت نور وارده به داخل گلخانه مي شود . اسكلت چوبي به طور كاملا محسوس شدت نور را كاهش مي دهد و بهتر است چهارچوب چوبي زا با رنگ سفيد رنگ آميزي كرد تا به به جاي جذب نور آن را منعكس كنند . همچنين بهتر است كه قاب هاي شيشه اي پوشش گلخانه را نيز با رنگ سفيد رنگ كنند و پوشش بيروني قاب ها را هر دو سال يك بار و از داخل هر 5 سال يك بار رنگ آميزي شود .

ميزان كاهش نور تابيده شده به گلخانه عبارت است از : 10 درصد توسط اسكلت و 5 درصد توسط قاب شيشه اي و 7 درصد شيشه ها و 78 درصد نور وارد گلخانه مي شود . شيشه ها را بايد در پاييز و زمستان از موادي كه براي كاهش شدت نور ورودي با رنگ پوشيده شده اند پاك كرد . اين مواد حدود 20 درصد ميزان نور ورودي را كاهش مي دهند .

تامين نور تكميلي :

انواع لامپ ها

1- نور سفيد (حاوي رشته ملتهب تنگستن) : نور در اين لامپ ها حرارت توليدي زياد و كيفيت نور پايين است و راندمان تبديل انرژي الكتريكي به نوراني 7 درصد است . بخش بيشتري به گرما تبديل مي شود .

2- لامپ فلورسنت : اين لامپ ها در رشد و نمو موثر هستند . عيب اين لامپ ها قدرت ولتاژ پايين است و لازم است كه تعداد زيادي لامپ مصرف شود كه در اين صورت هزينه سيم كشي و نصب زياد آنها باعث ايجاد سايه روي گياهان مي شود. لامپ هاي سرد و مهتابي گرم بازده خوبي دارند(20درصد ) و مخمترين و معمول ترين لامپ فلورسنت براي رشد گياه هستند . نور در اين لامپ ها نزديك نور آبي است .

3- لامپ هاي سديمي فشار بالا : اين لامپ ها ارزان و كاربرد آنها ساده است . راندومان تبديل انرژي الكتريكي به نوراني آن حدود 20 درصد مي باشد .

مدت زمان تابش 18 – 16 ساعت (نور طبيعي و تكميلي) است . مدت زمان خاموش كردن لامپ هاي مكمل وقتي است كه نور خورشيد طبيعي محيط را كاملا روشن كرده باشد . در اين زمان نور بايد دو برابر نور تمكيلي لامپ ها باشد . تابش 24 ساعته در مورد اكثر گياهان مضر و يا بي اثر است .

واكنش گياهان در مرحله جواني (مرحله نشا در خزانه يا جعبه نشا) زياد و به مرور زمان از شدت آن كاسته مي شود . براي يك بستر كاشت به عرض 1.2 متر , يك رشته لامپ 60 واتي به فاصله 1.2 متر از هم و در ارتفاع 1.5 متر بالاتر از سطح خاك بستر كشت و براي دو بستر يك رشته لامپ 100واتي به فاصله 1.8 متر از هم و در ارتفاع كمتر از 1.8 متر نياز است .

براي روشن كردن هر متر مربع مساحت گلخانه 16 وات نور مورد نياز است .
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 21:43 |
چـمن بيـشترين نقش را در تصفـيه هوا وكـاهـش آلــودگی هوا را در مـحـيط های
شـهري بـر عـهـده دارد. چـمــن را هــر 15روز يـكبار كـوتاه كرده . گرد وخاك
و ذرات مـعلـق بـر روی سـطـح بـرگ چـمن ها نـشـسته و با چمن زنی از محيط
خـارج مـی شـود.
چمـن را به عنـوان بوم نقاشـی در كاشـت فضـای سـبز اسـتفاده می كنند يعنی به
عنـوان زمـينه ی فضـای سـبز اسـتفاده می شود . برای طـراحی فضای سبز ابتدا
محـل گـل و درختـان را مشـخص مـی كنند سـپس چمن كاری را در مناطق خالی
انجام می دهننند .

بايد در كاشت چمن به چند نكته توجه داشت:
1- موقعيت جغرافيايی : سـطح شـيب دار زير درختان ، منـاطق آفـتاب گير و ...
2- آب و هوا : نـوع آب وهوا بـرای پـيدا نـوع بذر منـاسب مورد نـياز مـی باشد
3- دمـا
4- رطـوبت
5- خـاك

انواع چمن : چمن ها با رنگ های مختلف در محيط های مختلف كاشته می شود
مثل چمن هايی با رنگ های نقره اي ، آبي و ...
در هـر اقـليم چـمن منـاسب بـا آن اقـليم بـايد كاشته شود . براي كاشت چمن نوع
بـهره بـرداری چمن بـايد مـشخص شـود مـثل باغ ، ويـلا ، زمـين فـوتبال ، پارك
چـمن را يـكبـار در مـحـيط كـاشـته مـی شـود و بـا مـراقـبـت مـناسـب و خـوب تـا
هـفـت سـال در محـيط بـاقی مـی مـاند .

چـمن در پـارك : چـمن كـاری در پـارك بـرای بـهره بـرداری تـفـريـحی مـی بـاشد
در اين نـوع چـمـن كـاري بـعـد از مشـخـص شـدن مـكـان مـناسـب بـرای درخـتان
و درختـچـه ها و كـاشـت گـل هـا چـمن مـنـاسـب را پـيدا كـرده و چـمـن كـاري را
درآن محل انجام می دهنند .
زيـر سـاخت هـاي‍ی كـه بـرای كـاشـت چـمن اسـتـفاده مـی شـود مـتـفاوت می باشد
مـانـنـد زه كـشـی مـنـاسـب خـاك و ...
خـاك رس بـعـد از آبــيـاری ســفـت شـده وآب را در داخـل خـود نـگـه مـی دارد
خـاك مـنـاسـب بـرای كـاشـت چـمن بـايـد دارای خـاك رس به هـمراه ماسه و كود
مـنـاسـب باشد . بـرای چـمـن كـاری خـاك رس 70 درصـد ، مـاسـه 15 درصـد
و كـود 15 درصـد بـاشـد .
كود مـناسـب بـرای چمـن كـاری بـايـد خالی از تـخـم عـلـف هـرز يا مـواد مـانـنـد
آهـك ، مـواد اضـافـی واری شـده بـه آن مـانـنـد خـورده شـيـشـه ، كـاغـذ و مـواد
آلـوده بـه بـيـماري هـا مـانـنـد قـارچ بـاشـد .
كـود مـنـاسـب بـرای چـمـن كـاری كـود حـيـوانـی ، از حـيـوانـاتـی مـانـنـد اسـب ،
وگـوسـفـنـد مـی باشـد كـه بـعد از كاشـت بـذر چـمـن بـه انـدازه 2-3 بـرابـر قطر
بـذر كـود بـر روی آن الـك مـی كـنـنـد .
زمـان مـنـاسـب بـرای دادن كـود بـه چـمـن در فـصـول رشـد چـمـن مـانـنـد بـهـار
و پـايـيـز مـی بـاشـد در فـصـل تـابـسـتـان اگـر بـه چـمن كـود داده شـود چون در
ايـن فـصـل نـيـاز گـيـاه بـه آب زيـاد اسـت در نـتـيـجـه كود در آب به مـيزان زياد
حـل شـده وبـاعـث مـی شـود ريـشـه چـمـن بـسـوزد .
خـاك زيـر چمـن را غـلـتـك كـاری مـی كــنـنــد تا زمـيـن را صـاف كـرده و بـرای
كاشـت چـمن منـاسـب كـنند اين كار برای سـطوح شيـب دار نـيز بايد انجام شود.

مـيـزان بـذر مـورد نـيـاز در مـتـر مـربـع مـتـفـاوت مـی بـاشـد . در هـر متر مربع
50 الـ‍ی 70 گـرم بـذر اسـتـفـاده مـی شـود اگـر ايـن مـيـزان بـذر بـيـشـتر از حد
مـجـاز بـاشد رنـگ بـذر هـا زرد مـی شـود اگـر مـيـزان بـذر كـمتر از مجاز باشد
در ميـان چـمـن لـكـه لـكـه هـای خـالـی قـرار مـی گـيـرد .
فـصـول كـاشـت چـمـن در تـهران در فـصـل بـهـار از اوايـل فـرورديـن تـا اواسـط
خـرداد مـاه و در فـصـل پـايـيـز از اوايـل مـهـر تـا اواسـط آبـان مـاه برای كاشت
چـمـن مـنـاسـب مـی بـاشـد . ( بـذر چـمـن هـای كـاشـتـه شـده بـعـد از 5 – 10
روز جـوانـه مـی زنـد )
بـعـد از كـاشـت بـذر بـايـد بـه چـمـن ها آب داده شـود . آب پـاشـی بـر روی بـذر
چـمـن هـا بـا اسـتـفـاده از آب پـاش هـاي‍ی كـه آب را به صـورت ريـز و پودر در
بيـاورنـد آب را بـر روی بـذر هـا مـی پـاشـنـد .
پـس از سـبـز شـدن بـحث نـگه داری از چـمن مـطـرح اسـت اولين بـحث آبياری
چمن است درتـهران آب مـورد نـيـاز بـراي چـمـن 9 لـيـتـر بـر مـتـر مـربـع است
اگـر مـقـدار آب بـيـشـتـري بـه چـمـن داده شـود يـعـنـی بـيـشـتر از 9ليتر بر متر
مـربـع بـاعث پـوسيدگـی ريـشه وبـروز بـيمـاری هـای قـارچـی چـمـن مـی شــود
اگــر مـقــدار آب كـمـتـری بــه چـمـن بـدهـنـد يـعنـی كـمـتـر از 9 لـيـتـر بـر مـتـر
مـربـع بــاعـث پــ‍‍‍ژمـوردگـی و خــشــك شـدن چــمـن و هـمـچـنـيـن تـرك خـوردن
خـاك چــمـن مـی شـود .
مـنـابـع آب مـورد نـيـاز چـمـن از چـاه هـا ، رودخـانـه هـای مـحـلـی ، جمع آوری
آب های سـطـحـی و فـاضـلاب هـا تـهـيـه مـی شـود .
بــرای جــمـع كــردن آب ها چــاه هاي عــمـيـق زده شــده تـا آب را از عـمـق بـه
سـطـح مـنـطـقـل كـنـنـد و وارد شـبـكـه آب رسـانـی تـحـت فـشـار قـرار گـيـرد
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 21:32 |
استفاده از گیاهان دارویی در فضای سبز شهریدر کشور ایران اقلیمهای متفاوتی وجود دارد، بنابراین تنوع گیاهان دارویی آن نیز زیاد است. بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دو چندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود گیاهان دارویی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است.      

چکیده
در کشور ایران اقلیمهای متفاوتی وجود دارد، بنابراین تنوع گیاهان دارویی آن نیز زیاد است. بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دو چندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود گیاهان دارویی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است. با توجه به اینکه برای رسیدن به استانداردهای بین المللی فضای سبز سرانه، به فضای سبزی با چند برابر سطح موجود نیازمندیم، سطح فضای سبز لازم چند برابر خواهد بود و با وارد کردن گیاهان دارویی در فهرست گیاهان مناسب برای فضای سبز جامعه گیاهان دارویی گسترش قابل توجهی پیدا می کند. با کشت گیاهان دارویی در فضای سبز بخشی از هزینه های ریالی قابل بازیافت است و با توجه به نزدیکی این مکانها به مراکز صنعتی و تجاری هزینه حمل و نقل نیز کاهش می یابد. کاشت گیاهان دارویی در فضای سبز امکان آشنایی و افزایش آگاهیهای اجتماعی، نسبت به گیاهان دارویی را فراهم می کند. اختصاص فضای سبز محیطهای آموزشی به کشت گیاهان دارویی، زمینه برای تحقیق در جنبه های مختلف گیاهان دارویی را ممکن می سازد و سازگاری این گونه ها را معلوم می کند. یکی از راههای بسیار مؤثر در کنترل فرسایش خاک، بر جای گذاشتن بقایای گیاهان دارویی قبل از آیش است. بنابراین گیاهان دارویی در ارائه خدمات بوم شناختی نیز بسیار توانمند هستند. برخی گیاهان دارویی دارای حدود تحمل نسبتاً خوبی به شوری، خشکی، قلیایی بودن خاک، تشعشع شدید خورشید، شرایط ماندابی، هرس شدید و ...هستند.
واژگان کلیدی: فضای سبز، گیاهان دارویی، سازگاری

مقدمه
منظور از فضای سبز شهری، نوعی از سطوح کاربری زمین شهری با پوشش های گیاهی انسان ساخت است که هم واجد بازدهی اجتماعی و هم واجد بازدهی اکولوژیک باشند. فضای سبز شهری از دیدگاه شهرسازی در بر گیرنده بخشی از سیمای شهر است که از انواع پوشش های گیاهی تشکیل شده است و به عنوان یک عامل زنده و حیاتی در کنار کالبد بی جان شهر، تعیین کننده ساخت مرفولوژیک شهر است. بنابراین دارایی سبز یک شهر، صرف نظر از فضای سبزی که توسط شهرداری اداره می شود، از مجموع فضای سبز خصوصی، فضای کوچک دارای گیاهان خودروی و زمین های متعلق به دولت تشکیل می شود. رشد صنعت و افزایش جمعیت در شهرها، به ساخت و سازهای سودگرایانه منجر شده است. این ساخت و سازها به مسائل و تامین حداقل نور و هوا در مناطق شهری توجهی نداشته است. از سوی دیگر، ضرورت ایجاد کاربری های جدید شهری، برای پاسخگویی به نیازهای روزافزون و اسکان جمعیت به تدریج باعث کاهش سهم فضای سبز و باغهای شهری شده است و در نتیجه موجب آلودگی محیط زیست شده است. فضاهای سبز شهری به عنوان ریه های تنفسی شهرها به شمار می روند و در شهرها افزون بر عمل کرد های زیبایی شناختی، اجتماعی و ساخت کالبدی شهر، روی تعدیل دما، افزایش رطوبت نسبی، لطافت هوا، کاهش آلودگی صوتی، افزایش نفوذ پذیری خاک، کاهش سطح ایستایی، بهبود شرایط بیوکلماتیک در شهر و جذب گرد و غبار تاثیر دارند پوشش گیاهی یک منطقه در حقیقت از یکایک گونه های گیاهی موجود در آن تشکیل شده است. وضعیت آب و هوایی و نوع خاک حدود گونه خاص را تعیین می کند. کیفیت محیط زیست شهری با امکانات و تاسیسات فضای سبز ارتباط مستقیم دارد. در ادوار گذشته در کنار توجه به تفرج روح و زیبایی، جنبه دارویی و اقتصادی کشت گیاهان در فضای سبز و باغها مدنظر بوده و در همه آنها از باغ معلق بابل مربوط به سالهای قبل از میلاد مسیح تا پردیسهای ایرانی مربوط به قرن پنجم میلادی ضمن رعایت جنبه های زینتی و هنری گیاهان کاشته شده، مصارف خوراکی، دارویی، صنعتی، دفع آفات و مانند آن مورد توجه جدی بوده است و در چهارچوب سنت و اصول، هیچ چیز بی مورد و یا تنها برای زیبایی وجود نداشته بلکه آنچه مفید و لازم بوده زیبا عرضه شده است. از جمله گیاهان دارویی که در احداث باغهای عمومی در ایران مورد استفاده قرار گرفته می توان از اقاقیا، بیدمشک، خرزهره، زوفا، سنجد تلخ، ریش بز، بابونه، گل انگشتانه، زرشک، ختمی، گل ساعتی، گل سرخ، گاوزبان، همیشه بهار، گلرنگ، زعفران و مانند آنها نام برد. در کشورهای دیگر گیاهانی مثل پدوفیل و ذغال اخته در فضای سبز کاشته می شده است. معمولا گیاهان دارویی در مدت کوتاهی، سطح خاک را فرا می گیرند و به علت سبزی و کوتاهی شان زیبایی خاصی را پدید می آورند. این گیاهان نسبت به مواد غذایی پر توقع نبوده و آب بسیار زیادی نیاز ندارند. همچنین برخی از آنها در برابر شوری خاک مقاومند و دوام و عمر طولانی و سازگاری و استقامت بالایی دارند.
مزایای استفاده از گیاهان دارویی در فضای سبز
1- افزایش تنوع در فضای سبز: در کشور ایران اقلیمهای متفاوتی وجود دارد بنابراین تنوع گیاهان دارویی آن نیز زیاد است. با توجه به سازگاریها و توانائیهای گیاهان دارویی که مورد اشاره واقع شد، بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دوچندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود گیاهان دارویی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است، در حالیکه استفاده از گونه های انگشت شمار و غیربومی در فضای سبز شکنندگی اکوسیستم های احداثی را بهمراه دارد.
2- حفظ ژرم پلاسم گیاهان دارویی: چنانچه یک جامعه گیاهی به خاطر نجات از خطر انقراض مورد حمایت انسان قرار گیرد ناچار به زندگی در محدوده طراحی شده توسط انسان می شود. این محدوده ها شامل باغهای گیاهشناسی و فضای سبز و در بهترین حالات محیط های طبیعی قرق شده می شود. در این مجموعه ها، حفاظت انسان از گیاهان منجر به حذف پدیده های طبیعی مانند چرا، بیماری و آفت، سیل، آتش سوزی و خشکسالی، رقابت و مانند آن می شود. بنابراین طی نسلهای متوالی ژنهای مفید که عامل دوام موجود در مقابل این شرایط هستند از این نسلها حذف می شود. در مورد گیاهان دارویی، این عمل با برداشت گزینشی گیاهان دارویی سالم و قوی از طبیعت توسط انسان تشدید می گردد و در عوض فراوانی ژنهای غیرمفید که در شرایط طبیعی مرتباً تحت گزینش طبیعی و حذف قرار می گیرند. به نحو چشمگیری افزایش می یابد. به این پدیده رانده شدن ژنتیکی می گویند که هرچه جوامع گیاهی و جانوری محدودتر باشد، این پدیده با شدت بیشتری رخ می دهد. در نتیجه این رخداد علیرغم حفظ فرم ظاهری گونه، توانمندی های آن گونه در مقابل شرایط گزینشگر محیط طبیعی به شدت نقصان می یابد و در صورت راهیابی گونه به محیط طبیعی و یا کاهش حمایت انسان، جاندار به سرعت منقرض می گردد. راه جلوگیری از این خطر، توسعه همه جانبه جوامع گیاهی و جانوری در اقلیم های متنوع است. مروری گذرا بر کل مساحت پارکهای شهری، کمربندهای سبز و پارکهای جنگلی موجود و تنوع اقلیمی کشور نشان می دهد که سطح قابل توجهی از زمینهای قابل کشت در اقلیمهای گوناگون به احداث فضای سبز اختصاص یافته است. با توجه به اینکه برای رسیدن به استانداردهای بین المللی فضای سبز سرانه، به فضای سبزی با چند برابر سطح موجود نیازمندیم، سطح فضای سبز لازم چند برابر خواهد بود و با واردکردن گیاهان دارویی در فهرست گیاهان مناسب برای فضای سبز جامعه گیاهان دارویی گسترش قابل توجهی پیدا می کند که بعلت این گستردگی سطح و اقلیم، تعداد زیادی از عوامل طبیعی اثر خود را بر گیاه اعمال می کنند و علاوه بر آن برداشت از طبیعت هم کاهش می یابد. چنانچه در اثر اقبال عمومی، گیاهان دارویی به فضای سبز مدارس، منازل و داخل آپارتمانها و روی پشت بامها راه یابد، به انقلابی سبز در این زمینه دست خواهیم یافت.
3- جبران بخشی از هزینه ها: اختصاص منابع مرغوب آب و خاک به احداث فضای سبز که بواسطه رشد شهرهای بزرگ در اراضی درجه یک کشاورزی امری غیرقابل اجتناب گردیده است، سطح وسیع و در حال گسترش فضای سبز و هزینه های کاشت و داشت و کادر فنی و اجرایی احداث فضای سبز، بهای سنگینی است که شهروندان برای سلامت خود و محیط زیست باید پرداخت کنند، بهایی که صرفه جویی و گریز از آن، مخارج بهداشتی و هزینه های اجتماعی بسیار بیشتری ببار خواهد آورد. در دید کلان برآورد ارزشهای معنوی زیست محیطی، حفاظتی، تفریحی و مانند آن در فضای سبز نیاز به امکاناتی گسترده و تخصص هایی است که بتوان بر اساس آن به بیان ارزش واقعی پرداخت. این ارزشها برای اکثریت مردم بخوبی ارزش های ریالی قابل لمس نیست. با کشت گیاهان دارویی در فضای سبز بخشی از هزینه های ریالی قابل بازیافت است و با توجه به نزدیکی این مکانها به مراکز صنعتی و تجاری هزینه حمل و نقل نیز کاهش می یابد. نیاز آبی گیاهان بومی معمولاً کمتر از گیاهان غیربومی است که این امر صرفه جویی در مصرف آب آبیاری است. در این مسیر فرصت شغلی ایجاد می شود و داوطلبانی مانند فارغ التحصیلان کشاورزی و منابع طبیعی، محصلین مدارس، بازنشستگان و افراد عادی در قبال درصدی از سود می توانند مراحل دیگری از تولید مانند برداشت، جداسازی و خشک کردن گیاهان دارویی را انجام دهند.
4- تأمین اهداف آموزشی، تحقیقاتی و گردشگری: علیرغم سابقه طولانی استفاده از گیاهان دارویی و وجود انواع گیاهان دارویی در کشور متأسفانه درصد کمی از فرهیختگان جامعه و تحصیلکردگان علوم گیاهی، کشاورزی و منابع طبیعی با این گیاهان آشنا هستند و برای افزایش آگاهیهای اجتماعی، در این زمینه باید آموزش مسئولین و دولتمردان، مردم عادی و تحصیلکردگان از مقاطع دبیرستان تا دانشگاه و حتی متخصصین فضای سبز بصورت عمومی و رایگان صورت گیرد. کاشت گیاهان دارویی در فضای سبز امکان این آموزش را فراهم می کند. در کشورهایی مثل شیلی و هند افزایش نجومی و سالیانه سطح فضای سبز مرهون توجه به آموزش عمومی و مشارکت مردمی است.
در امر پژوهش، گرچه افراد محدودی در امر کشت و کار گیاهان دارویی تخصص دارند، توسعه کمی شناخت گیاهان دارویی قدم گذاری در مراحل بعدی امر پژوهش را ممکن می سازد. اختصاص فضای سبز محیطهای آموزشی به کشت گیاهان دارویی، زمینه برای تحقیق در جنبه های مختلف گیاهان دارویی را ممکن می سازد و سازگاری این گونه ها را معلوم می کند. در شهرهایی که جاذبه های گردشگری دارند، وجود باغهای گیاهشناسی و فضاهای سبز دارای گونه های بومی کشور و گیاهان دارویی تأثیر بسزایی در جذب گردشگران متخصص بدان شهرها دارد.
5- کنترل فرسایش بادی: در مکانهایی که زمین به اختیار و یا از روی اضطرار بصورت آیش رها می شود و زمان آیش با وزش بادهای شدید و یا رواناب ناشی از بارندگی روبروست، یکی از راههای بسیار مؤثر در کنترل فرسایش خاک، بر جای گذاشتن بقایای محصول قبل از آیش است. بقایای محصولاتی مانند کرچک و ماریتیغال که تنها بذر آنها برداشت می شود، برای تأمین این هدف مناسب به نظر می رسد. همچنین استفاده از گیاهان دارویی چندساله مانند زوفا، اسطوخودوس و آویشن می توانند در کنترل فرسایش بسیار مؤثر باشند. بومادران استاندارد تحمل نسبتاً خوبی در مقابل چرای احشام دارد. کاشت گیاهانی مانند سنا، اکاسیا و اکالیپتوس در مجاورت کویر، موانع مناسبی در جلوگیری از پیشروی کویر هستند. خارشتر، کور و هندوانه ابوجهل با شیبهای تند بسیار سازگارند، بنابراین کشت آنها در زمینهای شیب دار می تواند عامل مهمی در حفظ خاک باشد. گیاهان دارویی نظیر اکالیپتوس جهت احداث بادشکن و جلوگیری از فرسایش بادی بسیار مؤثر هستند. بنابراین گیاهان دارویی در ارائه خدمات بوم شناختی نیز بسیار توانمند هستند.
نکات مهم در بکارگیری گیاهان دارویی در احداث فضای سبز الف)سازگاری گیاه: هر گیاه دارای میدان اکولوژی خاصی است. یعنی بهترین میزان رشد آن در شرایط اقلیمی بخصوصی حاصل می شود. بررسی پوشش گیاهی بومی هر منطقه می تواند بعنوان راهنمایی مفید جهت انتخاب گیاهان باشد. گیاهان دارویی ایران بعلت اینکه عملیات اصلاحی روی آنها انجام نشده است. عموماً بصورت توده بومی هستند. بنابراین دامنه سازگاری (میدان اکولوژی) نسبتاً وسیعی دارند. سازگاریهای مطلوب گیاهان دارویی در طراحی فضای سبز شامل موارد ذیل می باشند.
1- تحمل خشکی، شوری و قلیایی بودن خاک: گیاهان دارویی مانند اقاقیا، اکالیپتوس، داتوره، سنجد، رزماری، اسطوخودوس، گل محمدی، کرچک (قرمز) و ختمی دارای حدود تحمل نسبتاً خوبی به شوری، خشکی، و قلیایی بودن خاک هستند.
2- تحمل تشعشع شدید خورشید: گیاهانی مانند رزماری، اسطوخودوس، بومادران، سانتولینا، اقاقیا و مورد در مجاورت سطوح آسفالت و سنگ فرش که انعکاس شدید تابش را باعث می شوند، مقاومت خوبی دارند در حالیکه بسیاری از گیاهان دیگر دچار خورشیدی شدن می شوند که منجر به تجزیه کلروفیل و نهایتاً مرگ گیاه می شود.
3- تحمل شرایط ماندابی: در مناطقی که سطح آب تحت الأرض بالاست گیاهانی مانند اکالیپتوس بخوبی رشد کرده و در کاهش آب تحت الأرض و خشکاندن خاکهای اشباع نقش اساسی دارند. پونه و نعناع از دیگر گیاهان متحمل شرایط ماندابی هستند.
4- تحمل هرس شدید: گیاهانی مانند مورد، رزماری، اسطوخودوس و دارچین براحتی شکل پذیرند و متناسب با هدف و مکان انتخاب شده در فضای سبز قابل شکل دهی هستند.
5- سازگاری با سطوح شیب دار: در شیب های تند بزرگراه ها و یا در پارکهای کوهستانی می توان از گیاهان دارویی مانند کورک، خارشتر، شیرخشت و گونه هایی از جنس علف چای استفاده کرد. همچنین جهت پوشش دیوارهای بتونی که برای مهار شیب ها ساخته می شوند می توان از بنه، زرشک معمولی، گل محمدی، برگ بو و سماق بهره جست.
6- سازگاری با آلودگیهای محیط های شهری و صنعتی: گروهی از گیاهان دارویی در برابر آلودگیهای هوا، گرد و غبار، اشعه ماوراء بنفش و آلودگی صوتی تحمل خوبی از خود نشان می دهند. انواع رز مثل گل محمدی دی اکسید گوگرد (So2) را در نسوج خود تثبیت می کنند. اقاقیا، نمدار و فندق در کاهش شدت آلودگی صوتی بسیار مؤثر است و گل سرخ و داتوره فلوراید اطراف کارخانجات آلومینیم سازی را جذب کرده و نسبت به آن تحمل نشان می دهد. گیاه نمدار (زیرفون) به ازن (O3) متحمل است. گیاه ژینکو نسبت به آلودگی هوا تحمل زیادی دارد.
ب) تأثیر گیاه بر سلامت انسان: توجه به رایحه درمانی و گل درمانی در پزشکی مدرن در پی بررسی ابداعات گذشتگان در این هنر بوسیله تجهیزات پیشرفته امروزی نقش گیاهان در پیشگیری و درمان بیماریهای جسمی و روانی را بیش از پیش نمایان می کند. گیاهانی مانند اکالیپتوس، کاج، انواع بید، افرا و زبان گنجشک با تولید مواد شیمیایی (فیتونسیدها) و انتشار آنها در هوا باعث از بین رفتن قارچها، باکتریها و برخی حشرات مضر و همچنین ایجاد حالت آرامش و خلسه در انسان می شوند. این مواد آلی گاهی ویتامین های جوی نامیده می شوند. گل بابونه، گل محمدی، بیدمشک و سنجد رایحه دل انگیز و آرامبخشی در فضا پراکنده می کنند.
ج)زیبایی گیاه: گیاهان با تنوع در فرم، اندازه و رنگ هر کدام می توانند زیبایی خاصی را باعث شوند. گیاهان دارویی مناسب برای فضای سبز:
1- از نظر دوره رویش: انواع یکساله (بابونه)، دوساله (مغربی) و چندساله (گل گاوزبان و رزماری)
2- از نظر رنگ گل، شاخه و برگ: رنگ گلهای آبی (رزماری، اسطوخودوس)، زرد (مغربی و علف چای)، زرد و نارنجی (گلرنگ، همیشه بهار) سفید، بنفش، صورتی (زوفا، ماریتیغال، گل محمدی) و انواع رنگهای دیگر (ختمی) در بین گیاهان دارویی دیده می شود. از نظر رنگ اندام هوایی، زیتون، بومادران، سانتولینا و اسطوخودوس دارای شاخ و برگ خاکستری هستند، عناب برگهایی به رنگ سبز براق دارد و بومادران استاندارد دارای اندام هوایی به رنگ سبز چمنی است.
3- از نظر اندازه: انواع بوته ای کوتاه (گل گاوزبان، زوفا و علف چای) متوسط (کرچک و گل محمدی) و انواع بلند (عناب، اکالیپتوس، سنجد، سنا، سپستان) و گونه های دارای اندامهای هوایی رونده (توت روباه) هستند. گیاهانی مانند غارگیلاس و خرزهره همیشه سبز است.
د) سهولت کاربرد گیاه: نگهداری و کشت گیاهان مورد استفاده در فضای سبز باید آسان باشد. اکثر گیاهان دارویی براحتی از طریق بذر، قلمه، پیوند، خوابانیدن، ریزوم، غده و مانند آن تکثیر می شوند و در مجموع نسبت به دیگر گیاهان، آفات و بیماریهای کمتری دارند.
انتخاب گونه هاي جديد گیاهی
در انتخاب و بررسي انواع گونه هاي گیاهی جديد موارد ذيل، بايستي مد نظر باشد.
1) سازگاري: سازگاری گونه گیاهی معرفي شده با خصوصيات آب و هوائي منطقه اين امر باعث بالا رفتن قدرت رشد، تکثير و در نهايت بقاي گونه مي گردد.
2) زيبايي و ظاهر آراسته: گونه جديد گياه به نحوي که شکل و ظاهر گياه مناسب محل مورد نظر باشد، که در اين رابطه ديدگاه و نظر کارشناس فضاي سبز از اهميت ويژه اي برخوردار است. عدم استفاده مناسب از يک گونه گياه در محل مورد نظر، باعث کاهش زيبايي محوطه گرديده ضمن آنکه گاهي ممکن است باعث بروز مشکلاتي گردد به عنوان نمونه چنانچه از گياهان انبوه در حواشي معابر و پياده رو استفاده گردد، باعث کاهش ديد رانندگان و ممانعت از توجه آنها به عابرين پياده که در انتظار عبور از خيابان هستند، مي گردد و همين امر باعث بروز حوادثي مي شود.
3) خصوصيات فيزيولوژيک و مرفولوژيک گياه: گاهي صمغ تانن و ساير اسانس هاي موجود در بخش هاي مختلف انواع گياهان باعث وارد گرديدن لطماتي به اقشار مختلف بخصوص کودکان مي گردد زيرا کودکان از روي کنجکاوي و يا بازيهاي کودکانه در تماس با اين پيکره هاي گياهي بوده و حتي بخشي از برگ و غيره را در طي بازيهاي کودکانه تناول مي نمايند که در آنها ايجاد مسموميت مي نمايد، لذا توجه به ايمني اقشار مختلف اين موضوع داراي اهميت بسزائي است.
4) ايجاد آرامش خيال بيننده و جلب متخصص: ايجاد تنوع در فضاي سبز به نحوي که هم باعث آرامش بازديدکنندگان و هم باعث جلب متخصصين و علاقمندان شود و به طور کلي خواسته هاي همه اقشار را تأمين نمايد؛ چه افرادي که جهت فرار از ناملايمات زندگي به دامن طبيعت پناه آوردند و چه آنهايي که در پي يافتن طرحهاي نوين ، الگوبرداری تحقیق و غیره هستند، بسیار حائز اهمیت است.
5) پرهیز از یکنواختی و روی آوردن به استفاده ترکیبی از گونه ها: سالها است که فضای سبز شهری سطح مالامال از درختان صنعتی، جنگلی چون چنار، نارون، زبان گنجشک گردیده است و سالها است که مهمترین پوشش سطح زمین در پارکها، مبادین و بلوارها چمن است، حال آنکه مشخص گردیده است که بیشترین آلرژی از طرف گیاهان فوق حادث می گردد و چمن نیز با توجه به وضعیت خشکسالی ها و کمبود آب و همچنین هزینه های بالای نگهداری، حداقل در پاره ای از مناطق که امکانات و بودجه وسیع و کلان در دسترس نیست، کاملا از چرخه کشت و فضای سبز خارج گردیده است. گرچه اهمیت گیاهان داروئی در بخش پزشکی و داروسازی بر همگان واضح و مشخص ولی استفاده از این گیاه به عنوان گیاهان جدید در فضای سبز دیر زمانی که اهمیت یافته است، اکثر گیاهان مورد نظر جهت کشت در فضای سبز گیاهان همیشه سبز هستند که ظاهر سبز آنها در تمام فصول سال جلوه می نماید. این گیاهان دارای سطح برگ سبز دائمی هستند. برخی از آنها را می توان به طور ترکیبی با سایر گیاهان استفاده نمود و پاره ای از آنها حتی می توانند جایگزین گیاهان پوششی چون چمن گردند.
نتیجه گیری
فضای سبز شهری بر اکولوژی شهری به ویژه اقلیم، هوا، خاک، آب های زیر زمینی و جامعه حیوانی تاثیر می گذارد. مهم ترین اثر فضای سبز در شهرها، کارکردهای زیست محیطی آنهاست که شهرها را به عنوان محیط زیست جامعه انسانی معنی دار کرده است و با آثار سوء گسترش صنعت و کاربرد نادرست تکنولوژی مقابله نموده، سبب افزایش کیفیت زیستی شهرها می شوند. امروزه جامعه شناسان، روان شناسان و پزشکان بر این باورند که فضای سبز افزون بر تامین بهداشت جو و محیط مکانهای مسکونی، نقش مثبتی در سلامتی شهروندان به عهده دارد. شناخت گونه های گیاهی بومی که می توانند در طراحی فضای سبز به کار آیند، با توجه به کمبود آب و کیفیت نامساعد خاک در اکثر نقاط کشور، با استفاده از گونه های بومی به صورت ضرورتی اجتناب ناپذیر در می آید. گياهان و فضاي سبز در روند زندگي انسانها به خصوص هنگام فراغت از کار و تکاپو به دنبال مامني جهت التيام اعصاب و روان انسان، نقش مؤثري دارند و اين نقش در بقاي حيات در کره خاکي با اهميت تر مي گردد. ضرورت ايجاد و حفظ پوشش سبز گياهان يکي از بديهيات زندگي است و مثلث بقا و دوام انسان که شامل آب، هوا و غذا است بدون وجود گياه هيچ گاه تکميل نمي گردد ، زيرا هم تأمين اکسيژن و هم غذاسازي فقط با وجود گياه امکان پذير خواهد بود. با توجه به ضرورت در حيات انساني و از آنجا که انسان موجودي است تنوع طلب، لذا در فضاي سبز شهري علاوه بر ضرورت اهميت و بهاء دادن به درختکاري، ايجاد تنوع هم از ديگر فاکتورهاي مهم به نظر مي رسد استفاده به جا و مناسب از پوشش گياهي، احداث و نگهداري فضاي سبز نياز به تجربه و دانش، تحقيق و تفحص و شناخت نيازهاي گونه هاي گیاهی مختلف دارد، تا رابطه ديرين انسان و طبيعت تقويت شود و انسان بار ديگر با طبيعت فراموش شده آشتي نمايد. در ايجاد تنوع گياهي در فضاي سبز شهري همواره محدوديت هاي هوا و اقليم، خشکي، باد، تابش بيش از حد خورشيد و غيره وجود دارد که همين امر باعث کاهش تنوع مي گردد. در پایان یادآور می شویم تنوع محیط جغرافیایی ایران و حاکم بودن وضعیت آب و هوایی گوناگون از منطقه ای به منطقه دیگر در پهنه وسیع کشور، سبب رویش جامعه گیاهی متنوعی شده است. این تنوع که سیمای جغرافیایی گیاهی و به دنبال آن جغرافیای زیستی را جان می بخشد، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اکولوژیکی اهمیت شایان توجهی دارد. گروهی از گیاهان دارویی مانند رزماری، اسطوخودوس، بومادران، سانتولینا، گل محمدی، انواع ختمی، اکالیپتوس، سپستان، کارم رنگی، مورد، خرزهره، همیشه بهار، برگ بو، اقاقیا، کرچک قرمز، مغربی، کم و بیش در فضای سبز کشور کشت می شوند ولی گروه دیگری مانند کورک، سرخارگل، خارشتر، گل گاو زبان، گاو زبان بوراگو، بابونه، بومادران استاندارد، زوفا، سداب، بیدمشک، عناب و سماق، قابلیت واردشدن در فضای سبز را دارند اما تابحال مورد توجه جدی قرار نگرفته اند
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 21:31 |
مقصد از تناوب زراعتی آن است که در یک زمین بصورت متداوم و پی در پی یکنوع نبات بذر نگردد. تناوب زراعتی یکی از پرنسیب های اساسی و ستراتیژیکی در روند موثر زرع نبات در مزارع جهت ارتقاع سطح تولیدات زراعتی به سطح جهان رول ارزنده دارد و آنرا یکی از روش های میدانند که در مورد در آمد های اقتصادی از نگاه تولیدی در خور توجه قرار گرفته بویژه در کشور ها یکه به امکانات محدود در حل مشکلات و معضله های مزرعه یئ رو به رو اند که کشور ما نیز شامل آن می شود.

جهت مفیدیت موضوع نکات چند بطور فشرده بیان میشود.

- برای بلند بردن حاصل فی واحد زمین تناوب زراعتی باید در نظر گرفته شود.

- در صورتیکه تناوب زراعتی مراعات گردد از شدت حمله امراض و آفات تا حدودی کاسته می شود.

- با رعایت تناوب زراعتی زمین تقویه گردیده و حاصل خیزی آن بلند میرود.

- آب آبیاری و مسایل تخنیکی بصورت درست استفا ده می شود.

کاریکه در تناوب زراعتی باید وشاید مد نظر گرفته شود همانا رعایت و داشتن مهارت های فنی و علمی درست آن است بگونه مثال اگر هدف مشخص به اساس مسایل کنترول و کاهش امراض و افات نباتی باشد، باید آنعده از نباتات در تناوب جا داده شود که از یکطرف مقاومت خوب داشته باشد، از جانبی هم امراض مشترک با نبات نداشته باشد.

اگر هدف تنظیم و استفاده از آب باشد نباتات در کار است که ریشه های عمیق داشته و به آب و آبیاری کمتر ضرورت داشته باشد.

در صورتیکه بواسطه زرع نباتات مزرعه ئی مانند غله جات مزرعه پراز گیاهان هرزه شد باید پس ازآن به زرع نباتاتی پرداخت که گیاه هرزه راکم کند مانند نباتات علوفه یئ که بوسیله سایه خود از نمویی، علفهای هرزه ممانعت مینماید و یا لبلبو و کچالو که بواسطه نرم نمودن و خیشاوه نمودن که ضرور کشت آنها ست گیاهان هرزه ریشه کن میشود.

اگر چه اهداف اصلی طوریکه تذکر دادم در تناوب زراعتی نظر به هدفمندی مشخص می شود اما در جا دادن نباتات دو مشیمه (legumes) مانند رشقه ،شبدر، باقلی،لوبیا،سایوبین وغیره در تناوب زراعتی اهمیت خاص دارد زیرا نباتات لگیومی زمین را پر بار و غنی ساخته یعنی موجودیت و تولید غده های ریشه ویی و به کمک باکتریا که تولید نایتروجن مینماید که این امتیازات در نباتات دو مشیمه موجود بوده ،بنا براین هرگاه بعد از آنها مثلاًغله جات (مانند) جو،گندم،جواری،برنج) کشت شود . غله از مواد غذائی یعنی نایتروجن که جزء عمده مواد غذائی نباتات میباشد استفاده خواهد کرد.

از اینکه بسیاری زارعین از عملکرد و تطبیق مسایل اگرو تخنیکی به اساس سفارش های علمی در مزرعه عاجز اند و از مزایای و اهمیت رعایت تناوب زراعتی بطور نسبی و یا بطور کامل بی خبر و کم معلومات اند بنااً در جلوگیری از تخریب خاک،کنترول امراض و افات ، گیاهان هرزه، مواد عضوی وغیره مسایل تخنیکی و علمی زارعین را آگاهی داده تا در این راستا مهارتهای فنی و تکنالوجیکی آنها ارتقاء کرده و در تطبیق این امر موفق و کامگار گردند . ورنه از زحمات خود بهره گیری خوب کرده نمی توانند و در شرایط کنونی محققین کشور نباید نادیده گرفت و یا آنرا به صفت یک ممثل تنویر کنند در اذهان دهاقین به سطح کشور جا داد. و از طریق پروسه تحقیقات علمی و قطعات نمایشی در صدر برنامه های روز تحت غور قرار داد این عملیه را طوری ذهن نشین اذهان زارعین کرد تا بتوانند با استفاده از اساسات آن استفاده اعظمی نمایند و این کار کار تحقیقات و ترویج است امید در ین راستا مصدر خدمت بیشتر به زارعین سر زمین خود شوند
+ نوشته شده توسط در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 7:13 |
بذر خواب به بذری اشاره دارد که علی رقم وجود شرایط مناسب محیطی قادر به جوانه زنی نیست. در بسیاری از گونه های گیاهی با بررسی شرایط محیطی طبیعی رشد گیاه می توان به راه هایی برای شکستن خواب بذر آنها پی برد.
 
در طبیعت، وجود مکانیسم های خواب باعث می شود تا بذر در شرایط و زمان مناسب جوانه بزند. در زراعت، گیاهان بسیاری همچون غلات، اصلاح شده اند تا دوره خواب آن ها کوتاه شود و عوامل موثر برخواب در طول دوره نگهداری بذر در انبار از بین بروند و وقتی که بذر در زمین کاشته می شود سریعا جوانه بزند.
 
واژه های مهم:
خواب (Dormancy)- معنی کلی: کمبود رشد به دلایل مختلف خارجی و داخلی.
 
خواب بذر (Seed dormancy)- عدم جوانه زنی بذر حتی در شرایطی که عوامل محیطی مساعد هستند.
 
در طبیعت ، خواب بذر فرایندی است که به گونه های مختلف اجازه می دهد تا در شرایط محیطی خاص زنده بمانند. خواب باعث می شود تا عمل جوانه زنی در بهترین زمان و مکان انجام شود تا گیاهچه کوچک و ضعیف صدمه نبیند. البته در گیاهان زراعی سعی شده است تا این خواب از بین برود.
 
سکون (Quiescence)- دوره ای است که در آن بذر در صورتی که آب جذب کند می تواند جوانه بزند. در این دوره هیچ مانع داخلی برای جوانه زنی بذر وجود ندارد.
 
پس رسی (After ripening)- مراحل فیزیولوژیکی است که پس از برداشت بذر در آن اتفاق می افتد و امکان جوانه زنی بذر را بوجود می آورد.
 
خواب اولیه (Primary dormancy)- این خواب زمانی ایجاد می شود که بذر بر روی گیاه قرار دارد و در زمان برداشت بذر در آن وجود دارد.
 
خواب ثانویه (Secondary dormancy)- این خواب برای جلوگیری از جوانه زنی بوده و زمانی ایجاد می شود که بذر از گیاه جدا شده و در شرایط نامطلوب محیطی قرار گیرد. در واقع بذر در ابتدا دارای خواب نبوده و شرایط نامساعد آن را به خواب می برند.
 
مثال: بذر گونه هایی که در بهار می رسند، پس از جدا شدن از گیاه و قرارگیری در خاک به سرعت و بدون وقفه جوانه می زند زیرا خاک مرطوب بوده، دما مطلوب است و فصل رشد به اندازه کافی وجود دارد. اما اگر شرایط محیط نامساعد باشد، مثلا محیط خشک باشد، بذر جوانه نزده و به یک دوره سرما در زمستان نیاز خواهد داشت تا بتوانند در بهار بعد جوانه بزند که شرایط مناسب است و فصل رشد نیز باقی است.
 
در این جا توجه به این نکته لازم است که وقتی بذرها می رسند ممکن است دارای خواب باشند یا نباشند. اگر دارای خواب باشند، بدان معنی است که دارای خواب اولیه هستند. گروهی از بذرها نیز که خواب نیستند، در دوره سکون می باشند. این بذور اگر شرایط محیطی مثل رطوبت و حرارت و ... مناسب باشد به سرعت جوانه خواهند زد. البته همین بذور بدون خواب اولیه نیز اگر خشک شوند وارد دوره خواب خواهند شد.
 
به طور کلی 3 مکانیسم وجود دارد که باعث القای خواب در بذر می شوند:
1-پوشش بذر – پوسته بذر می تواند جذب آب، توسعه جنین، تبادل گازها و شسته شدن مواد شیمیایی بازدارنده جوانه زنی را محدود کند.
 
2- بازدارنده های شیمیایی مثل تنظیم کننده های رشد و غیره.
 
3- عوامل مورفولوژیکی مثل کوچک و یا نابالغ بودن جنین.
 
معمولا خواب بذر ناشی از ترکیب عوامل مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی است.
 
فهرست کلی خواب بذر (نیکو لیوا 1977).
 
خواب اولیه.
A. خواب خارجی- این نوع خواب مربوط به عوملی خارج از جنین است و 3 حالت دارد:
     1- فیزیکی
     2- مکانیکی
     3- شیمیایی
 
B. خواب داخلی – این نوع خواب مربوط به عواملی درون جنین است و 2 حالت دارد:
     1- مورفولوژیکی- جنین یا رشد نکرده ، یا بسیار کوچک و باریک است و یا تمایز نیافته است.
     2- فیزیولوژیکی- به 3 صورت سطحی، متوسط و عمیق وجود دارد.
 
C. ترکیبی (ترکیبی از خواب های مختلف) که 2 حالت دارد.
     1- مورفوفیزیولوژیکی- یا مربوط به محور بالای لپه است یا مربوط به محور بالای لپه و ریشه چه است.
     2- خواب خارجی- داخلی.
 
خواب ثانویه.
     1- خواب دمایی.
     2- خواب شرایط محیطی.
 
 
طبقه بندی و توضیح انواع خواب بذر.
خواب اولیه.
A. خواب خارجی.
1- فیزیکی- پوسته بذر به نفوذ آب مقاوم است و بنابراین رطوبت بذر بسیار کم خواهد بود. در این مورد، حبوبات مثال مناسبی هستند. در این حالت جنین در حالت سکون است. دلیل خواب فیزیکی، ساختار ردیف سلولهای خارجی است که به آب نفوذ ناپذیراست. سلول های بزرگ پارانشیمی، سلول های خارجی لعابی و یا اندوکارپ سخت شده، سه دلیلی هستند که پوسته بذر را به آب نفوذ ناپذیر می کنند. این گونه پوسته بذر در مراحل آخر رشد بذر، ایجاد می شود.
 
 

 در مطالعه ای بر روی گیاه خاراگل یا همان شبدرک (Coronilla varia) مشخص شد که با افزایش عمق سوراخ ایجاد شده در پوسته بذر، مقدار نفوذ آب به آن افزایش پیدا می کند.
 
2- خواب مکانیکی- در این خواب، پوسته بذر به قدری سخت است که به جنین اجازه بزرگ شدن در حین جوانه زنی را نمی دهد. دلیل این موضوع عبارت است از ساختار پوسته بذر. این نوع خواب به عنوان مثال در زیتون اتفاق می افتد.
 
در طبیعت پوسته سخت بذور به تدریج توسط عواملی همچون اسید ها، میکروارگانیسم ها، رطوبت و گرما و آتش سوزی جنگل از بین رفته و نازک می شود. برای غلبه بر این پوسته به طور مصنوعی نیز می توان آنرا با سنباده سایید یا از آب داغ، اسید، محیط گرم و مرطوب، آتش (که در طبیعت باعث ذوب شدن رزین میوه های کاج می شود) و ... استفاده نمود. وقتی پوسته سخت بذر خراش بر دارد، آب می تواند وارد بذر شود. البته در این زمان بذر نسبت به هجوم میکروارگانیسم ها حساس تر است.
 
3- خواب شیمیایی- وجود مواد شیمیایی بازدارنده در پوسته خارجی بسیار از میوه ها و بذرها باعث بروز خواب شیمیایی در آنها می شود. این مواد در میوه های آبدار و نیز در غلاف یا کپسول میوه های خشک وجود دارند. سیب، مرکبات، انگور و گیاهان بیابانی مثال هایی در این رابطه هستند. به ندرت می توان این نوع خواب را با نگهداری بذر در محیط خشک از بین برد. این نوع خواب ممکن است در دیگر بافت های اطراف جنین مثل اندوسپرم نیز وجود داشته باشد.
 
بعلاوه تبادل اکسیژن نیز ممکن است توسط یک لایه ها لعابی محدود شود. این حالت نیز در اسفناج و برخی از گیاهان تیره آستراسه (مرکبان= کاسنی) دیده شود.
 
در طبیعت این مواد توسط باران های شدید از پوسته بذر آبشویی شده و گاهی اوقات نیز جذب ذرات خاک می شوند. به طور مصنوعی نیز می توان این مواد را از پوسته بذر با آب جاری شست و یا اگر آب ساکن است آن را چند روز به طور روزانه عوض نمود، از تیمار سرما دهی استفاده کرد یا با استفاده از هورمونهایی مثل GA3 پوسته بذر را از بین برد.
 
B. خواب درونی.
1- خواب مورفولوژیکی.
در این نوع خواب در هنگام رسیدن بذر، جنین رشد کامل نکرده است و پس از جدا شدن از گیاه نیز جنین به دوره ای نیاز دارد تا رشد کند. در این وضعیت، فضایی که جنین درون بذر اشغال می کند مهم است. این حالت در برخی گونه های علفی مثل جنس آلاله و خشخاش ، برخی گونه های چوبی مثل درخت راج و گیاهان گرمسیری مثل نخل خرما وجود داشته و اغلب همراه با خواب های دیگر مثل سخت بودن پوسته بذر است. سه حالت دارد:
 
* جنین رشد نکرده- در مرحله تشکیل جنین ایجاد می شود و ممکن است به خاطر وجود مواد شیمیایی باز دارنده باشد. مثل تیره های آلاله، خشخاش و عشقه.
 
* جنین بسیار کوچک و باریک- در مرحله رشد جنین رخ داده و باعث می شود تا جنین تنها به اندازه نصف فضای مربوط به خود رشد کند. عوامل بازدارنده شیمیایی نیز ممکن است وجود داشته باشند. مثل تیره های جعفری (چتریان)، ورسک و پامچال.
 
* جنین تمایز نیافته- مثل خانواده ثعلب.
 
برای از بین بردن این نوع خواب ها به طور مصنوعی می توان از دماهای متناوب سرد و گرم، هورمون GA3 و یا تیمار سرما دهی استفاده نمود ( دمای 59 درجه فارنهایت).
 
برخی از گونه های گرمسیری نیز به یک دوره با دمای بالا نیاز دارند تا رشد جنین آن ها کامل شود. درمورد درخت خرما حدود چند سال است طول می کشد تا در شرایط طبیعی بذر بتواند جوانه بزند که این دوره را می توان با تیمار دمایی (در 100 درجه فارنهایت) کوتاه نمود.
 
2- خواب فیزیولوژیکی.
* سطحی- معمولا کوتاه مدت بوده و در مدت نگهداری در انبار از بین می رود. حدود 1 تا 6 ماه طول کشیده و اصلی ترین مشکلی که ایجاد می کند در آزمایشگاه های تست بذر است.
 
خواب نوری- به نظر می رسد که عوامل کنترل کننده آن در غشای درونی بذور تازه برداشت شده باشد. می تواند تحت تاثیر بازدارنده های شیمیایی و یا کمبود تبادل اکسیژن باشد. معمولا در بذوری که به نور نیاز دارند تا جوانه بزنند دیده می شود. این نوع خواب نیز از یک تا شش ماه طول کشیده و با نگهداری در انبار از بین می رود. در بذر گیاهانی مانند کاهو، بین نیاز دمایی و نوری واکنش هایی وجود دارد. به عنوان مثال، بذر کاهو زمانی که تازه است به نور نیاز دارد تا جوانه بزند. اما این نیاز نوری می تواند توسط دمای کم جایگزین شود به نحوی که بذر کاهو می تواند در تاریکی و با دمای زیر 73 درجه فارنهایت جوانه بزند.
 
هورمون ها نیز می توانند بر جوانه زنی بذور حساس به نور موثر باشد. ABA در نور و تاریکی از جوانه زنی بذر جلوگیری می کند. کینتین (یک سیتوکنین) تنها در نور می تواند بر اثر ABA غلبه کند. تیمار ABA بعلاوه GA3 در تاریکی منجر به هیچ گونه جوانه زنی نمی شود اما اگر کنیتین نیز به آنها اضافه شود بذور جوانه خواهند زد.
 
عوامل کنترل کننده خواب نوری در فیتوکروم ها وجود دارند. نور آفتاب (نسبت نور قرمز به نور قرمز دور = 2 به 1) فیتوکروم را به حالت فعال تبدیل می کند. اما زمانی که شاخ و برگ گیاهان روی زمین سایه انداخته باشد (نسبت نور قرمز به قرمز دور = 12/0 به 1 تا 70/0 به 1)، نور قرمز دور غلبه خواهد داشت و فیتوکروم به شکل غیر فعال تبدیل می شود.
 
وجود برخی از ویژگی ها در گیاهان علفی مثل گیاهان یکساله و سبزیجات، در آزمایشگاه های آزمون بذر ایجاد مشکل می کند. زیرا این آزمایشگاه ها با بذوره تازه برداشت شده سروکار دارند. در طول دوره انبار داری، این ویژگی ها از بین رفته و با خشک شدن بذر، پوسته نیز آب خود را از دست داده و دیگر از نظر فیزیولوژیکی فعال نیست.
 
برای غلبه بر این نوع خواب به طور مصنوعی، استفاده از تیمار هایی مثل نگهداری در محیط خشک، سرمادهی به مدت چند روز، نور در تناوب با دما، نیترات پتاسیم (KNO3) و هورمون هایی مثل GA3 مفید خواهد بود.
 
 
* خواب فیزیولوژیکی عمق متوسط- در این حالت عوامل کنترل کننده خواب در پوسته بذر، بافت های احاطه کننده جنین و نیز خود جنین قرار دارند. این خواب مشخصه سوزنی برگان است. البته جنین خواب نبوده و در حالت سکون است و اگر شرایط مناسب باشد جوانه خواهد زد ولی مکانیسم دقیق آن مشخص نیست. سرما زمان لازم برای جوانه زدن را کاهش می دهد اما به طور قطعی نیز مورد نیاز نیست. میزان تیمار تناوب دمایی لازم نیز به مقدار قابل توجهی کمتر از خواب فیزیولوژیکی عمیق است.
 
سرمادهی باعث می شود تا نیروی ایجاد شده توسط ریشه چه افزایش یابد. با آزاد شدن خواب، این نیرو نیز زیاد شده و اگر مدت آن کافی باشد، ممکن است ریشه چه از پوسته بذر خارج شود. به این عامل پتانسیل رشد گفته می شود که روشی غیر مستقیم برای انداه گیری نیرویی است که توسط ریشه چه به کار رفته تا پوسته را سوراخ کند.
 
برخی بذرها که به طور کلی در گروه خواب های خارجی قرار داشتند (مثل زیتون و گردو)، توسط فردی به نام Geneve در بخش خواب فیزیولوزیکی عمق متوسط طبقه شده اند زیرا علاوه بر خواب مکانیکی که توسط اندوکارپ ایجاد می شود به یک دوره تیمار سرما دهی نیز نیاز دارند.
 
به منظور غلبه کردن بر این نوع خواب به طور مصنوعی می توان از تیمار دماهای متناوب به مدت یک تا چند ماه استفاده نمود. البته GA3 نیز موثر خواهد بود (نکات دقیق تیمار تناوب دمایی مانند خواب فیزیولوژیکی عمیق می باشد).
 
* خواب فیزیولوژیکی عمیق.
این نوع خواب مشخصه درختان مناطق معتدله بوده و عوامل کنترل کننده خواب درون جنین قرار دارند. در این بذور، جنین از نظر فیزیولوژیکی رشد کامل نکرده و ساختار روزت مانند دارد. مریستم، محلی است که می تواند سرمادهی ناقص به بذر را تشخیص دهد. اگر نوک ساقه از بین برود، جوانه های جانبی رشد خواهند کرد. میزان تیمار متناوب دمایی که برای غلبه بر این خواب لازم است، معمولا بیش از 8 هفته است.
 
در طبیعت، بذر در پاییز رسیده ولی دارای خواب بوده و مرطوب است. در زمستان سرما بر بذر اثر گذاشته و با گرم شدن هوا در بهار، بذرها که سرمای کافی دیده اند جوانه خواهند زد. در نواحی سردتر، بذر به سرمای بیشتر و طولانی تری نیاز دارد و این باعث می شود که بذر از سرمای بهاره در امان بماند.
 
بنابراین در طبیعت این خواب با تناوب دمایی و سرما دیدن از بین می رود.
برای غلبه بر این خواب به طور مصنوعی نیز می توان از تیمارهای تناوب دمایی و سرمادهی همراه با رطوبت استفاده کرد.
 
نیاز ها :
رطوبت: سطح رطوبت باید 50 % باشد و وقتی دوره پس رسی شروع شد، بذر ها نباید خشک شوند.
 
دما: دما بر میزان جوانه زنی اثر خواهد داشت و معمولا بذرها در دمای 35 تا 45 درجه فارنهایت نگهداری می شوند. توجه به این نکته الزامی است که اگر دما بسیار بالا باشد باعث ایجاد خواب ثانوی شده و برای این که بذرها جوانه بزنند به یک دوره دیگر سرمادهی نیاز خواهد بود. این دما در مورد سیب 17 درجه سانتی گراد معادل 62 درجه فارنهایت است.
 
به علاوه اگر دما بسیار زیاد باشد رشد فیزیولوژیکی کامل نمی شود که این دما برای هلو 23 تا 27 درجه سانتی گراد (73 تا 81 درجه فارنهایت است). لازم به ذکر است که دما توسط مریستم انتهایی حس می شود و اگر این مریستم بریده شود، مریستم های جانبی رشد خواهند کرد.
 
تهویه: از آنجایی که در بذر فعالیت های فیزیولوژیکی در حال وقوع هستند، به یک حداقل میزان تهویه نیاز می باشد. با افزایش دما حلالیت اکسیژن در آب کمتر خواهد شد و در پوسته بذر مواد فنولی اکسیژن را تثبیت می کنند و بنابراین نمی تواند به درون و بذر و جنین نفوذ کند.
 
زمان: به 1 تا 3 ماه زمان نیاز است و اگر زمان بسیار کوتاه باشد باز هم باعث ایجاد نواقص فیزیولوژیکی خواهد شد. در برخی گونه های خاص بین نیاز سرمایی بذر و جوانه، همبستگی مشاهده شده است. البته از آنجایی بذرها ناهمگن می باشند، در یک گروه بذر یکسان، تفاوت های زیادی در جوانه زنی دیده خواهد شد. در واقع اگر بذرها دوره تیمار تناوب دمایی را به طور کامل طی نکنند، تفاوت زیادی در استقرار، اندازه و بلوغ گیاه مشاهده خواهد شد.
 
 

دمای بالاتر، پس رسی اکثر بذرهای خواب را کند می کند اما از طرف دیگر می تواند جوانه زنی آن دسته از بذرهایی که به مراحل پایان تیمار و جوانه زنی نزدیک می شوند را تسریع کند.
 
C. خواب ترکیبی
1- مورفوفیزیولوژیکی
* خواب مربوط به محور بالای لپه.
در این نوع خواب تفاوت هایی بین دوره پس رسی قسمت هایی مثل محور بالای لپه، ریشه چه و محور زیر لپه وجود دارد. در ابتدا بذر در دوره گرم جوانه زده و ریشه و محور زیر لپه آن رشد می کند. در این زمان به دوره سرمادهی 1 تا 3 ماهه نیاز دارد تا محور بالای لپه نیز از خواب رها شده و رشد کند. مثل لیلیوم، بداغ (Viburnum) و Peony (گل صد تومانی).
 
2- محور بالای لپه و ریشه چه (خواب دوگانه).
برای غلبه بر این خواب ابتدا به یک دوره سرد نیاز است تا جنین رشد کند. پس از آن یک دوره گرم برای رشد ریشه و باز هم یک دوره سرد برای رشد اندام هوایی لازم می باشد. Trillium و برخی دیگر از چند ساله ها دارای این نوع خواب هستند.
 
خواب ثانویه.
این نوع خواب از ابتدا در بذر وجود ندارد اما وجود شرایط نامساعد محیطی باعث بروز مکانیسم جدید از خواب می شود. این خواب باعث می شود تا پس از شکستن خواب اولیه اگر بذر در شرایط مناسب قرار ندارد، جوانه نزند. یک مثال در این رابطه درخت افرا است که در بهار بذر آن جوانه می زند. اما اگر رطوبت کم باشد و یا دمای محیط بسیار بالا باشد، خواب ثانویه ایجاد شده و بذر جوانه نمی زند تا یک دوره سرما ببیند. خواب ثانویه در واقع منعکس کننده شرایط طبیعی محیط بذر است. به عنوان مثال اگر بذر تازه کاهو به مدت 2 روز در تاریکی باشد جوانه خواهد زد که در این حالت تنها خواب اولیه وجود دارد. اما اگر مدت نگهداری این بذر در تاریکی به 8 روز افزایش یابد، بذر به خاطر ایجاد خواب ثانویه جوانه نخواهد زد. برای غلبه بر این خواب ثانویه به سرمادهی ، نور یا GA3 نیاز خواهد بود.
 
* خواب دمایی.
یکی از زیر گروه های خواب ثانویه است و بیان می کند که اگر در زمان جوانه زنی بذر، هوا بسیار گرم باشد. خواب ثانویه حاصل خواهد شد. پس از آن اگر دما به حالت معمولی برگردد نیز بذر جوانه نخواهد زد. در مورد بذوری مثل کاهو و کرفس که در این گروه قرار دارند، سعی می شود از ایجاد خواب ثانویه جلوگیری شود تا نیازی به از بین بردن آن نباشد.
 
کنترل خواب و جوانه زنی.
 
 

اما پس از یک ماه انجام تیمار تناوب دمایی، از میزان ABA کاسته می شود. با این حال بذر هنوز هم جوانه نمی زند. در طی ماه دوم غلظت GA افزایش می یابد. بنابراین نتیجه گرفته می شود که عوامل موثر در خواب در پوسته بذر هستند زیرا ژیبرلیک اسید (GA) نمی تواند جای سرمادهی را بگیرد مگر این که پوسته بذر حذف شود.
 
به نظر می رسد که ABA مسئول کاهش رشد و توسعه در جنین رشد نیافته است. اتیلن نیز یک محرک طبیعی جوانه زنی برای بذوری خاص است و به خصوص مشاهده شده است که باعث تحریک جوانه زنی نوعی شبدر و بادام زمینی ویرجینیا می شود.
 
مزایای خواب بذر:
* نجات و بقای گیاهچه.
* ایجاد بانک بذر در خاک.
* جوانه زنی همزمان- باعث ایجاد جامعه ای از گیاهان در یک مرحله رشدی می شود تا عمل دگر گشنی بتواند انجام شود.
* توزیع و پراکنش بذر- به عنوام مثال پوسته بذر پس از عبور از دستگاه گوارش پرندگان خراش برداشته، یا نازک شده و در منطقه جدید می تواند جوانه بزند.
+ نوشته شده توسط در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 7:7 |
کاشت گندم

گندم به عنوان غله ای سازگار است . گندم از غلاتی است که در نواحی سرد هم کشت می شود. این غله در سراسر جهان در فصول مختلفی کشت می شود، به طوریکه در هر ماه از سال، گندم در یکی از نقاط جهان در حال برداشت می باشد.


● تاریخچه
هزاران سال است که گندم ، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان از اهرام مصر نیز گندم کشف کردهاند که در ظروف مخصوص نگهداری میشده است و نیز گندم در سرزمین حاصلخیز بین النهرین به عمل می آمده است. و سابقه ای بیش از ۴۰۰۰هزار سال قبل از میلاد برای آن میتوان تخمین زد.
گندم به عنوان غله ای سازگار است . گندم از غلاتی است که در نواحی سرد هم کشت می شود. این غله در سراسر جهان در فصول مختلفی کشت می شود، به طوریکه در هر ماه از سال، گندم در یکی از نقاط جهان در حال برداشت می باشد.

امروزه گندم ۱۵تا ۱۸ درصد مصرف مواد غذایی مردم جهان را تشکیل می‌دهد و منبع غذای اصلی مردم در بیشتر کشورهایی است که از خاک شور رنج می‌برند.

● مراحل رشد گندم:

دوره رشد گندم شامل مراحل:
ـ جوانه زنی،
ـ پنجه زنی،
ـ تشکیل روزت،
ـ ساقه رفتن،
ـ تشکیل گل و تشکیل میوه است

● گیاه شناسی گندم :

گندم گیاهی است که از خانواده Poaceae واز جنس Tiriticum . بارزترین خصوصیات گیاه شناسی گندم عبارتند از :
▪ ریشه :
که عبارتند از ؛ ریشه های اولیه و ریشه های ثانویه .
۱) Seminal
به ریشه اولیه دیشه حقیقی و ریشه بذری نیز می گویند . این ریشه ها از گیاهگ بذر منشآ می گیرند . ریشه های اولیه پوشیده از کرک های نازک بنام تارهای کشنده می باشد . که وظیفه جذب آب و املاح را دارند.
econdary roots(۲
به ریشه های ثانویه نابجا یا کاذب می گویند . نقش اصلی و اساسی ریشه به عهده این نوع ریشه ها می باشد .این ریشه ها از گره انشعاب یا طوقه Crown محلی که اندام های هوایی یا پنجه نیز ایجاد می شود ، منشا ُمی گیرند.
▪ ساقه Culm
تمام گندم ها دارای ساقه استوانه ای ، بند بند ، بدون انشعاب و اغلب تو خالی می باشد که به آن سوفار یا سوفال گفته می شود.
هر بند ساقه را یک گره node و فواصل آنها را میانگره Inter node می گویند .
تعداد گره و فواصل آنها در واریته های مختلف گندم ۵-۸ واغلب ۶ عدد دانست . ساقه در محل گره در تمتم انواع وارقام تو پر بوده وطول میانگره از پایین به طرف بالا بیشتر می باشد .
▪ برگ Leaf
گندم دارای برگ های کشیده و باریک به طول متوسط ۱۵- ۲۰ سانتی متر با رگ برگ های موازی می باشد. هر برگ از دو قسمت پهنک وغلاف تشکیل شده است .غلاف هر برگ که در جهت طولی شکاف دارد، تمام یک میان گره را پوشانده و در محل اتصال آن به پهنک یک زائده به نام Ligule و یک جفت زائده به نام Stipule با گوشوارک Auricule دیده می شود.
▪ گل وگل آذین گندم
Flower and Inflorescence)

هرگندم شامل یک مادگی یک برچه ای ساده با کلاله دو شاخه ای و ۳ پرچم می باشد . بساک پرچم ها شبیه X می باشد.کاسبرگ وگلبرگ در گندم وجود ندارد. اما برگ های تغییر شکل یافته ای به نام پوشینه glumlle مانند دو قاشقک اندام های زایای برگ را می پوشانند. به پوشینه داخلی پالئا وبه پوشینه خارجی Awn می گویند ولذا پرچم ودانه گروه تولیدی آن راه به بیرون ندارد. در قائده پوشینه در درون دو جسم بالشتک مانند به نام Lodiculess قرار گرفته است. لودیکولها با تورم خود باعث باز شدن لما و پالئا از هم و آذاد شدن اندام های زایا می شوند.

▪ گرده افشانی و لقاح

گندم گیاهی دو جنسی hermaphrodite و خود لقاح می باشد . درصد دگر لقاهی در این گیاه معمولاً ۱% و حداکثر به ۴% ممکن است برسد. خود گشنی گندم به این دلیل است که رسیدن پرچم ها ،آزاد کردن دانه های گرده و تلقیح حدود ۹۹% گلها قبل از باز شدن پوشینه از یکدیگر می باشد. عمل لقاح از میان طول سنبله شروع شده و به دو طرف ادامه پیدا می کند .

▪ میوه دانه

پس از ترکیب سلول زایشی دانه گرده با سلول تخم زای کیسه جنینی واقع در تخمدان مادگی ،سلول تخم حاصل می شود. در اثر تکامل تخم ، گیاه جنین - رویان Germ = embryoدانه به وجود می آید و یا رشد وتکامل فرایند لقاح مظاعف ، اندوخته غذایی دانه یا آندوسپرم حاصل می شود. طول میوه گندم ۳-۱۲ میلیمتر ، قطر آن ۱.۵- ۵ میلیمتر وزن هزار دانه آن ۱۵ – ۵۲ گرم وزن هکتار لیتر آن ۵۲- ۷۹ کیلو گرم است.

● برداشت گندم

باید به موقع صورت گیرد. برداشت زودتر یا دیرتر از موقع محصول، موجب کاسته شدن کیفیت آن می شود. برداشت زود هنگام محصول هم موجب پایین آمدن کیفیت گندم می گردد. وزن دانه ها تا زمان رسیدن دانه افزایش می یابد، ولی پس از آن رو به کاهش می گذارد. همچنین دانه های نارسی که زود هنگام برداشت می شوند، چه در مزرعه و چه در انبار بیشتر در معرض آسیب های ناشی از گرما و آفات از جمله کپک زدگی قرار می گیرند. زمان مناسب برای برداشت دانه، موقعی است که آندوسپرم دانه های گندم سفت شده و میزان رطوبت آن هم به ۱۸ تا ۲۰رسیده باشد.

▪ گندم:

در فصل برداشت به آب و هوای گرم و خشک نیاز دارد.

● میزان بذر مصرفی

در شرایط معمول کشت گندم از ۶۰ کیلوگرم در زراعت دیم لغایت۲۰۰ کیلوگرم در هکتار در زراعتهای پاییزه آبی متغیر است. در زراعتهای پاییزه گندم آبی نسبت بذر مصرفی به تولید یک به بیست است. میزان بذر کمتر و یا بیشتر از معمول در برخی مواقع و به دلایل متعددی به شرح زیر توسط کشاورزان مورد استفاده قرار می گیرد. از آن جمله: واریته های بذر درشت (اندازه بذر) واریته هائی با پتانسیل (توانائی) پنجه زنی کم، کشت بهاره، کشت دیر (در پائیز یا بهار)، روش دستپاش، اراضی سنگین، درصد جوانه زنی پائین و غیره. خسارت های وارده بر بذر گندم به هنگام داشت، برداشت و پس از برداشت توسط برخی عوامل بیماری زا و آفات (در مزرعه و انبار) باعث افزایش ضایعات بذر گندم می شود. متوسط رطوبت موجود در خاک نیز از عوامل اصلی تعیین کننده میزان بذر مصرفی است. به طوری که در مناطق کم باران میزان متوسط بذر کمتر و در مناطق نیمه مرطوب و مرطوب بذر بیشتری مصرف می شود.

● عملکرد

گندم به عنوان مهمترین محصول زراعی و ماده غذایی کشور بطور متوسط ۵/۶ میلیون هکتار از اراضی کشور را بخود اختصاص داده و بالغ بر ۵/۱۰ میلیون تن تولید دارد. عملکرد پائین گندم در ایران در مقایسه با جهان عمدتاً بواسطه سطوح پائین نهاده (بویژه آب) و ضعف مدیریت زراعی است. تکیه بر افزایش عملکرد بعنوان کلیدی ترین راه حل افزایش تولید گندم، توسعه تحقیقات در زمینه های کاهش ضایعات و ساماندهی بذر را بعنوان راهکاری مناسب طلب می نماید.

عمده ترین بخش مصرف گندم در ایران مربوط به تولید نان است (۹۰% عرضه گندم را شامل می شود)، و بخشی نیز به مصرف بذری و مصرف دامی می رسد. مصرف بذر مورد نیاز کشت سالانه در کشور بالغ بر۰۰۰/۰۰۰/۱ تن برآورد گردیده است .

▪ سطح زیر کشت:

سطح زیرکشت گندم کشور حدود ۴۱/۶ میلیون هکتار برآورد شده است که ۴۲/۳۷ درصد آن آبی و ۵۸/۶۲ درصد به صورت دیم بوده است

▪ میزان تولید :

میزان تولید گندم کشور حدود ۴۴/۱۳ میلیون تن برآورد شده است که ۷۷/۶۴ درصد آن از کشت آبی و مابقی (۲۳/۳۵ درصد) از کشت دیم بدست آمده است.استان فارس علیرغم رتبه دوم از نظر سطح با ۷۹/۱۳ درصد از تولید گندم کشور در جایگاه نخست قرار گرفته است و استانهای خراسان، گلستان، خوزستان، کرمانشاه‌وآذربایجان غربی به ترتیب با ۲۳/۱۱، ۴۴/۸، ۰۶/۸، ۹۵/۵ و ۲۱/۵ درصد از تولید گندم کشور در مقام های دوم تا ششم قرار دارند.
شایان ذکر است که حدود ۶۸/۵۲ درصد از گندم کشور در شش استان مذکور تولید شده است و سهم سایر استانها ۳۲/۴۷ درصد بیشتر نبوده است. گیلان با سهم ۱۲/۰ درصد در تولید گندم کشور در رتبه آخر قرار گرفته است.

▪ عملکرد در هکتار:

عملکرد گندم آبی کشور ۳۶۲۹ کیلوگرم و عملکرد گندم دیم کشور ۱۱۸۱ کیلوگرم در هکتار بوده است. بیشترین عملکرد آبی گندم با ۴۸۷۹ کیلوگرم در هکتار متعلق به استان تهران و کمترین آن با ۱۵۸۰ کیلوگرم در هکتار به استان بوشهر تعلق دارد. استانهای گلستان و بوشهر نیز به ترتیب با متوسط تولید ۲۷۵۸ و ۱۹۲ کیلوگرم در هکتار در بین استانهای گندم دیم کار کشور در جایگاه نخست و آخر قرار گرفته اند.

▪ میزان تولید استانی :

استان خراسان با ۸۵/۱۰ درصد کل اراضی گندم کشور، بیشترین سطح را به خود اختصاص داده است.
پس از آن استان‌های‌فارس،آذربایجان ‌شرقی،کردستان،خوزستان، همدان و کرمانشاه به ترتیب با۳۲ /۹ ،۷۲/۶، ۶۶/۶، ۵۹/۶، ۲۹/۶ ،۰۸/۶ درصد کل اراضی گندم کشور مقام های دوم تا هفتم را دارا می باشند ، به عبارتی دیگر بیش از نیمی از (۵۱/۵۲ درصد) اراضی گندم در این هفت استان کشت شده است. کمترین سطح نیز با حدود ۱۳ هزار هکتار (۲۰/۰ درصد اراضی گندم) متعلق به استان هرمزگان می‌باشد.

● اثرات تنش شوری در گندم

حجم زیادی از تحقیقات شوری مربوط به گندم می باشد دانشمندان امید وارند که بتوانند ارقام گندم برتری برای کشت و کار در اراضی شور معرفی نمایند. پیشرفت در اجرای تحقیقات گندم موید این نظریه است.
(triticum aestivum ۱)به عنوان یک گیاه نیمه متحمل به شوری شناخته شده است .کاهش رشد گندم یکی از واکنشهای گیاه در تنش شوری است . که ناشی از کاهش فعالیتهای سنتزی مسیرهای متابولیکی سلولها است که ناشی از کاهش فعالیتهای سنتزی مسیرهای متابولیکی سلولها است که تولید ماده خشک را تحت تاثیر قرار میدهد و بصورت کاهش سطح برگ گیاه تظاهر نموده و در نهایت رشد کلیه اندامهای گیاهی و عملکرد راتحت تاثیر قرار می دهد

کافی استوارت(۱۳۷۶)در بررسی اثر شوری بر رشد و عملکرد ۹ رقم گندم گزارش نمودند که شوری باعث کاهش سطوح فتوسنتز کننده در گیاه شد – ولی بعضی از ارقام سطح برگ مناسب داشتند . در مقایسه عملکرد آنان نشان دادند که رقم قدس و فلات حساس به شوری هستند . و ارقام بزوستایا – کراس روشن و الوند و موراکو تحمل به شوری داشته اند . برسی نتایج عمده تحقیقات مربوط به شوری نشان می دهد که گروه بندی والدین بر اساس تحمل به شوری برای رسیدن به ارقام برتر در برنامه های به نژادی مفید واقع شده است . لذا می توان نتیجه گرفت که بخشی از مکانیزمهای تحمل به شوری ژنتیکی بوده و قابل انتقال به نتاج است.

▪ تنشهای محیطی مانند :

خشکی – شوری و سرما در گیاه موجب بروز یک سری تغییرات مورفولوژیکی و فیزیو لوژیکی می گردند . تعدادی از واکنشهای فیزیولوژیکی القاء شده تحت تنشهای محیطی متفاوت در گیاهان همانند می باشند که حاصل آن بروز روند پیچیده خود تنظیمی در گیاه است .

فرایند تغییرات حاصله نهایتا باعث تغییر تعادل ابی می گردد که بصورت کاهش پتا نسیل آبی بافتها بروز می نماید . لذا بدلیل کاهش شدید پتانسیل آبی محلول خاک سلولهای ریشه گیاه نیز بایستی پتانسیل آبی خود را به حدی کاهش دهند که اختلاف پتانسیل منفی تری بین دوسیستم هم جوار ایجاد شود تا جذب آب از محلول خاک برای گیاه امکان پذیر گردد . گزارشاتی وجود دارد که برخی از ارقام متحمل گندم در مراحل رشد رویشی و زایشی حساسیت یا تحمل متفاوتی نشان داده اند لذا به نظر می رسد که به گزینی به خصوص برای عملکرد دانه نیازمند گزینش در طی چند مرحله است .

مرحله رشد نهالبذری حساسترین مرحله رشدی بیشتر گیاهان به غلظت با لای نمک است در این مرحله از رشد گیاهان غلات جوانه های پنجه تشکیل شده و بعد ار آن رشد و تشکیل آغازه های برگ و سنبلچه شروع می شود .در نتیجه شوری با لای خاک طی مراحل اولیه رشد می تواند به شدت بر عملکرد نهایی بذر تا ثیر بگذارد .اگر چه تنش شوری جوانه زنی و سبز شدن را به تاخیر می اندازد . ولی بعصی گیا هان زراعی قادر به جوانه زنی در سطوح بالاتری از نمک که گیاهان بطور معمول می توانند آن را در مراحل رشد رویشی یا زایشی تحمل کنند هستند .به هر حال این تحمل بالای گیاهان در مراحل نهال بذری و حسا سیت آنها در مراحل رشد بعدی مزیت اندکی است .در گندم دوروم و گندم نان حساسیت به شوری با افزایش سن گیاه کا هش می یابد لذا پائین نگهداشتن شوری خاک در طی مرحله جوانه زنی و سبز شدن گیاهچه ای دارای اهمیت می با شد و به همین منظور کشت هیرم کاری در مناطق خشک و نیمه خشک در مورد غلات مرسوم است. در جو تفاوتهای ارقام در مرحله رشد گیاه افزایش یا فت . همچنین درجه تحمل نسبی در طی زمان رشد برای نیشکر نیز گزارش شده است این گزارشات فرایند غربال و انتخاب را در صورتیکه بر مبنای یک مرحله از رشد گیاه پایه گذاری شده باشد پیچیده می سازد .

● طبقه بندی گندم

۱) انواع هگزا پلوئیدی ۲n=۶x=۴۲کروموزوم

به گندمهای معمولی Dinkelمعروف بوده وعموماُ زراعی ولی دارای انواع لخت وبا پوشش می باشد . گونه T.aestivu گونه های وحشی واهلی گندم را برحسب نظرات اویلوف" و اصلاحات مکی" از کرومزومی (ژنتیکی) و به طور کلی به سه گروه به شرح زیر تقسیم میشوند :

۲) انواع دیپلوئیدی ۲n=۲x=۱۴ کرومزوم

به این گندمها ، گندمهای تکدانه یا Einkorn نیزمی گویند به لحاظ اینکه در هر سنبلچه واقع در محور سنبله همانند جو دو ردیفه فقط یک دانه تشکیل میشود .

دانه ها نیز همانند جو پوشش دار هستند . انواع زراعی در این گروه بسیار نادر می باشد .

۳) انواع تترا پلوئیدی ۲n=۴x=۲۸ کرومزوم

گندمهای جفت دانهای یا Emmre نامیده می شوند دارای انواع وحشی وزراعی ، لخت وپوشش دار بود ، ودو گونه T.DicoccumوT.Durum (گندم ماکارونی ) در سطوح وسیع کشت میشوند .

یکی از گونه های این گروه می باشد که با داشدن ارقام وانواع مختلف وتیپهای متعدد کاشت غالب جهانی رادارد .
●تیپهای گندم :

گندم معمولی دارای انواع بهاره ، پاییزه ،دو فصله می باشد .
گندمهای پاییزه ریشه عمیق تر ، رشد بطئی تر ، رنگ دانه اغلب تیره تر ، درصد پروتئین بیشتر از انواع بهاره رفتن نیاز به دورهای سرما دارند و خفتگی بذر نیز در این تیپ مطرح می باشد.گندم های معمولی نیز دارای انواع سخت ونرم می باشند . در این سختی ونرمی علاوه بر خصوصیات ژنتیکی عوامل محیطی نیز موُثر هستند .گندم های معمولی از نظر برخی خصوصیات گیاه شناسی مثل داشتن یا نداشتن ریشک ، تراکم یا نیمه تراکم یا باز بودن محور سنبله، ارتفاع و ... دارای فرم های مختلفی هستند.

اصلاح و معرفی یک رقم شیوه های مختلفی دارد که عبارتند از :

۱) Selection
گندم های بومی هر کشوری ، مجموعه ای از انواع گندم های مختلف با ویژگی های مختلف می باشد که یک اصلاح گر از بین این انواع با توجه به هدف خود و نیز خصوصیات گیاهی ، مقاومت ها ، حساسیت ها ،عملکرد و غیره بوته های خاصی را انتخاب کرده وبا آزمایشات مختلفی که روی آنها انجام می دهد. در نهایت به یک توده بذر خالص با ویژگی های مورد نظر اصلاح گر می رسد . که با طی تشریفات قانونی آنرا به عنوان یک رقم معرفی می کنند . ارقام آذر ، امید ، روشن ، طبسی از جمله ارقامی هستند که به این ترتیب حاصل شده اند .

۲) Plant Introduction
در جهان مناطق متعددی هستند که شرایط اقلیمی آنها با شرایط اقلیمی مناطقی از کشور ما مطابقت می کند .
ارقامی که در این مناطق کشت موفقی داشته باشند ممکن است در مناطق مشابه در کشور ما نیز موفقیت آمیز باشد. لذا مراکز تحقیقات با وارد کردن نمونه ای از آنها به کشور وانجام آزمایشات مختلف برای مناطق خاصی معرفی کرده یا برا انجام تلاقی ها از آنها استفاده کند .
البرز ، بزوستایا ، پنجامو ، چناب ، خزر ، مغان ۱و۲ و کاوه این گونه اند .

۱) Hybridation
ممکن است یک رقم انتخابی از توده های بومی یا یک رقم وارداتی با داشتن صفات مطلوب یک چند ویژگی نا مناسبی هم داشته باشند. مثلآ عملکرد خوب ولی حساس به ریزش.

۲) Mutation
ممکن است به صورت طبیعی یا با اقداماتی چون پرتو نگاری با قرار دادن بذور یا گیاهان تحت شرایط با مواد خاص تغییراتی در ترکیبات ژنتیکی ودر نتیجه ویژگی های آنها ایجاد شود . اگر این تغییرات مطلوب باشد که احتمال آن بسیار کم است- میتوان آنرا به عنوان یک موتانت معرفی کرد .مثل موتانت اروند .

● طبقه بندی گندم بر اساس خصوصیات ژنتیکی

۱) گروه دیپلوئید (کروموزوم ۲n=۲۸(
▪ پوشیده – زراعی / Ein korn / T. aegilopoidesBa
▪ پوشیده – وحشی / Wild einkorn / T.boeoticum Boisscl
۲) گروه تتراپلوئید ( کروموزوم۲n=۲۸)
▪ پوشیده – وحشی / Wild Emmer / T. dicoccoides Korn
▪ پوشیده –زراعی / Timolcevi / T. dimophecvii Zhukow
▪ پوشیده –زراعی / Emmer / T. dicoccum schubi
▪ لخت – زراعی / Makaroni Wheat / T. durum Docf
▪ لخت – زراعی / Rivci Wheat /T. mrgidiom L .
▪ لخت - زراعی/ Khorasan Wheat / T. wranicum jakubz .
▪ لخت – زراعی / Polish Wheat =(T. oricniai pere )
▪ لخت – زراعی/
Persian Wheat / T. polonicum vav
۳) گروه هگزاپلوئیدی ( ( ۲n = ۴۲
▪ لخت – زراعی / Commun wheat / T. vulgare
▪ لخت – زراعی / Club wheat
▪ لخت – زراعی / Shot wheat
▪ پوشیده – زراعی/ Spelt
▪ پوشیده – زراعی / Rivet wheat
▪ پوشیده – زراعی / Khorasan wheat

کشت گندم
در ابتدای هر کشتی باید زمین را آماده نماییم . نکته مهم در آماده سازی بستر بذر با توجه به اینکه گندم به نشست خاک در بعد از رویش فوق العاده حساس است شخم را بایستی حدود یکماه قبل از کاشت انجاه دهیم . در مورد کاشت گندم بلافاصله بعد از انجام شخم های عمیق خودداری کنیم گندم به نوع شخم حساسیت ندارد و بیشتر شخم سطحی را انجام می دهند . تسطیح خاک نیز یکی از مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد زدن لولر بایستی همزمان باشد با عملیات تهیه زمین و بستربذر زدن لولر باعث می شود که عمق بذر تنظیم شده باقی بماند و آبیاری نیز تسهیل می گردد .تاریخ کاشت در مناطق سردسیر باید دو ماه قبل از یخبندان ممتد باشد که در مهرماه می باشد .
برای هر روز تاخیر در کاشت ۱٪ به میزان بذر اضافه می کنیم . زمانی باید کشت شود که در زمان سرما به ۴ برگی رسیده باشد .در مورد نیاز کودی گندم باید بگویم که برای تعیین دقیق آن نیاز به آزمایش خاک می باشد .
▪ ازت :
بصورت نیترات جذب می شود و آمونیم و اوره فرمهای قابل جذب بعدی می باشد و اهمیت کمتری دارد .تلفات گازی ازت بدلیل نیترات زدایی و غرقاب بودن زمین می باشد و تلفات گازی آونیاک بر اثر پخش در سطح خاک می باشد . برای کاهش تلفات بهتر است کود سرک را با آب حل کنیم و زمانی ک.د را در مسیر آب قرار دهیم که نصف کرت یا فارو را آب رفته باشد . ۲۵۰ تا ۳۰۰ کیلو اوره در هنگام کاشت - پنجه زنی - ساقه رفتن و تشکیل سنبله مصرف می شود .

بهتر در هنگام کاشت ۵۰ کیلو و در هنگام پنجه زنی و ساقه رفتن ۱۰۰ کیلو و در مرحله تشکیل سنبله ۵۰ کیلو در هکتار مصرف کنیم .

▪ فسفر :
فسفر تمایل به جمع شدن در سطح خاک دارد . فرم محلول فسفر بیشتر قابل جذب می باشد . ازت و فسفر در تعامل با هم می باشند . فسفر توسط نوک ریشه جذب می شود . فسفر را بهتر است با شخم به عمق خاک بفرستیم . ۱۵۰ - ۱۰۰ کیلو سوپر فسفات تریپل در هکتار نیاز می باشد .
▪ پتاسیم :
کند جذب است . باعث بزرگ شدن دانه و افزایش کیفیت گندم و افزایش مقاومت به تنش خشکی و مقاومت به آفات و امراض می باشد . ۱۵۰ -۱۰۰ کیلو فسفات پتاسیم در هکتار نیاز است .علاوه بر عناصر پر مصرف گندم به عناصر کم مصرفی نیز احتیاج دارد . سولفات روی ۴۰ کیلو و سولفات آهن ۴۰ کیلو در هکتار نیاز می باشد .ارقام الموت٬ بزوستایا ٬ زرین و شهریار ارقام زمستانه می باشند که باید از ۲۰ - ۱ مهر کاشته شوند . ارقام بک کراس روشن و الوند نیمه زمستانه هستند که باید از ۲۰ مهر تا ۲۰ آبان کاشته شوند .۱۸۰ تا ۲۲۰ کیلو بذر در هکتار نیاز می باشد . نکته مهم در آبیاری این است که باید در پاییز ۲ آب به گندم بدهیم .


▪ داشت :
در مرحله داشت گندم یکی از مواردی که اهمیت زیادی دارد مبارزه با علفهای هرز می باشد . چون گندم یک گیاه باریک برگ می باشد علفهای هرز پهن برگ را به راحتی می توان کنترل نمود . برای کنترل آنها از سموم تو فور دی و گرانستار استفاده می شود . در مصرف تو فور دی باید دقت کنیم که زمان مصرف آنرا رعایت کنیم زیرا ممکن است که محصول خودمان نیز از بین برود . تو فور دی را باید بعد از ۴ -۲ برگی گندم تا زمانی که بند دوم ساقه گندم تشکیل شده مصرف کنیم . و به میزان ۲ - ۱.۵ لیتر در هکتار باید مصرف کنیم .



▪ گرانستار :
میزان مصرف ۲۰ - ۱۰ گرم در هکتار است . از مرحله ۲ برگی گندم تا تشکیل بند دوم ساقه باید مصرف شود . آزمایشات نشان می دهد که اختلاط این دو سم با هم نتیجه بهتری می دهد به این صورت که ۱۳- ۱۰ گرم گرانستار + ۱- ۷. لیتر تو فور دی به هم مخلوط شود و مصرف گردد . برای از بین بردن علفهای باریک برگ مثل یولاف از سمومی مانند آونج به میزان ۴ لیتر در هکتار در مرحله پنجه زنی گندم استفاده می شود و قابل اختلاط با تو فور دی می باشد .
تاپیک علفهای یولاف و لولیم را کنترل می کند . رای گندم مصرف می شود و با گرانستار قابل اختلاط است و به میزان ۱ لیتر در هکتار مصرف می شود.ایلوکسان : بهترین لولیم کش است و چچم را کنترل می کند . به میزان ۲.۵ لیتر در هکتار استفاده می شود .پوماسوپر : یولاف را کنترل می کند و در گندم و جو استفاده می شود به میزان ۱- ۶. لیتر در هکتار و با گرانستار قابل اختلاط است .نکته : علف کشهای باریک برگ را باید قبل از پنجه زنی علف هرز مصرف کنیم .

● آفات و بیاریها :

▪ سن گندم :
سن کندم در دو مرحله خسارت می زند . اولین مرحله سن مادر است که در بهار هنگامی که دما به حدود ۱۰ درجه می رسد از مخفی گاه زمستانه خود بیرون می آید و به مزارع حمله می کند. سن مادر از برگها و جوانه انتهایی تغذیه می کند و باعث از بین رفتن گندم می شود . برای مبارزه باید به جمعیت آن در مزرعه دقت کرد در مزارعی که بیشتر از ۳ تن عملکرد دارند تعداد ۵- ۴ سن مادر در متر مربع را باید مبارزه نمود . بعد از تغذیه سن مادر در پشت برگها تخم گذاری می کند که سن پوره خارج شده از تخمها با مکیدن شیره دانه ها باعث خسارت می شوند . که در مزارع بابیش از ۳ تن عملکرد تعداد ۷ - ۶ پوره در متر مربع را باید مبارزه نمود . برای مبارزه از سم فنیتریتیون و فنتیون به میزان ۱.۲ لیتر در هکتار مصرف می شود .

▪ شته روسی :
علایم حمله آن به گندم به این صورت است که کندم بنفش می شود و کوتوله باقی می ماند و به خوشه نمی رود . برگ در امتداد رگبرگها بنفش می شود .برای مبارزه با آن در زمان مبارزه با سن گندم آن نیز کنترل می شود .دیگر آفات گندم خسارت چندانی نمی زنند و در هنگام مبارزه با سن گندم کنترل می شوند.از بیماریهای گندم می توان به سیاهک آشکار اشاره نمود : بوته های بیمار قوی تر و رشد سریعی دارند . عامل بیماریزا روی گل فعالیت دارد و سنبله را به یک توده سیاه تبدیل می کند .
توسط باد پراکنده می شود برای مبارزه با آن از سموم ویتاواکس و کاربندازیم بصورت پودر وتابل قابل حل در آب و به میزان ۲۰۰ گرم برای ۱۰۰ کیلو بذر استفاده می شود .

▪ سیاهک پنهان :
علایم آن شامل کوتاه ماندن ساقه و کاهش برگها و کوچک ماندن برگها است و رنگ برگها در سطح گره فوقانی به آبی مایل به سبز تبدیل می شوند .سنبله ها کوتاهتر یا دراز تر هستند در هنگام رمنکوبی دانه های آلوده شکسته و قارچ روی دانه های سالم میریزد و آنها را آلوده می کند و یا در خاک میریزد که تا ۱ سال قوه نامیه خود را حفظ می کند .که از زمان جوانه زنی فعالیت آن شروع می شود . برای مبارزه با آن باید بذور را با سموم ویتاواکس و کاربندازیم به میزان ۲۰۰ گرم در ۱۰۰ کیلو بذر صدعفونی نمود .

▪ سفیدک سطحی :
اگر در اواخر فروردینتا اوایل خرداد بارندگی زیاد باشد بروز می کند . ابتدا در قسمتهای پایینی در سطح پهنک و نزدیک رگبرگها لکه های پراکنده٬ کوچک و کشیده با پوشش تار عنکبوتی سفید ظاهر می شود که با افزایش ضخامت خاکستری و قهوه ای روشن می شود . برای مبارزه باید از ارقام مقاوم استفاده نمود و از ارکیبات گوگردی یا کاراتان ستفاده نمود .گندم معمولا هر ۱۵ -۱۰ روز یکبار باید آبیاری شود . که معمولا گندم به ۵ آب نیاز دارد که شامل خاک آب که اولین آبیاری را می گویند و دوم در هنگام پنجه زنی و سوم در هنگام ساقه رفتن و چهارم هنگام گلدهی و آخر در هنگام دانه بستن می باشد .

● برداشت :
هنگامی که دانه ها سخت شدند که دیگر با ناخن تقسیم نمی شدند و رطوبت دانه۱۴٪ می باشد هنگام درو می باشد . برای برداشت باید از کمباین های که معاینه فنی شده اند استفاده شود که بهتر است نو باشند و ریزش بیشتر از ۵٪ نداشته باشند .

● بررسی اقتصادی خاکورزی حفاظتی در تناوب گندم- آیش
فرسایش بادی و وزش گرد وغبار مرسوم ، بر زمین هایی که مورد خاکورزی گندم زمستانه- آیش تابستانه ، در واشنگتن شرقی ایالات متحده ی آمریکا قرار دارند، باروری خاک را کاهش می دهند و می توانند با کیفیت نا مطلوب هوا همکاری کنند.خاکورزی خفاظتی در طول آیش، برای کاهش دادن فرسایش و گرد و غبار شناخته شده است اما خاکورزی سنتی(CT) هنوز بر بیش از ۸۰ درصد زمینهای این منطقه به کار برده می شود. این مقاله نتایج اقتصادی یک دوره ی ۵ ساله(سالهای زراعی ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ ) سیستم خاکورزی را که در منطقه ی لیند واشنگنتن پژوهش شده است گزارش می دهد.

میانگین بارش سالانه پایگاه ۲۲۴ و خاک لومی سیلتی شانو ( سیلتی زبر، مخلوط شده، فوق العاده فعال، مرطوب Xeric Hapolcambids )است. سیستم های خاکورزی هستند: ۱- خاکورزی سنتی(CT توضیح در روبرو)-۲-حداقل خاکورزی(MT:کشت وعلف کشها)-۳- حداقل خاکورزی تاخیری(DMT:علف کشها وکشت تاخیری). محصول دانه ای گندم در میان این سالها بین ۷۹/۱ تا ۲۰/۵ در هکتار برآورد شده است.

اما بین محصول دانه ای سیستم های خاکورزی در هر سال یا هنگام تحلیل میان سالها اختلافی وجود ندارد. سیستم خاکورزی ، به طور اقتصادی ، بر اساس برگشتی بازار نسبت به هزینه های کل تولید مشابه بودند، اما DMA از CT براساس برگشتی بازار نسبت به هزینه های متغیر ، سود آوری کمتری داشت(البته این سودآوری کمتر، چندان محسوس نبود).تحلیل گران اقتصادی نشان می دهند که هیچ کمک مالی مورد نیاز نمی باشد تا تولید کنندگان را برای تغییر از شیوه ی سنتی به شیوه ی آیش با شخم کمتر ترغیب کند، زیرا این سیستم ها در مجموع سود آور هستند. چون هیچ طعمه و دلیل اقتصادی بلند مدت و کوتاه مدتی برای تبدیل کردن CT به MT ( که خاک را حفظ می کند) وجود ندارد ، این یک راه حل پیروزمندانه و موفقیت آمیز برای کشاورزان و محیط زیست می باشد.
هنگامی که مساحت زمین تحت آیش تابستانه(بهاره) در آمریکا در طول سه دهه ی گذشته کاهش پیدا کرد، تناوب گندم-آیش زمستانه(پاییزه)، سیستم مسلط و عمده ی کاشت در مناطقی که بارندگی سالانه یکمتر از ۳۵۰ میلیمتر دارند، باقی ماند. در ایالت واشنگتن شرقی و مناطق شمال مرکزی ، آیش بهاره- گندم پاییزه ، سیستم مسلط و عمده ی کاشت بر تقریبا ۲ میلیون هکتار می باشد. کشاورزان در گریت پلین شمالی به طور مشخص فرسایش بادی را در زمین های آیش شده کاهش دادند با پذیرفتن سیستم خاکورزی کمینه (MT) و تمرین سیستم های بدون خاکورزی و شواهد تازه ای کاهش مشابه را در فرسایش بادی و تحمل در برابر گرد و غبار باد در پاسیفیک نوثوست نشان می دهد.

مرکز اطلاعات خاکورزی حفاظتی(CTIC) گزارش داد که کشاورزان در ایالات های گریت پلین غربی و پاسیفیک روشهای MT و بدون خاکورزی را بر ۳۴ درصد زمینهای زراعی بکار بردند. اگرچه در ایالت واشنگتن فقط ۲۶ درصد زمینهای زراعی در روش MT و بدون خاکورزی بودند. در واشنگتن شرقی- مرکزی که بارش سالانه معمولا بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلی متر است، حتی آیش MT کمیاب است. برای مثال ، در حومه آدامز قلب منطقه گندم- آیش واشنگتن ، خاکورزی سنتی هنوز بر ۸۸ درصد زمینهای زراعی بکار برده می شود.

بیشترین مطالعات اخیر اقتصادی روشهای بدون خاکورزی و MT در سیستم گندم- آیش به منطقه ی گریت پلین آمریکا و پریریس کانادا مربوط می شود. بازنگری این کار نشان داده است که سودبخشی مرتبط به این سیستم های خاکورزی در مناطق نسبتا کم آب، با تغییر موقعیت تغییر کرده است، اگرچه ، کاهش خاکورزی عمدتا برگشتی خالص را افزایش می دهد وقتی شدت کشت زراعتی هم افزایش یابد.

وقتی پیشنهاد این سیستم ها برای خاک و هوا مفید تشخیص داده شدند، برخی پژوهشگران گزارش دادند که برای روش بدون خاکورزی هزینه تولید بالاتر است. اسمیت و همکارانش گزارش دادند که حضور غیر قابل کنترل علفهای هرز در روش بدون خاکورزی در مناطق نسبتاکم آب می تواند به طور عمده هزینه ی علف کشی و تولید کل را با ببرد. اگرچه پژوهش های اخیر کشاورزانی که روش بدون خاکورزی را در یک منطقه نسبتا کم آب واشنگنتن شرقی آزمایش کرده اند، آشکار می کند که هزینه ی تولید آنها برای کشت هایی که بذرپاشی آنها در بهار انجام می شود کمتر از روش CT بوده است. خاکورزی سنتی که در طول آیش به کار برده می شود شدید است و اغلب خاک را نسبت به فرسایش آسیب پذیر می کند.


کمبود پس مانده های گیاهی،کلوخه و زبر خاک بر سطح خاک می تواند یک تهدید فرسایش بادی خطرناک را بوجود آورد و مطرح سازد. سیستم خاکورزی حفاظتی در پاسیفیک نوثوست عموما ابزار بدون برگردان را به کار گرفت مانند تیغه پهن V شکل برای خاکورزی مقدماتی بهاره ، به همراه استفاده از علف کشها بجای یک یا دو عملیات خاکورزی.

این کار مقادیر بیشتری پس مانده های سطحی و زبری خاک را در طول آیش در مقایسه با روش CT حفظ می کند. لی خبر داد که ذرات گرد وغبار معلق که ۱۰ میکرو متر (PM-۱۰) و کوچکتر بودند در اسپوکان ایالت WA به ۳۱ تا ۵۴ درصد کاهش خواهند یافت، اگر خاکورزی حفاظتی یا روش بدون خاکورزی جایگزین آیش بهاره سنتی شود.
هر دو منطقه ی اسپوکان و تری سیتیز اوربان در مواجهه با استانداردهای دولتی کیفیت هوا برای PM-۱۰ در چندین مورد رد شدند. یکی از این موارد، در طول یک توفان غبار (شن) بزرگ در ۲۵ سپتامبر ۱۹۹۹ بود، وقتی که PM-۱۰ به۴۰۵ میکرو گرم رسید که تقریبا سه برابر استاندار مجاز ملی ۱۵۰ می باشد. در آن روز، در تصادف چند اتومبیل در نزدیک پندلتون هفت سرنشین کشته و۲۲ نفر مجروح شدند. بله ، تخلف از فرمان استاندارد های دولتی کیفیت هوا، که نمایندگان کیفیت هوا طرحها را گسترش می دهند تا این مشکل را حل کنند.

چرا بیشتر کشاورزان گندم- آیش در پاسیفیک نوثوست درون مرزی خاکورزی حفاظتی را کار نمی برند؟ برخی کشاورزان میزان دانه آب ناکافی برای استقرار موقعیت گندم پاییزه ، مشکلات در کنترل دم روباهی کلاهی (bromus tecnicum ) و دیگر علفهای هرز ، به علاوه ی شیارباز کن دانه به علت پس مانده بیش از حد را دلیل این موضوع می آورند.

همچنین مواردی درباره ی خطر سرمایه گذاری در ابزار های خاکورزی حفاظتی نمایان و آشکار می شود تا برای برخی کشاورزان واشنگتن شرقی زمینه ی بی میلی شود وآنها سیستم های آیش خاکورزی حفاظتی را قبول نکنند این مقاله عملکرد محصول دانه ای و سودبخشی روش خاکورزی کمینه (حداقل خاکورزی:MT ) و روش خاکورزی کمینه ی تاخیری (حداقل خاکورزی تاخیری :DMT) را در مقایسه با خاکورزی سنتی (CT) گزارش می دهد( برای کشت گندم آیش در واشنگتن شرقی نسبتا کم آب).

● وسایل و روشهای آزمایش
آزمایش سیستم خاکورزی تناوب گندم- آیش از آگوست ۱۹۹۳ تا جولای ۱۹۹۹ در ایستگاه پژوهشی آیشی دانشگاه ایالت واشنگتن در لیند واشنگتن انجام شد. اگرچه اولین عملیات آیش در سال ۱۹۹۳ رخ داد ، اما پژوهش به مانند یک تحقیق۵ ساله تولید گندم انجام شد که از ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ طول کشید(جدول ۱) خاک لومی سیلتی شانو بیشتر از ۲ متر عمق با شیب کمتر از ۲ درصد داشت. این طرح آزمایشی یک بلوک کامل تصادفی از سه سیستم خاکورزی بود که چهار دفعه تکرار شد. قطعات مستقل ۴۶×۱۸ متر بودند ، که اجازه می داد تا تجهیزات کشاورزی در حد و اندازه ی صنعتی و تجاری استفاده شود . بخشهای نزدیک به هم وهم جوار زمین استفاده شدند برای اینکه بتوانیم داده ها را از هر دو بخش محصول و آیش پژوهش در هر سال جمع آوری کنیم .سه سیستم مدیریتی خاکورزی عبارت بودند از:

۱) خاکورزی سنتی (CT ) :تکرار و زمان بندی استاندار عملیات خاکورزی و استفاده از ابزار های معمول مورد استفاده کشاورزان

۲) خاکورزی حفاظتی (MT): تکرار و زمان بندی استاندارد عملیات خاکورزی ، علف کش ها به جای خاکورزی جایگزین شدند و یک خیش V شکل ، بدون آنکه خاک را برگرداند با چنگک غلتان همراهش برای خاکورزی مقدماتی بهاره استفاده شد.

۳) خاکورزی خفاظتی تاخیری (DMT): شبیه به روش MT ، بجز خاکورزی مقدماتی بهاره با خیش V شکل که دست کم تا اواسط ماه مه به تاخیر انداخته شد. سیستمDMT شامل تحقیق شده است تا تاثیرش بر نگه داری رطوبت خاک ، کنترل فرسایش بادی و به علاوه ، امکان پذیر و عملی بودن اقتصادی آن ، آزمایش و بررسی شود.یک فهرست کامل عملیات و زمان بندی کشت برای هر سیستم خاکورزی در سراسر پژوهش در جدول ۱ دیده می شود. توصیف جزئی خاکورزی و دیگر عملیات کاشت برای همه سیستم های خاکورزی در شیلینگر(۲۰۰۱) گزارش شده اند.

● تحلیل اقتصادی
روشهای استاندارد بودجه بندی فعالیت ها (سرمایه گذاری ها) به کار گرفته شدند تا متوسط هزینه های ثابت و متغیر تولیدات را برای هر سیستم خاکورزی تخمین بزنند. هزینه های ثابت شامل استهلاک ، بهره، مالیاتها، مسکن(تهیه جا) و بیمه بر دستگاهها و یک هزینه ی سرجمع کشت هستند. هزینه های زمین براساس قانون محلی دوسوم مستاجر و یک سوم موجر از محصول سهم می برند می باشد که با بازده سالانه سالانه تغییر می کند. هزینه های متغیر شامل بذر ، کود ، علف کش ، بیمه آتش سوزی و تگرگ ، سوخت ، تعمیرات و نیروی کار می باشد.

هزینه های تولید برای هر سیستم خاکورزی براساس ترتیب حقیقی عملیات که در آزمایش انجام شده است می باشد( جدول ۱) اما دستگاههای مخصوص مقیاس کشت در منطقه را مورد فرض قرار دادیم. خیش V شکل تیغه پهن تنها ابزار اضافی ای بود که برای تغییر از سیستم CT به MT یا DMT مورد نیاز بود. میزان کود ، علف کش و بذر آن مقادیری هستند که در آزمایش لیند استفاده شدند(جدول ۱). میزان محصولات دانه ای ، میانگین سالهای ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ هستند که از این آزمایش بدست آمده اند (جدول ۲) . همه ی مقدار های هزینه و سود برای هر هکتار تناوبی جمع آوری شدند.

برای مثال ، هزینه ها و سود های آیش گندم پاییزه- آیش بهاره برای نیم هکتار گندم پاییزه و نیم هکتار آیش محاسبه شدند. این گونه محاسبه به درستی میانگین بازده هر هکتار در هر سال را برای یک کشاورز که نصف زمین را در آیش و نصف دیگر را در کشت گندم پاییزه قرار داده است، توصیف می کند. برای تحلیل گران اقتصادی ، فرض می شود کشاورزان در این منطقه از هزینه ی دوباره ی کاشت محصول گندم پاییزه شان برای گندم بهاره در یک سال از پنج سال کشت خسارت خواهند دید که این به علت جوانه نزدن گندم پاییزه به اندازه کافی یا مرگ زمستانه می باشد. این مورد در آزمایش لیند برای همه ی سیستم های خاکورزی به علت آب ناکافی ناحیه کشت برای کشت گندم پاییزه در سپتامبر ۱۹۹۴ رخ داد.

قیمت گندمی که استفاده شده ، تنی ۰۲/۱۴۴ دلار برای گندم سفید و نرم و تنی۳/۱۸۷ دلار برای گندم بهاره سخت و قرمز ، معیار منطقه ای است برای تعیین قیمت فروش و بازاریابی سالانه محصولات بدست آمده در منطقه پژوهش. یک تحلیل حساسیت شامل نشان دادن تاثیرات محدوده ی مرزی تولیدات و قیمت گندم می شود ، در ضمن شامل می شود قیمت های کمتر از تنی ۱۱۰ دلار که در سالهای ۱۹۹۸و۱۹۹۹ دیده شده است. برگشتی خالص بازار نسبت به هزینه تولید تعریف می شود.پرداختهای دولتی مربوط به کسری در آمد ( پرداخت های متحول کننده ، کامل کننده و قرضی) که در سال ۱۹۹۸ مهم و قابل توجه بودند در نظر گرفته نشدند.
افزودن پرداختهای دولتی به تحقیق بر رتبه بندی سیستم های خاکورزی تاثیری نخواهد داشت چنانچه پرداختهای متحول کننده وکامل کننده ی تفکیک شده در سیستم های خاکورزی تغییر نکند( یعنی باید پرداختها برای همه خاکورزی ها مساوی باشد). هرچند ، صرف نظر از انتخاب خاکورزی ، این پرداختها بر رای درباره ی پویایی اقتصادی تاثیر خواهند گذاشت.

● نتایج وبحث. محصولات ، پس مانده و ذخیره ی آب
محصول دانه ای گندم پاییزه از سال ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ محدود بین ۷۹/۱ تا ۲۰/۵ تن در هکتار بود. اختلاف آماری قابل توجهی در محصول دانه ای میان سیستم های خاکورزی در هر سال یا در میانگین ۵ سال وجود ندارد(جدول ۲) . در صورتی که آمار قابل توجهی نیست اما در هر سال محصول MT متجاوز یا مساوی محصول CT است. پس مانده های بجا مانده بر سطح خاک در پایان دوره ی آیش mo-۱۳ به طور میانگین برابر ۷۷۰ ، ۱۳۹۰ و ۱۴۴۰ کیلو گرم بر هکتار برای CT ، MT و DMT می باشد. براساس برنامه ی کشاورزی دولتی در مورد حداقل مقدار پس مانده ی سطحی مورد نیاز برای خاکهایی با فرسایش زیاد (۳۹۰ کیلو گرم بر هکتار ) ، استفاده از روش CT در یک سال این قانون را نقض کرد و مقدار پس مانده کمتر از ۳۹۰ کیلو گرم بر هکتار شد. در دیگر سالها هم این موضوع فقط به صورت حدی رعایت شد. با در نظر گرفتن اینکه در همه ی سالها در سیستم های MT و DMT مقدار پس مانده بیش از اندازه وجود داشت. در مجموع ، هر دو پارامتر حجم کلوخ و سطح ناهموار با مقایسهMT وDMT با CTبررسی شد. به طور میانگین در همه ی چرخه های آیش ، حجم آب خاک در عمق ۰ تا ۱۵ سانتی (منطقه ی حضور بذر) همچنین در تمام برش عمودی ۱۸۰ سانتی خاک بوسیله سیستم های خاکورزی تحت تاثیر قرار نگرفت. بنابراین CT سود زراعی بیشتری از MT ، DMT در این آزمایش نداشت ، اما روش CT زیانهای کاملا مشخصی برای محیط دارد.

● سود بخشی و تحلیل حساسیت
متغیر بودن برگشتی خالص بازار ، هزینه محصولات مختلف و هزینه تولید را در طول آزمایش ۵ ساله بازتاب می کند. همچنان که در بالا گفته شد ، در طول زمان و در میان سیستم های خاکورزی بهای گندم برای آزمایش ۵ ساله ثابت نگه داشته شد و برگشتی خالص بازار نسبت به هزینه های کل برای سه سیستم خاکورزی به طور آماری به میزان قابل توجهی (۵ درصد) متفاوت نبود(جدول ۳). با اندازه گیری برگشتی خالص نسبت به هزینه های متغیر ، DMA از دیگر سیستم های خاکورزی در مقدار قابل توجه ۰۵/۰ سود آوری کمتری داشت.

براساس میانگین قیمت ها و محصولات ، برگشتی بازار هر سه سیستم خاکورزی کمتر از آن است که هزینه های کل را پوشش دهد و مقدار ۲۷ تا ۴۰ دلار را نمی تواند پاسخگو باشد. هزینه های کل شامل :۱- دستمزد برای کارگر -۲- هزینه زمین -۳- استهلاک دستگاهها -۴- هزینه ی بهره - ۵- هزینه ی متغیر های از دست رفته می شوند. منفی بودن برگشتی خالص بازار نسبت به هزینه های کل به طور روشن و واضح در تولید دانه ای عادی هستند ، وقتی پرداختهای دولتی شامل کار نشده باشد( پرداختهای دولتی شامل پژوهش نشده اما هزینه زمین به صورتی است که انگار پرداخت ها حساب شده است). این دلیل اهمیت پرداختهای دولتی است که تبدیل به سرمایه شده و ارزش زمین را بالا می برد ، متناسبا هزینه ها هم افزایش می یابد. در نبود پرداختهای دولتی ، هزینه های زمین برای مالک کاهش خواهش یافت و برگشتی بازار شاید با دقت بیشتری هزینه ها را پوشش دهد.

نتایج در جدول ۳ براساس میانگین قیمت ها و محصولات می باشد، هر چند قیمت های بازار و میزان محصولات کشاورزی به طور گسترده نسبت به زمان متغیرند. برای مثال ، میانگین قیمت ۵ ساله در این تحلیل ۰۲/۱۴۴ دلار به ازای هر تن گندم سفید نرم ، استفاده شد. اما قیمت گندم در منطقه تا تنی ۱۸/۸۸ و۲۲/۱۱۰ در سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ به شدت سقوط کرد. به طور مشابه محصول گندم دیم در این منطقه اساسا از سالی به سال دیگر متغیر است ، به طوری که در جدول ۲ نشان داده شده است.

برای توضیح دادن تاثیر اختلاف قیمت و محصول دانه ای مختلف بر برگشتی خالص بازار ، جدول ۴ میزان حساسیت برگشتی خالص را برای ترکیب های قیمت و محصول دانه ای مختلف در روشهای CT ، MT و DMT نشان می دهد. نتایج میزان حساسیت برای MT رقابتی سیستم خاکورزی ، برای توضیح دادن تاثیرات تغییر پذیری قیمت و محصول اینجا مطرح می شود. اگر میانگین گندم MT ، ۰۳/۴ تن در هکتار باشد و قیمت ۹۶/۱۴۶ دلار برای هر تن دریافت می شود ، برگشتی بازار نسبت به هزینه های کل مساوی ۸۳/۹ دلار می شود. قیمت های ۵۹/۱۲۸ دلار پایین تر به ازای هر تن ، برای همه ی محصولات ۳۷/۴ تن بر هکتار و کمتر.

وجود ضرر و زیان را قبل از پرداخت دولتی نشان می دهد(جدول ۴) . مقدار میانگین محصولات دانه ای سالهای ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ آزمایش ، برای سیستم MT که۸۹/۳ تن بر هکتار است ر به گونه ای می توان محاسبه کرد که یک قیمت ۱۹/۱۴۷ دلار برای هر تن داشته باشیم تا هزینه کل ۲۹/۲۸۶ دلاری در هر هکتار تناوبی را پوشش دهد. جدول ۴ نشان می دهد که اگر محصول دانه ای برای MT تا زیر۰۳/۳ تن در هکتار سقوط کند ، چنانچه در سال ۱۹۹۹ رخ داده (جدول ۲) کشاورز برای پرداخت هزینه های کل از محل فروش بازار درمانده خواهد شد ، حتی اگر قیمت گندم در بالاترین میزان خود یعنی ۷۰/۱۸۳ دلار برای هر تن باشد.

● نتیجه گیری
نتیجه گیری از این پژوهش ۵ ساله اختلاف آماری در مقدار محصول سیستم های آیش CT ، MT و DMT را نشان نمی دهد.سه سیستم خاکورزی از نظر اقتصادی معادل هستند که براساس برگشتی بازار نسبت به هزینه ی تولید می باشد. سیستم کاهش خاکورزی بوسیله ی کنترل فرسایش باد، تولیدات بیشتر در آینده را وعده می دهد. از این گذشته سیستم های کاهش خاکورزی خطر تکذیب پرداختهای دولتی را کاهش می دهد ، بخاطر اینکه حتی بیشتر از آنچه دولت خواسته پس مانده ی سطحی باقی می گذارد.

تحلیل گران اقتصادی نشان می دهند که هیچ کمک مالی یا حتی کمترین کمک مالی مورد نیاز نمی باشد تا تولید کننده ها را برای تغییر از شیوه ی سنتی به شیوه ی آیش با شخم کمتر ترغیب بکند، چرا که این سیستمها در مجموع سود آور هستند. این موضوع به ویژه برای سیستم MT صادق است که سودبخشی آن به طور آماری برای هر دو برگشتی بازار نسبت به هزینه های متغیر وکل با CT برابر است. چون یک طعمه و دلیل «اقتصادی» کوتاه مدت یا بلند مدت قابل توجه برای تبدیل به سیستم آیشMT که محافظ خاک است ، وجود ندارد ، این نشان می دهد بهترین تمرین مدیریت کشاورزی را برای کشاورزان و هم ساکنان شهری که در مسیر وزش باد قرار گرفته اند. برنامه های آموزشی توسعه باید سود اقتصادی و حفاظتی روش MT را کاملا مشخص کنند

روش های کشت گندم


رشد قارچ های عالم بوته میری گندم با روش کشات بذر بر روی پشته های بلند به دلیل عدم حالت غرقابی کمتر می شود.
روش های کشت گندم به وسعت و شیب زمین، مقدار آب موجود و مدیریت زارعی بستگی دارد.
به طور کلی روش های کشت عبارتست از:

۱) روش کرتی:
روشی است سنتی و در زمین هایی اعمال می شود که دارای سطح کم، شیب نامناسب و یا آب کم برای آبیاری هستند. در این روش معمولاً پس از انجام گاوآهن و دیسک،‌ بذر را پاشیده و با دیسک زیر خاک برده و مرزهایی با مرزبند ایجاد می کنند. در این روش استفاده از ماشین آلات برای انجام امور داشت مانند سمپاشی علیه علف های هرز غیرممکن و برداشت با کمباین به دلیل مرزهای زیاد مشکل است. همچنین از سطح مفید مزرعه به خوبی استفاده نشده و ضایعات زمین زیاد است.

۲) روش خطی یا فارویی:
این روش برای زراعت گندم آبی انجام می شود و به این ترتیب است که پس از انجام گاوآهن، دیسک و تسطیح، با استفاده از دستگاه کودپاش (سانتریفوژ) بذر را در سطح مزرعه پاشیده و سپس با دستگاه فاروئر جوی و پشته ایجاد می شود. در مواردی پیش از انجام جوی و پشته به وسیله دیسک بذر را زیر خاک می کنند که آزمایش ها نشان داده، این عمل چندان موثر و مورد نیاز نیست.
در این روش پشته ها،‌ کم عرض (۲۵ – ۱۰ سانتیمتر) و کم عمق (۱۵ – ۱۰ سانتیمتر) هستند و در مواردی هنگام آبیاری، حالت غرقابی ایجاد می شود. بذرپاشی به روش سانتریفوژ باعث می شود بذرها به طور تصادفی و کنترل نشده پخش و در خاک مستقر شوند، بنا بر این تعدادی بوته نیز در کف جویچه ها سبز می شوند که جایگاه مناسبی برای استقرار گیاه نبوده و ممکن است بوته های این ناحیه مقداری از مواد غذایی و رطوبت موجود را مصرف کنند. ولی قدرت رقابت با بوته های روی پشته را ندارند و محصولی نیز تولید نمی کنند و در صورت تولید از کیفیت کمی برخوردارند.
نوع دیگری از کشت ردیفی گندم در ایران وجود دارد که در آن از ماشین های بذرکار استفاده می شود. عرض پشته ها در این نوع بذرکارها تقریباً ثابت (حدود ۳۰ سانتیمتر) بوده و دستگاه قادر است سه ردیف بذر بر روی هر پشته بکارد. فاصله بین ردیف کاشت (فاصله وسط یک جویچه تا وسط جویچه مجاور) حدود ۵۵ سانتیمتر است. برخی بذرکارها همزمان دو عمل احداث پشته و کاشت بذر بر روی پشته را انجام می دهند که نوعی مزیت برای این دستگاه ها محسوب می شود.

۳) روش نواری:
این روش در زمین هایی که شیب مناسب داشته و انجام عمل تسطیح در آن ها میسر باشد قابل اجراست. در این روش با توجه به شیب مناسب نیازی به ایجاد جویچه نیست. کاشت با ماشین های بذرکار صورت گرفته زمین در قطعات بزرگ قابل آبیاری است. از دستگاه کمباینت می توان در این روش کشت استفاده کرد. این دستگاه همزمان در اراضی شخم خورده عملیات دیسک، تسطیح و کشت را انجام می دهد. اگر در اراضی با شیب نامناسب روش نواری اجرا شودف ناچار مرزهای متعددی باید ایجاد کرد که در نهایت همان روش کرتی خواهد بود.

۴) روش کشت بذر بر روی پشته های بلند:
مدرن ترین روشی است که در کشورهای پیشرفته اجرا می شود. به طور خلاصه، در این روش دو الی سه ردیف بذر بر روی پشته های بلند و عریض کاشته می شود. در این سیستم عرض پشته ۷۰ – ۴۵ سانتیمتر، فاصله ردیف کاشت بر روی پشته ۲۰ – ۱۵ سانتیمتر، عرض جویچه ها (فارو) ۳۰ – ۲۵ سانتیمتر و ارتفاع پشته (عمق فارو) ۲۰ – ۱۲ سانتیمتر است. هدایت آب در زمین از طریق جویچه ها انجام می شود، به طوری که رطوبت ه صورت نشتی به محل استقرار بذرها نفوذ می کند و حالت غرقابی ایجاد نمی شود. روش کاشت گندم با این روش به شرح زیر است:
پس از عملیات شخم عمیق، دیسک، تسطیح و قبل از بذرکاری جوی و پشته ها را متناسب با این روش با یک دستگاه خطزن احداث و زمین را آبیاری بسیار سنگین می کنند. پس از سبز شدن نسل ااول علف های هرز (که حدود ۸۰ درصد کل علف های هرز است) و در رطوبت کمی بیشتر از گاورو شدن، دستگاه را وارد زمین می کنند.

این دستگاه به گوته ای طراحی شده است که بیلچه های کولیتواتور که قبل از لوله های سقوط بذر قرار دارند روی پشته ها قرار گرفته، با تخریب پشته ها علف های هرز را از بین می برند، سپس بذرها به صورت ردیفی (معمولاً سه ردیف روی پشته) در عمق ۱۲ – ۸ سانتیمتر کاشته می شوند و بیلچه های احداث فارو که در پشت لوله های سقوط بذر قرار دارند، دوباره فاروها و پشته ها را در جای قبلی بازسازی
می کنند. بنابراین با عبور بذرکار همزمان، پشته ها تخریب می شوند، علف های هرز از بین
می روند، بذرها به صورت ردیفی کاشته شده و دوباره پشته ها و جویچه ها احداث می شوند.
پس از کاشت بذر، زمین به صورت ردیفی کاشته شده و دوباره پشته ها و جویچه ها احداث
می شوند. پس از کاشت بذر، زمین به مدت حدود ۴۰ روز آبیاری نمی شود (به دلیل این که بذر گیاه زراعی عمق کاشته شده است و رطوبت کافی برای جوانه زدن آن وجود دارد) در این مدت گیاهچه ها رشد کرده و در حالی که قسمت اعظم بذرهای علف های هرز قبل از کشات بذر جوانه می زنند و با بیلچه های کولیتواتور بذرکار از بین می روند، باقیمانده بذر علف های هرز در عمق کم قرار گرفته و رطوبت کافی برای سبز شدن آن ها وجود ندارد.

از مزایای روش کشت بذر بر روی پشته های بلند می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- سهولت آبیاری قبل از کاشت که کنترل مکانیکی علف های هرز را فراهم می کند.
- افزایش میزان سبز شدن بذر و یکنواختی مزرعه
- امکان استفاده از همان پشته ها در کشت های بعدی
- استفاده کمتر از بذر (بعضی از کشاورزان با مصرف فقط ۷۵ – ۵۰ کیلوگرم بذر در هکتار به تراکم مورد نظر می رسند)
- کاهش میزان مصرف علف کش ها
- کاهش سله بندی و خفگی بذر
- کاهش ورس (خوابیدگی) به دلیل عدم شرایط غرقابی
- امکان مصرف کود به صورت نواری و افزایش بازدهی مصرف کود
- کاهش فرسایش در مناطق پرباران به دلیل هدایت آب توسط فاروها
- افزایش تولید

بررسی اثر تنش خشکی و مراحل مختلف برداشت بر بنیه (قدرت بذر) و جوانه‌زنی ارقام گندم در شرایط آب و هوایی اهواز

تغییرات کیفیت بذر در طی دوره نمو و رسیدگی و هم چنین عوامل محیطی موثر بر آن می‌توانند کیفیت نهایی بذر را تحت تاثیر قرار دهند. این تحقیق به منظور بررسی اثر تنش خشکی (عامل محیطی)، ارقام و زمانهای مختلف برداشت (مراحل نمو و رسیدگی) بر تغییرات بنیه (قدرت بذر) و درصد جوانه‌زنی و هم چنین تعیین مرحله رسیدگی با حداکثر کیفیت بذر انجام گرفت. سه رقم گندم، سه سطح آبیاری و هفت زمان برداشت بذر در طی دوره رسیدگی در سال زراعی 79-1378 در مزرعه تحقیقاتی مجتمع آموزشی عالی رامین (دانشگاه شهید چمران اهواز) انجام شد. این تحقیق به صورت آزمایش کرت های دوبار خرد شده در قالب بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار انجام گردید. اعمال تنش خشکی در کرت‌های اصلی، ارقام گندم در کرت‌های فرعی و مراحل مختلف برداشت در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. بعد از برداشت نهایی آزمون‌های جوانه‌زنی و قدرت بذر در آزمایشگاه بر روی بذور حاصل انجام شد. نتایج نشان داد که درصد بذور زنده و گیاهچه‌های نرمال به طور معنی‌داری تحت تاثیر مراحل برداشت قرار گرفتند. میانگین درصد بذور زنده در مراحل برداشت اول و ششم به ترتیب کمترین (76.2 درصد) و بیشترین مقدار (99.8 درصد) را دارا بوده است. اثرات رقم و تنش خشکی بر درصد بذور زنده تفاوت معنی‌دار نداشته است. وزن خشک گیاهچه در ارقام و زمان‌های برداشت تفاوت معنی‌دار نشان داد، به طوری که رقم "شوامالد" دارای بالاترین میزان وزن خشک گیاهچه (328 میلی‌گرم) نسبت به سایر ارقام بوده است. نتایج هم چنین نشان می‌دهد که بالاترین سطح جوانه‌زنی و قدرت بذر در زمان رسیدگی 44 روز بعد از گرده‌افشانی حاصل شد. در این مرحله رطوبت بذر کمتر از 15 درصد بود که برای برداشت مکانیزه مناسب می‌باشد و خسارتی به کیفیت بذر وارد نمی‌شود
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 7:15 |

تاثير آبياري بر رشد گياهان : كم آبي در گياهان به صورت علايمي مانند توقف رشد , كوچكتر شدن برگ , كوتاه شدن فاصله ميان گره ها , بد شكل شدن برگ ها , سوختگي حاشيه برگ ها و ريزش برگ در گياهان حساس به ريزش برگ مشاهده مي شود . علايم كمبود آب در گل داوودي شامل تيره شدن برگ ها و در بگونيا به صورت خاكستري شدن برگ ها ديده مي شود.

 

پر آبي به صورت علايمي مانند افزايش ارتفاع گياه , آبدار شدن ساقه و نرم و شكننده شدن و گاهي پژمردگي و مرگ گياه (در معرض نور ) , كاهش اكسيژن و صدمه به ريشه و عدم جذب آب و مواد غذايي و در نهايت پژمردگي و توقف رشد نمايان مي شود . پر آبي به معني مصرف بيش از حد آب در هر دور آبياري نيست بلكه نشان دهنده تكرار دفعات استفاده از آب است . در زمستان گياهان در مدت طولاني در معرض آب و هواي ابري هستند و معمولا يك يا دو روز در معرض هواي آفتابي قرار مي گيرند . گياهاني كه به نور كم عادت كرده اند نمي توانند به سرعت به شدت نور زياد پاسخ دهند در نتيجه مقدار آب كمي كه از طريق ريشه ها جذب مي شود نمي تواند مقدار آب از دست رفته از طريق تعرق را جبران نمايد و پژمردگي اتفاق مي افتد در اين حالت ممكن است تصور شود كه گياه به آبياري نياز دارد ولي آبياري مشكل را حادتر مي كند . كندن خاك نشان مي دهد كه خاك مرطوب اما سرد است . پس سرما عامل اصلي است و ريشه ها نمي توانند آب جذب كنند .

 

زمان آبياري : مديريت آبياري عامل اصلي در موفقيت كشت است . نياز هاي رطوبتي گياه با مرحله رشد فرق مي كند و داننهال نسبت به گياه بالغ به آب كمتري نياز دارد . فصل سال بر ميزان آب مورد نياز موثر است . ميزان نياز آبي در تابستان بيشتر از زمستان است . نوع بستر رشد به كار رفته , سيستم حرارتي , نوع گلدان و نوع محصول نيز بر ميزان نياز آبي موثر است . بهترين روش براي راهنمايي كشاورز براي آبياري استفاده از تجربيات سال هاي گذشته است كه چه مقدار آب مصرف شده و واكنش گياه به آن چگونه بوده است . ساده ترين روش استفاده از تانسيومتر است .

 

بايد در زمان مناسب زمين يا گلدان را به خوبي آبياري كرد . آبياري ناقص (مثلا اگر نصف آب مورد نياز داده شود) باعث مي شود فقط نيمه بالايي سطح خاك خيس شده و نيمه ديگر آن خشگ باقي بماند و گياه زود تر از موعد مقرر نياز آبياري مجدد پيدا مي كند . و تكرار اين عمل باعث صدمه به ريشه واز بين رفتن آن مي شود . مقدار آب خارجي از گلدان بايد حدود 15 – 10 درصد آب داده شده به گلدان باشد تا باعث شستشوي املاح از خاك و جلوگيري از تجمع آن شود .

 

به طور كلي هر متر مربع بستر كشت به عمق 1 سانتي متر به 1/1 ليتر آب و هر متر مربع كاشت با 18 سانتي متر عمق به 20 ليتر آب نياز دارد .

 

PH آب آبياري : بهترينPH بين 5/5 تا 7 متغير است . خاك اره نرم و ظروف تورب يا پيت باعث كاهش PH آب و اسيدي شدن آن مي شود .

 

سيستم هاي آبياري : در گلخانه ها روش هاي مختلفي جهت آبياري گياهان مورد استفاده قرار مي گيرد كه مهمترين آن ها به اختصار شرح داده مي شود .

 

آبياري دستي :آبياري دستي ابتدايي ترين و متداول ترين روش است . از معايب آن مي توان به زياد شدن هزينه كارگري . اتلاف وقت , شسته شدن خاك و پاشيدن گل روي شاخساره گياهان اشاره نمود . در اين روش بايد تمام گلخانه را لوله كشي كرد و شير هاي آب در دو طرف سطح زمين انجام شود چون فشار آب موجب شسته شدن سطح خاك و فشردگي آن مي شود . با استفاده از سر شيلنگ فشار آب كاهش مي يابد .

 

آبياري قطره اي : در اين روش آبياري از لوله پلاستيكي و پلي وينيل كلريد استفاده مي شود (لوله نوع دوم نيازي به قيم نداشته و لنگر نمي اندازد) . بسته به دما , نوع خاك و گياه حدود يك ليتر آب در متر مربع لازم است . از مزاياي اين روش مي توان به شسته شدن نمك خاك , صرفه جويي در آب از طريق پخش مستقيم آب در اطراف ريشه و تسهيل كوددهي اشاره كرد .

 

آبياري مه افشاني يا ميست :در اين روش پخش آب به صورت قطرات ريز در محيط كشت برخي از گياهان زينتي و قلمه ها صورت مي گيرد . پخش متناوب آب باعث كاهش دما و افزايش رطوبت در اطراف قلمه ها و در نهايت پايين آمدن تبخير و تعرق مي شود .

 

آبياري زير زميني : در اين روش با خاصيت كاپيلاريته آب بيشتري در دسترس گياهان قرار مي گيرد . در روش كشت مستقيم گياه , در قسمت تحتاني يك لوله سفال به شكل 8 قرار داده مي شود . كف بستر مقداري سنگريزه ريخته و به آن خاك اضافه مي كنند و سپس گياهان را داخل آن مي كارند . در بهار و تابستان و اوايل پاييز با غرقاب كردن بستر آبياري انجام مي گيرد و مازاد آب خارج مي شود . روش هاي ديگر آبياري بستر كشت گياهان گلخانه ي از روش هاي ذيل نيز استفاده مي شود : آبياري باراني , آبياري ثقلي(ميكرودريپ), آبياري نوراني, مه پاشي ديناميكي

 
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 21:17 |
سیستم آبیاری سنترپیوت به دلیل هزینه کارگری کم ، انعطاف پذیری زیاد ، راحتی اجرا و بهره برداری آسان ، یک سیستم آبیاری انتخابی درامر کشاورزی است . وقتی که سیستم سنترپیوت درست طراحی شود و به پخش کننده های آب با راندمان بالا تجهیز شود ، می تواند در منابع پردازش خود( آب ، انرژی ، زمان ) صرفه جویی نماید . از انواع مختلف این پخش کننده ها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

حالت پخش اسپری در ارتفاع متوسط mid-elevation spray application ))، حالت پخش اسپری در ارتفاع کم( low-elevation spray applicator ) وحالت پخش دقیق با انرژی کم( low energy precison application).

حالت آبیاری موضعی زیرسطحی (subsurface drip irrigation ) ، به علت راندمان بالا با روش های ذکر شده قابل قیاس است.راندمان یکنواختی بالای آبیاری که منجر به تولید محصول و راندمان آب مصرفی بالا می شود ، بهترین وسیلة مقایسه روش های آبیاری برای مناطق و محصولات ویژه می باشد .

در آزمایشات مختلف محققان روشهای آبیاری LEPA ، MESA ، LESA ، SDI با 5 نرخ آبیاری ناقص(I0 ، I25 ، I50 ، I75 و I100) به صورت نسبت آب تهیه شده به مقدار آبیاری کامل برای گیاهان مختلف مورد ارزیابی قرار می گیرد ،که نرخ آبیاری کامل بر اساس ET پتانسیل محاسبه شده از ET گیاه مبنا و اعمال ضریب گیاهی محل تعیین می گردد.

براساس مطالعات انجام یافته عملکرد محصول و راندمان آب مصرفی( WUE ) در نرخ های I25 و I50 تحت روش SDI بیشتر از دیگر روش های آبیاری است و در روش LEPA معمولاً بیشتر از Spray ، اما از SDIکمتر می باشد . روند روش ها در نرخ I100معکوس بوده و عملکرد محصول و WUE در روش Spray بیشتر از LEPA و SDI می باشد . در نرخ آبیاری I75، نیز این مطلب صادق است .

کاهش محصول در آبیاری های کامل در نتیجة راناف سطحی برای روش LEPA و نفوذ عمقی برای SDI می باشد . در روش SDI با کاربرد مقادیر کمتر آبیاری نفوذ کاهش می یابد و تبخیر نیز با کاهش سطح خیش شده کاهش می یابد و فقط آبی که به بالا حرکت می کند تبخیر می شود.

هنگامی که روش LEPA با تدابیری از قبیل شیب کمتر از1 درصد ، کشت دایره ای ، ایجاد خاکریز فارو ، کنترل رطوبت خاک و برنامة آبیاری مناسب همراه باشد، بیش از 95 درصد آب در اختیار گیاه قرار خواهد گرفت .مدیریت راندمان بالای آبیاری Spray نیز شامل کاربرد نازل هایی با قطرات آب درشتتر ، اجرای نسبتاً کند پیوست برای تهیة‌ آب کاربردی عمیق تر و اجتناب از آبیاری اسپری در شرایط باد شدید می باشد.

تانسیومتر : اندازه گیری پتانسیل ماتریک با وسایل ساده ای به نام تانسیومتر انجام می شود . تانسیومترها یا از نوع جیوه ای هستند و یا از نوع فلزی . تانسیومتر جیوه ای ، لوله ساده و خمیده ای است پر از آب که یک طرف آن منتهی به کلاهک سرامیکی است . طرف دیگر لوله وارد یک مخزن جیوه می شود . حال اگر کلاهک سرامیکی در داخل یک خاک قرار گیرد ، پس از مدتی توازن پتانسیل رطوبتی بین آب داخل تانسیومتر و آبی که در بیرون از آن در داخل خاک وجود دارد برقرار می گردد . برقراری تعادل با وارد شدن یا خارج شدن آب به داخل لوله تانسیومتر از طریق کلاهک آن که نسبت به آب نفوذپذیر است انجام می شود . اگر خاک خشک باشد ، آب را از داخل تانسیومتر به طرف خود خواهد کشید . در این وضعیت خلا ایجاد شده در داخل تانسیومتر موجب می شود که در طرف دیگر لوله ، جیوه صعود می نماید . مقدار بالا آمدن جیوه متناسب با پتانسیل آب در خاک خواهد بود .

تانسیومترهای جیوه ای بیشتر در کارهای آزمایشگاهی و تحقیقی مورد استفاده می باشند و چون کاربرد آنها در صحرا مشکل است در عمل از نوعی دیگر از تانسیومترها با نام تانسیومتر فلزی استفاده می شود . این تانسیومترها نیز اساسا مشابه تانسیومترهای جیوه ای هستند با این تفاوت که در آنها به جای خلاء سنج جیوه ای از یک خلاءسنج فلزی استفاده شده است تا حمل و نقل آن ساده باشد .
تانسیومتر فلزی از یک لوله پر آب تشکیل شده است که قسمت پایین آن از یک کلاهک سرامیکی درست شده و قسمت بالای آن مسدود است ، به طوری که اگر آب از کلاهک سرامیکی خارج شود در داخل لوله خلاء ایجاد می شود . به همین منظور در کنار لوله تانسیومتر ، خلاءسنجی به آن متصل است که قادر می باشد مقدار خلاء یا فشار منفی را اندازه گیری کند . اگر کلاهک سرامیکی در داخل خاک قرار گیرد با خروج یا ورود آب به تانسیومتر تعادل پتانسیلی بین آب داخل و خارج تانسیومتر براقرار می شود . بنابراین با تعادل پتانسیل رطوبتی بین آب داخل و خارج کلاهک ممکن است مقداری آب از لوله تانسیومتر خارج شود که این عمل باعث ایجاد خلاء و کاهش فشار در لوله می شود . مقدار خلاء یا فشار منفی توسط خلاءسنج قابل قرائت است . معمولا درجه بندی خلاءسنج بین 0 تا 100 بوده که هر کدام از درجات آن معادل 10 سانتی متر فشار منفی است . بنابراین اگر عقربه خلاءسنج روی عدد 25 باشد نشان می دهد که فشار در خلاءسنج 250- سانتی متر است .
همانطور که گفته شد تانسیومترها در پتانسیل بالاتر از یک اتمسفر کارآیی ندارند زیرا در این پتانسیل حباب های هوا وارد تانسیومتر گردیده و عدد قرائت شده صحیح نخواهد بود . برای اطمینان از اینکه تانسیومتر تا این پتانسیل به خوبی کار خواهد کرد لازم است تانسیومترها را قبل از استفاده آزمایش کنیم . برای تست تانسیومتر ابتدا کلاهک را به مدت چند ساعت داخل ظرف آبی قرار دهید تا کاملا اشباع شود سپس در حالی که کلاهک داخل آب قرار دارد لوله تانسیومتر را به کمپرسور هوا وصل کرده و بتدریج فشار هوا را افزایش دهید . هنگامیکه فشار به 8/0 تا 9/0 اتمسفر رسید حبابهای هوا در داخل ظرف از کلاهک بیرون خواهند آمد . در این صورت تانسیومتر خوب کار خواهد کرد . چنانچه حباب هوا در فشار کمتر از 8/0 اتمسفر ظاهر شد آن تانسیومتر برای استفاده مناسب نخواهد بود .
برای استفاده از تانسیومتر با مته ای که قطر آن به اندازه قطر لوله تانسیومتر یا کمی کمتر از آن باشد چاهکی را تا عمق مورد نظر حفر کنید . قبل از گذاشتن تانسیومتر کمی خاک نرم و مرطوب در چاهک بریزید . حال تانسیومتر را داخل چاهک قرار دهید و اطمینان حاصل کنید که با لگد کردن اطراف آن خاک کاملا به کلاهک و لوله اطراف آن چسبیده و تماس داشته باشد . با خاک در اطراف تانسیومتر برآمده گی کوچکی بسازید تا از تجمع آب در اطراف لوله تانسیومتر و نفوذ عمودی آن در طول لوله تانسیومتر جلوگیری شود . چون در خاکهای شنی حدود 80 درصد آب قابل استفاده در مکش 85/0- اتمسفر قرار دارد . لذا تانسیومترها در خاکهای شنی بیشتر قابل استفاده است . برای ساختن تانسیومتر می توان به شرح زیر عمل نمود :
1 _ یک لوله از جنس PVC یا پلکسی گلاس به قطر 1 سانتی متر انتخاب کرده و دو انتهای باز آن را با سوهان صاف کنید .

2 _ در فاصله 10 سانتی متری از انتهای بالای لوله سوراخی تعبیه کنید .
3 _ در صورتی که خلاءسنج فلزی در اختیار باشد آن را به سوراخ تعبیه شده پیچ کرده و آب بندی نمایید . در غیر اینصورت یک لوله مسی به طول 4 سانتی متر را که قطر خارجی آن کمی کوچکتر از قطر داخلی سوراخ تعبیه شده می باشد وارد سوراخ نموده و با چسب اطراف آن را محکم کنید . این لوله بعدا به فشارسنج جیوه ای یا فلزی متصل گردد .
4 _ کوزه متخلخل سرامیکی با مخلوط کردن اجزاء زیر و سپس قالب ریزی در قالب مخصوصی که از گچ درست شده است ساخته می شود .
_ 75% رس ایلیت
_ 20% کوارتز
_ 5% کربنات کلسیم
_ کمی سیلیکات سدیم و پروسلین
_ آب
5 _ پس از قالب کوزه را در مجاورت هوا قرار داده تا خشک شود و سپس در حرارت 1000 درجه آن را بپزید .
6 _ کوزه را با چسب به لوله اصلی متصل کنید .
7 _ با درب بند لاستیکی انتهای بالایی لوله را مسدود کنید
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه دهم مهر 1387 و ساعت 21:16 |
سیستم آبیاری سنترپیوت به دلیل هزینه کارگری کم ، انعطاف پذیری زیاد ، راحتی اجرا و بهره برداری آسان ، یک سیستم آبیاری انتخابی درامر کشاورزی است . وقتی که سیستم سنترپیوت درست طراحی شود و به پخش کننده های آب با راندمان بالا تجهیز شود ، می تواند در منابع پردازش خود( آب ، انرژی ، زمان ) صرفه جویی نماید . از انواع مختلف این پخش کننده ها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

حالت پخش اسپری در ارتفاع متوسط mid-elevation spray application ))، حالت پخش اسپری در ارتفاع کم( low-elevation spray applicator ) وحالت پخش دقیق با انرژی کم( low energy precison application).

حالت آبیاری موضعی زیرسطحی (subsurface drip irrigation ) ، به علت راندمان بالا با روش های ذکر شده قابل قیاس است.راندمان یکنواختی بالای آبیاری که منجر به تولید محصول و راندمان آب مصرفی بالا می شود ، بهترین وسیلة مقایسه روش های آبیاری برای مناطق و محصولات ویژه می باشد .

در آزمایشات مختلف محققان روشهای آبیاری LEPA ، MESA ، LESA ، SDI با 5 نرخ آبیاری ناقص(I0 ، I25 ، I50 ، I75 و I100) به صورت نسبت آب تهیه شده به مقدار آبیاری کامل برای گیاهان مختلف مورد ارزیابی قرار می گیرد ،که نرخ آبیاری کامل بر اساس ET پتانسیل محاسبه شده از ET گیاه مبنا و اعمال ضریب گیاهی محل تعیین می گردد.

براساس مطالعات انجام یافته عملکرد محصول و راندمان آب مصرفی( WUE ) در نرخ های I25 و I50 تحت روش SDI بیشتر از دیگر روش های آبیاری است و در روش LEPA معمولاً بیشتر از Spray ، اما از SDIکمتر می باشد . روند روش ها در نرخ I100معکوس بوده و عملکرد محصول و WUE در روش Spray بیشتر از LEPA و SDI می باشد . در نرخ آبیاری I75، نیز این مطلب صادق است .

کاهش محصول در آبیاری های کامل در نتیجة راناف سطحی برای روش LEPA و نفوذ عمقی برای SDI می باشد . در روش SDI با کاربرد مقادیر کمتر آبیاری نفوذ کاهش می یابد و تبخیر نیز با کاهش سطح خیش شده کاهش می یابد و فقط آبی که به بالا حرکت می کند تبخیر می شود.

هنگامی که روش LEPA با تدابیری از قبیل شیب کمتر از1 درصد ، کشت دایره ای ، ایجاد خاکریز فارو ، کنترل رطوبت خاک و برنامة آبیاری مناسب همراه باشد، بیش از 95 درصد آب در اختیار گیاه قرار خواهد گرفت .مدیریت راندمان بالای آبیاری Spray نیز شامل کاربرد نازل هایی با قطرات آب درشتتر ، اجرای نسبتاً کند پیوست برای تهیة‌ آب کاربردی عمیق تر و اجتناب از آبیاری اسپری در شرایط باد شدید می باشد.

تانسیومتر : اندازه گیری پتانسیل ماتریک با وسایل ساده ای به نام تانسیومتر انجام می شود . تانسیومترها یا از نوع جیوه ای هستند و یا از نوع فلزی . تانسیومتر جیوه ای ، لوله ساده و خمیده ای است پر از آب که یک طرف آن منتهی به کلاهک سرامیکی است . طرف دیگر لوله وارد یک مخزن جیوه می شود . حال اگر کلاهک سرامیکی در داخل یک خاک قرار گیرد ، پس از مدتی توازن پتانسیل رطوبتی بین آب داخل تانسیومتر و آبی که در بیرون از آن در داخل خاک وجود دارد برقرار می گردد . برقراری تعادل با وارد شدن یا خارج شدن آب به داخل لوله تانسیومتر از طریق کلاهک آن که نسبت به آب نفوذپذیر است انجام می شود . اگر خاک خشک باشد ، آب را از داخل تانسیومتر به طرف خود خواهد کشید . در این وضعیت خلا ایجاد شده در داخل تانسیومتر موجب می شود که در طرف دیگر لوله ، جیوه صعود می نماید . مقدار بالا آمدن جیوه متناسب با پتانسیل آب در خاک خواهد بود .

تانسیومترهای جیوه ای بیشتر در کارهای آزمایشگاهی و تحقیقی مورد استفاده می باشند و چون کاربرد آنها در صحرا مشکل است در عمل از نوعی دیگر از تانسیومترها با نام تانسیومتر فلزی استفاده می شود . این تانسیومترها نیز اساسا مشابه تانسیومترهای جیوه ای هستند با این تفاوت که در آنها به جای خلاء سنج جیوه ای از یک خلاءسنج فلزی استفاده شده است تا حمل و نقل آن ساده باشد .
تانسیومتر فلزی از یک لوله پر آب تشکیل شده است که قسمت پایین آن از یک کلاهک سرامیکی درست شده و قسمت بالای آن مسدود است ، به طوری که اگر آب از کلاهک سرامیکی خارج شود در داخل لوله خلاء ایجاد می شود . به همین منظور در کنار لوله تانسیومتر ، خلاءسنجی به آن متصل است که قادر می باشد مقدار خلاء یا فشار منفی را اندازه گیری کند . اگر کلاهک سرامیکی در داخل خاک قرار گیرد با خروج یا ورود آب به تانسیومتر تعادل پتانسیلی بین آب داخل و خارج تانسیومتر براقرار می شود . بنابراین با تعادل پتانسیل رطوبتی بین آب داخل و خارج کلاهک ممکن است مقداری آب از لوله تانسیومتر خارج شود که این عمل باعث ایجاد خلاء و کاهش فشار در لوله می شود . مقدار خلاء یا فشار منفی توسط خلاءسنج قابل قرائت است . معمولا درجه بندی خلاءسنج بین 0 تا 100 بوده که هر کدام از درجات آن معادل 10 سانتی متر فشار منفی است . بنابراین اگر عقربه خلاءسنج روی عدد 25 باشد نشان می دهد که فشار در خلاءسنج 250- سانتی متر است .
همانطور که گفته شد تانسیومترها در پتانسیل بالاتر از یک اتمسفر کارآیی ندارند زیرا در این پتانسیل حباب های هوا وارد تانسیومتر گردیده و عدد قرائت شده صحیح نخواهد بود . برای اطمینان از اینکه تانسیومتر تا این پتانسیل به خوبی کار خواهد کرد لازم است تانسیومترها را قبل از استفاده آزمایش کنیم . برای تست تانسیومتر ابتدا کلاهک را به مدت چند ساعت داخل ظرف آبی قرار دهید تا کاملا اشباع شود سپس در حالی که کلاهک داخل آب قرار دارد لوله تانسیومتر را به کمپرسور هوا وصل کرده و بتدریج فشار هوا را افزایش دهید . هنگامیکه فشار به 8/0 تا 9/0 اتمسفر رسید حبابهای هوا در داخل ظرف از کلاهک بیرون خواهند آمد . در این صورت تانسیومتر خوب کار خواهد کرد . چنانچه حباب هوا در فشار کمتر از 8/0 اتمسفر ظاهر شد آن تانسیومتر برای استفاده مناسب نخواهد بود .
برای استفاده از تانسیومتر با مته ای که قطر آن به اندازه قطر لوله تانسیومتر یا کمی کمتر از آن باشد چاهکی را تا عمق مورد نظر حفر کنید . قبل از گذاشتن تانسیومتر کمی خاک نرم و مرطوب در چاهک بریزید . حال تانسیومتر را داخل چاهک قرار دهید و اطمینان حاصل کنید که با لگد کردن اطراف آن خاک کاملا به کلاهک و لوله اطراف آن چسبیده و تماس داشته باشد . با خاک در اطراف تانسیومتر برآمده گی کوچکی بسازید تا از تجمع آب در اطراف لوله تانسیومتر و نفوذ عمودی آن در طول لوله تانسیومتر جلوگیری شود . چون در خاکهای شنی حدود 80 درصد آب قابل استفاده در مکش 85/0- اتمسفر قرار دارد . لذا تانسیومترها در خاکهای شنی بیشتر قابل استفاده است . برای ساختن تانسیومتر می توان به شرح زیر عمل نمود :
1 _ یک لوله از جنس PVC یا پلکسی گلاس به قطر 1 سانتی متر انتخاب کرده و دو انتهای باز آن را با سوهان صاف کنید .

2 _ در فاصله 10 سانتی متری از انتهای بالای لوله سوراخی تعبیه کنید .
3 _ در صورتی که خلاءسنج فلزی در اختیار باشد آن را به سوراخ تعبیه شده پیچ کرده و آب بندی نمایید . در غیر اینصورت یک لوله مسی به طول 4 سانتی متر را که قطر خارجی آن کمی کوچکتر از قطر داخلی سوراخ تعبیه شده می باشد وارد سوراخ نموده و با چسب اطراف آن را محکم کنید . این لوله بعدا به فشارسنج جیوه ای یا فلزی متصل گردد .
4 _ کوزه متخلخل سرامیکی با مخلوط کردن اجزاء زیر و سپس قالب ریزی در قالب مخصوصی که از گچ درست شده است ساخته می شود .
_ 75% رس ایلیت
_ 20% کوارتز
_ 5% کربنات کلسیم
_ کمی سیلیکات سدیم و پروسلین
_ آب
5 _ پس از قالب کوزه را در مجاورت هوا قرار داده تا خشک شود و سپس در حرارت 1000 درجه آن را بپزید .
6 _ کوزه را با چسب به لوله اصلی متصل کنید .
7 _ با درب بند لاستیکی انتهای بالایی لوله را مسدود کنید
+ نوشته شده توسط در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 21:15 |
عنوان يافته تحقيقاتي: جداسازي و كشت پروتوپلاست چغندرقند و توليد بافت باززا در شرايط درون شيشه

مقدمه : بهره برداري از توان باززايي گياه كامل توسط يك سلول گياهي مي تواند موجب وسعت عمل در انتخاب و انتقال مزرعه آزمايشي به روي ميز كار آزمايشگاه گردد. به نژادگر مي تواند با استفاده از يك گرم بافت گياهي تعداد 105×23 پروتوپلاست گياهي را در يك ميلي ليتر محلول شناور سازد و مطالعات گوناگوني را به اجرا بگذارد. بررسي جداسازي و كشت پروتوپلاست لاينهاي چغندرقند شامل انتخاب محلول آنزيمي، بافت مناسب كه بتواند منشا پروتوپلاست باشد و نيز روش خالص سازي و كشت پروتوپلاست بوده است. بافت مزوفيل برگ داراي كلروپلاست و نيز بافت سوسپانسيون سلولي فاقد كلروپلاست و داراي قدرت باززايي زياد در اين بررسيها به كار گرفته شد.

شرح يافته وتوصيه هاي كاربردي: مناسبترين تركيب، غلظت و مدت تيمار آنزيمي جهت جداسازي پروتوپلاست به شرح زير تعيين گرديد.

بافت مزوفيل برگ : سلولاز RS (g/l 5) + دري سلاز (g/l 1) + پكتيناز (g/l 5)

بافت سوسپانسيون سلولي : سلولاز RS (g/l10) + دري سلاز (g/l2) + پكتيناز (g/l10)

خالص سازي در شرايط ايده آل : دستيابي تراكم105× 23 پروتوپلاست در ميلي ليتر منجر گرديد.

كشت پروتوپلاست و تشكيل ميكروكالها در محيط غذايي K8P و سپس N6 و محيط جنين زايي باعث ايجاد كالوس جنين زا گرديد. استفاده از بافت سوسپانسيون سلولي با منشا كالوس جنين زا و تازه موجب افزايش باززايي پروتوپلاست هاي ايجاد شده گرديد. بنابراين به نظر مي رسد كه به هنگام بهره گيري عملي از اين تكنيك بافت فوق بر بافت مزوفيل ارجحيت دارد.

اهميت اقتصادي: با تكميل تحقيقات مربوط به كشت پروتوپلاست، از تكنيك فوق مي توان در موارد زير بهره مند گرديد :

1-مهندسي ژنتيك چغندرقند ، 2 - انتقال ژن از طريق امتزاج پروتوپلاست ، 3- مطالعات پايه علوم سلولي

دستيابي به اين فن آوري در زمينه آموزش متخصصين و پيشبرد تحقيقات در داخل كشور از اهميت بسيار برخوردار است
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 7:15 |
عوامل بیرونی و درونی در رشد گیاهان موثرند از مهمترین عوامل درونی ، هورمونها و از مهمترین عوامل بیرونی نور و دما را می‌توان نام برد. هورمونها عهده‌دار تنظیم و هماهنگی فرآیندهایی هستند که در نقاط مختلف پیکر گیاهان صورت می‌گیرند. این مواد از ترکیبات آلی هستند که در بافتهای ویژه‌ای ساخته می‌شوند و مستقیما از یاخته‌ای به یاخته دیگر و یا از طریق آوندها در سراسر گیاه انتقال می‌یابند و در محل هدف تاثیر می‌گذارند. بعضی از هورمونها نیز اثر بازدارندگی دارند. بطور کلی رشد و نمو طبیعی یک گیاه ، بیشتر توسط اعمال متقابل هورمونهای تحریککننده و بازدارنده تنظیم می‌شود. بعضی از هورمونهای گیاهی محرک رشد هستند، در حالی که هورمونهای دیگری همین فرآیندها را کند می‌کنند یا به تاخیر می‌اندازند.

انواع هورمونهای گیاهی....

اکسین:

فراوانترین اکسین طبیعی اسید اندول استیک است. مناطقی از گیاه که فعالیتهای رشد و نمو درآنها شدید است معمولا بیشترین مقدار اکسین را تولید میکنند. بدین ترتیب مریستمهای مختلف از جمله مریستم نوک ساقه، مریستم نوک ریشه و کامبیومها سرشار از اکسین هستند. اکسینها علاوه بر تاثیری که در افزایش طول یاخته دارند، در کنترل ریزش پاییزی برگها و میوه‌ها، جلوگیری از رشد ریشه‌های نابجا، رشد گل و میوه در بسیاری گیاهان دخالت می‌کنند. این هورمون به مقدار کم برای رشد ریشه لازم است و افزایش جزئی آن از رشد ریشه جلوگیری می‌کند. اکسین سبب نسخه برداری RNA از DNA و در نتیجه افزایش سنتز پروتئین می‌شود. در بسیاری از دو لپه‌ایها رشد جوانه‌های جانبی به وسیله اکسین متوقف می‌شود. اکسین همچنین در بازدارندگی فعالیت فصلی کامبیوم آوندی و نمو چوب پسین نقش دارد.

جیبرلین:

پژوهشگران ژاپنی هنگام پژوهش بر روی نوعی بیماری قارچی برنج که باعث دراز شدن غیر طبیعی گیاه نورسته می‌شود جیبرلینها را کشف کردند. این قارچ ماده‌ای به نام جیبرلین A را ترشح می‌کند که وقتی آن را روی بوته‌های سالم برنج بپاشند، در آنها هم نشانه چنین بیماری مشاهده می‌شود. جیبرلین A مخلوطی از شش نوع ترکیب شیمیایی کاملا متمایز است. تاکنون در حدود 84 نوع جیبرلین متفاوت بطور طبیعی در گیاهان شناخته شده‌اند. مهمترین اثر جیبرلینها در افزایش طول ساقه‌ها است. جیبرلینها همچنین سبب تمایز یاخته‌ای می‌شوند. در گیاهان چوبی ، جیبرلینها سبب تحریک کامبیوم آوندی جهت تولید آبکش پسین می‌شوند. بطور کلی تمام جنبه‌های مختلف رشد و نمو در گیاهان از رویش دانه تا تشکیل میوه می‌توانند تحت تاثیر جیبرلینها قرار بگیرند. اثر تحریک کنندگی جیبرلین در رشد ساقه ، بویژه در ساقه‌های گیاهان طوقه‌ای ، با افزایش ابعاد یاخته و تعداد آن آشکار می‌شود. جیبرلینها به مقادیر مختلف در همه بخشهای گیاه وجود دارند. ولی بیشترین مقدار آنها در دانه‌های نارس دیده شده است. بطور کلی رویش دانه در نتیجه تغییر واکنشهای متابولیسمی از صورت کاتابولیسمی به آنابولیسمی حاصل می‌شوند و جیبرلین باعث افزایش فعالیت و یا سنتز گروه ویژه‌ای از آنزیمها می‌گردد که متابولیسم قطعات 2 کربنی را تغییر داده موجبات سنتز ترکیبات حد واسط را فراهم می‌آورد.

سیتوکینین:

سیتوکینینها شامل گروهی از ترکیبات محرک رشد هستند که فرآیند تقسیم را در یاخته‌ها تحریک می‌کنند. سیتوکینینها در تمام مراحل رشد گیاهان دارای نقش هستند این ترکیبات بر روی متابولیسم از جمله فعالیت آنزیمها و بیوسنتز مراحل رشد تاثیر می‌گذارند و همچنین در ظهور اندامکها و انتقال مواد غذایی در گیاهان موثر بود و مقاومت گیاه را نسبت به عواملی مانند پیری ، آلودگیهای ویروسی و علفکشها و همچنین دمای پایین افزایش می‌دهند. سیتوکینینها ابتدا در شیر نارگیل که آندوسپرم مایع است پیدا شدند. اگر به محیط کشت بافت ساقه تنباکو سیتوکینین اضافه شود یاخته‌های غول پیکر بوجود می‌آیند یعنی سیتوکینین باعث بزرگ شدن یاخته‌ها می‌شود. سیتوکینین مصنوعی که بیشتر در تحقیقات بکار می‌رود، کینتین نام دارد. مجموع کینتین و اسید اندول استیک سبب تسریع تقسیم یاخته‌ای و در نتیجه تولید یاخته‌های بیشمار می‌شود. سیتوکینینها در چیرگی راسی (تسلط انتهایی) دخالت دارند با وارد کردن این هورمون در محل جوانه‌ها از رشدشان جلوگیری می‌شود. نقش دیگر سیتوکینینها جلوگیری از پیری برگهاست.

اتیلن:

اتیلن از لحاظ آن که به حالت گاز است یک هورمون غیر معمولی است. در اوایل قرن نوزدهم، پرورش دهندگان میوه کوشیدند تا رنگ و طعم مرکبات را با قرار دادن آنها در اتاقی که با بخاری زغال سنگی گرم می‌شد مرغوبتر کنند. مدتها تصور می‌شد که گرما سبب رسیدن میوه می‌شود. سپس پژوهشهای فراوان نشان داد که در حقیقت فرآورده‌های کروسن سبب رسیدن میوه ها می‌شوند. از بین این فرآورده‌ها، گاز اتیلن، گاز بسیار فعال تشخیص داده شد. به دنبال آن دانسته شد که اتیلن بوسیله گیاهان هم تولید می‌شود. این گاز قبل از رسیدن میوه‌ها در گیاه تولید می‌شود و مسئول تغییرات رنگ، بافت و ترکیبات شیمیایی هنگام رسیدن آنهاست. اکسین در تراکم معین سبب تولید مقدار زیادی اتیلن در گیاه می‌شود. هنگامی که پیری برگ آغاز می‌شود اتیلن تنظیم کننده اصلی ریزش برگ است این گاز سبب تسریع در سنتز آنزیم سلولاز و آزاد شدن آن می‌شود. این آنزیم دیواره‌های یاخته را از بین می‌برد. اگر پیش از آغاز پیری برگ اکسین به آن اضافه شود، از پیری برگ جلوگیری می‌گردد. ولی پس از تشکیل لایه ریزش، اکسین ریزش برگ را با تحریک تولید اتیلن، تسریعمی‌کند.

اسید آبسیسیک

این هورمون سبب خواب گیاه می‌شود. آغشته کردن جوانه‌های رویشی به اسید آبسیسیک آنها را به جوانه‌های زمستانی تبدیل می‌کند. بدین ترتیب که این اسید بیرونی‌ترین برگهای مریستمی را به پولک مبدل می‌سازد. این هورمون در دانه‌های بسیاری از گونه‌های گیاهی وجود دارد و سبب خواب دانه می‌شود. اسید ابسیسیک سبب بسته شدن روزنه‌ها به هنگام کم آبی می‌شود تا از تعرق جلوگیری کند. بدین سبب این هورمون به عنوان محافظ گیاه در مقابل شرایط نامساعد محیطی شناخته شده است. اسید ابسیسیک همچنین از تاثیر جیبرلین بر تولید جوانه‌ها جلوگیری می‌کند و این بازدارندگی بوسیله سیتوکینین برگشت پذیر است. اسید ابسیسیک علاوه بر تاثیر بر خواب جوانه و دانه و جداشدن برگ و میوه از گیاه بر رشد گیاه و تشکیل گل نیز اثر بازدارنده و یا گاهی محرک دارد. این ماده بر رشد قسمتهای مختلف بسیاری از گیاهان اثر بازدارنده دارد و اثر ترکیبات طبیعی محرک رشد را خنثی می‌کند
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 7:15 |
نیشکر یک نی شیرین است که توجه انسان های زیادی از جمله راهب تا پادشاه را به خود جلب کرده است. نیشکر جدید یک هیبرید مرکب از دو یا بیش از 5 گونه ی جنس ساخاروم است.

نیشکر در ابتدا در هندوستان مورد کشت قرار گرفته است و از آنجا به اسپانیا و اروپا و از اروپا به آمریکای جنوبی و شمالی راه یافته است که امروزه بیشترین سطح زیر کشت این محصول در آمریکای جنوبی دیده می شود. بر اساس مستندات دیگر برخی معتقدند که منشا گیاه نیشکر گینه ی نو می باشد.

گیاه شناسی نیشکر

نیشکر گیاهی است بلند و چندساله و مخصوص آب و هوای گرم و مرطوب. این گیاه جهت تولید، ساقه های بدون انشعاب، با ارتفاع سه تا چهار متر و قطر حدود پنج سانتی متر که از ناحیه ی پایه پنجه هایی را ایجاد می نماید. در درون این ساقه ها عصاره ای وجود دارد که از این عصاره جهت تولید شکر استفاده می شود.

ساقه ی توپر و غیر منشعب این گیاه در برش عرضی، تقریبا استوانه ای یا بیضی شکل بوده و دارای بندهای مشخصی است که هر کدام شامل یک گره و میان گره می باشد. هر گره شامل یک جوانه ی جانبی ، یک نوار حاوی ریشه های اولیه و یک حلقه ی رشد می باشد.

میان گره ها در قسمت های بالایی نیشکر بدلیل رشد طولی ساقه کوتاهتر از میان گره های پایینی هستند که جهت تولید ریشه و پنجه مورد استفاده قرار می گیرند. تکثیر نیشکر در تولید تجاری توسط ساقه (قلمه یا قطعه های بذری) انجام می شود که هر کدام دارای دو جوانه یا بیشتر است. قند در درون ساقه ها(نی ها) ذخیره می گردد.

سختی ساقه ها بر اساس واریته ی نیشکر متفاوت است. ساقه ها دارای پوشش مومی هستند که از اتلاف آب به واسطه ی تعرق می کاهد.

برگ ها به صورت متناوب و در دو ردیف متقابل، در پایه ی گره ها به ساقه متصـل هستند. هر برگ شامل دو قسمـت غلاف و پهنک است. غلاف که لوله ای شکل بوده و در قسمت پایین، پهن تر از بالاست. غلاف اطراف ساقه را احاطه نموده و به وسیله ی یک زبانک و دو غبغب، از پهنک طویل و نوک تیزی که به تدریج باریک می شود مجزا می باشد.

مدت کوتاهی پس از کشت قلمه ی نیشکر، دو نوع ریشه به وجود می آید، ریشه هایی که از قلمه تولید می شوند نازک و منشعب هستند و ریشه هایی که از ناحیه ی تولید ریشه ی پنجه ها به وجود می آیند ضخیم و آبدار بوده و خیلی کمتر منشعب می شوند. هنگامی که گیاه رشد بیشتری می کند، شکل سیستم ریشه ای تحت تاثیر شرایط خاکی که نی در آن کشت شده قرار می گیرد. ریشه ها در هر جایی که شرایط از نظر تامین رطوبت و تهویه مناسب باشد رشد می نمایند. عمق شخم، نیم رخ خاک و رطوبت آن از اهمیت خاصی برخوردار است.

محیط رشدی نیشکر (خاک وآب و هوا)

از نظر تجاری نیشکر در طیف وسیعی از اراضی و خاک ها کشت شده است. در زمین های مسطح تا خیلی شیب دار و در خاک های آبرفتی و انواع زمین های سنگلاخی به استثنای زمین های فوق قلیایی که ذاتا دارای مشکل مسمومیت ناشی از وجود فلزات سنگین هستند عمل کشت آن با موفقیت انجام می شود. به طور کلی در زمین های آتشفشانی نیز می توان براحتی کشت نیشکر را با موفقیت صورت داد، همچون مناطقی از کوبا، استرالیا، برزیل و ماریتیوس.

روش های کشت تا حدود زیادی به خصوصیات فیزیکی خاک بستگی دارد.

بهترین محیط رشد برای نیشکر احتمالا خاک لوم تا لومی رسی با عمق بیشتر از یک متر و ساختمان خوب و پایدار است. نیشکر قابلیت ریشه زایی عمیق(بیش از 5 متر) می باشد. نیشکر کشت شده در چنین خاک هایی به خوبی در مقابل خشکی مقاومت می نماید. این خاک می باید دارای خلل و فرج 50 درصد باشد تا در ظرفیت زراعی، حدود نیمی از آن با آب پر شود.

به طور کلی گیاه نیشکر در مقابل شوری مقاومت خوبی از خود نشان می دهد اما در برخی موارد به علت وجود شوری

بسیار زیاد گیاه رشد کافی نمی نماید و رنگ برگ، به سمت بی رنگی و زردی تمایل پیدا می کند.

از نظر آب و هوایی نیز به طور کلی گیاه نیشکر یک گیاه گرمسیری می باشد و در عرض 15 تا 30 درجه کشت نیشکر با موفقیت صورت می پذیرد. به صورت جزئی تر می توان این شرایط آب و هوایی را بدین گونه تشریح نمود: هوا در دوره ی رشد باید گرم و متوسط حرارت روزانه در حدود 30 درجه سانتی گراد باشد. رطوبت مورد نیاز باید تامین شود و میزان تابش آفتاب باید زیاد باشد. در زمان برداشت نیشکر، نیز می باید هوا خنک باشد و درجه حرارت در حدود 10 تا 20 درجه سانتی گراد و عاری از یخبندان باشد. در زمان برداشت توصیه می شود بدلیل ذخیره ی ساکارز و خشک شدن ساقه ها، آبیاری متوقف گردد و در اصطلاح به یک دوره ی خشک نیاز می باشد.

عناصر و مواد مورد نیاز نیشکر

به طور کلی، نیشکر به دلیل تولید مواد قندی و هیدرات کربن این خصوصیت را دارا می باشد که اگر تمامی محصولات برداشت شده به خاک بازگردانده شوند، در مقدار مواد معدنی موجود در خاک تغییری حاصل نمی شود. به طور کلی نیاز نیشکر تنها به برخی از عناصر همچون ازت، پتاسیم و گاهی فسفر و منیزیم محدود می گردد.

ازت عنصری است که جهت افزایش رشد رویشی مورد استفاده قرار می گیرد و در صورت کمبود ازت، رشد گیاه کم شده و رنگ برگ ها، بی رنگ و زرد می گردد که بسیار شبیه به زمانی است که خاک بسیار شور است. جهت تامین ازت مورد نیاز در کشت های نیشکر از کود اوره استفاده می شود که بسیار معمول است.

فسفر ماده ی دیگری است که به صورت طبیعی از ترکیب P2O5 تامین می گردد. وجود این ماده باعث به وجود آمدن ریشه های شاداب در گیاه نیشکر می شود. به همین دلیل در خاک هایی که کمبود فسفر مشاهده می گردد گیاه از رشد کافی برخوردار نمی باشد.

پتاسیم عنصری است که در رشد و سلامتی و شادابی گیاه نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. علایم کمبود پتاسیم به صورت بروز لکه های قرمز متمایل به مشکی و سوختگی در انتهای برگ بروز می نماید. منبع تامین کننده ی پتاسیم، K2O می باشد.

کلسیم از دیگر عناصر مورد نیاز گیاه نیشکر است که وجود این عنصر در سلامتی و شادابی گیاه تاثیر گذار است. کمبود شدیده این عنصر و دیگر عناصر کم مصرف، به صورت لکه های رنگ پریده بروز می کند که البته پس از مرگ برگ ها، این نقاط به صورت قرمز رنگ در می آیند. CaO مهمترین منبع تامین کننده ی کلسیم مورد نیاز گیاه نیشکر می باشد.

روش های آبیاری مزارع نیشکر

در زراعت نیشکر از تمامی روش های شناخته شده ی آبیاری استفاده می شود. آبیاری کرتی، آبیاری جویچه ای، آبیاری بارانی قابل حمل، آبیاری بارانی ثابت، آبیاری بارانی با محور مرکزی، آب پاش های تفنگی و آبیاری قطه ای. البته باید توجه گردد که در مورد نیشکر، بدلیل اینکه لوله های آبیاری قطره ای در حین برداشت محصول از بین می روند و صدمه می بینند، از این روش آبیاری زیاد بهره نمی گیرند.

نحوه ی خاکورزی و ادوات مورد استفاده

در مورد نیشکر طرق مختلفی در تهیه ی زمین در مناطق مختلف جهان وجود دارد.

به عنوان مثال در جامائیکا در سال های گذشته نیشکر در درون گودال هایی کشت می شد که عملیات تهیه ی زمین بدلیل نبود ادوات مناسب به صورت سنتی صورت می پذیرفت، اما در حال حاضر این نوع کشت منسوخ گردیده است. روش دیگر کاشت نیشکر در مناطق بارانی، کشت بر روی پشته های قوسی شکل است که تهیه و آماده سازی زمین در این مناطق بدین شرح صورت می پذیرد.

ابتدا توسط گاوآهن و یا اسکنه بوته های قبلی را ریشه کن نموده و زمین را شخم می زنیم. پس از تقریبا 10 روز، از دندانه جهت ایجاد یک سطح صاف با دانه بندی مناسب بهره می گیرند و اگر به دانه بندی مطلوب دست نیافته شد، عمل دندانه زنی مجددا صورت می پذیرد. به کمک ادوات مختلف از جمله نهر کن ها و فاروئه ها در داخل مزرعه جوی هایی کوچک ایجاد می شود. به صورتی که در شکل زیر مشاهده می شود.

در ایران و در مناطق جنوبی کشور و علی الخصوص استان خوزستان، کشت نیشکر به صورت جوی و پشته ای صورت می پذیرد و کلیه ی عملیات خاکورزی شامل شخم و ایجاد جوی و پشته و از بین بردن کلوخه ها است که توسط ادواتی از قیبل گاوآهن های برگردان دار، دیسک ها و فاروئه ها و دندانه صورت می پذیرد و به صورت تفصیلی این عملیات بدین صورت انجام می گیرد.

1- ابتدا بوته های قدیمی باقی مانده در زمین به واسطه ی حرکت دیسک و گاوآهن های برگردان دار، ایپرها و ساب ـ سویلرها(زیرشکن) از بین می روند که البته این کار موجب به وجود آمدن کلوخه های بزرگ در سطح زمین می گردد.(لازم به توضیح است که گاوآهن های برگردان دار، 3 تا 5 خیش و سوار و نیمه سوار می باشند و توسط تراکتورهای سنگین کشیده می شوند)

2- سپس به کمک ادواتی چون دیسک ها و دندانه ها تمامی کلوخه های بزرگ موجود در سطح زمین از بین رفته یا کوچک می شوند. البته در صورت نیاز برای تسطیح زمین از ماله نیز بهره گرفته می شود.

3- سپس به کمک ادواتی چون فاروئه ها، جوی و پشته های مورد نیاز در سطح زمین به وجود می آیند.

عملیات کاشت

پس از تهیه زمین، قلمه های آماده را به صورت های دستی یا ماشینی در داخل جویچه ها قرار می دهند.

قبل از استفاده از جویچه ها، روش رایج کشت دستی بدین صورت بود که قلمه هایی با دو یا سه چشم(جوانه) را با استفاده از وسیله ای شبیه به کلنگ در گودال هایی می کاشتند و یا آن ها را در فواصلی از یکدیگر در امتداد خطوطی با طرح های معمول کشت می کردند. هر قلمه یک بوته ی گیاه تولید می نمود. امروزه از این روش در مزارع کوچک(در مناطقی که عاری از نیشکر است) و یا در عمل واکاری استفاده می شود. در نقاطی که نیشکر به صورت دستی و با استفاده از جویچه کشت می شود، نی های کامل و قطعه نشده را در جویچه ها به صورتی که بخشی از آن ها بر روی یکدیگر قرار می گیرند، می گذارند. سپس این ساقه ها را در همان محل جویچه ها با شمشیر یا ساطور به قطعاتی با اندازه های مختلف(ترجیحا قلمه هایی با سه جوانه) تقسیم می کنند. دلیل تقسیم کردن ساقه ها این است که نیشکر تا حدودی از خود پدیده ی قالبیت نهایی را نشان می دهد. هنگامی که بالاترین جوانه ی ساقه رشد می کند، هورمون اُکسین موجب تحریک آن شده و همزمان، از رشد جوانه های پایین تر جلوگیری می کند(شدت تاثیر، از بالا به پایین نی به قدری افزایش می یابد که جوانه های کاملا پایین در حالت خواب باقی می مانند). بنابراین، چنانچه ساقه ها را به صورت کامل و قطعه نشده کشت نمایند، لکه های سبز نشده ی بزرگی بر روی ردیف های ساقه های جوان تولید شده از این ساقه ها مشاهده خواهد شد. این لکه ها را باید با هزینه ی فراوان واکاری و سبز نمود. به هر حال چنانچه قبل از پوشاندن ساقه ها توسط خاک، آن ها را به قلمه هایی سه جوانه ای تقسیم نمایند، تمام جوانه ها، سبز شده و ردیف هایی با رشد یکنواخت تولید می شود که غالبا نیازی به تامین قلمه های اضافی جهت واکاری نمی باشد. سپس با شکافتن دستی به وسیله ی کج بیل یا شکافتن ماشینی پشته ها، قلمه ها را با خاک می پوشانند.

در کشور های مختلف نوع کاشت ماشینی متفاوت می باشد. به عنوان مثال در برخی کشورها از ادواتی بهره می گیرند که توسط تراکتورهای چرخ دار کشیده می شوند و دارای مخزن قلمه و کود می باشند و پس از کاشت قلمه و کوددهی، به کمک یک دیسک که در پشت وسیله و تراکتور حرکت می کند خاک را برگردانده و روی قلمه ها را می پوشانند.

در ایران از وسیله ای بنام کارنده (Planter) بهره گرفته می شود که قلمه های به طول 20 سانتیمتر توسط این دستگاه به صورت مکانیزه در داخل خاک قرار می گیرد.

مبارزه با علف هرز

یکی از مشکلاتی که در پرورش نیشکر وجود دارد وجود علف های هرز در مزرعه می باشد که اگر بدقت تحت کنترل قرار نگیرند می توانند مشکلات زیادی را برای کشاورز ایجاد نماید. در مزارع متروکه علف های هرز، ظرف مدت کوتاهی ساقه های نیشکر را فرا گرفته و به سرعت آن را از بین می برند. به طور کلی دو نوع مکانیکی و شیمیایی جهت مبارزه با علف های هرز موجود در مزارع نیشکر وجود دارد که البته روش های مکانیکی بدلیل آلودگی زیست محیطی کمتر و با توجه به زمان مناسب آن (توصیه می شود گیاهان هرز را در زمان جوانی از بین بُرد) بیشتر مورد استقبال قرار می گیرد.

در روش های مکانیکی سنتی، در برخی از مناطق که میزان کارگر در دسترس بسیار زیاد است و یا اینکه کشاورز از افراد خانواده ی خود بهره می گیرد توسط کج بیل های مخصوص این عملیات صورت می گیرد. اما امروزه با پیشرفت صنعت تجهیزات و ادوات کشاورزی، شاهد هستیم که در بسیاری از کشورها همچون استرالیا، از دیسک ها جهت مبارزه با علف هرز بهره می گیرند. روش کار بدین صورت است که در زمان خاک دهی به بوته های نیشکر در پشت تراکتور دیسک بسته می شود و با حرکت دیسک، ریشه ی گیاهان هرز از داخل خاک خارج می گردد. البته با وجود کارساز بودن این روش، مقداری از سیستم ریشه ی نیشکر کشت شده، قطع می شود و به این ترتیب رشد نیشکر با کندی صورت می پذیرد.

در روش های شیمیایی ، از مواد و سموم مختلف ، جهت مبارزه با علف های هـرز موجود در مزارع نیشکر استفـاده می شود. البته باید توجه داشت که نوع ماده ی مورد استفاده بر حسب دوره های مختلف رشدی علف هرز و گیاه نیشکر مختلف می باشد. پاشش این مواد بر روی زمین نیز در مزارع کوچک توسط پاشنده های دو قلوی تی جت صورت می گرفته است و در مزارع بزرگ تر این کار توسط سم پاش های پشت تراکتوری و همچنین هواپیماهای سم پاشی انجام می شود.

بیماری و آفات

به طور کلی آفات مهم نیشکر عبارتند از: شب پره های حفار، زنجره های قورباغه ای، کرم های سفید و جوندگان . علاوه بر این آفات، آفات دیگری نیز وجود دارند که البته میزان خسارت آن ها محدود بوده و یا گهگاهی در مزرعه دیده می شوند و خسارت اندکی را وارد می کنند. برخی از حشرات به ویژه زنجره ها و شته ها ناقل بیماری های ویروسی به گیاه نیشکر می باشند.

به طور کلی جهت مبارزه با این آفات روش های زیست محیطی و طبیعی و استفاده از واریته های مقاوم به کار گرفته می شوند و مبارزه ی شیمیایی به عنوان آخرین راه حل مد نظر قرار می گیرد.

با بهره گیری از حشرات مختلف که در واقع دشمن لارو های آفات می باشند به طرز قابل ملاحظه ای کنترل میزان آفات در زمین های نیشکر دیده می شود. علاوه براین با سوزاندن باقی مانده ی محصولات زراعی و از بین بردن مکان هایی که جهت زمستان گذری آفات مورد استفاده قرار می گیرد می توان آفات نیشکر را تحت کنترل درآورد.

در مبارزه ی شیمیایی نیز با بهره گیری از حشره کش های مختلف تا حدی می توان از میزان خسارت وارده از هجوم آفات کاست اما این کنترل تنها محدود به یک بازه ی زمانی خاص می باشد. جهت پاشش این مواد در سطح مزرعه از سم پاش های دستی و پشت تراکتوری بهره می توان گرفت.

از مهمترین بیماری هایی که در مزارع نیشکر دیده می شود می توان بیماری های قارچی، بیماری آناناسی، پوکابونگ، پوسیدگی قرمز و ... را نام برد، که البته جهت مبارزه با این بیماری ها می باید در درجه اول بوته ی آلوده را از زمین خارج نموده و قلمه های موجود را ضدعفونی کرد. مهمترین راه حل مبارزه با بیماری های نیشکر بهره گیری از واریته های مقاوم می باشد.

جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در مورد بیماری های گیاه نیشکر به کتاب های مرتبط با کشت نیشکر مراجعه گردد.

رسیدن نیشکر

به طور کلی در رسیدن نیشکر دو عامل میزان آب فراهم شده ی گیاه نیشکر و میزان درجه حرارت محیط کشت تاثیرگذار می باشند. به طور کلی اثبات گشته است که در خلال ماه های آوریل تا اکتبر در نیمکره شمالی بدلیل وجود شب های سرد، زمینه برای رسیدن گیاه نیشکر و ذخیره ی حداکثر میزان ساکارز فراهم می گردد. اما در کنار کاهش نسبی دما، قطع آبیاری عامل دیگری است که فرآیند رسیدن نیشکر را به همراه دارد. باید توجه نمود که اگر دما به نقطه ی انجماد نزدیک گردد گیاه به مرحله ی ذخیره سازی ساکارز و قند نزدیک نمی گردد و به رشد رویشی خود ادامه می دهد. به عنوان نمونه بر اساس تحقیقات انجام گرفته، در مزارع نیشکر خوزستان و علی الخصوص هفت تپه در شمال استان خوزستان، در خلال ماه های فروردین تا مهر بدلیل کاهش نسبی دما و توقف آبیاری رسیدن گیاه نیشکر صورت می پذیرد.

علاوه بر دو عامل فوق الذکر عواملی چون سن گیاه، نوع تغذیه و شرایط خاک در زمان رسیدن گیاه نیشکر مؤثر می باشد.

برای سنجش اینکه گیاه رسیده است یا خیر، از مزارع مختلف و از گیاهان مختلف به فاصله ی زمانی دو هفته یکبار نمونه گیری صورت می پذیرد و با اندازه گیری مقدار قند موجود در ساقه زمان رسیدن گیاه مشخص می گردد. برای سهولت در این کار از وسیله ای بنام رفراکتومتر دستی استفاده می شود که این وسیله عصاره ی ساقه و در نتیجه ساکارز موجود در ساقه را تخمین می زند.

برداشت نیشکر

جهت برداشت محصول نیشکر، که همان ساقه است در ابتدا از کارگرهای مجهز به ساطور استفاده می شد که البته با گذشت زمان و با افزایش هزینه ی کارگری، تمایل به سمت برداشت مکانیزه افزایش یافت. در این زمان از ادوات برداشت محصول؛ که یکی از مهمترین آن ها Hrvester نیشکر است استفاده شد اما بدلیل وجود کاه و کلش فراوان بازده بسیار پایینی را به همراه داشتند. جهت رفع این مشکل کشاورزان از روش سوزاندن مزارع بهره گرفتند. بدین ترتیب که زمین مورد نظر جهت برداشت را 24 ساعت قبل از برداشت می سوزانند، سپس به کمک ماشین برداشت نیشکر، نی های باقی مانده بر روی سطح زمین را برداشت می نمایند. البته باید توجه شود که تنها زمین هایی سوزانده می شوند که حداکثر در طی 24 ساعت محصولاتشان برداشت می شوند، در غیر این صورت نه تنها این روش باعث افزایش بازده نمی شود بلکه به طور قابل ملاحظه ی مقدار ساکارز برداشت شده را کاهش می دهد.

همانطور که گفته شد بریدن ساقه ها به دو صورت مکانیکی و دستی صورت می گیرد. حال می خواهیم به برداشت نیشکر با دیدی وسیع تر بنگریم و ادوات مورد استفاده در برداشت نیشکر در برخی از نقاط مختلف جهان را بررسی نماییم.

در مناطقی که برداشت مکانیکی امکان پذیر نمی باشد و برداشت دستی صورت می گیرد ادواتی جهت جمع کردن نی ها و انتقال آن ها به کارخانه مورد استفاه قرار می گیرند. این ادوات عبارتند از:

1- تریلر بل: این وسیله در آفریقای جنوبی طراحی شد و مورد استفاده قرار گرفت. این وسیله دارای یک تیغه در قسمت انتهایی است که دارای شیبی در جهت مخالف زمین است و در پشت تراکتور قرار می گیرد و ساقه های ریخته شده بر روی سطح زمین را برداشت کرده و جهت انتقال به کارخانه آماده می کند.

2- سیستم ماسکن: در سیستم های بارگیری از عقب توسط تریلر های بل بدلیل اینکه یک تریلر در پشت تراکتور قرار می گیرد، مسافت طی شده بسیار زیاد خواهد بود که به صرفه نمی باشد. جهت رفع این مشکل از سیستم ماسکن که در کنیا، مالاوی، آفریقای جنوبی، تانزانیا و زامبیا به طور گسترده استفاده می شود، بهره می گیرند که شامل یک تراکتور است که در پشت آن تا 5 مخزن وجود دارد و از پهلو عمل جمع کردن نی ها را انجام می دهد. بار کردن توسط جرثقیل های مخصوص صورت می گیرد.

3- تریلر جاکوبیل: این تریلر نیز در آفریقای جنوبی طراحی شد. این وسیله همانند تریلر بل می باشد با این تفاوت که از سه سمت عمل بارگیری در آن امکان پذیر است. از جلو ، از سمت راست و از سمت چپ.

ماشین برداشت مکانیکی

به طور کلی ماشین برداشت مکانیکی به دو دسته تقسیم می شوند:

1- دستگا های برداشت نی کامل و یک تکه(Whole-Stick harvester)

در برخی از ایالت های کشور آمریکا، برداشت نیِ نیشکر به صورت یک تکه و کامل صورت می پذیرد. در این روش، نی ها به هم جمع شده و از قسمت نزدیک به زمین به وسیله ی یک تیغه ی دوار، بریده و سرزنی می شوند و سپس از ته به داخل ماشین های پاک کننده وارد می شوند. سپس دسته بندی شده و به داخل تریلی هایی با ظرفیت 5 تن که به وسیله ی تراکتور کشیده می شوند انتقال داده می شوند. مشکل عمده ی این نوع از برداشت کننده های مکانیکی نیشکر، عدم قابلیت برداشت نی های خوابیده بر روی سطح زمین است و به همین دلیل، در اراضی‌ای که نی ها به صورت قائم ایستاده اند، از این ماشین ها استفاده می شود.

2- دستگاه ها برداشت برش و خردکن(‍Cut-Chop harvester)

به طور کلی در زمین هایی که مسطح نمی باشند و کشت در داخل جویچه ها صورت می پذیرد و علاوه براین مقدار زیادی از نی ها بر روی سطح زمین خوابیده اند نمی توان از ادوات برداشت کامل، بهره گرفت لذا طراحان ادوات کشاورزی بدنبال راه حل مناسب، توانستند دستگاه های برداشت برش و خردکن را طراحی کنند. از این وسایل به طور وسیع در کشور استرالیا استفاده می شود. این ماشین نی ها را از سطح زمین جمع آوری کرده و به داخل دستگاه منتقل می کند و سپس آن ها را به قطعاتی 35/0 متری تقسیم می کند و در انتها توسط غلتک هایی به داخل کامیون جهت انتقال به کارخانه ارسال می کند. این نوع از ماشین ها توسط شرکت های متعددی از قبیل کلاس آلمان، مسی فرگوسن و ... به تولید انبوه رسید و امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

در انتها لازم به توضیح است که شرکت های متعددی در سطح دنیا با ایجاد تغییرات مختلف اقدام به طراحی مدل های جدیدی از ماشین های برداشت کننده ی نیشکر نموده اند که از ذکر این موارد در این گزارش خودداری می گردد.
+ نوشته شده توسط در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت 7:14 |
خصوصیات گیاه گندم

گندم ، گل آذین سنبله‌ای دارد. از هر گره آن معمولا یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه بوجود می‌آید. گاهی تعداد گلچه‌ها به 9 هم می‌رسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک درونی (پائولا) قرار گرفته است. برگهای گندم مانند برگهای سایر غلات (به جز ذرت و ارزن) ، نازک و کم عرض بوده و زبانه‌های کوچکی دارند.

میوه گندم

میوه گندم با توجه به گونه آن ، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل بخشهای زیر است.

    * گیاهک: یا رویان که تقریبا 5/2 درصد وزن دانه را تشکیل می‌دهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولا در تهیه آرد گندم جدا می‌کنند.
    * سبوس: همان پوسته دانه است و تقریبا 14 درصد از وزن دانه را تشکیل می‌دهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحله آرد سازی از دانه جدا می‌کنند و معمولا برای خوراک دام مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    * آندوسپرم: حاوی مواد نشاسته‌ای دانه گندم است و تقریبا 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل می‌شود. آندوسپرم دارای دانه‌های نشاسته‌ای و مواد پروتئینی می‌باشد که دانه‌های نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئینهای موجود در دانه است، بهم چسبیده‌اند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت می‌کند.

      همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین می‌نماید. گندمهای قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل ، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار ، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین ، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر می‌گردد.




آب و هوای مناسب برای رشد گندم

شرایط ایده‌آل برای رشد گندم ، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی ، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول می‌باشد. بنابراین در مناطقی که زمستانهای سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرما‌زدگی زمستانی مواجه می‌شود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمی‌تواند به مدت طولانی ، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاخته‌های کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگهای کوچک شده و در نتیجه روزنه‌ها کوچکتر می‌شود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند.

انواع گندم

معمولا گندمها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی می‌کنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانه‌هایشان از نظر رنگ ، بافت ، شکل و ... باهم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز باهم تفاوت می‌کند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت می‌نمایند. دانه گندم ، دارای شیاری است که در طول دانه قرار می‌گیرد. عمق این شیار در گندمهای پاییزه زیاد و در گندمهای بهاره کم است. طرفین این شیار در گندمهای بهاره گرد و در گندمهای پاییزه گوشه‌دار می‌باشد.

گندم بهاره

در اوایل بهار کاشته می‌شود. پس از جوانه زدن ، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت می‌کنند. گندم بهاره را معمولا در نواحیی کشت می‌کنند که گندم پاییزه نمی‌تواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق ، مقاومت نماید. البته میزان محصول‌دهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولا پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتیگراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را می‌کارند.

اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد می‌توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانی‌تر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود. گندم بهاره برای آن که به مرحله گلدهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دوره سرما را پشت سر نمی‌گذارد، نمی‌تواند گل آذین خوبی تشکیل دهد.



گندم پاییزه

این نوع گندم در نیم کره شمالی ، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتیگراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه می‌زند. سپس در فصل زمستان ، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی می‌ماند و با آغاز فصل بهار ، مجددا رشد و نمو خود را آغاز می‌کند. معمولا در یکی از ماههای خرداد ، تیر یا نهایتا مرداد ، دانه می‌رسد و آماده برداشت می‌شود. گندمهای پاییزه به نسبت گندمهای بهاره ریشه‌های عمیق‌تر و پرپشت‌تری دارند که تا 200 سانتیمتر در خاک نفوذ می‌کنند. این امر ناشی از آن است که گندمهای پاییزه فصل رشد طولانی‌تری دارند.

شرایط مناسب برای رشد گندم

خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب ، برای رشد گندم مناسب است. اصولا میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران) ، در خاکهای ریز بافت بیشتر است. چون این قبیل خاکها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانی‌تر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری می‌کند) ، معمولا گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمی‌گیرد. گندم هم مانند سایر گیاهان نمی‌تواند در خاک خشک جوانه بزند.

گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی در خاک ، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندمهای پاییزه معمولا فرایند جوانه‌زنی را با مشکل مواجه می‌نماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیه جوانه ، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.

آفات و بیماریهای گیاه گندم

زنگ گندم

زنگ گندم را ، قارچی به نام Puccinia ایجاد می‌کند. مهم ترین بیماری گندم به شمار می‌رود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری می‌شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می‌باشد. تشکیل حفره‌های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و ... از علائم این بیماری می‌باشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب می‌کاهند، بافتهای گیاه را تخریب می‌کنند و تعداد دانه‌های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می‌دهند.



سیاهک گندم

سیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که می‌تواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و ... ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهم‌ترین و رایج‌ترین و در عین حال ، مخرب‌ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد می‌آورد.

پوسیدگی جوانه و ریشه

بیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود می‌آورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه‌ای تا حدی از این بیماریها جلوگیری می‌نمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده می‌کنند.

زمان برداشت محصول

زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی ، رطوبت نسبی ، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار می‌گیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد. امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده می‌نمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت می‌شود. در روش سنتی ، بوته‌های گندم را از فاصله چند سانتی سطح خاک ، درو نموده و به صورت دسته‌های کوچک درمی‌آورند. سپس این دسته‌ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی می‌کوبند. زمان صحیح برداشت گندم ، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد.



موارد مصرف گندم مواد مغذی آن

برخلاف سایر غلات ، گندم را می‌توان از طرق مختلف از جمله در تهیه نان ، بیسکویت ، شیرینی ، کیک ، اسپاگتی ، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده می‌گردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده می‌کنند. انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلا گندمهای نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکویت سازی ، شیرینی‌پزی و کیک‌پزی مناسبند. در حالی که از گندمهای سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 7:11 |
سنجش واندازه گيري وضع گياه به تعيين چگونگي رشد و ميوه دهي طبيعي گياه كمك مي كند. از سنجش سرعت رشد پنبه شاخصي از بُنيه گياه بدست مي آيد و معمولا" اين سنجش را بايستي از مرحله 8 تا 10 برگي آغاز نمود.

بواسطه تغيير پذيري عمليات زراعي و نيمرخ رديف ها ، ارتفاع گياه را بايستي از محل برگهاي بذري (كوتيلدون) تا جوانه انتهائي ، نه از سطح زمين به بالا ، اندازه گيري نمود. كوتيلدون ها دو برگ بذري هستند كه اولين مرحله قابل مشاهده بعد از سبز شدن مي باشند.

اين دو برگ بذري اتصال مستقيم با ساقه اصلي دارند و روبروي يكديگر واقع هستند. طبق توافق عمومي در مناطق كمربندي كشت پنبه در آمريكا ، گره محل اتصال دو برگ بذري را گره شماره صفر مي نامند. اولين برگ واقعي گره شماره يك است و بايستي در قسمت انتهائي بوته در مدت 7 تا 10 روز بعد از سبز شدن قابل رويت باشد. برگهاي ساقه اصلي بطور متوالي به فاصله زماني 3 روز (در شرايط سرد 4 روز ) ظاهر مي شوند. اين برگها بطور تكي در هر يك گره بوجود مي آيند و سطح ساقه بين هر يك برگ يا گره ميانگره ناميده مي شود.

شاخه هاي ميوه ده معمولا" از گره پنجم تا هفتم از يكي از دو جوانه ريز واقع در محور برگ يا نقطه اي كه در آن برگ به ساقه اصلي وصل است شروع به نمو مي كنند . شاخه هاي ميوه غنچه يا جوانه ميوه را به فاصله زماني 6 روز ( در شرايط تنش امكان دارد فاصله زماني 7 تا 9 روز باشد ) كه شامل برگ مي باشد توليد مي كنند .

برگ همراه غنچه منبع عمده مواد فتوسنتزي براي آن است، كه بعد از حدود 21 روز غنچه تبديل به گل مي شود، و پس از تشكيل قوزه ونمو آن در مدت 6 هفته بعد از گل دهي قوزه مي رسد. شاخه هاي رويشي ( معمولا" به تعداد 2 يا 3 عدد) از گره ها يا برگهاي اصلي زير اولين شاخه ميوه ده و گاهي از دومين جوانه نزديك به شاخه ميوه ده در صورت آسيب ديدن شاخه ميوه ده بوجود مي آيند.

هدف نگهداري 80 درصد غنچه هادر اولين شاخه هاي ميوه ده در اوايل مرحله گلدهي مي باشد.


Top of Form


Bottom of Form
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 7:10 |
چکیده :
زعفران مهمترین گیاه زراعی موجود در کره زمین است وتنها محصولی است که واحد وزن وخرید وفروش آن به جای تن و کیلوگرم ، مثقال وگرم می باشد. باتوجه به اینکه در شرایط آب وهوایی خشک وسرد می رود ونیاز آبی بسیار پایینی دارد، یکی از آلترناتیوهای بسیارمناسب جهت رشد وتوسعه در مناطق وسیعی از خراسان جنوبی ورضوی می باشد ومی تواند جایگاه بالایی در صادرات غیرنفتی وایجاد اشتغال در مناطق یاد شده داشته باشد.
درحال حاضر بیشترین میزان تولید زعفران دنیا به کشورایران اختصاص دارد وحفظ این جایگاه با عنایت به ارزش افزوده این محصول از اهمیت بالایی برخوردار است که انجام این مهم یکی از اصلی ترین وظایف سازمانهای جهاد کشاورزی وبخصوص مدیریت های باغبانی درسطح استانهای فوق به شمارمی رود در این مقاله ، برخلاف نظربسیاری از کارشناسان ومفسران (باتأکید براحترام به علم ودانش این عزیزان ) که در زمان بروز مشکلاتی مانند کاهش شدید قیمت زعفران ، مسئله جلوگیری از افزایش سطح زیرکشت وجلوگیری از تولید را مطرح می کنند، ( وبدین ترتیب بجای یافتن راه حل مناسب اقدام به حذف صورت مسئله می نمایند) سعی براین شده است تا با بررسی وضعیت فعلی و یافتن مسائل ومشکلات وتنگناها و همچنین نقاط قوت در سطح ملی و بین المللی ونیز پیش بینی آینده باتوجه به روند توسعه ، نیازهای بازارهای داخلی وخارجی، گسترش وتنوع در اشکال مصرف وبوجود آمدن بازارهای مصرف جدیدضمن برشمردن مسائل ومشکلات فنی ، بهداشتی ، اقتصادی و اجتماعی (زعفران امروز)  به ارائه راهکارهایی درجهت حل این مسائل ومشکلات پرداخت (زعفران فردا) وشاهد پیشرفت روزافزون درتولید وفرآوری وصادرات این محصول مهم واستراتژیک باشیم.
1-   وضعیت تولید زعفران درایران وخراسان
سطح زیرکشت زعفران در کشور در سال 1382 (آخرین آمار منتشره از سوی وزارت جهاد کشاورزی )5/54 هزار هکتار بوده که این سطح 3/228 تن تولید به همراه داشته است. میزان صادرات زعفران در سال 83 به میزان 172تن و به ارزش 95 میلیون دلار بوده که 30% از نظروزنی و 40% از نظرارزشی بیشتر از سال پیش از آن بوده است. پیش بینی می گرددصادرات زعفران در سال 84 به حدود 200 تن برسد. سطح زیرکشت این محصول درسال 83 در استان خراسان بزرگ 54 هزارهکتار ومیزان تولید آن 6/213 تن می باشد که تقریباً بیش از 90% زعفران ایران را شامل می شود.
2-   ارزش دارویی و صنعتی زعفران
زعفران از جمله گیاهانی است که علاوه برارزش غذایی واقتصادی دارای ارزش دارویی نیز می باشد مصرف زعفران سبب کاهش سطح کلسترول و تری گلیسیرید خون می شودو از بیماری های قلبی عروقی   پیشگیری می کند.همچنین باتوجه به اینکه زعفران اثرات بازدارندگی بر روی افزایش بیلی روبین خون دارد، از دیرباز در درمان یرقان نیز به کاربرده می شده است. در طب جدید از زعفران فرآورده ای به نام تنتورزعفران تهیه می گردد که به عنوان داروی ضد اسهال و در بیماریهای پوستی مورد استفاده قرار می گیرد. زعفران موجب دفع سنگ کلیه و دفع عفونت دستگاه دفع ادار نیز می گردد.زعفران به علت دارابودن موادتلخ (پیکروکروسین) موجب تسهیل در هضم غذا می شود و نفخ معده را از بین می برد. زعفران با میزان مصرف 30 میلی گرم در روز اثرات ضدافسردگی قابل  توجهی در بیماران افسرده دارد. از زعفران در رفع بی خوابیها که منشاء تحریکات مغزی دارد و نیز در برونشیت های مزمن به علت اثر  بی حس سابقی مدیر باغبانی کنندگی آن بر روی اعصاب ریه استفاده می شود.
در صنعت نیز از زعفران برای رنگ آمیزی ابریشم،نخ وپارچه های ابریشمی و نخی استفاده می شود.

1- راهکارهای مؤثرجهت حفظ وتوسعه بازارهای جهانی
4-1- تولید محصول با کیفیت واستاندارد
4-1-1- اموربهداشتی حین برداشت :
همانطورکه می دانید مرحله برداشت زعفران یکی از مهمترین
مراحل تولید محصول است. برداشت صحیح برکیفیت ،مرغوبیت
وعطروطعم زعفران تأثیربسزایی داردبرداشت گلها صبح زود قبل
از بازشدن غنچه ها (ساعت 9-5) باعث افزایش کیفیت عطروطعم
محصول می شود. در این مرحله بایستی از تماس دست با سبزینه
گیاه، خاک وسایرمواد موجود در زمین جلوگیری به عمل آید و
به دقت کلاله همراه با خامه از گلهای گیاه جدا شود، غنچه
های زعفران بایستی در همان روزی که برداشت می شوند بازشوند
وخامه (میله سفید مادگی) را به همراه سه کلاله قرمز رنگش
از درون جام گل بیرون کشید. بازشدن گلها موجب شکستگی کلاله
ها وآغشتگی آنها به رنگ گلبرگ ها وپرچم ها می شود که خود
از کیفیت محصول می کاهد.
4-1-2- حمل ونقل گل از مزرعه تا فرآوری
روش فعلی عرضه گل به بازار به دلیل انباشتن گلها در محیط
باز وتوقف طولانی به منظور فروش و همچنین طولانی شدن زمان
جداسازی کلاله وخامه از گل از عوامل مهم در کاهش کیفیت
زعفران است که بایستی از این کار جلوگیری به عمل آید و گل
هر روزه بعد از برداشت در بارگاه های بهداشتی زعفران که
پیش بینی شده فرآوری گردد.این بارگاهها در سال جاری و به
تعداد 10000 واحداز محل تسهیلات بانکی در مراکز دهستانها
در حال راه اندازی است و برای سال آینده نیز با کیفیت
بهترو شرایط بهتر، احداث این بارگاهها پیگیری می شود.
برای حمل گلها از مزرعه تا محل این بارگاههای بهداشتی
بایستی به جای استفاده از کیسه یا موارد دیگر از سبدهای
پلاستیکی بزرگ استفاده شود تا از انباشته شدن گلها روی هم
که باعث لهیدگی آنها می شود جلوگیری شود لهیدگی گل باعث
صدمه زدن به کلاله ها و درنتیجه کاهش کیفیت زعفران می
گردد.
4-1-3- فرآوری
به منظور حفظ بازارهای جهانی ، باتوجه به خطری که از جانب
بعضی از کشورها(افغانستان وچین) ، ما را تهدید می کندضروری
است کارآیی خود را در تولید وعرضه زعفران مرغوب بالا ببریم
تا درآینده نزدیک مزیت خود را از دست ندهیم یکی از راهها
این است که حالتی رقابتی دربین تولید کنندگان بوجود آوریم
به گونه ای که با برخورداری از تولید بالا، تولید کننده ای
که محصول بهتری تولید کند جایگاه بهتری داشته باشددراین
صورت تولید کننده نیز برای اینکه بتواند با رقباء خود
رقابت نماید به دنبال راههایی برای کاهش هزینه ها وتولید
محصول مرغوب خواهد بود. در فرآوری زعفران تولیدکنندگان
بایستی اصول بهداشتی را رعایت نموده و پس از شستن دست ها
با آب وصابون نسبت به جداسازی کلاله ها و خامه از گلها
اقدام نمایند. عمل جداسازی بایستی در بارگاههای بهداشتی
وبصورت متمرکز انجام شود چون پاک کردن گل ها در خانه های
شخصی و به صورت سلیقه ای محصولی با کیفیت های متفاوت عاید
می کند همچنین خشک کردن زعفران در منزل روی روزنامه و
پارچه های سفید و تمیز هم خالی از اشکال نیست زیرا به
دلیل رفت و آمد افراد و جریان هوا و نشستن گردوغبار روی
محصول از کیفیت آن می کاهد بنابراین کار جداسازی وخشک کردن
بایستی در بارگاههای بهداشتی که از محل تسهیلات بانکی در
نزدیکی محل تولید زعفران تعبیه شده انجام شود ودقت و نظارت
کامل بر این مهم صورت پذیرد.
4-1-4- پاستوریزاسیون
در طی سالهای اخیربرای پاکسازی محصولات طبیعی از روش های
پرتوافشانی و تزریق گاز استفاده شده است ، در رابطه با
زعفران نیز این محصول توسط اشعه گاما پرتودهی شده که مورد
قبول بازارهای جهانی نمی باشد.
از این رو باتوجه به افزایش نگرانی سازمانها و قانونگذاران
نسبت به روش های مذکور ،بسیاری از شرکت های خصوصی
وسازمانهای تحقیق وتوسعه ، تحقیقاتی در زمینه یافتن شیوه
های جدید پاستوریزاسیون طبیعی انجام داده اند که محصولی با
کیفیت بالا و با کمترین اثربر روی ویژگی ها و مشخصات
ارگانیک آن حاصل گردد.این کار با همکاری تنگاتنگ متخصصین
ومهندسین کارآمد انجام شده و یک سیستم پاستوریزاسیون طبیعی
را پایه گذاری نمودند. این سیستم امکان پاکسازی محصولات
خشک وحساس را بدور از هرگونه زیانهای روشهای پاستوریزاسیون
سنتی را ارائه می دهد. این تکنولوژی علاوه براینکه حفظ
سلامت انسانها را تضمین می نماید به صورت مؤثری توسط تولید
کنندگان پیشرو،تجارو کارخانجات فرآوری بریا محصولاتی از
جمله ادویه جات ، زیره ، زعفران ومحصولات خشکباری در اروپا
و خاورمیانه به کارگرفته شده است در حال حاضرسرویس های
پاستوریزاسیون برای بیش از 15 نوع محصول با ارزش ارائه می
شود.
در حال حاضر مراکز فعال پاستوریزاسیون، کشور های هامبورگ
آلمان ، ترکیه ،دبی وایران (تهران) هستند که به مشتریان
محلی خود خدمات ارائه می نمایند.
پاستوریزاسیون صددرصد طبیعی درعین حفظ ویژگیهای محصول ، (
حفظ خواص محصول از جمله رنگ، بافت ، بو ومزه ، عطر، طعم
رنگ ) میکروارگانیسم ها را به صورت مؤثراز بین می برد و
باعث کاهش چشمگیرTotal plate count می شود در این روش کلیه
میکروبهای بیماری زا از بین می رود کپک ها (mould) حشره
ها، تخم هاو لاروهای آنها را نیز نابود می کند. روش فوق
روش بسیار مناسبی برای زعفران بوده که قبل از بسته بندی
این محصول بایستی مد نظر قرار گیرد زیرا درآینده
بسیارنزدیک می بایستی جوابگوی محصولات صادراتی خود در
رابطه با کاهش وضعیت آلودگی وبارمیکروبی آن باشیم.

-2- بازارهای مناسب وشناخت بازارهای جدید
یکی دیگر از مشکلات اصلی ما در بحث تولید وعرضه زعفران،
بازاریابی مناسب این محصول است باتوجه به اینکه قسمت اعظم
زعفران دنیا در کشور ما تولید می شود، ضروری است که مبحث
بازاریابی این محصول نیز توسط ایران اداره و ساماندهی شود.
متأسفانه شاهدیم کشور اسپانیا از سالیان گذشته بادرک این
مطلب که به دلیل بالابودن هزینه های تولید قادر به رقابت
با تولید زعفران در کشورمان نیست، شروع به کاهش تولید
نموده و صرفاً 3-2 تن زعفران در سال تولید می نمایداما از
سوی دیگر تصمیم گیرنده اصلی دربازارهای زعفران دنیا ومرکز
توجه اصلی خریداران جهانی این محصول کاملاً ایرانی ،
اسپانیا می باشد بدین ترتیب که اسپانیا همه ساله با
برگزاری جشن و فستیوال بین المللی زعفران نگاه تمامی
خریداران را به خود جلب کرده و به شناخت صحیحی که از
نیازهای متقاضیان وبازارها هدف دارد ، توانسته است به
عنوان مرکز ثقل این محصول شناخته شود 85-70 درصد زعفران
ایران به صورت فله و در بسته بندی بزرگ به اسپانیا و
امارات صادر می شود وآنها بابازاریابی صحیح و بسته بندی
مناسب محصول را به نام کشورهای خود صادر می کنند. بانگاهی
به میزان صادرات انجام شده درچهار ماه نخست امسال که حدود
47 تن بوده است و با مقایسه میان قیمت فروش فله ای آن قرار
هرکیلوگرم 5/2 میلیون ریال با قیمت هرکیلوگرم زعفران به
صورت بسته بندی در بازارهای داخلی وخارجی از قرار
هرکیلوگرم 5 میلیون ریال درمی یابیم که دراثر نبود
بازاریابی مناسب ومدیریت یکپارچه و قوی در این زمینه ، فقط
در چهارماهه نخست امسال حدود 117 میلیارد ریال خسارت به
تولید کنندگان وکشوروارد آمده است در این راه ضروری است
دولت ضمن حمایت از صادرکنندگان موفق با ایجاد سازوگاری
مناسب در این راه قدم بگذاردانجام مطالعات زیرساختی به
منظور شناخت بازارهای جدید وشکل نیاز این بازارها درافزایش
میزان صادرات بسیارمهم است ایجاد تنوع در اشکال مختلف بسته
بندی باتوجه به نیاز بازار وسلیقه های مشتریان
تأثیربسیارخوب ومثبتی ایجاد خواهند نمود که موجب جلب سلائق
مختلف می گردد.
4-3- تبلیغات داخلی وخارجی
زعفران دراغلب نقاط دنیا وحتی دربسیاری از استانها وشهرهای
کشورخودمان محصولی ناشناخته است که این امرشاید ناشی از
ضعف تبلیغات مناسب در این زمینه باشد در این راستا ضروری
است ضمن برنامه ریزی صحیح ومناسب، اقدامات بایسته، از سوی
مراجع ذیربط انجام پذیرد وبایددولت با حمایت از این امر به
کمک صادرکنندگان بشتابد در حال حاضر حدود 60 تن زعفران
تولیدی به مصرف داخلی رسیده و مابقی آن از کشورصادر می شود
یعنی حدود 85% زعفران تولیدی ما محصولی صادراتی است که این
موضوع اهمیت داشتن دیدگاه تبلیغاتی بین المللی این محصول
را بیش از پیش آشکار می کند. با انجام تبلیغات مناسب از
طریق شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و بین المللی می توان
زعفران ایران را به تمام مردم دنیا شناساند. مابدون در
نظرگرفتن مصارف جدیدصنعتی و یادارویی این محصول اگربتوانیم
با تبلیغات صحیح به طور متوسط مصرف زعفران را در مجموع 1/0
گرم در سال درکل دنیا به ازاء هر نفر افزایش دهیم ، 600 تن
در سال به تقاضای بازار افزوده ایم. یعنی چیزی
بیش از دوبرابر تولید فعلی این محصول در دنیا با این حساب
ساده به اهمیت فوق العاده تبلیغات در زمینه ایجاد بستر
مناسب بازاریابی زعفران پی می بریم و از طرف دیگر انجام
تبلیغات سبب شناساندن ایران به عنوان پایگاه تولید جهانی
زعفران به سایر کشورهای دنیا می گردد.و جایگاه ایران را در
این امر تثبیت می نماید.
4-4- جلوگیری از صادرات فله
زعفران ایران به کشورهای امارات متحده عربی ، اسپانیا ،
عربستان ، سوئد وایتالیا صادر می شود که اسپانیا بیشترین
سهم را در خرید زعفران ایران دارد. همچنین کشورهایی مانند
پاکستان وهند وامارات به عنوان بازارهای غیرمستقیم زعفران
ایران به شمار می روند و آن را به صورت دست دوم درمقادیر
زیاد و با کیفیت دست خورد ه و تقلبی از طرق غیرقانونی
دریافت می کنند.
در این میان با در نظرگرفتن کشوری مانند اسپانیا با تولید
حدود 3-2 تن در سال وباتوجه به تولید اندک کشورهایی با
سابقه مانند هند، کشمیر، مراکش، یونان، ایتالیا، کشورهای
جدیدی نیز مانند چین وافغانستان برجرگه تولید این محصول
پیوسته اندومکانیزم ها مناسب تولید آنرا نیز
دارند لذا به نظر می رسد زعفران ایران در آینده نه چندان
دور با چالشهای بسیار سختی روبرو خواهد شد برای جلوگیری از
عدم ا ستقبال بازارجهانی بایدعواملی مانند گسترش بازاریابی
، دستیابی به بازارهای جهانی ، تبلیغ و فروش محصولات را
مورد توجه قرار دهیم وبا بهترین شیوه های تولید، بسته بندی
و فرآوری حافظ و تعیین کننده قیمت جهانی زعفران باشیم
درحالیکه ایران توانایی صادرات 200 تن زعفران درسال را
دارد، اسپانیا باتولیدتنها دوتن زعفران مهمترین تولیدکننده
زعفران دنیا محسوب می شود. سیاست گذاری نادرست دولت ،عدم
بازاریابی مناسب برای فروش محصول وکشت سنتی زعفران از عمده
ترین مسائلی است که زعفران ایران را مهجور قرارداده است
متأسفانه قیمت زعفران ایرانی که می تواند تا 530 دلار برای
هرکیلوگرم به فروش برسد، تا 250 دلارکاهش یافته و مابه
التفاوت آن از طریق صندوق ذخیره ارزی کشور تأمین می شود
ودلالان وصادرکنندگان ناآشنای زعفران با احتساب قیمت تمام
شده محصول در ایران ، به حداقل سود بسنده کرده و در واقع
سوبسید زعفران را به جای مصرف کننده داخلی به خریدار خارجی
پرداخت می کنند. باتوجه به تلاش برای عضویت ایران در W.T.O
باید گفت. زعفران ایران به عنوان مزیت اقتصادی کشور
نیازمند اعتبارات بلاعوض برای سرمایه گذاری ، بازاریابی
مناسب و سازمانی برای حمایت و نظارت برچگونگی شیوه برداشت
و فرآوری سایر مراحل است و در صورت توجه دولت می تواند
همپای نفت وفرآورده های نفتی درآمد ارزی برای کشور داشته
باشد و این میسرنمی شود مگر با همدلی تمام سازمانهای دست
اندرکار نظیربازرگانی ، صنایع ، مرکز توسعه صادرات ، جهاد
کشاورزی و ... که به صورت یک دست عمل نمایند.
4-5- کانالیزه شدن صادرات وبورس کالای کشاورزی
یکی از سازوکارهای مناسب در بهبود وضعیت فعلی صادرات ،
کانالیزه شدن صادرات زعفران توسط صادرکنندگان معتبر
وشناخته شده وعدم اجازه صدور به سایر افراد است همچنین
رعایت استانداردهای ملی وبین المللی در زمان خرید وفروش
محصول سبب کاهش پدیده تقلب می گردد و الزام رعایت این
استانداردها جز از طریق انجام معاملات درتالارهای بورس
کالای کشاورزی مقدور نمی باشد باتوجه به نظام خرده مالکی
در مزارع وعدم تمکن مالی زعفران کاران ولزوم فروش محصول پس
از برداشت در مدتی کمتز از یک ماه ، شاهد نوسانات شدید
قیمت زعفران هستیم که افت بسیار زیاد قیمت در سال گذشته
نمونه روشنی براین مدعاست. به رغم ایجاد تشکلهای تعاونی به
دلیل ضعفهای موجود در ساختار آنها تاکنون نتوانسته انددر
تنظیم بازار تأثیربسزایی داشته باشند.افزایش توان مالی
کشاورزان وصادرکنندگان ، تقویت معاملات زعفران در بورس
کالای کشاورزی وکمک به رشد وتوسعه بورس از راهکارهای مطرح
در حوزه صادرات وکنترل به شمار می رود همچنین تعامل سازنده
مابین وزارت بازرگانی ، بانک کشاورزی و بورس کالای کشاورزی
در رشد تولید وتجارت زعفران مؤثراست.
زعفران امکان عرضه به بورس را می یابد که واجد استاندارد
ملی بوده و از آفات زنده یا بقایای آن ، کپک زدگی و رنگ
افزوده شده ، عاری و در همان سال زراعی که مورد داد وستد
قرار می گیرد تولیدشده باشدصاحبان کالا می توانندکالای
واجد شرایط خود را ضمن مراجعه به هریک از انبارهای سازمان
بورس کالای کشاورزی تحویل داده ورسیده دریافت نمایند
بازرسان بورس در زمان دریافت کالا و در حضور صاحب آن اقدام
به نمونه برداری و پلمپ محموله می نمایند. پس از اعلام
مشخصات زعفران از سوی آزمایشگاه ، گواهی تضمین کمیت و
کیفیت کالا با اعتبار نود روزه صادر می گردد.
وکالا از طریق کارگزار فروشنده در تالار معاملات مورد داد
وستد قرار می گیرد، سپس خریدار کالا می تواند
درخواست خروج کالا را بدهد و یا آنرا مجدداً در تالار
معاملات مورد داد وستد قرار دهد این زعفران تامدت اعتبار
گواهینامه آن می تواند به دفعات مورد داد و ستد
قرارگیرد. به هرحال کنترل کیفی تولید وحفظ مرغوبیت کالا و
تنظیم بازار به خصوص نفوذ به بازارهای جدید دیگرجهانی کاری
نیست که به تنهایی از عهده چند تاجر عمده صادرکننده زعفران
ساخته باشد همچنین عملیات بهر زراعی محصول و بهسازی فرآیند
تولید وعرضه وبالاخره ایجاد تحولات لازم در جهت بهبودوضع
کمی و کیفی محصول در گرو تحقیق آموزش و ترویج فنون جدید
کاشت داشت وبرداشت زعفران است که به نوعی به اقدامات دولت
بستگی دارد. بورس کالای کشاورزی می تواند با اصلاح ساختار
بازار زعفران، قدرت رقابتی این بازار را با کنترل مرغوبیت
کالای صادراتی ورعایت استاندارهای آن دربازارهای بین
المللی حفظ ، وتوان وظرفیت صدور بیش از میزان فعلی را برای
جامعه زعفران کاران کشور به ارمغان آورد. از سوی دیگر عدم
توجه کافی مسؤولان به تولید و صادرات زعفران موجب از دست
دادن جایگاه ایران در زمینه تولید این محصول در دنیا خواهد
شد.
5-بحث و نتیجه گیری
مسائل ومشکلات حادث برزعفران واحساس نیاز به حل این مسائل
باعث گردید که پیگیریهای لازم به منظور تشکیل مرجع تصمیم
گیرنده ای در مورد این محصول مهم و استراتژیک به عمل آید
که در این راستا، با سعی و کوشش واهتمام مسؤولین امر در
شناساندن ضرورت وجود چنین مرجعی، کارگروه ملی زعفران در
هیأت دولت تشکیل شد این امرم نشاندهنده جایگاه مهم این
محصول در اقتصاد ملی کشور بوده وتوجه هرچه بیشتر به مسائل
وتنگناها را روشن می سازدمعذالک تشکیل صرف این کارگرروه به
تنهایی کافی نبوده ولازم است که مسائل وتنگناهای مطرح شده
در این مقاله تا بتوان با پیگیری آنها وجمعبندی تمامی راه
حلها در سطح ملی به نتایج مفید مثمرثمری دست یابیم و شاهد
حضور پررنگ زعفران در جایگاه خود به عنوان یکی از ارکان
صادرات بخش کشاورزی باشیم واین همان زعفران فرداست که
آرزوی ماست .باتوجه به پیش بینی های به عمل آمده در برنامه
چهارم توسعه مبنی بر افزایش سطح زیرکشت ونیزافزایش میزان
تولید زعفران تا 390 تن در سال پایان نامه برنامه در سه
استان خراسان رضوی ، شمالی وجنوبی ، لازم است از هم اکنون
برنامه ریزی های ضروری جهت حل مشکلات وتنگناها را با
محوریت کار گروه ملی زعفران به عمل آوریم تا ان شاء الله
شاهد پیشرفت چشمگیر و به تبع آن شکوفایی اقتصادی بخش
کشاورزی استان باشیم.
منابع
1- قطب علمی زراعت دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد ،
زعفران فنآوری تولید فرآوری ، دانشگاه فردوسی 1381
2- ایجاد ارزش افزوده درمحصول شمانشریه شرکت
steambab.systems
3) WWW.irna.ir/fa/news/view/Line
4) WWW.iran-newspaper.com/1384.44/html
5) WWW.sharghnewspaoeer.com/830730/iranco.html
6)WWW.irana.ir/news/prinable.asp
7)WWW.sabziran.ir/index.php
8)WWW.iranmaina.com/nntriton/food suff/features/zaferan
+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 7:8 |
گیاه (Plant) در زیست شناسی معمولا" به یک موجود زنده درحوزه رده بندی گیاهان اطلاق می شود. شاید در کاربردهای روزمره این واژه آنچنانکه درذیل تعریف شده بکار نرود.


مشکلات موجود برای تعریف

تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهرا" به نظر می رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیــــاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده اند ، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج " گیاه"است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می کنیم که عموما" فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه ، ساقه و برگ می باشند. اما از نظر گیاه شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه ، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم ، گیاهان آوندی می باشند.


تعریف دیگر گیاه که گسترده تر (فراگیرتر) می باشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف می باشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی می کنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست .اما در بین فتواتوتروپها ، پروکاریوتهایی ( پیش هسته) مخصوصا" باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات ( به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی می نامند.در اینجا این مشکل بوجود می آید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه می نامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ می باشد ( حوزه قارچها)، و اصلا" فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار( saprophytic) می باشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.

ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزه های زیست شناسی جدا می کند حد اقل یک تعریف فنی ارائه می کند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمی گیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان می باشد. مثلا" اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزه های دریایی را هم که جزئی از( حوزه آغازیان (هستند، جزو جلبک های سبز در نظر می گیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفته های مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل : ... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است . بطور کلی تصور نمی شود این جمله به معنی تمامی گیاهان ، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمی آورد. در واقع معمولا" بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط می شود ( ضرورتا" سرخسها ، مخروط زاها، گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود( مثلا" ... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونه است ). The system of classification (see
درسیستم طبقه بندی ( به طبقه بندی علمی مراجعه کنید) که توسط گیاه شناسان برای فهرست کردن موجودات زنده زمین بکار رفته، هزاران دانشمند روزانه ساعات بسیار زیادی وقت صرف کرده اند. درابداع این سیستم تلاش شده تا سیستمی طبیعی بوجود آید در حالیکه ارتباطات تکاملی بین کلیه گونه های مختلف را توصیف نماید ( از جمله مواردیکه فقط در فسیلها شناخته شده اند). گیاهان یکی از بخشهای این طبقه بندی هستند ودرتعریف گیاهان چه بصورت کلی وچه بصورت جزئی ، باید تعدادی منبع را درکلیه فعالیتهای علمی که برای تهیه یا ارائه اطلاعات درباره آنها انجام می شود، در این سیستم طبقه بندی لحاظ کنیم.

برای گیاهان آنگونه که در حوزه رده بندی گیاهان تعریف شده اند به قسمت زیر نگاه کنید.
•    برای جلبکها بطور کلی به جلبک رفته یا به جلبک دریائی مراجعه نمایید.
•    برای قارچهای خوراکی قارچهای خوراکی یا قارچ مراجعه کنید.
•    برای گیاهان غیر آوندی بطور کلی به گیاه غیر آوندی نگاه کنید.
•    برای گیاهان آوندی بطور کلی به گیاه آوندی مراجعه کنید.
•    برای گیاهان مخروطی بهPinophyta یا gymnosperms نگاه کنید.
•    برای گیاهان گلدار به angiosperms نگاه کنید.


گیاهان تقریباٌ در همه جای گیتی می رویند گلها علفها و درختان را تقریباٌ هر روزه می بینیم. گیاهان همچنین بر فراز کوههای بلند در اقیانوس ها در بسیاری از بیابانها و در نواحی قطبی می رویند. بدون گیاهان، آدمیان و جانوران نمی توانستند در کره زمین زندگی کنند. آدمی بدون هوا یا خوراک نمی تواند زندگی کند و همچنین بدون گیاهان نمی تواند زنده بماند. اکسیژن موجود در هوا که تنفس می کنیم از گیاهان فراهم می آید. خوراکی که می خوریم نیز از گیاهان یا از جانوران گیاه خوار بدست می آید.
در خانه سازی و بسیاری از چیزهای سودمند را از کنده و تخته و الوار درختان و خیلی از پوشاکهای ما از الیاف گیاهی از قبیل پنبه فراهم می گردد.

دانشمندان عقیده دارند که بیش از 350000 گونه و نوع گیاه شناخته شده اما هنوز بسیاری از گیاهان ناشناخته مانده است. کوچکترین گیاه دیاتوم می باشد که تنها با میکروسکوپ می توان آن را دید حتی ممکن است یک قطره آب بیش از 500 دیاتوم در خود شناور داشته باشد.

بزرگترین گیاه زنده دنیا درخت سکویا در کالیفرنیا می باشد که بیش از 90 متر بلندی و بیش از 9 متر پهنا دارد.

برخی از درختان در کالیفرنیا هستند که عمر 4000 تا 5000 ساله دارند. دانشمندان همه موجودات زنده را به دو گروه اصلی و عمده تقسیم کرده اند.

به بیان دیگر می توان گفت که فرق عمده میان گیاهان و جانوران آن است که گیاهان در جایی ثابت هستند در حالی که تقریباٌ همه جانوران با نیرو و اراده خود حرکت می کنند.

بیشتر گیاهان خوراک خود را از هوا نور خورشید و آب می گیرند. جانوران نمی توانند برای خود خوراک بسازند. از این رو گیاهان یا جانوران گیاهخوار را می خورند. پایه و اساس واحد اصلی و آجر ساختمان موجود زنده یاخته یا سلول می باشد و از این جهت گیاه و جانور با هم تفاوت دارند زیرا بیشتر گیاهان سلول های دیواره ای کلفت حاوی ماده ای بنام سلولز دارند یاخته های جانوری ماده سلولز ندارد.



برخی چیزهای زنده که به نظر می رسد به خانواده و قلمرو گیاهان و جانوران وابسته نیستند. و این موجود تک یاخته ارگانیزم های شامل باکتری و اشکال دیگر زندگی است که تنها با میکروسکوپ قابل دیدن است. بیشتر دانشمندان عقیده دارند که به خانواده خود وابسته هستند یعنی موجودی که نه گیاه است و نه جانور.

از گیاهان برای آدمی خوراک، پوشاک، پناهگاه یعنی مهمترین نیازهایشان فراهم می شود. بسیاری از ما ازداروهایی که از گیاهان ساخته می شود یا مستقیماٌ از خود گیاهان دارویی است سود می جوییم. بعلاوه از گیاهان در مصارف زیبا سازی و لذت بخش کردن زندگی سود جسته می شود.


طبقه بندی حوزه رده بندی گیاهان

منشاء کلیه موجودات زنده متعلق به حــــــــــوزه گیاهان ، گروهی به نام جلبک سبز است که اشکـــال باقی مانده آن (paraphyletic) بوده وبصورت انواع گوناگونی در این قسمت یا درمیان آغازیان وجود دارند.جلبکهای سبز دارای کلروپلاستهایی هستند که در بر گیرنده کلروفیل a و b می باشند که بوسیله غشاهای دولایه به هم متصل هستند و دارای انواع گوناگونی تاژکدار، انبوه زی ، میله ای و حتی چند سلولی ابتدایی می باشند .بسیاری از آنها عمدتا" هاپلوئید ( تک لاد) هستند اما بقیه ، بین گونه های هاپلوئید و دیپلوئید ( دولاد) که گامتوفیت و اسپروفیت نامیده می شوند دارای تناوب نسل می باشند.
در مرحله ای از دوران پالئوزوئیک گیاهان پیچیده و چند سلولی(رویان رستها ) بر روی زمین نمایان شدند. در این گونه های اولیه جدید ، گامتوفیت و اسپروفیت از نظر شکل و عملکرد بسیار متفاوت بودند ، اسپروفیت کوچک باقی ماند و در کل زندگی کوتاه خود وابسته به والد خود بود. گروههای موجود در این ساختار مشترکا" خزه ها نامیده می شوند. از جمله:
•    دسته Bryophyta( خزه ها)
•    دسته Anthocerotophyta ( علف شاخی)
•    دسته Hepaticophyta( هپاتیکها)

تمامی این گونه ها کوچک بوده و محدود به محیطهای مرطوب می باشند و برای تولید هاگ وابسته به آب هستند. در دوران سیلورین ، رویان رستهای جدیدی نمایان شدند که در اثر سازگاری امکان غلبه بر این موانع را که در دوران دونین دستخوش پرتوش سازگاری گسترده ای شدند پیدا کردند. این گروهها معمولا" دارای کوتیکول هستند که در برابرخشکیدگی مقاوم می باشند و بافت آوندی که آب را سرتاسرگیاه منتقل می کند که به همین علت آنها را گیاهان آوندی می نامند.
•    دسته Lycophyta ( گرگ پاها)
•    دسته Sphenophyta( دم اسبی)
•    دسته Psilophyta (سرخسهای ماهوتی)
•    دسته Ophioglossophyta ( لاله آلپی و سرخسهای تاکی)
•    دستهPterophyta ( سرخسها)

گیاهان آوندی هم زیر گروهی ازاسپرماتوفیتها یا گیاهان دانه دار هستند که تا آخردوران پالئوزوئیک متنوع شدند. دراین گونـــــه ها گامتوفیت کاملا" کاهش یافت و اسپروفیت درون پوششی به نام دانه که در والد آنها بوجود می آید شروع به زیستن نمودند. اسپرماتوفیتها عبارتند از:
•    دسته Cycadophyta ( سرخس نخلی)
•    دسته Ginkgophyta ( درخت گینگکو)
•    دسته Pinophyta ( مخروط زاها ، گیاهان مخروطی )
•    دسته Gnetophyta (Gnetae)
•    دسته Magnoliophyta ( گیاهان گلدار ، آنتوفیتا)
این دسته ها به دو گروه بازدانگان ( بی دانه ها ؛ چهار دسته اول) و گیاهان گلدار یا angiosperms تقسیم می شوند. پنجمین دسته فوق آخرین گروه عمده گیاهان است که در دوران ژوراسیک بوجود آمده و به سرعت در بیشتر زیبومه ها گسترده شدند.


رده های گیاهان

ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم ، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها می پردازیم:
ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمی رود اما جمعیت جلبکها عموما" فصلی هستند.
•    سالانه : زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو.
•    دوسالانه : زندگی در دو فصل رشد و نمو ؛ تولید مثل معمولا" در سال دوم
•    چند ساله : زندگی در سالهای رشد نمو طولانی ؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله
گیاهان آوندی یا herbaceous ( غیر چوبی ) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود می آیند ویا درختچه هایی باشند بدون تنه ، با شاخه هایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند.
همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند.گیاهان غذایی از جمله میوه ها ، سبزیجات ، گیاهان دارویی و ادویه ها می باشند.


اطلاعات عمومی گیاهان

میزان رشد یک گیاه عادی 75-20 میکرو متر در هر ساعت می باشد.
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 7:4 |
گیاه سیکاس Cycas
سیکاس Cycas ، گونه ای از خانواده سیکاداسه Cycadaceae و از جنس سیکاس Cycas میباشد و درخت نواحی استوائی و نیمه استوائی محسوب می شود .

شاید از عنوان این شرح تعجب کرده باشید و بخود بگوئید ، سیکاس Cycas گیاه کوچکی است که در گلدان و در گلخانه تربیت می شود و اطلاق نام درخت به آن صحیح به نظر نمی رسد .

ولی باید به اطلاع خوانندگان گرامی و علاقمندان برسد که این گیاه به بلندی چند متر می رسد و بلندی گونه سیکاس Cycas medica که در ایالت کوئین لاند Queen Land واقع در شمال شرقی استرالیا وجود دارد 20 متر است .

بودائی ها این درخت را نشانه جاودانی Im morteite می دانند .که گونه های مهمی نظیر سیکاس سیرسینالیس C.Circinalis و سیکاس رولوتا C.revoluta به بلندی 10 تا 15 متر و یا تنه خیلی کوتاه مانند سیکاس رومفی C.rumphii و سیکاس توآرسی C.thouarsii دارند .

این درخت در جنوب ژاپن در جزیره ماداگاسکار در آندونزی ، در هندوستان و در سریلانکا ( سیلان) و استرالیا وجود دارد .

درخت سیکاس Cycas در هیچ جا بطور انبوه و زیاد وجود ندارد بلکه به شکل دسته های کوچک در سواحل دریا دیده می شوند .

سیکاس Cycas با نگاه اول شبیه به درختان خانواده نخلها به نظر میآید و در قدیم آن را از خانواده نخل ها میدانستند و لینه Linne گیاهشناس مشهور نام علمی آن را ابتداء لینه Linne که از نام محلی نخل کوسکا Kuscas گرفته شده تعیین کرد و سپس آن را جزو طبقه سرخس ها ( به علت شباهت برگهای فنر مانند سرخس در موقع بازشدن ) دانست .

ولی حقیقت این است که سیکاس گیاه خاصی است و دردنیا کمتر خانواده هائی ازگیاهان با آن شباهت و قرابت دارند .

درخت سیکاس Cycas به حالت وحشی در ماداگاسکار وجود دارد .

ولی در قاره آفریقا از این درخت بطور وحشی دیده نمی شود .

و این امر می رساند که در موقع پیدایش این گیاه در این جزیره فاصله بین این جزیره و قاره آفریقا وجود داشته که متعلق به دوره زمین شناسی تریاس یعنی در حدود 35 میلیون سال پیش است .

زیرا دانه سیکاس Cycas نمی تواند از راه دریا به خشکی یعنی ماداگاسکار برسد . چون دانه ها در مدت زمان کمی که روی آب بمانند نیروی نامیه خود را از دست می دهند .

در استرالیا نیز این گیاه بطور وحشی وجود دارد .

تنه این درخت از بقایای دمبرگها تشکیل شده ، سنگین و به مقدار کمی خشبی است و قسمت نزدیک به سطح زمین آن بسیار محکم است .

در داخل تنه یا مغز آن مایع چسبنده و لزجی وجود دارد که ماده غذائی خوبی را تشکیل می دهد .

در روی تنه اصلی گاهی انشعاباتی بخصوص در درخت نر بوجود می آیند .

سیکاس Cycas درخت دو پایه ای است ( پایه نر و پایه ماده ) و پایه نر دارای کیسه محتوی گرده گل و گیاه ماده دارای تخمدان است .

برگهای پایه نر کوتاه ، پهن و کلفت بوده و در سطح زیر آن چندین کیسه گرده وجود دارد که بوسیله یک شکاف طولی مقدار بسیار زیادی گرده گل به خارج می ریزند .

برگهای پایه ماده مسطح است و از کرکهای خرمائی رنگ پوشیده شده و در سطح بالائی آنها شرابه ای انگشت مانند یا دندانه دار می باشد .

در حاشیه دو طرف مسطح دارای برگهای پایه ماده یک تا پنج تخمدان وجود دارند .

برگهای بارخیز در آغاز رویش بهم فشرده بوده ولی بعدآ از هم فاصله می گیرند و بالاخره برگهای حاوی انتهای تنه درختانی که دارای برگهای بارخیز هستند به رشد خود ادامه داده و تولید برگهای جدیدی گرداگرد انتهای گیاه می نمایند و هرساله برگهای جدیدی به همین شکل ظاهر می شوند .

طول برگهای سیکاس Cycas ممکن است به دو متر برسد و رنگ آنها سبز تیره می باشد .

عرض برگها نسبت به گونه سیکاس Cycas فرق می کند. به ترتیب که گونه سیکاس سی انسیالیسCiecinalis دارای پهنه برگ کم عرض و گونه سیکاس رولوتا C.revoluta دارای برگ نوک تیز یا نیزه ای میباشد .

برگهای قدیمی پس از 3 تا 5 سال ( در شرایط عادی ) زرد شده و می افتند . ( در سیکاس های زینتی باید برگهای زرد شده را قطع کرد ) برگهای پایه نر در گونه سیکاس رومفی C. rhumphlii به رنگ زرد روشن بوده و در موقع گل دادن بوی نامطبوعی پخش می کند .

و رومفیوس Rumphius طبیعی دان قرن هفدهم که این گونه به نام او مشخص گردیده ، گفته است که تحمل وجود چنین گیاه بدبوئی بسیار مشکل است .


گشن گیری ( تلقیح) :

چند گرده گل پایه نر به علت وجود قطرات مایع چسبنده روی تخمدان قرار میگیرند و سپس داخل تخمدان شده و سبب تلقیح تخم میگردند و پس ازمدتی تولید دانه ای به رنگ قرمزروشن یا نارنجی تیره میشود .

قشر خارجی دانه که کم و بیش گوشتی می باشد قشر داخلی سفت سنگ مانندی را می پوشاند که داخل آن که اصطلاحا آنرا نَرَکی داخلی یا ( آندوسپرم Endosperme ) می نامند دارای تعدادی کروموزوم (n)است که پس از رسیدن دانه تامین غذائی مورد نیاز جنین را می نماید و از پوستک چوب پنبه ای پوشیده شده است داخل آن تخم قرار دارد و قسمتی از لپه های آن اغلب بهم چسبیده اند .

معمولا اندازه دانه ها از گردو بزرگتر نیست ولی در گونه سیکاس توآرسی C.thouarsii که ویژه ماداگاسکار است دانه ها به بزرگی تخم غاز می رسند .

اگر بیش از یکسال از رسیدن دانه ها نگذشته باشد دانه ها به آسانی می رویند .

در آغاز رویش کلاهک انتهای ریشک پوسته را شکافته و ریشه خارج شده و بطرف زمین متوجه میشود . ولی لپه ها در داخل دانه میمانند و از مواد غذائی موجود در دانه تغذیه می کنند و این عمل سبب رشد گیاهک شده و به زودی اولین برگ ظاهر می شود .

نکته بسیار جالبی که در اینجا می توان به اطلاع خوانندگان عزیز رسانید این است که ریشه های ویژه این گیاه در زیر ریشه های عادی قرار دارند و گروه ریشه های گوشتی دوشاخه ای ، انگشتی شکل با منظره مرجانی تمایلی به رشد به طرف پائین ندارند و با جلبکهای آبی رنگ ، مانند ، آنابنا همزیستی دارندو اگر این ریشه ها قطع شوند برگهای جوان به خوبی رشد خواهند کرد .

آب و هوا و خاک :

بطوریکه توضیح داده شد درخت سیکاس Cycas آب و هوای استوائی و نیمه استوائی را دوست دارد . و رویش آن در مناطق معتدله با زمستانهای سرد باید در محلهای نسبتا گرم و گلخانه انجام شود .

این گیاه در تابستان به آب زیاد و منظم احتیاج دارد و مشروط بر اینکه گلدان طوری قرارر داده شود که آب از ته آن به آسانی خارج شود و در زمستان نباید گلدان را در سینی یا ظرف دیگری قرار داد که آب در زیر گلدان راکد بماند در غیر این صورت سیکاس زرد می شود .

این گیاه به خاک قوی که در عمق زیاد نرم باشد احتیاج دارد و بهترین خاک مخلوطی از ماسه و رُس و خاک برگ پوسیده است .



موارد استفاده از سیکاس :

قبل از بحث در این خصوص باید توجه خوانندگان عزیز را به این نکته جلب نماید که قسمتهای مختلف این گیاه دارای سمیت کمی می باشند .

ولی بومیان با علم به این موضوع به خود تلقین می کنند که سم اگر بمقدار کم مصرف شود خاصیت درمانی دارد .

1 – برگهای این درخت که گاه به عنوان مواد غذائی مورد استفاده قرار می گیرد نسبتا سمی بوده ولی در جزایر کئی Kei و ملوک Maluques برگهای جوان را می برند و بعنوان سبزی می خورند .

2 – میلیونها برگ این درخت ( گونه سیکاس رولوتا C.revoluta ) از ژاپن به کشورهای اروپائی و آمریکای شمالی صادر و فروخته می شوند و در تاج گلهای روی قبور مردگان و عید آخرین یکشنبه قبل از عید پاک مورد استفاده قرار می گیرند .

3 – بومیان از دانه و آرد حاصل از مغز بعنوان آرد ساکو Sagous ، درخت سیکاس پس از خشک کردن ، شستن و گرم کردن استفاده می کنند .

4 – از دانه های این گیاه پس از پختن به عنوان دارو استفاده می شود .

5 – بومیان جزیره ملوک در قدیم دانه های این گیاه را پس از خشک شدن آسیاب کردن و پختن به صورت سوپ در مراسم عزاداری میخوردند.

6 – ساکنین جزایر ، سلب مایع بدست آمده از پختن دانه این گیاه را به بچه های خود می خوراندند تا از شیطنت آنها که مانع فعالیت و آزادی عمل درکارشان می شوند راحت شوند .

7 – سیکاس Cycas درمناطق معتدله به عنوان گیاه زینتی در منازل و باغات وگلخانه ها پرورش داده میشود .



بیماریها و آفات :

تا کنون بررسیهای لازم در مورد آفات و بیماریهای این گیاه بعمل نیامده ، ولی از لحاظ فیزیولوژیکی معلوم گردیده که در روی برگ بعضی از سیکاس های موجود در باغات و منازل لکه های کوچک گرد سفید یا زرد رنگ مشاهده می شود که علت آن را کمی مقدار فسفر خاک می دانند .

ولی هنوز در ایران بررسیهای علمی درباره این گیاه به عمل نیامده است و در کتب خارجی نیز توضیحاتی در این خصوص داده نشده است .


تکثیر :

زیاد کردن سیکاس Cycas به دو روش کاشتن بذر و یا قلمه زدن امکان پذیر است :

الف – کاشتن بذر : زیادکردن این گیاه بوسیله کاشتن بذر رسیده آن میسر است .

ب – قلمه زدن : اگر قسمت انتهائی تنه را قطع کرده و بعنوان قلمه در زمین قرار دهیم ، حتی اگر چند ماهی از قطع آن گذشته باشد ، شروع به تولید ریشه می نماید .

همچنین اگر تنه سیکاس Cycas را به قطعات کوچکی تبدیل کنیم و حتی پس از مدتی این قطعات را در خاک قرار دهیم سبز شده و ریشه می دهند .

در ژاپن عادت براین دارند که این نوع قلمه ها را در خاکی که با براده آهن مخلوط شده قرار دهند و به این طریق است که به گونه سیکاس رولوتا C.revoluta نام ژاپنی سوتتیسو Soteetsoe یعنی سبزی خارج شده از آهن داده اند
+ نوشته شده توسط در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 21:35 |
فضای سبز شهر

فضاهای سبز شهری نوعی از سطوح کاربری زمین شهری با پوششهای گیاهی انسان ساخت است که واجد بازدهی اجتماعی و بازدهی اکولوژیکی می باشند.
منظور از بازدهی اکولوژیکی، زیباسازی بخشهای شهری، کاهش دمای محیط، تولید اکسیژن، افزایش نفوذپذیری خاک در مقابل انواع بارش و مانند اینها میباشد و از دیدگاه حفاظت محیط زیست ، فضاهای سبز شهری، بخش جاندار ساخت کالبدی شهر را تشکیل میدهد.

انواع فضاهای سبز


فضاهای سبز در وهله نخست به فضاهای سبز و سطوح سبز، و در مرحله بعد به شهری و غیرشهری تقسیم میشوند.
تفاوت فضای سبز و سطوح سبز از نظر اکولوژیکی در این است که سطوح سبز (مثلاً زمین ورزشی چمنکاری شده) نمی تواند مانند فضای سبز شبه جنگلی در کاهش آلودگی صوتی مؤثر باشد و یا به نحو مطلوبی سبب کاهش دما شود.
براساس این تقسیم بندی، فضاها و سطوحی که با کاربری فضای سبز در شهرها ارتباط پیدا میکند، فضاهای سبز عمومی، نیمه عمومی و خیابانی و سطوح سبز عمومی، خیابانی و چمنهای ورزشی را شامل میشود.
فضاهای سبز عمومی واجد بازدهی اجتماعی میباشد و برای عموم مردم برای گذراندن اوقات فراغت و تفریح قابل استفاده است و معمولاً پارک نامیده میشود. در واقع فضای سبز عمومی (اجتماعی) شامل فضاهای سبز عمومی مجهز به خدمات و تسهیلات میگردد. فضاهای سبز نیمه عمومی دارای بازدهی اکولوژیکی هستند اما تعداد استفاده‌کنندگان آنها محدود است. محوطه‌های باز ادارات، پادگانها و بیمارستانها، نمونه‌هایی از این فضا می‌باشند. فضاهای سبز خیابانی، درختکاری حد فاصل مسیرهای پیاده‌رو و سواره‌رو و همچنین فضاهای میادین و یا زمینهای پیرامون بزرگراهها و خیابانها را شامل میشود.
سطوح سبز شهری نیز زمینهای ورزشی چمنکاری شده و جزیره‌ها و لچکیهای کنار خیابان را شامل میشود که عمدتاً جنبه زیبایی شناختی دارد و تا حدی نیز واجد بازدهی اکولوژیکی می‌باشند. بطور کلی می‌توان گفت که بخش قابل توجهی از فضای سبز در طرحهای شهری را فضای سبز عمومی تشکیل میدهد که به دلیل بازدهی اجتماعی و اکولوژیکی به طور همزمان از اهمیت بالاتری برخوردار است.

عملکردهای فضای سبز


فضاهای سبز در شهرها، به ویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی، دارای عملکردهای مختلفی می‌باشند. فضاهای سبز از یک سو موجب بهبود وضعیت زیست محیطی شهرها می شود، و از سوی دیگر شرایط مناسبی را برای گذران اوقات فراغت شهروندان تعبیه می‌کند. علاوه بر اینها، دارای عملکردهای کالبدی نیز می‌باشد.
اثرات فضای سبز شهری از دیدگاه زیست محیطی مواردی چون کاهش آلودگی هوا، کاهش آلودگی صوتی، بهبود شرایط بیوکلیماتیک در شهر، افزایش نفوذپذیری خاک و تأثیر مثبت بر چرخه آب در محیط زیست شهری و افزایش کیفیت آبهای زیرزمینی را شامل میشود. فضای سبز میتواند به طور قابل توجهی دمای هوا را کاهش دهد و یا به تلطیف هوا کمک کند. در بررسی اثرات روانی ـ اجتماعی فضای سبز باید گفت که انسان ، در هر شرایطی ، روزانه به چند ساعت فضای ساکت و آرام نیاز دارد که فضای سبز میتواند این فضا را تأمین نماید.
فضای سبز شهری به عنوان بخش جاندار محیط شهری مکمل بخش بی‌جان شهر، یعنی ساختار کالبدی شهر، می باشد. در این خصوص، فضای سبز میتواند به عنوان لبه شهر، آرایش دهنده شبکه راهها و تفکیک کننده فضاهای شهری ایفای نقش نماید.
+ نوشته شده توسط در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 21:33 |
امروزه با توجه به بحثهای جدی شکل گرفته در زمینه توسعه روشهای آبیاری نوین به منظور استفاده بهینه و موثر از منابع آبی و مقابله با محدودیتهای آبی بوجود آمده در دنیا، موضوع مدیریت و نگهداری این نوع سیستمها نیز مطرح می شود. اعمال صحیح این نوع مدیریت در تداوم بکار گیری این نوع سیستمها و حفاظت از منابع آبی نسبت مستقیم داشته و فرهنگ گسترش صحیح این نوع سیستمها را بهمراه خواهد داشت.
عدم رعایت رفتار صحیح در نگهداری و بهره برداری از این سیستمها عواقب ناگواری در بسیاری از مناطق دنیا بهمراه داشته به طوری که علی رقم سرمایه گذاریهای سنگین در این بخش نه تنها فرهنگ استفاده و گسترش بکارگیری سیستمهای آبیاری رشدی نشان نداده بلکه تاثیر منفی در اذهان و تفکرکشاورزان آن مناطق را بهمراه داشته است.
از این رو متن حاضر قدمی است هر چند کوچک در شناساندن رفتار های عملی در نحوه نگهداری و مدیریت بهره برداری از اینگونه سیستمها. در متن حاضر نخست به مدیریت اسید شویی به منظور پیشگیری از انسداد اجزای سیستمهای آبیاری قطره ای پرداخته شده است، امید است در آینده نزدیک به دیگر ارکان مدیریت بهره برداری و نگهداری سیستمهای آبیاری تحت فشار پرداخته شود.
اسید شویی
اسید در سیستمهای آبیاری به منظور شستشوی رسوبات تثبیت شده درون لوله ها و قطره چکانها که ناشی از مواد شیمیایی محلول در آب آبیاری می باشد کاربردهای فراوانی دارد. این نوع رسوبات یا از آب آبیاری ناشی شده(به دلیل وجود بی کربنات و کربنات کلسیم به میزان بالاتر از حد مجاز 200 ppm ) و یا به دلیل بکار گیری و تزریق کودهای محلول نا مرغوب در آب آبیاری بوجود می آید. جهت تزریق کود به درون سیستم آبیاری می بایست از کودهای اسیدی که خود به دلیل داشتن pH بسیار پایین موجب نگهداری مناسب سیستم می شوند استفاده نمود.
البته از اسید علاوه بر بر طرف نمودن انسداد در قطره چکانها ، جهت ارتقای مشخصات فیزیکی و شیمیایی خاک مزرعه نیز استفاده می گردد که در این مورد پس از آزمایش خاک با کارشناس خاکشناسی خبره می بایست مشورت شود.
نحوه اسید شویی
جهت اجرای موثر اسید شویی می بایست pH آب آبیاری هنگام کار در سیستم بین 2 الی 3 پایین آورده شود در این حالت آب آبیاری قادر خواهد بود ذرات رسوب درون قطره چکانها و لوله ها را حل کرده و به بیرون هدایت کند.
همگام تزریق اسید دقت شود به ریشه های حساس گیاهان صدمه ای وارد نشود. در صورت رعایت موارد زیر میزان خسارت احتمالی به ریشه گیاهان به حداقل خواهد رسید:
1- قبل از تزریق اسید با آبیاری میزان آب موجود در خاک را به ظرفیت مزرعه برسانید(در این حالت اسید به محض ورود به خاک رقیق شده و میزان خسارت به حداقل می رسد)
2- مدت تزریق اسید در شبکه به دقت محاسبه شود.
3- پس از تزریق اسید به شبکه سیستم به مدت حداقل 1 ساعت به حالت خاموش در آید تا اسید به صورت کامل رسوبات را حل نماید. با انجام این عمل خاصیت اسیدیته محلول خروجی نیز
کاهش می یابد.
4- پس از خروج اسید از سیستم، شبکه حداقل برابر مدت تزریق اسید با آب شستشو داده شود.
5- جهت اطمینان بیشتر از خروج اسید از محیط رشد ریشه بهتر است به مدت 2 ساعت خاک زراعی تحت آبیاری قطره ای قرارگیرد.
توجه نمایید در هنگام کار با انواع اسید تمامی نکات ایمنی لازم در هنگام بکار گیری و تزریق آن را رعایت نموده و هنگام رقیق نمودن اسید همواره اسید را به آب اضافه نمایید. از آنجایی که برخی از فلزات مانند آهن در برابر اسید مقاوم نیستند بنابر این قبل از تزریق اسید به درون سیستم از جنس کلیه قطعات نصب شده بر روی سیستم خود آگاه شوید. لوازم ساخته شده از جنس پلی اتیلن و پی وی سی معمولا در برابر اسید مقاوم هستند.
اسیدهای مناسب جهت شستشوی سیستم به شرح زیر می باشد:
- اسید هیدروکلریک
- اسید سولفوریک
- اسید فسفریک

محاسبه زمان تزریق اسید درون سیستم
جهت تزریق اسید درون سیستم می بایست اسید درون کل سیستم نفوذ کرده و کل بخشهای آن را از رسوب شستشو دهد. به همین دلیل باید اطلاعاتی نظیر فاصله محل تزریق تا دورترین عضوسیستم (L) و حداقل سرعت حرکت آب درون لوله آبیاری (V) دراختیار باشد.
با داشتن اطلاعات فوق و با استفاده از فرمول زیر می توانزمان مناسب جهت تزریق اسید به درون سیستم را به نحوی که اثر حل کنندگی اسید در کل سیستم بروز کند بدست می آید:
T=L / V
که در آن: v حداقل سرعت آب درون لوله بر حسب متر بر ثانیه (m/s) ، L فاصله محل تزریق از دورترین خروجی دریپر بر حسب متر (m) و T زمان لازم جهت تزریق اسید درون سیستم
بر حسب ثانیه (s) می باشد.
بدین ترتیب با تزریق اسید در مدت زمان بدست آمده مطمئن خواهیم بود که اسید به تمام بخشهای سیستم راه یافته است.

نحوه کالیبره کردن اسید در آب آبیاری(نسبت اسید موردنیاز در آب)
جهت برآورد نسبت اسید مورد نیاز درآب آبیاری می بایست جهت هر ایستگاه آزمایش جداگانه ای صورت داد. مثال زیر اقدامات لازم جهت انجام آزمایش فوق را تشریح می کند:
آب آبیاری چاهی دارای pH 7.5 می باشد، pH مورد نیاز جهت شستشو معمولا 2 الی 3 می باشد. جهت انجام آزمایش ظرف 10لیتری از آب آبیاری را آماده کرده و با کاغذ مخصوص pH متر، pH آن را اندازه می گیریم (pH=7.5) . در مراحل مختلف و در هر مرحله 1 میلیلیتر از اسید مورد نظر را به ظرف اضافه
کرده و مجددا pH را اندازه میگیریم تا pH مورد نظر به عدد 2 نزدیک شود. در این آزمایش برای 10 لیتر آب 6 میلیلیتر اسید مصرف شد تا pH به عدد 2 برسد. بنابراین نسبت اسید مورد نیاز 600 میلیلیتر به ازای هر 1000 لیتر می باشد.

محاسبه دبی تزریق اسید درون سیستم
با داشتن اطلاعاتی نظیر دبی کل سیستم Q برحسب متر مکعب در ساعت (m3/h) و نسبت اسید مورد نیازR بر حسب میلیلیتر در متر مکعب (ml/m3) می توان میزان دبی مورد نیاز جهت تزریق اسید I بر حسب میلیلیتر در ساعت (ml/h) را مشخص نمود:
I = R . Q
میزان کل اسید مورد نیاز جهت تزریق با استفاده از زمان مورد نیاز بدست آمده از محاسبات پیشین بدست خواهد آمد.
مثال: در سیستم آبیاری مزرعه ای 30 دقیقه زمان لازم است تا آب به دورترین نقطه سیستم برسد. دبی کل سیستم 31 مترمکعب در ساعت و بر اساس آزمایش فوق غلظت اسید مورد نیاز درون سیستم 600 میلیلیتر در متر مکعب می باشد. میزان دبی تزریق اسید به سیستم چه میزان است ؟
I = R . Q , I= 31 . 600 , I = 18,600 ml/h ,
I=18.6 lt/h
بنابراین دبی تزریق اسید می بایست برابر 18.6 لیتر در ساعت باشد و این عمل به مدت 30 دقیقه ادامه داشته باشد. پس میزان کل اسید مورد نیاز ما 9.3 لیتر می باشد.

لوازم مورد نیاز جهت اسید شویی
جهت تزریق اسید به درون سیستم آبیاری همان لوازمی بکار میرود که در هنگام تزریق کود از آنها استفاده می شود مکانیزم سیستمهای آبیاری قطره ای به صورتی است که با راندمان بالای 85 در صد آب مورد نیاز تبخیر و تعرق گیاه را به محیط رشد ریشه ها می رساند همین امر و همچنین ارزش بالای کودهای مورد نیاز گیاه موجب گشته تا از سالها پیش متخصصین تغزیه گیاه به فکر رساندن عناصر غذایی مورد نیاز گیاه به همین شیوه با راندمان بالا باشند(Fertigation). راههایی که تا کنون جهت تزریق کود و اسید در سیستمهای
آبیاری بکار گرفته شده متنوع می باشد. یکی از بصرفه ترین و موثر ترین این شیوه ها استفاده از ونتوری تزریق کننده (Mazzei Injector) می باشد که با راندمان بسیار بالا و با غلظت کاملا یکنواخت محلول کود را به درون سیستم هدایت می کند. مسئله مهمی که در این پروسه هنگام تزریق کود جلوه می کند درصد حلالیت کود، درجه اشباع و pH آن می باشد.
متاسفانه بکارگیری کودهایی با کیفیت بسیار نازل باعث بروز خساراتی جبران ناپذیر به سیستم آبیاری می شوند. در این
زمینه و قبل از تهیه کود جهت تزریق بدرون سیستم آبیاری می بایست با کارشناسان مربوطه مشورت شود. اخیرا کودهای UNEC علاوه بر تامین نیاز غذایی گیاهان، با پایین آوردن pH آب آبیاری در حد 4-3 باعث عدم رسوب گذاری املاح محلول در آب گشته و علاوه بر آن بتدریج با عث شستشوی رسوبات پیشین نیز
می گردند. این نوع کودها در حال حاضر بسیار مطرح بوده و هر سال استفاده کنندگان از سیستمهای آبیاری مخصوصا سیستمهای قطره ای را به خود جلب می کند.
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 21:14 |
نحوه گرفتگی فیزیکی:
منابع آبی داری ذرات ماسه به بزرگی دهانه ورودی و خروجی قطره چکانها از مهمترین عواملی هستند که باعث گرفتگی قطره چکانها از نوع فیزیکی می شوند. بنابراین انتخاب نوع قطره چکان نیز در پیشگیری از گرفتگی فیزیکی نقش موثری دارد. معمولا منابع آبی زیرزمینی می تواند حاوی ذرات شن و ماسه مضر باشد. حتی اگر غلظت ذرات موجود در آب آبیاری به میزان 500 ppm برسد در صورتی که از سیستم فیلتراسیون مناسب استفاده شود مشکلی پیش نخواهد آمد. نحوه گرفتگی بیولوژیکی:
معمولا سلولهای باکتریایی و همچنین جلبکها آنقدر کوچک هستند که براحتی از فیلتر های آبیاری عبور می کنند و موجب مسدود شدن قطره چکانها در سیستمهای قطره ای می گردند. معمولا سیستمهای آبیاری قطره ای نیز محیط مناسبی جهت رشد اینگونه موجودات هستند. بعلاوه اگر آب آبیاری از منابع آبهای سطحی تامین شود می تواند حاوی خزه، حلزون و قطعات گیاهی باشد که باید از ورودشان به سیستم جلوگیری شود. جهت جلوگیری از ورود ذرات بسیار درشت به سیستم می بایست از محفظه های توری مناسب در لوله مکش پمپ استفاده نمود. در مواردی که در بالا به آن اشاره شد وجود یک فیلتر شن مناسب قبل از فیلتر دیسکی اجتناب ناپذیر می باشد.
فیلتر های مناسب جهت مقابله با رسوبات فیزیکی وبیولوژیکی:
1- هیدروسیکلون:‌ از فیلتر های اولیه مجموعه سیستم کنترل می باشد و صرفا ذرات شن بزرگتر از 1 میلیمتر را می تواند جدا سازد. معمولا جهت استفاده از منابع آبهای سطحی با کیفیت نامطمئن، هیدروسیکلون نقش مهمی جهت تصفیه ذرات درشت ایفا می کند. در کل یک هیدروسیکلون می تواند تا 90
درصد ذرات شن و ماسه با دانه بندی متوسط را تصفیه کند.
معمولا بسته به غلظت مواد معلق در آب آبیاری محفظه زیرین آن می بایست بین هر 3 الی 10 روز یکبار باز بینی شود.
2- فیلتر شنی: فیلتر شن که پس از هیدروسیکلون قرار می گیرد عامل بسیار موثری در تصفیه عوامل آلی و جلبکها می باشد در حالی که می تواند درصد مناسبی از ذرات معلق بزرگتر از 0.5 میلیمتر را نیز در خود نگاه دارد(بسته به اندازه دانه بندی درون فیلتر). میزان جریان عبوری مجاز در فیلتر های شنی نباید از حدود 1000 لیتر در دقیقه در هر متر مربع مساحت مقطع، تجاوز نماید. در صورت بروز افت فشار معادل
حدود 0.8 اتمسفر بین ورودی و خروجی فیلتر می بایست فیلتر ها شستشو شوند بدین معنی که جریان آب در محفظه ها عکس شده تا ذرات تصفیه شده مابین دانه های فیلتر از آن خارج شوند.
باید دقت شود در هنگام شستشو از آب تصفیه شده استفاده گردد. در جدول زیر جدول انواع فیلتر های شنی ارائه شده است
شماره فیلتر شنیجنس دانه های محفظهاندازه متوسط دانه هامش
8ذرات گرانیت خرد شده1.5 mm100-140
11ذرات گرانیت خرد شده0.78 mm140-200
16ذرات سیلیس خرد شده0.66 mm140-200
20ذرات سیلیس خرد شده0.46 mm200-230
30ذرات سیلیس خرد شده0.34 mm230-400

3-فیلتر دیسکی یا توری: فیلتر های دیسکی معمولا جهت جلوگیری از عبور ذرات در شت تر از 100 میکرونی یا به عیارتی ذرات بین 300 الی 100 میکرونی (0.3 -0.1 م م) بکارمی روند و در میان ذرات گرفتار شده در این نوع فیلتر ها می توان انواع شن و ماسه های ریز دانه، ذرات جلبک و مواد
ارگانیک عبور کرده از فیلتر های قبلی را نیز مشاهده نمود.
بنابر این در یک ایستگاه مرکزی در سیستمهای آبیاری قطره ای، این نوع فیلتر آخرین فیلتر می باشد و از اهمیت ویژه ای مخصوصا در سیستمهایی که در آن قطره چکانها و یا نوارهای آبیاری قطره ای از حساسیت ویژه ای برخودار هستند، برخوردار می باشد. در کل فیلتر های دیسکی یا توری با مش مناسب یکی از حساس ترین عضوهای سیستم کنترل مرکزی می باشند. در این نوع سیستم ها پیشنهاد می شود تا در صورت بروز افت فشار به میزان 0.7 اتمسفر بین دو سر ورودی و خروجی فیلتر، فیلتر شستشو(backwash) شود. شستشو در صورت پکیج بودن سیستم مراحل سهلی داشته و تنها با باز و بسته کردن دو شیر جهت هر فیلتر
به صورت متوالی امکان پذیر می باشد. در غیر این صورت معمولا با باز شدن محفظه آن اقدام به تمیز نمودن دیسکها می شود. اخیرا فیلتر های دیسکی از نوع تلفیق دیسک های شبکه ای با نام فیلتر های دیسکی 3 بعدی این امکان را به مصرف کننده می دهد تا با افزایش سطح جانبی فیلتراسیون به میزان 10 برابر فیلترهای دیسکی پیشین و افزایش راندمان و کاهش افت فشار، دفعات شستشو در یک دوره کاری کاهش داده شود.
بعلاوه شستشوی دیسکهای شبکه ای در این نوع سیستمها بسیار ساده تر از دیسکهای پیشین می باشد.
نکته مهمی که در طراحی سیستمهای فیلتراسیون می بایست به آن توجه نمود کارایی فیلتر های مختلف و کاربرد متفاوت آنها می باشد. به عنوان مثال هیچگاه نمی توان بدلیل ریز مش بودن فیلتر های دیسکی از نصب هیدروسیکلون و فیلتر شن صرفنظرنمود مگر در مواردی خاص و پس از تحقیق و آزمونهای مختلف
به حذف برخی از فیلتر ها از چرخه فیلتراسیون اقدام نمود.

نحوه گرفتگی شیمیایی:
بیش از 90 درصد گرفتگی های شیمیایی در سیستمهای آبیاری معمولا از دو عامل 'کربنات کلسیم'(CaCO3) و 'آهن' نشات می گیرد. کربنات کلسیم به دو صورت زیر قابل رسوب گذاری می باشد: 1- تبخیر آب و باقی گذاردن نمکهای موجود در آب که بیشتر در دهانه قطره چکانها صورت می گیرد. 2- افزایش دما و
یا pH که باعث کاهش حلالیت کربنات کلسیم در آب شده و با واکنش با سایر فلزات موجود در آب از جمله Ca با عث رسوب کربناتها در لوله و قطره چکانها می شود. عناصرآهن موجود در آب آبیاری با اکسیداسیون بیولوژیکی مواجه شده و رسوبات اکسید آهن با رسوب در آب موجب گرفتگی دریپر ها می شود.
تزریق مواد شیمیایی به درون سیستم آبیاری:
موارد ذکر شده در زیر تنها در صورتی که آب آبیاری آنالیز شده در سطح مرزی و خطر قرار دارند پیشنهاد می گردد.
1- جلوگیری از رسوب کربنات کلسیم: تزریق دایم اسید سولفوریک، هیدروکلریک و یا فسفریک جهت نگاه داشتن pH آب آبیاری نزدیک به 7 و در مواردی که به صورت موضعی هر یک ماه یکبار تزریق صورت می گردد پایین آوردن pH تا حد 3 و در مواردی که تزریق اسید به منظور بر طرف کردن رسوب تثبیت شده
بکار می رود، pH میبایست تا حد 2 پایین آورده شود. در مواردی که pH به میزان 3 یا پایین تر می رسد جهت جلوگیری از آسیب دیدن ریشه ها مدت تزریق می بایست نهایتا 15-20 دقیقه باشد. در این مورد قبل از تزریق اسید حتما با کارشناسان مشورت کنید. . با تزریق اسید حلالیت کربنات کلسیم بالا رفته و امکان رسوب گذاری کربنات کلسیم پایین می آید. قبل از تزریق خورندگی اتصالات آهنی وآلمینیومی توسط اسید می بایست مد نظر قرار گیرد. معمولا اتصالات پلی اتیلن و پی وی سی نسبت به اسید مقاوم هستند.
2-جلوگیری از رسوب آهن: جهت جلوگیری از رسوب آهن می توان قبل از ورود آب به پمپ آن را به استخر هدایت نموده و عملیات هوادهی صورت گیرد و بدین ترتیب آهن اکسیده شده در کف استخر رسوب نماید. اقدام شیمیایی در این مورد تزریق کلرین به سیستم آبیاری می باشد که در این مورد مسائل زیست محیطی، تثبیت کلرین در خاک و حساسیت گیاهان می بایست در نظر گرفته شود. در مورد میزان و نحوه تزریق کلرین جهت
جلوگیری از رسوبات آهن با کارشناسان مشورت شود.
3-شستشوی گرفتگیهای بیولوژیکی و ارگانیک: جهت جلوگیری از گرفتگی بیولوژیکی در سیستمهای آبیاری تزریق کلرین به صورت دایم به میزان 1 الی 2 ppm پیشنهاد میشود. مدت تزریق می بایست برابر با 10 الی 20 دقیقه جهت دور ترین دریپر درسیستم باشد. اگر گرفتگی شروع شده و در مرحله میانی قرار
دارد غلظت 5 ppm پیشنهاد شده و در صورتی که گرفتگی درمرحله بحرانی قرار گرفته باشد با غلظت 20 الی 30 ppm می توان سیستم را شستشو داد. در کل جهت کنترل رشد بیولوژیکی مواد ارگانیک تزریق دوره ای به روزانه ترجیح داده می شود.
با توجه به اینکه سفید کننده های موجود در بازار که به مصارف خانگی میرسد همه جا در دسترس می باشد می توان از این محلول به جای کلرین استفاده نمود به شرطی که به این نکته که سفید کنننده ها دارای کلرین 5 درصد هستند توجه شود. به عنوان مثال در صورت نیاز به 0.5 لیتر کلرین می بایست 10 لیتر سفید کننده تهیه نمود و در صورت نیاز به تزریق 1 ppmکلرین می بایست سفیدکننده را به غلظت 20 ppm تزریق نمود.
جهت تست و کنترل شستشوی کامل سیستم، غلظت کلرین در هنگام خروج از دریپر ها می بایست مساوی با غلظت کلرین تزریقی باشد. در کل در مورد تزریق کلرین به سیستم آبیاری می بایست نهایت دقت صورت پذیرد تا اثرات سوء آن بر محیط زیست، تثبیت در خاک و حساسیت گیاه کنترل شود.
تزریق کودهای محلول در آب در سیستمهای آبیاری:
مکانیزم سیستمهای آبیاری قطره ای به صورتی است که با راندمان بالای 85 در صد آب مورد نیاز تبخیر و تعرق گیاه را به محیط رشد ریشه ها می رساند همین امر و همچنین ارزش بالای کودهای مورد نیاز گیاه موجب گشته تا از سالها پیش متخصصین تغزیه گیاه به فکر رساندن عناصر غذایی مورد نیازگیاه به همین شیوه با راندمان بالا باشند(Fertigation). راههایی که تا کنون جهت تزریق کود در سیستمهای آبیاری بکار
گرفته شده متنوع می باشد. یکی از بصرفه ترین و موثر ترین این شیوه ها استفاده از ونتوری تزریق کود(Mazzei Injector)می باشد که با راندمن بسیار بالا و با غلظت کاملا یکنواخت محلول کود را به درون سیستم هدایت می کند.
مسئله مهمی که در این پروسه بسیار مهم جلوه می کند درصد حلالیت کود، درجه اشباع و pH آن می باشد. متاسفانه بکارگیری کودهایی با کیفیت بسیار نازل باعث بروز خساراتی جبران ناپذیر به سیستم آبیاری می شوند. در این زمینه و قبل از تهیه کود جهت تزریق بدرون سیستم آبیاری می بایست با کارشناسان مربوطه مشورت شود. اخیرا کودهای UNEC علاوه بر تامین نیاز غذایی گیاهان، با پایین آوردن pH آب آبیاری در
حد 4-3 باعث عدم رسوب گذاری املاح محلول در آب گشته و علاوه بر آن بتدریج با عث شستشوی رسوبات پیشین نیز می گردند. این نوع کودها در حال حاضر بسیار مطرح بوده و هر سال استفاده کنندگان از سیستمهای آبیاری مخصوصا سیستمهای قطره ای را به خود جلب می کند.


• دلایل گرفتگی قطره چکانها

گرفتگی و علایم آنها در سیستمهای آبیاری قطره ای علل مختلفی دارد :

1- گرفتگی فیزیکی (رسوبات معلق غیر محلول)

2- گرفتگی بیولوژیکی و مواد آلی (باکتری ها وجلبک)

3- گرفتگی شیمیایی (مواد محلول در آب)

گرفتگی در سیستم آبیاری می تواند همزمان هر سه نوع موارد بالا را شامل شود. ولی در کل دلیل گرفتگی در سیستم آبیاری بستگی به نوع منبع تامین آب در آن سیستم دارد. منابع آب در سیستمهای آبیاری دو گروه هستند :

- منابع زیر زمینی نظیر چاههای آب عمیق و نیمه عمیق

- منابع آب سطحی مانند رودخانه ها ، کانالهای رو باز و شبکه های آبیاری

• آنالیز آب آبیاری

با آزمایش آب آبیاری و آنالیز آن که معمولا در آزمایشگاه های آب و خاک سراسر کشور صورت می پذیرد می توان تصمیم لازم در مورد چگونگی مدیریت سیستم فیلتراسیون و شستشوی شیمیایی لوله های آبیاری به صورتی که باعث رسوب برداری از لوله ها و قطره چکانها می گردد را عملی نمود. بنابر این در اولین قدم می بایست نتیجه آب آبیاری بهمراه آنالیز آن را در دست داشت.

در جدول زیر پارامتر های لازم جهت کنترل آب آبیاری از هر گونه ذرات مضر مشخص شده است. البته باید در نظر داشت که در صورتی که آب آبیاری از عمق بیش از 30 متری تامین می شود، پارامتر 'جمعیت باکتریایی' کم اهمیت و زمانی که آب از منبع سطحی تامین می شود، پارامتر سولفید هیدروژن کم اهمیت خواهند شد.

 

پارامتر های اندازه گیری شده و قابل تحلیل در نتایج آنالیز آب آبیاری

میزان پر خطر

شرایط مرزی

میزان بی خطر

پارامتر

>100 ppm

50-100 ppm

<50 ppm

ذرات فیزیکی معلق

>7.5

7.0 – 7.5

<7.0

pH

>2000 ppm

500 - 2000 ppm

<500 ppm

مواد محلول

>1.5 ppm

0.1 - 1.5 ppm

<0.1 ppm

Mn

>1.5 ppm

0.1 - 1.5 ppm

<0.1 ppm

Fe

>2.0 ppm

0.2 - 2.0 ppm

<0.2 ppm

HS

>300 ppm

150 - 300 ppm

<150 ppm

سختی(CaCO3)

>500,000 c/l

100,000 - 500,000 c/l

<100,000 c/l

جمعیت باکتریایی*

واحد در هر لیتر آب آبیاری *c/l =

یک در ملیون یا میلی گرم در لیترppm =

+ نوشته شده توسط در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 21:13 |
کم آبی در گیاهان به صورت علایمی مانند توقف رشد , کوچکتر شدن برگ , کوتاه شدن فاصله میان گره ها , بد شکل شدن برگ ها , سوختگی حاشیه برگ ها و ریزش برگ در گیاهان حساس به ریزش برگ مشاهده می شود . علایم کمبود آب در گل داوودی شامل تیره شدن برگ ها و در بگونیا به صورت خاکستری شدن برگ ها دیده می شود.

پر آبی به صورت علایمی مانند افزایش ارتفاع گیاه , آبدار شدن ساقه و نرم و شکننده شدن و گاهی پژمردگی و مرگ گیاه (در معرض نور ) , کاهش اکسیژن و صدمه به ریشه و عدم جذب آب و مواد غذایی و در نهایت پژمردگی و توقف رشد نمایان می شود . پر آبی به معنی مصرف بیش از حد آب در هر دور آبیاری نیست بلکه نشان دهنده تکرار دفعات استفاده از آب است . در زمستان گیاهان در مدت طولانی در معرض آب و هوای ابری هستند و معمولا یک یا دو روز در معرض هوای آفتابی قرار می گیرند . گیاهانی که به نور کم عادت کرده اند نمی توانند به سرعت به شدت نور زیاد پاسخ دهند در نتیجه مقدار آب کمی که از طریق ریشه ها جذب می شود نمی تواند مقدار آب از دست رفته از طریق تعرق را جبران نماید و پژمردگی اتفاق می افتد در این حالت ممکن است تصور شود که گیاه به آبیاری نیاز دارد ولی آبیاری مشکل را حادتر می کند . کندن خاک نشان می دهد که خاک مرطوب اما سرد است . پس سرما عامل اصلی است و ریشه ها نمی توانند آب جذب کنند .

زمان آبیاری : مدیریت آبیاری عامل اصلی در موفقیت کشت است . نیاز های رطوبتی گیاه با مرحله رشد فرق می کند و داننهال نسبت به گیاه بالغ به آب کمتری نیاز دارد . فصل سال بر میزان آب مورد نیاز موثر است . میزان نیاز آبی در تابستان بیشتر از زمستان است . نوع بستر رشد به کار رفته , سیستم حرارتی , نوع گلدان و نوع محصول نیز بر میزان نیاز آبی موثر است . بهترین روش برای راهنمایی کشاورز برای آبیاری استفاده از تجربیات سال های گذشته است که چه مقدار آب مصرف شده و واکنش گیاه به آن چگونه بوده است . ساده ترین روش استفاده از تانسیومتر است .

باید در زمان مناسب زمین یا گلدان را به خوبی آبیاری کرد . آبیاری ناقص (مثلا اگر نصف آب مورد نیاز داده شود) باعث می شود فقط نیمه بالایی سطح خاک خیس شده و نیمه دیگر آن خشگ باقی بماند و گیاه زود تر از موعد مقرر نیاز آبیاری مجدد پیدا می کند . و تکرار این عمل باعث صدمه به ریشه واز بین رفتن آن می شود . مقدار آب خارجی از گلدان باید حدود 15 – 10 درصد آب داده شده به گلدان باشد تا باعث شستشوی املاح از خاک و جلوگیری از تجمع آن شود .

به طور کلی هر متر مربع بستر کشت به عمق 1 سانتی متر به 1/1 لیتر آب و هر متر مربع کاشت با 18 سانتی متر عمق به 20 لیتر آب نیاز دارد .

PH آب آبیاری : بهترینPH بین 5/5 تا 7 متغیر است . خاک اره نرم و ظروف تورب یا پیت باعث کاهش PH آب و اسیدی شدن آن می شود .

سیستم های آبیاری : در گلخانه ها روش های مختلفی جهت آبیاری گیاهان مورد استفاده قرار می گیرد که مهمترین آن ها به اختصار شرح داده می شود .

آبیاری دستی :آبیاری دستی ابتدایی ترین و متداول ترین روش است . از معایب آن می توان به زیاد شدن هزینه کارگری . اتلاف وقت , شسته شدن خاک و پاشیدن گل روی شاخساره گیاهان اشاره نمود . در این روش باید تمام گلخانه را لوله کشی کرد و شیر های آب در دو طرف سطح زمین انجام شود چون فشار آب موجب شسته شدن سطح خاک و فشردگی آن می شود . با استفاده از سر شیلنگ فشار آب کاهش می یابد .

آبیاری قطره ای : در این روش آبیاری از لوله پلاستیکی و پلی وینیل کلرید استفاده می شود (لوله نوع دوم نیازی به قیم نداشته و لنگر نمی اندازد) . بسته به دما , نوع خاک و گیاه حدود یک لیتر آب در متر مربع لازم است . از مزایای این روش می توان به شسته شدن نمک خاک , صرفه جویی در آب از طریق پخش مستقیم آب در اطراف ریشه و تسهیل کوددهی اشاره کرد .

آبیاری مه افشانی یا میست :در این روش پخش آب به صورت قطرات ریز در محیط کشت برخی از گیاهان زینتی و قلمه ها صورت می گیرد . پخش متناوب آب باعث کاهش دما و افزایش رطوبت در اطراف قلمه ها و در نهایت پایین آمدن تبخیر و تعرق می شود .

آبیاری زیر زمینی : در این روش با خاصیت کاپیلاریته آب بیشتری در دسترس گیاهان قرار می گیرد . در روش کشت مستقیم گیاه , در قسمت تحتانی یک لوله سفال به شکل 8 قرار داده می شود . کف بستر مقداری سنگریزه ریخته و به آن خاک اضافه می کنند و سپس گیاهان را داخل آن می کارند . در بهار و تابستان و اوایل پاییز با غرقاب کردن بستر آبیاری انجام می گیرد و مازاد آب خارج می شود . روش های دیگر آبیاری بستر کشت گیاهان گلخانه ی از روش های ذیل نیز استفاده می شود : آبیاری بارانی , آبیاری ثقلی(میکرودریپ), آبیاری نورانی, مه پاشی دینامیکی

منبع:وبلاگ مهندسی کشاورزی
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 21:12 |
برنج یکی از مهمترین منابع تامین غذای نیمی از مردم ایران است. برنج در ایران بعد از گندم به عنوان مهمترین غله به شمار می آید به طوریکه سرانه مصرف هر ایرانی بالغ بر 38 کیلوگرم در سال می باشد. استانهای شمالی گیلان و مازندران با در اختیار داشتن 70 درصد سطح زیر کشت کل کشور از مناطق مهم برنج خیز می باشند. طبق آمار دفتر برنج سازمان جهاد کشاورزی استان در سال 82 مساحت شالیزارهای استان گیلان به حدود 200 هزار هکتار و تولید شالی آن به حدود یک میلیون تن در سال بر آورد می شود. کشت رقم محلی هاشمی به علت کیفیت بالا ،مرغوبیت،عطر و طعم بسیار خوب،قیمت مناسب و بازارپسندی در بین شالیکاران این استان رواج بسیاری دارد. اگر چه سهولت اجراء ، حذف و یا کاهش هزینه های اضافی ناشی از آبیاری متناوب ، کنترل بهتر علف هرز و آرامش روانی شالیکار، اطمینان از فراهم بودن مهمترین عامل تاثیرگذار در کشت، از مزایای روش معمول کشت برنج یعنی ایجاد کرتهای کوچک و غرقاب نمودن آن تا ارتفاع مناسب در طول فصل رویش می باشد ولی عدم زهکشی میان فصلی، اثرات منفی زیست محیطی و مصرف بالای آب از معایب آن به شمار می رود.

یکی از روشهای موجود برای کاهش مصرف آب در کشت برنج قطع موقت آبیاری و تغییر روش آبیاری از حالت سنتی به روش غرقاب دائم به روش آبیاری متناوب با اعمال دور آبیاری مناسب می باشد(5). ولی همواره یافتن دورآبیاری مناسب که ضمن کاهش مصرف آب تغییری در میزان عملکرد ایجاد نکند، مسئله مهیا بوده است. این نشریه سعی دارد بر اساس تحقیقات انجام یافته توسطمحققین موسسه تحقیقات برنج کشور اولا به پرسش فوق جواب مناسبی ارائه نموده،سپس به بررسی اثرات جانبی این تغییر در روش آبیاری بپردازد(1،2،3و4). نقش آب در کشت برنج محدود به تامین نیاز آبی گیاه نمی شود. آب به عنوان یک عامل مهم و موثر در کنترل علفهای هرز شالیزار شناخته شده است. وضعیت غرقاب نه فقط رشد علفهای هرز را کاهش می دهد بلکه کارایی علف کش ها را بالا می برد.


خزانه
خزانه برنج به قطعه زمین کوچکی گفته می شود که در داخل زمین اصلی یا خارج از مزرعه قرار داشته و محل پرورش نشای اولیه تا زمان انتقال به زمین اصلی استو به همین دلیل از اهمیت خاصی برخوردار است. وجود نشاء سالم منجر به بوته های قوی و در نتیجه باعث محصول بیشتر می شود. به منظور برخورداری از باران اوائل فصل بهار بهتر است که در ابتدای سال به آماده سازی خزانه پرداخت ولی به دلیل حساسیت ارقام برنج نسبت به تنش سرما و از بین رفتن نشاء ها در اثر سرمای اوائل بهار و کمک به زودرس کردن نشاء ها ، بهتر است خزانه با نایلون پوشانیده شود. آب در خزانه با حل کردن مواد غذایی خاک و انتقال آن به نشاء و کنترل دما و جلوگیری از سرمازدگی آن دو نقش عمده را در خزانه ایفا می کند لذا به جز مواقع زهکشی موقتی که به منظور تحریک ریشه ها انجام می گیرد باید آب به طور دائم در پای بوته ها در جریان باشد. برای آگاهی از نحوه ایجاد یک خزانه مناسب می توان به نشریه" مدیریت زراعی خزانه های برنج " انتشارات موسسه تحقیقات برنج کشور مراجعه نمود.

 

نمایی از خزانه برنج در موسسه تحقیقات برنج کشور


آماده سازی زمین
روش معمول آماده سازی بستر برنج شخم اولیه و ثانویه با تیلر و سپس گلخرابی با پیشکاول می باشد. بدین ترتیب ضمن بوجود آوردن سطحی صاف و مناسب برای کشت برنج با به هم زدن و از بین بردن ساختمان خاک لایه ای بسیار سفت و مقاوم در برابر نفوذ آب در کف شالیزار ایجاد می شود که در حفظ آب و ایجادایستابی در شالیزار استان گیلان حدود 5 میلیمتر در روز می باشد. این مقدار بسته به بافت خاک و مقدار رس موجود در خاک می تواند متفاوت باشد. لذا برای حفظ آب و جلوگیری از افت بی رویه و غیر ضروری آن در شالیزار شخم مناسب از اهمیت ویژه ای بر خوردار می باشد.

بر اساس آمار موجود در اداره هواشناسی کشاورزی رشت متوسط 8 ساله بارندگی در ماههای اسفند، فروردین و اردیبهشت به ترتیب 115،84،66 میلیمتر است که با مجموع 265 میلیمتر 21 درصد بارندگی سالیانه را تشکیل می دهد. بنابراین برای بهره برداری از بارندگی های بهاره می توان شخم اول را در اواخر اسفند سال قبل و یا اوائل بهار انجام داد.

پس با انجام آماده سازی و تسطیح و یا در مواردی که ناچار به جابجایی زیاد خاک می شوید از تخلیه آب داخل کرتها به مدت 24 ساعت خودداری گردد تا در طی این مدت با ته نشین شدن مواد معلق داخل آب ضمن حفظ خاک داخل کرتها تسطیح بهتری بدست آید.

تسطیح مناسب زمین از اهمیت زیادی بر خوردار است لازم است در تسطیح زمین دقت کافی به عمل آیدتا از عدم یکنواختی که خود باعث اتلاف آب می شود جلوگیری گردد. عدم یکنواختی مزرعه باعث دور بودن بوته های که روی نقاط مرتفع کاشته شده اند از آب می شود.


نشاء
معمولا 25 -30 روز پس از بذر پاشی در خزانه وقتی که نشاء ها 3 – 2 برگی هستند، اقدام به انتقال آنها به زمین اصلی می شود. برای نشاء کاری ابتدا آب درون کرتها تخلیه شده سپس نشاء کاری با فاصله مناسب که از طرف محققان و مروجان توصیه می شود انجام می گیرد . فاصله مناسب کاشت ارقام محلی ( مانند هاشمی ) 20  در 20 سانتیمتر به تعداد 4-3 بوته می باشد.

در صورت کشت مکانیزه باید فاصله توسط دستگاه رعایت گردد در غیر این صورت می توان از مارکر استفاده نمود. در صورتیکه هیچکدام از وسایل فوق در اختیار نباشد به صورت حدودی و تقریبی فاصله مناسب رعایت گردد. برای اینکه گیاه فرصت استقرار خود در مزرعه را داشته باشد و به منظور تقویت رشد ریشه اغلب اوقات شروع آبیاری به روز بعد از نشاکاری موکول می شود.


آبیاری
به منظور جلوکیری از هر گونه تنش خشکی در ابتدای رشد امکان استقرار مناسب نشاءها و جلوگیری از رشد علف های هرز تا دو هفته پس از نشاء کاری سطح مزرعه غرقاب نگه داشته شود. ارتفاع آب براساس توصیه های موسسه بین المللی تحقیقات برنج – ایری 5 سانتیمتر (7-3 سانتی متر ) می باشد. پس از این دوره می توان به انجام آبیاری تناوبی اقدام نمود. بدین نحو که پس از بستن تمامی خروجی های کرت و بعد از هر آبیاری تا ارتفاع 5 سانتیمتر به مدت 8 روز آبیاری متوقف می شود و بعد از بازگشت این دوره هشت روزه، در روز نهم آبیاری بعدی تا ارتفاع 5 سانتیمتر انجام می گیرد. می توان با استفاده از پوشش پلاستیکی روی مرزها را پوشاند تا از اتلاف آب از طریق مرزها جلوگیری کرد. لازم است این پوشش در دو طرف مرزها تا عمق 30-20 سانتی متر داخل خاک فرو رود.

 

غرقاب دائم                                                  آبیاری تناوبی


به دلیل حساسیت زیاد برنج به تنش آبی در زمان گلدهی لازم است ، طی این دوره ( به مدت یک هفته ) آبیاری تناوبی اعمال نگردد تا از هر گونه افت و کاهش محصول جلوگیری گردد.

در طی این مدت تمام مزرعه به صورت غرقاب دائم آبیاری شود. 10 روز قبل از برداشت آبیاری قطع گردد تا درهنگام درو به راحتی بتوان در مزرعه رفت و آمد نمود و محصول برداشت شده را به بیرون از زمین انتقال داد. در صورت مشاهده آبدزدک، می توان با استفاده از روش طعمه مسموم (سبوس برنج ، سم کارباریل پودر وتابل 85%) و یا سموم مشابه مانند گرانول 10 درصد دیازینون را به میزان 15 کیلو گرم در هکتار روی مرزها پاشید و با آن به مبارزه پرداخت.

دیگر مراحل زراعی مثل کود پاشی و مبارزه با بیماریها به صورت عرف منطقه انجام می گیرد. همانطوریکه می دانیم آب در برنج علاوه بر تامین نیاز گیاه وظایف دیگری از جمله کنترل علف هرز را به عهده دارد و قطع ایستابی و خشک کردن زمین باعث رشد علف های هرز خواهد شد. لذا برای کنترل علف هرز می توانید از روش مرسوم منطقه که استفاده از علف کش های معمول به مقدار توصیه شده استفاده کنید. در این صورت با توجه به آزمایش انجام یافته توسط نگارندگان در موسسه تحقیقات برنج کشور اعمال این روش ضمن صرفه جویی در آب مصرفی هیچگونه کاهش عملکردی را در پی نخواهد داشت.

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:12 |
سیستم آبیاری سنترپیوت به دلیل هزینه کارگری کم ،
انعطاف پذیری زیاد ، راحتی اجرا و بهره برداری
آسان ، یک سیستم آبیاری انتخابی درامر کشاورزی است
. وقتی که سیستم سنترپیوت درست طراحی شود و به پخش
کننده های آب با راندمان بالا تجهیز شود ، می
تواند در منابع پردازش خود( آب ، انرژی ، زمان )
صرفه جویی نماید ...
بررسی عملکرد و راندمان محصول در روش های آبیاری
LEPA ،SPRAY ، SDI


سیستم آبیاری سنترپیوت به دلیل هزینه کارگری کم ،
انعطاف پذیری زیاد ، راحتی اجرا و بهره برداری
آسان ، یک سیستم آبیاری انتخابی درامر کشاورزی است
. وقتی که سیستم سنترپیوت درست طراحی شود و به پخش
کننده های آب با راندمان بالا تجهیز شود ، می
تواند در منابع پردازش خود( آب ، انرژی ، زمان )
صرفه جویی نماید . از انواع مختلف این پخش کننده
ها می توان به موارد زیر اشاره کرد :
حالت پخش اسپری در ارتفاع متوسط mid-elevation
spray application ))، حالت پخش اسپری در ارتفاع
کم( low-elevation spray applicator ) وحالت پخش
دقیق با انرژی کم( low energy precison
application).
حالت آبیاری موضعی زیرسطحی (subsurface drip
irrigation ) ، به علت راندمان بالا با روش های
ذکر شده قابل قیاس است.راندمان یکنواختی بالای
آبیاری که منجر به تولید محصول و راندمان آب مصرفی
بالا می شود ، بهترین وسیلة مقایسه روش های آبیاری
برای مناطق و محصولات ویژه می باشد .
در آزمایشات مختلف محققان روشهای آبیاری LEPA ،
MESA ، LESA ، SDI با 5 نرخ آبیاری ناقص(I0 ،
I25 ، I50 ، I75 و I100) به صورت نسبت آب تهیه شده
به مقدار آبیاری کامل برای گیاهان مختلف مورد
ارزیابی قرار می گیرد ،که نرخ آبیاری کامل بر اساس
ET پتانسیل محاسبه شده از ET گیاه مبنا و اعمال
ضریب گیاهی محل تعیین می گردد.
براساس مطالعات انجام یافته عملکرد محصول و
راندمان آب مصرفی( WUE ) در نرخ های I25 و I50 تحت
روش SDI بیشتر از دیگر روش های آبیاری است و در
روش LEPA معمولاً بیشتر از Spray ، اما از SDIکمتر
می باشد . روند روش ها در نرخ I100معکوس بوده و
عملکرد محصول و WUE در روش Spray بیشتر از LEPA و
SDI می باشد . در نرخ آبیاری I75، نیز این مطلب
صادق است .
کاهش محصول در آبیاری های کامل در نتیجة راناف
سطحی برای روش LEPA و نفوذ عمقی برای SDI می باشد
. در روش SDI با کاربرد مقادیر کمتر آبیاری نفوذ
کاهش می یابد و تبخیر نیز با کاهش سطح خیش شده
کاهش می یابد و فقط آبی که به بالا حرکت می کند
تبخیر می شود.
هنگامی که روش LEPA با تدابیری از قبیل شیب کمتر
از1 درصد ، کشت دایره ای ، ایجاد خاکریز فارو ،
کنترل رطوبت خاک و برنامة آبیاری مناسب همراه
باشد، بیش از 95 درصد آب در اختیار گیاه قرار
خواهد گرفت .مدیریت راندمان بالای آبیاری Spray
نیز شامل کاربرد نازل هایی با قطرات آب درشتتر ،
اجرای نسبتاً کند پیوست برای تهیة‌ آب کاربردی
عمیق تر و اجتناب از آبیاری اسپری در شرایط باد
شدید می باشد.
منبع:keshavarzejavan.com
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:11 |
آبیاری به معنی پخش آب روی زمین جهت نفوذ در خاک برای استفاده گیاه و تولید محصول می‌باشد. آبیاری و مدیریت آب در مزرعه در عین سادگی هنوز هم از پیچیده‌ترین و به عبارتی از مشکل‌ترین عملیات کشاورزی به شمار می‌رود. بسیاری از متخصصان کشاورزی آبیاری را یک هنر می‌دانند تا علم ، و برخی آن را یک فن قلمداد می‌کنند.
مزایای آبیاری بارانی
•    امکان استفاده در زمنیهای پر شیب.
•    توزیع یکنواخت آب آبیاری در تمام نقاط مزرعه.
•    کمک به رشد بهتر گیاهان با لطیف کردن محیط اطراف گیاهان.
معایب آبیاری بارانی
•    سموم آفت کش و قارچ کش را از روی برگها می‌شوید.
•    تاثیر نامطلوب باد در توزیع یکنواخت آب در این نوع از روشهای آبیاری.
•    هزینه سرمایه گذاری اولیه نسبتا زیاد.
انواع روشهای آبیاری بارانی
یکی از روشهای آبیاری است که آب را توسط آب پاشها به صورت قطرات ریز باران در آورده و در سطح زمین پخش می‌نمایند و رطوبت مورد نیاز گیاه تامین می‌شود. روشهای آبیاری بارانی بر اساس نوع حرکت بال آبیاری به چهار دسته تقسیم می‌شوند: سیستم‌های آبیاری بارانی ثابت ، سیتم‌های بارانی نیمه ثابت ، آبیاری بارانی با جابجایی متناوب ، آبیاری بارانی با جابجایی مداوم.
آبیاری بارانی ثابت
در این روش ، به تعداد کافی بال آبیاری و آبپاش وجود دارد بطوریکه احتیاجی به جابجایی بالهای آبیاری و آبپاشها در طول فصل زراعی نمی‌باشد. در سیستم‌های ثابت ممکن است بالهای آبیاری به صورت ثابت در زیر زمین کار گذاشته شود یا این بالها در ابتدای فصل رشد روی زمین چیده شود و در انتهای فصل رشد جمع شوند.
آبیاری بارانی نیمه ثابت
در این روش ، بالهای آبیاری زیرزمین قرار می‌گیرند و پس از هر آبیاری فقط آبپاشها برروی بال آبیاری جابجا می‌شوند. این کار توسط شیرهای خودکاری که روی بالهای آبیاری نصب شده صورت می‌گیرد.
آبیاری بارانی با جابجایی متناوب
در این روش ، بال آبیاری در حالیکه آب پاشها روی بال آبیاری ثابت می‌باشند، پس از انجام هر آبیاری جابجا شده و به محل اسقرار بعدی منتقل می‌شوند. پس از هر آبیاری ، بال آبیاری از لوله اصلی جدا شده و به محل بعدی منتقل می‌شود. براساس روش انتقال بال آبیاری سیستم‌های آبیاری بارانی با جابجایی متناوب به سه دسته تقسیم می‌شوند.
سیستم آبیاری بارانی جابجایی با دست
در این روش ، لوله‌های اصلی در طول فصل آبیاری ثابت بوده ولی بالهای آبیاری پس از هر آبیاری به همراه آب پاشهای نصب شده روی آنها توسط دست جابجا می‌شوند.
سیستم آبیاری بارانی قطره‌ای کوچک
در این روش ، بال آبیاری شامل لوله‌هایی است که به دور قرقره‌ای پیچیده شده و در فواصل معینی روی لوله اصلی نصب می‌شود. در انتهای هر یک از لوله‌ها ، آبپاشها توسط ارابه کوچک وصل شده‌اند، ‌این آبپاشها در ابتدای آبیاری به انتهای زمین کشیده می‌شوند بطوریکه در این زمان قرقره کاملا باز شده است.
آبیاری بارانی آبفشان غلتان
این نوع سیستم شبیه سیستم آبیاری بارانی جابجایی با دست است با این تفاوت که مجموعه یک بال آبیاری روی چرخهای فلزی سوار شده و کل این مجموعه دارای یک موتور بنزینی است.
سیستم آبیاری بارانی با جابجایی مداوم
در این روش بال آبیاری در موقع عمل آبیاری دارای یک حرکت مداوم و پیوسته است. این سیستم آبیاری شامل سه دسته سیستم آبیاری بارانی آبفشان دوار ، آبفشان خطی و آبفشان قرقره‌ای است.
سیستم آبیاری بارانی آبفشان دوار
در این روش ، بال آبیاری شامل یک سازه بزرگ فلزی است که توسط برجکهایی در ارتفاع بلندتر از گیاه قرار گرفته و حول نقطه مرکزی که در همان نقطه اتصال بال به لوله اصلی است دوران می‌کند. با توجه به نوع حرکت دورانی بال آبیاری ، آبیاری مزارع به صورت دایره‌ای شکل صورت می‌گیرد.
سیستم آبیاری بارانی آبفشان خطی
از لحاظ شکل ظاهری شبیه سیستم آبیاری بارانی آبفشان دوار است با این تفاوت که در این روش ، خط لوله اصلی در کنار زمین قرار گرفته و بال آبیاری در کنار آن حرکت رفت و برگشتی دارد.
سیستم آبیاری بارانی آبفشان قرقره‌ای
در این روش بال آبیاری شامل یک لوله است که از یک طرف به دور یک قرقره بزرگ پیچیده شده و از طرف دیگر به ارابه بزرگی که آبپاش روی آن قرار گرفته متصل می‌شود. برای شروع آبیاری ، معمولا قرقره و ارابه را به کنار زمین و جایی که شیر آب از لوله اصلی وجود دارد منتقل کرده و پس از اتصال قرقره به شیر آب ، ارابه را توسط تراکتور کشیده و به انتهای زمین انتقال می‌دهند.

در این حالت لوله از دور قرقره باز می‌شود. با برقرار شدن جریان لوله توسط موتور ، شیلنگ به دور قرقره جمع می‌شود و ارابه را به طرف قرقره می‌کشد با حرکت ارابه از انتهای زمین به طرف قرقره ، آبیاری یک نوار کامل از عرض زمین انجام می‌گیرد.
+ نوشته شده توسط در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:10 |
آبیاری قطره‌ای عبارتست از روشی که طی آن آب با فشار کم از روزنه یا وسیله‌ای به نام قطره چکان از شبکه خارج و به صورت قطراتی در پای بوته ریخته می‌شود. شبکه‌ای که آب را در سراسر مزرعه توزیع می‌نماید به کمک قطره چکان و با فشار کم در روی زمین پاشیده می‌شود. از مشخصات این روش تحویل آب به گیاه با فشار کم در منطقه ریشه‌ها ، در سطح زمین (در زیر خاک) خواهد بود.

مقدمه
روش آبیاری قطره‌ای سالیان دراز در فرانسه و در کشورهای دیگر برای آبیاری در گلخانه‌ها مورد استفاده بوده است. در ایران این روش در دهه پنجاه ابداع شد و سطوح بزرگی با این روش آبیاری شدند ولی با مرور زمان مزایا و معایب این روش مشخص شد. هزینه‌های زیاد و تکنیک‌های نسبتا پیشرفته این روش و نمکها و مواد جامد معلق در آبهای ایران از معایب آبیاری قطره‌ای بوده و باعث شده که کشاورزان کمتر از این روش آبیاری استفاده کنند ولی این دلیل نیست که روش آبیاری قطره‌ای را مطرود بدانیم و در پی رفع معایب آن باشیم.
تشکیلات آبیاری قطره‌ای
منبع آبی ، موتورپمپ ، سیکلون ، فیلترشن ، تانک کود ، مرکز کنترل ، فیلترتوری ، لوله اصلی ، لوله آبرسانی ، لوله‌های جانبی یا لوله‌های فرعی ، قطره چکان.
طرز کار شبکه آبیاری قطره‌ای
آب توسط پمپ از منبع آب به داخل شبکه پمپ شده و ضمن عبور از سیکلون ، شن و مواد خارجی خیلی درشت آن ته نشین می‌شود. در فیلتر بقیه مواد جامد معلق در آب گرفته می‌شود. بخشی از آب وارد تانک کود شده با حل مقداری کود در آب این محلول از انتهای دیگر تانک خارج و مجددا وارد جریان اصلی آب می‌گردد. آب پس از عبور از فیلترتوری وارد لوله‌های توزیع کننده شده و مرکز کنترل این مجموعه را هماهنگ می‌کند. در حال حاضر این روش آبیاری برای محصولات گران قیمت اقتصادی بوده و گیاهان گلخانه‌ای و کلیه گیاهانی که کشت آن زیر پلاستیک صرفه اقتصادی داشته باشد امکان پذیر است. ولی برای غلات ، حبوبات ، گیاهان علوفه‌ای و سایر محصولاتی که قیمت آن پائین است صرف نمی‌کند.
انتخاب قطره چکان
انتخاب قطره چکان مهمترین کاری است که در یک شبکه آبیاری قطره‌ای باید انجام گیرد. انتخاب صحیح باعث می‌شود که هزینه‌های نگهداری به مقدار زیاد کاهش می‌یابد و زیانهای ناشی از مسدود شدن مجرا (هزینه تعویض قطره چکان ، آبیاری نشدن بوته‌هایی که قطره چکان آن بند آمده و در نتیجه کاهش محصول) در بر خواهد داشت.
انواع قطره چکانها
ساده‌ترین قطره چکان لوله‌ای است که در طول آن بفواصل مختلف روزنه‌های بسیار ریزی ایجاد شده و آب از این روزنه‌ها خارج می‌شود.
قطره چکان دکمه‌ای
این قطره چکانها کوچک بوده و دارای دهانه کوچکی به قطر کمتر از یک میلیمتر هستند. با سوراخ کردن لوله‌های آبرسانی فرعی این قطره چکانها در آن سوراخها قرار می‌گیرند. آب از دهانه وروی داخل قطره چکان شده و پس از طی بدنه از دهانه خروجی آن به سطح خاک می‌چکد. از مزایای این قطره چکان ارزانی قیمت آن و سرعت نصب و ساده بودن کار با آنهاست.
قطره چکان با مجرای طولانی
این نوع قطره چکان در مسیر لوله فرعی قرار گرفته و آب از دهانه ورودی وارد قطره چکان شده و پس از طی مسیر مارپیچ طولانی از دهانه خروجی خارج می‌گردد. عیب عمده این قطره چکان احتمال مسدود شدن مسیر در اثر رسوبات نمکی و یا ذرات جامد معلق در آب می‌باشد. این قطره چکان قابل تعمیر نبوده و در اثر انسداد مجرا باید با آب اسید شسته و یا تعویض شود.
قطره چکان صفحه‌ای
‌این قطره چکان از چند صفحه منطبق بر هم تشکیل شده بطوریکه هر صفحه دارای دیواره عرضی عمودی بر صفحات است. آب در مسیر خود ‌این دیواره‌های عرضی را دور زده و از سوراخ انتهایی به صورت قطره خارج می‌شود. مجموعه این صفحات روی هم قرار گرفته و به قطره چکان شکل صندوقی کوچکی می‌دهد.
قطره چکان چند دهانه‌ای
برای آبیاری درختان در باغهای میوه اجبارا از قطره چکانهایی که با فشار زیادتر و با چند دهانه خروجی آب را به پای درخت برسانند استفاده می‌شود. به هر یک از دهانه‌ها لوله باریکی وصل شده و آب را تا فاصله چند متری منتقل می‌نماید. بدین ترتیب با یک یا دو قطره چکان می‌توان نسبت به آبیاری یک درخت اقدام نمود. تعداد این خروجی‌ها از 5-1 متغیر است.
تجمع نمک در آبیار ی قطره‌ای
آب آبیاری دارای مقداری نمک محلول است که ممکن است موجب مسدود شدن مجرای قطره چکانها شود. بعضی وقتها هم این نمکها همراه آب آبیاری وارد منطقه ریشه‌ها شده و زیان فراوانی به گیاه وارد می‌سازد. برای شست و شوی این نمکها به دو روش عمل می‌کنند:

•    در زمستان از آب رودخانه‌ها و یا جریانهای سطحی حاصله از بارندگی یا آبهای اضافی موجود در منطقه برای شست و شوی نمکهای فوق استفاده می‌شود.
•    هر دو سال یکبار زمینهای آبیاری قطره‌ای را با روش کرتی کشت و آبیاری می‌کنند.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 21:10 |
آب ماده ای فراوان در کره زمین است. به شکل های مختلفی همچون دریا ، باران ، رودخانه و... دیده می‌شود. آب در چرخه خود ، مرتباً از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود، اما از بین نمی‌رود. هر گونه حیات محتاج آب می‌باشد. انسان ها از آب آشامیدنی استفاده می‌کنند، یعنی آبی که کیفیت آن مناسب سوخت و ساز بدن باشد.

با رشد جمعیت، منابع آب طبیعی در حال تمام شدن هستند و این مسئله ، سبب نگرانی بسیاری از دولت‌ها در سراسر دنیا شده است. گاهی بدلیل مشکلات کمبود آب ، این ماده را جیره بندی می‌کنند تا مصرف آن را تعدیل نمایند.



ماده ای شگفت انگیز
فرمول شیمیایی آب
آب نوعی ماده مرکب است که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن ساخته شده است. آب را جزو دسته مخلوط‌ها طبقه‌بندی نمی‌کنند، چون خواص آب نه به خواص هیدروژن شبیه است و نه به خواص اکسیژن. از ترکیب دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، یک مولکول آب بوجود می‌آید. یک قطره آب دارای تعداد بی شماری مولکول آب می‌باشد.

معادله شیمیایی واکنش بین هیدروژن و اکسیژن و تشکیل آب از قرار زیر است:

 

هر مولکول آب دارای یک ناحیه مثبت و یک ناحیه منفی است که این دو ناحیه در دو طرف مولکول آب واقع شده‌اند. شیمیدان‌ها با کمک شواهد به این نتیجه رسیده‌اند که مولکول آب شکل خطی ندارد، یعنی به این صورت نیست که دو اتم هیدروژن بصورت خطی در دو طرف یک اتم اکسیژن قرار گرفته باشند (HــOــH). بلکه مولکول آب حالت خمیده ای دارد که اتم های هیدروژن در سر مثبت مولکول و اتم های اکسیژن در سر منفی مولکول آب تجمع پیدا نموده اند.
اشکال متغیر
آب در اشکال متفاوتی بر روی زمین یافت می‌شود. تنها ماده ای است که در طبیعت به هر سه حالت جامد، مایع و گاز وجود دارد. ابرها در آسمان، موج دریا، کوه یخی، توده های یخی در دل کوه ها و منابع آبی زیرزمینی تنها چند شکل از آب می‌باشند. طی اعمال تبخیر، میعان، انجماد و ذوب، آب مرتباً از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود. این پدیده تبدیل آب را چرخه بزرگ آب می‌نامند.

از آنجا که بارندگی در صنعت کشاورزی و همچنین برای خود بشر بسیار با اهمیت است، به اشکال مختلف بارندگی نام های به خصوصی اطلاق می‌شود. بارندگی معمولاً بصورت باران است. دیگر اشکال آن، تگرگ،برف، مه و شبنم می‌باشند. همچنین، از برخورد نور با قطرات باران، رنگین کمان پدید می‌آید.

آب‌های روی سطح زمین، نقش های مهمی ایفا می‌کنند؛ رودخانه‌ها آب مورد نیاز کشاورزی را فراهم می‌کنند و دریاها هم وسیله ای برای تجارت و مبادله کالاها محسوب می‌شوند. توده های یخی و آبشارها هم از دیگر اشکال آب هستند. فرسایش به وسیله ی آب، نقش مهمی در شکل محیط زیست ایفا می‌کند.

به علاوه، دره ها و دلتاهای حاصل از رسوبات رودخانه‌ها، محلی برای سکنی گزیدن انسان ها بوده است. آب به داخل زمین هم نفوذ می‌کند و آب‌های زیرزمینی را ایجاد می‌کند. آب‌های زیرزمینی را می‌توان با کندن چاه یا قنات استخراج نمود. البته آب های زیرزمینی به شکل چشمه یا چشمه آب گرم هم به سطح زمین می‌آیند.

آب املاح و مواد معدنی مختلفی دارد که بر حسب آن مواد، طعم و مزه اش بسیار تفاوت می‌کند. البته ما انسان‌ها ، خود ، قادریم که آشامیدنی بودن آبی را ارزیابی کنیم؛ مثلاً از آب شور دریا و یا آب‌های بدبوی باتلاق ها استفاده نمی‌کنیم. بلکه آبی می نوشیم که سالم بوده و مناسب نیازهای بدنمان باشد.
اهمیت آب در زندگی
آب خواص مهمی دارد که در زندگی ما بسیار با ارزشند. از جمله:

•    حلال بسیار خوبی است.
•    چگالی بالایی دارد و جالب این که وقتی یخ می‌زند یا حرارت می‌بیند، چگالی آن کاهش می‌یابد.
•    گرمای تبخیر آب بالاست. یعنی برای تبدیل مقدار کمی آب به بخار، گرمای زیادی لازم است. این خاصیت برای بدن ما بسیار با اهمیت می‌باشد. گرمای اضافی بدن با تبخیر تنها مقدار کمی از آب بدن از طریق منافذ پوست تعریق کاسته می‌شود.
•    نیروی کشش سطحی آن به طور شگفت انگیزی زیاد است. گهگاه شاهد نشستن حشرات روی سطح آب بوده‌ایم. اگر به دقت به طرز قرار گرفتن حشره روی سطح آب نگاه کنید، متوجه می‌شوید که سطح آب زیر پای حشره، مانند یک تشک ابری فرو می‌رود؛ اما پاره نمی‌شود.
•    آب مواد مختلف از جمله شکر و نمک را براحتی در خود حل می‌کند. بسیاری از واکنش های شیمیایی تنها در حضور آب انجام می‌شوند. البته پاره ای مواد با آب مخلوط نمی‌شوند، مثل لیپیدها و دیگر مواد هیدرات کربن‌دار. غشاء سلولی که حاوی لیپیدها و پروتئین است، از این خاصیت آب سود جسته و تعاملات محتویات سلولی با مواد شیمیایی خارج سلول را بدقت تحت کنترل دارد.
•    یکی دیگر از خواص جالب آب، حالت جامد آن، یعنی یخ می‌باشد. هنگامی که آب بر اثر سرما به یخ تبدیل می‌شود، انبساط می‌یابد، بدین معنا که حجم بیشتری را اشغال می‌کند.

بنابراین، حجمی از یخ که هم‌حجم آب اولیه است، جرم کمتری دارد. به این علت می‌گویند که چگالی یخ از آب کمتر است و همین مسئله باعث می‌شود که یخ روی آب شناور بماند. در حالی که در بیشتر موارد، چگالی ماده جامد از حالت مایع آن بیشتر است.

این ویژگی آب سبب می‌شود که بر خلاف بسیاری از مایعات، آب از سطح شروع به انجماد کند. این پدیده را بارها به هنگام شروع یخ زدن آب، درون فریزر منزلتان دیده اید؛ در زمستان با یخ زدن سطح آب دریاچه‌ها، لایه عایقی از یخ ایجاد می‌شود که این لایه، از یخ زدن لایه های زیرین خود جلوگیری می‌نماید. در این شرایط ، ماهی ها و دیگر آبزیان می‌توانند در مناطق گرم‌تر زیرین به حیات خود ادامه دهند.
•    دیگر ویژگی غیر عادی آب، ظرفیت گرمایی بالای آن می‌باشد. ظرفیت گرمایی یک جسم، مقدار گرمایی است که به جسم می‌دهیم تا دمایش، 1 درجه سانتی گراد افزایش یابد. جالب است بدانید که مقدار گرمایی که لازم است تا دمای 1 گرم آب را 1 درجه سانتی گراد افزایش دهد، حدود 10 برابر مقدار گرمایی است که برای 1 گرم آهن لازم است.
آب در زندگی روزانه
وجود هر گونه حیات، متکی به وجود آب است. آب در بیشتر فرایندهای متابولیسمی بدن، نقش حیاتی دارد. هنگام گوارش غذا، مقادیر قابل توجهی آب مورد استفاده قرار می‌گیرد.تقریباً 70 درصد وزن بدن را آب تشکیل می‌دهد. برای عملکرد درست، بدن ، روزانه به 1 تا 7 لیتر آب نیاز دارد البته این میزان آب به مقدار فعالیت بدن ، دمای هوا ، رطوبت و دیگر عوامل بستگی دارد. آب از طریق ادرار ، مدفوع ، تعریق و همچنین از طریق بازدم به شکل بخار آب دفع می‌شود.

بدن انسان به آبی نیاز دارد که نمک یا ناخالصی های دیگر ( مثل باکتری یا دیگر عوامل بیماری‌زا و یا مواد شیمیایی) نداشته باشد. البته برخی مواد محلول در آب طعم و مزه آن را بهتر هم می‌کند. امروزه ، با توجه به رشد روز افزون جمعیت ، میزان سرانه آب آشامیدنی کاهش یافته است.
راه حل های تحت بررسی، تولید بیشتر آب ، بهبود توزیع و جلوگیری از هدر رفتن آن می‌باشد.
مصرف آشکار و نهان آب
تحقیقات آماری در بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که میانگین مصرف روزانه آب برای هر نفر ، حدود 300 لیتر است. در حالی که مصرف نهان آب برای هر نفر ، حدود 6000 لیتر و از قرار زیر می‌باشد:

•    آبیاری کشتزارها و تهیه و تولید مواد غذایی: 2600 لیتر
•    تأمین انرژی: 2400 لیتر
•    صنایع و معادن: 700 لیتر
•    امور بازرگانی و خدمات: 34 لیتر
منبع کمیاب
در بسیاری از کشورها ، آب نوعی منبع استراتژیک محسوب می‌شود. بسیاری از جنگ‌ها از جمله جنگ 6 روزه در خاور میانه، بر سر به دست آوردن منابع آبی بیشتر صورت گرفت. البته کارشناسان، مشکلات بیشتری را هم پیش بینی می‌کنند که بدلیل رشد جمعیت، آلودگی آب ها و گرم شدن زمین حادث می‌شود.
آب آشامیدنی
آب‌های آشامیدنی را از چشمه ها ، قنات ها و یا چاه ها استخراج می‌کنند. بنابراین ، برای تولید بیشتر آب ، می‌توان چاه‌های بیشتری ساخت. باران و دریا هم از دیگر منابع آبی هستند که البته به عنوان آب آشامیدنی مناسب نیستند. این گونه آب‌ها را باید تصفیه نمود. روش های معروف تصفیه آب ، تقطیر و جوشاندن می‌باشند.
آب ، فرهنگ و مذهب
در بیشتر ادیان از جمله اسلام، مسیحیت و یهودیت، آب ماده پاک‌کننده محسوب می‌شود. برای مثال، در مسیحیت غسل تعمید را در کلیسا با آب انجام می‌دهند.

در بسیاری ادیان همچون اسلام نوعی مراسم عبادی وجود دارد که در آن ، مرده را با آب پاک شستشو می‌دهند (غسل). در دین اسلام هم تنها پس از وضو گرفتن (شستن بخش‌هایی از بدن با آب پاک) می توان فریضه نماز را بجا آورد.

در مذهب شینتو (مذهب ژاپنی) در تمام مراسم عبادی از آب برای پاکیزه ساختن بدن فرد یا مکان خاصی استفاده می‌شود.
شناخت محیط رشد:آب
اهمیت آب در تولید محصولات گیاهی غیر قابل انکار است. میزان آب موجود در هر منطقه معرف آن است که از نظر اقتصادی چه گیاهی را می توان کاشت و چه گیاهی را نمی توان. بسیاری از اعمال حیاتی گیاه توسط آب کنترل می شود. آب از مواد اصلی تشکیل دهنده یاخته زنده می باشد و میزان آن در بافت های مختلف متفاوت بوده از 2% در بعضی بذور خشک تا 40% در بافت های چوبی در حال خواب و 95% در میوه های آبدار (مانند هندوانه) دیده می شود. آب هم حلال است و هم وسیله ای برای انتقال مواد در داخل گیاه کمبود آب در گیاه باعث توقف رشد، و ادامه این کمبود منجر به اختلالات برگشت ناپذیر می گردد و گاهی هم موجب مرگ گیاه می شود. این عمل در نواحی گرم و خشک و گیاهانی که بر اساس ویژگی گونه ای دارای تبخیر شدید می باشند‏، به سرعت اتفاق می افتد میزان مصرف آب در گیاهان مختلف متفاوت است برای مثال برای تولید هر گرم ماده خشک در سوزنی برگها 50 گرم آب و در سبزهای برگی 2500 گرم آب مصرف می شود بطورکلی، برای بیشتر گیاهان‏، این مقدار بین 300 تا 1000 گرم می باشد. وقتی گیاه در حال رشد است پیوسته آب از زمین جذب کرده و از برگ ها آن را تبخیر می کند. میزان تبخیر آب از سطح برگ بستگی به دما‏ جریان هوا و عوامل دیگری مانند تعداد و چگونگی روزنه ها‏، رطوبت نسبی هوا و غیره دارد. خورشید ، انرژی لازم را برای تبخیر آب از سطح برگ تامین می کند. اگر بین جذب آب و تبخیر تعادل برقرار باشد تمام فرآیندهای گیاهی بطور طبیعی پیش می رود و گرنه یکی از دو حالت زیر پیش می آید :
الف : اگر مقدار جذب بیشتر از مقدار دفع باشد : این حالت ممکن است در اثر کم بودن شاخساره نسبت به ریشه، پیرایش (هرس) بی قاعده، حمله آفات و امراض و یا بالا بودن رطوبت نسبی هوا اتفاق بیفتد در این حالت فشار آب درون یاخته ها یا آوندها بالا می رود. علایم عمومی این حالت، درازی و باریکی و نرمی ساقه گیاه و خوابیدگی آن روی زمین و ترک خوردن میوه (به علت به هم خوردن رابطه سطح و حجم) است.
ب : مقدار دفع بیشتر از جذب باشد : این حالت ممکن است در اثر خشک بودن خاک، کمبود ریشه نسبت به شاخساره، یا در اثر جابجا کردن گیاه پیش بیاید. این حالت باعث تیرگی رنگ برگها و در صورت ادامه باعث پژمردگی آنها و خشک شدن گیاه می شود. کم آبی مزمن در بعضی از انواع هندوانه و گوجه فرنگی باعث پوسیدگی گلگاه می شود.
+ نوشته شده توسط در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 21:8 |
مقدمه نيروگاههاي آبي ، سازه‌هاي عظيم و پيچيده‌اي هستندكه در زماني طولاني و با صرف هزينه‌هاي بسيار بنا مي‌شوند. در كنار توليد برق، با احداث سدها و ايجاد مخازن تغييرات زيست محيطي و تحولات بسياري در شرايط زندگي و توسعه اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي منطقه اجراي طرح پديد مي‌آيد. در كشورهايي نظير ايران كه از كمبود منابع سرمايه‌گذاري رنج مي‌برد و ظرفيتهاي شناخته و ناشنانخته بسيارري جهت احداث نيروگاههاي آبي در اختيار دارد، استراتژي توسعه نيروگاههاي آبي نمي‌تواند فارغ از جنبه‌هاي ديگر توسعه كشور باشد. تا زمانيكه منبع اصلي سرمايه‌گذاري در اين بخش در اختيار دولت و حكومت مركزي است و امكان سرمايه‌گذاري بخش خصوصي بصورت واقعي و موثر فراهم نشده است تداوم سرمايه‌گذاري در زمان منطقي جهت بالفعل ساختن اين ظرفيت‌ها در گرو پيشرفتهاي ملموس و همه‌جانبه در منطقه اجراي طرح مي‌باشد. طرحهاي سد و نيروگاه كرخه و سد و نيروگاه كارون3 كه هزينه آن به ترتيب در حدود 400 و 650 ميليارد تومان برآورد مي‌شود مثالهاي روشني در اين بحث مي‌باشند. درياچه‌هاي جديد، توسعه فعاليتهاي كشاورزي، دامداري، گردشگري، جابجايي و اسكان مجدد روستاهاي منطقه اجراي طرح، افزايش اشتغال صنعتي و خدماتي در دوره اجراي طرح و ايجاد فرصت جهت كسب مهارتهاي مختلف و همچنين افزايش اشتغال كشاورزي، دامداري، خدماتي و صنعتي پس از شروع بهره‌برداري از نتايج مستقيم و غيرمستقيم اين دو طرح مي‌باشد. اگر اين فرصتها در جهت تغيير سيماي منطقه طرح و توسعه همه‌جانبه مورد توجه قرار نگيرد. تداوم سرمايه‌گذاري در نيروگاههاي آبي با محدوديتهاي زيادي مواجه خواهند شد، حال آنكه اگر احداث يك نيروگاه آبي مترادف با ارمغان توسعه و پيشرفت براي هر منطقه باشد به جهت جلوگيري مناسب در تخصيص منابغ محدود خواهد انجاميد. پروژه‌هاي سدهاي بزرگ برقابي از جمله سرمايه‌گذاري‌هاي كلان محسوب مي‌شوند كه معمولاً به بيش از دو ميليارد دلار سرمايه نياز دارند. اگر با معيارهاي اقتصادي بين‌المللي بسنجيم، در ايران نيز طرحهاي كارون 3 و كرخه (شامل شبكه‌هاي آبياري و زه‌كشي) با سرمايه‌گذاري در حدود يك ميليارد دلار ساخته شده‌اند. چنين پروژه‌هاي بزرگي كه معمولاً با يك يا چند هدف معين اجرا مي‌شوند، امكانات و ظرفيت‌هاي بالقوه‌اي در پيرامون خود ايجاد مي‌كنند. اين آثار و پتانسيل‌ها را مي‌توان در سه دوره‌ي قبل از ساخت (مطالعه و طراحي)، حين ساخت و پس از ساخت (بهره‌برداري و از كاراندازي) مورد بررسي قرار داد. 1-پتانسيل‌ها و آثار قبل از ساخت مرحله مطالعات و طراحي سدهاي بزرگ بسيار طولاني است و نتايج آن مهمترين سند براي تصميم‌گيري در خصوص احداث سدها بشمار مي‌آيد. از طرف ديگر تاخير جدي بين تصميم‌گيري براي احداث يك سد و تامين مالي براي شروع اجراي آن وجود دارد در اين دوران، سرمايه‌گذاري در منطقه طرح دچار تزلزل خواهد بود . از يك طرف ممكن است بخش خصوصي يا دولتي كه قصد سرمايه‌گذاري در منطقه را دارد بدليل ترس از به زير آب رفتن سرمايه خود دست از سرمايه‌گذاري بكشد و عملاً منطقه را از نظر رونق اقتصادي با مشكل مواجه سازد. از طرف ديگر ممكن است دستگاههاي دولتي و يا كشاورزاني كه از محدوده اجراي طرح كاملاً آگاه نيستند و يا نسبت به زمان شروع و پايان پروژه اطمينان كافي ندارند، اقدام به طراحي و سرمايه‌گذاري در جايي كنندكه بزودي و پس از شروع احداث در محدوده درياچه سد قرار گيرد. از اين نمونه پيرامون سدهاي كرخه، كارون 3 و كارون4 موارد فراواني به چشم مي‌خورد. حدود 21 كيلومتر مسير سخت جاده روستايي و شوسه در ساحل چپ رودخانه كارون 3 ساخته شده، بخشي از جاده ايذه به شهركرد كه در دوران مطالعات و طراحي سد كارون4 ساخته شده و يك دستگاه پل روستايي در حاشيه درياچه كرخه به زير آب خواهد رفت. همچنين تعداد 12 واحد ساختمان بهداشتي، آموزشي و تاسيسات آبرساني در روستاهاي واقع در مخزن كارون3 نيز كه در حين سالهاي طراحي پروژه ساخته شده‌اند، در اثر آبگيري تخريب خواهند شد. اين موارد كه قطعاً دوباره‌كاري و اتلاف سرمايه محسوب مي‌شود، ناشي از فقدان يك سازمان همه جانبه‌نگر در محدوده ساخت سدهاي بزرگ است. اين نقيصه در جائيكه يك سرمايه‌گذاري عظيم در حال طراحي است كاملاً مشهود و در عين حال عواقب آن بسيار پرهزينه است. از سوي ديگر پتانسيل‌هايي براي پيشرفت و توسعه در منطقه طرح، همزمان با طراحي پروژه وجود دارد كه در صورت عدم استفاده از اين فرصتها، خود به تهديد تبديل مي‌شوند. هنگامي كه يك پروژه سدسازي را طراحي مي‌كنيم علاوه بر مسائل فني آن، مي‌دانيم كه به نيروي انساني متخصص، تكنسين و كارگر ماهر نياز خواهد داشت. اين يك فرصت براي منطقه خواهد بود تا در زمان اجراي پروژه نيازي به جذب نيروهاي متخصص، تكنسين و كارگر ماهر از خارج منطقه نباشد. حدود 70% نيروي انساني شاغل در زمان اجراي سدهاي كرخه و كارون 3 بومي بوده‌اند ولي تقريباً بيش از 90% آنها كارگر ساده و غيرمتخصص مي‌باشند. بعبارتي سهم منطقه از نيروي متخصص، تكنسين و كارگر ماهر شاغل در كل پروژه كمتر از 20% بوده است. اين در حاليست كه درست زمان طراحي سد و سالهاي آغازين اجراي آن، ايجاد واحدهاي دانشگاهي در شهرهاي ايذه و دزفول و شوش در نزديكي سدهاي كارون3 و كرخه در دستور كار مسئولين مربوطه بوده است كه برنامه آموزشي و تربيت نيروي انساني آنها ارتباطي با نيروي انساني مورد نياز طرحهاي مذكور و يا فعاليتهاي پس از آن نداشته است. اين به مفهوم تبديل فرصت به تهديد است. مطالعه و طراحي راههاي ارتباطي، كارخانجات و كارگاههاي توليدي و مانند اينها همزمان با مطالعه و طراحي سدهاي بزرگ مي‌تواند به ايجاد و بهره‌گيري از ظرفيتهاي بالقوه و توسعه پايدار منطقه‌اي كمك نمايد. بعنوان نمونه سد كارون3 در فاصله 250 كيلومتري شهر اهواز قرار گرفته است و توسعه و بهبود محورهاي ارتباطي در منطقه اجراي طرح نه تنها مورد توجه و اهتمام دستگاههاي مربوطه نبوده بلكه طرحي كه ادامه محور شهركرد به اهواز پس از ايذه مي‌باشد (محور باغ‌ملك به هفتگل و هفتگل به اهواز) پس از اتمام پروژه كارون 3 به بهره‌برداري خواهد رسيد. 3- آثار و پتانسيل‌هاي دوران ساخت اجراي يك پروژه عظيم كه حدود يك ميليارد دلار هزينه دربر خواهد داشت يك فرصت بزرگ براي استفاده از پتانسيل‌هاي منطقه‌اي است. ايجاد اشتغال حدود 5 تا 6 هزار نفر براي مدت 7 تا 10 سال در هر يك از سدهاي كرخه و كارون3 هم براي مدت نسبتاً طولاني نرخ بيكاري را كنترل مي‌كند و هم درآمد قابل توجهي را در منطقه توزيع مي‌نمايد. اين درآمد در سالهاي اوج فعاليت پوژه به سالانه 15 تا 20 ميليون دلار مي‌رسد. برآوردها نشان مي‌دهد كه در سال 81 در سد كارون3 بالغ بر 150 ميليارد ريال بابت حقوق و دستمزد كارگران بومي منطقه پرداخت شده است. اين درآمد كه حدود نصف بودجه عمراني استان خوزستان در سال 79 بوده است براي شهر كوچك ايذه بسيار قابل توجه است. هدايت اين جريان درآمدي و تبديل بخش مهمي از آن به سرمايه‌گذاري مجدد در فعاليت‌هاي توليد فرصت و پتانسيل مهمي براي نهادهاي مالي، اعتباري و سرمايه‌گذاري است تا از آن استفاده كنند. از آنجا كه معمولاً ميل متوسط به پس انداز در مناطق محروم بسيار اندك است، لدا بايد نهادهاي مالي قوي براي جذب پس‌اندازهاي مردم و هدايت آنها شكل گيرد. هم‌اكنون هيچ نهاد مالي و سرمايه‌گذاري در منطقه وجود ندارد تا اين وظيفه مهم را بعهده گيرد تا جائيكه هم‌اكنون شهرك صنعتي ايذه بطور كامل خالي از واحدهاي صنعتي است و 44 طرح صنعتي با ظرفيت اشتغال حدود 960 نفر بدليل مشكلات اداري براي اخد وام، طولاني‌شدن زمان اخد موافقت اصولي و مجوز وام، نرخ بهره بالا و فقدان مراجع راهنمايي‌كننده و مشاوره‌اي به اجرا درنيامده‌اند. ساير طرحهايي نيز كه به اجرا در آمده‌اند عمدتاً كارگاههاي كوچك براي توليد مصالح ساختماني مانند موزائيك‌سازي و توليد گچ بوده‌‌اند. پروژه‌هاي بزرگ برق-آبي در زمره طرحهاي بزرگ ملي محسوب مي‌شوند كه نيازمند بكارگيري مديران و كارشناسان خبره مي‌باشند. اين تيم‌هاي مديريتي علاوه بر صلاحيت تصميم‌گيري در مورد مسائل مالي و فني بايستي مقتضيات سياسي، اجتماعي و اقتصادي منطقه اجراي طرح و همچنين كسب حمايتهاي لازم در نزد ارگانهاي مسئول و حمايت‌كننده طرح از نظر مالي را در نظر داشته باشند. بطور طبيعي مديران و كارشناسان اجراي طرح چندصدميليون دلاري در مقايسه با تيمهاي مديريتي و كارشناسي محلي، امكانات و اقتدار بيشتري جهت اجراي برنامه‌هاي توسعه منطقه‌اي دارند. جدول شماره 1 مقايسه‌اي بين اعتبارات طرحهاي كارون3 و كرخه با كل اعتبارات عمراني در خوزستان در سالهاي اجراي طرح را نشان مي‌دهد. جدول شماره1- مقايسه عملكرد اعتبارات عمراني استان خوزستان و سدهاي كارون و كرخه (ميليارد ريال) سال 75 76 77 78 79 80 81 ميانگين خوزستان 619/9 627/1 470/7 410/2 311/4 ن.م ن.م 478/9 كرخه 339/2 245/7 367/8 619/6 620/6 380/6 591/8 452/2 كارون3 331/9 270/5 384/6 461/1 546/9 759/9 1092/7 549/7 اين در حاليست كه در استان خوزستان علاوه‌بر طرحهاي مذكور طرحهاي بزرگ برقآبي ديگر نظير سد و نيروگاه مسجد سليمان و گتوند و همچنين طرحهاي بزرگ صنعت نفت در دست اجرا بوده است. علاوه براين، 6 بار بازديد روساي جمهور وقت كشور، از پروژه كرخنه در طول سالهاي اجراي آن، حكايت از جايگاه اين طرحها در نظام مديريتي كشور مي‌دهد. در طول سال 81 بيش از 100هزار نفر شامل متخصصين، دانشجويان و ساير اقشار از دو سد كرخنه و كارون3 بازديد كردند. اين توجه عمومي نيز خود يك ظرفيت و پتانسيل قوي براي شناخت منطقه است كه بكارگيري آن مي‌توانست موجب توسعه عمومي منطقه گردد. علاوه براين، مديريت و امكانات فني گسترده ايجاد‌شده براي اجراي پروژه، پتانسيل قوي به حساب مي‌آيد كه در صورت وجود نهادهاي ذيصلاح مي‌توان از آن براي توسعه عمومي منطقه بهره جست. از سوي ديگر اجراي طرحهاي بزرگ مي‌تواند آثار منفي نيز در منطقه برجاي گذارد. جابجايي مردم از اراضي داخل مخزن، به زير آب‌رفتن اراضي و باغات كشاورزي و جلوگيري از تخم‌ريزي ماهيان بالارو در اثر انحراف آب رودخانه، از جمله اين آثار است. در بالادست سد كارون3، تعداد 73 روستا آسيب‌ ديده و يا خواهند ديد. تاكنون حدود 500 نفر از 18 روستاي كاملاً آسيب‌پذير با دريافت غرامت، اراضي و مسكن خود را ترك كرده و به شهرهاي اطراف مهاجرت كرده‌اند. جمعيتي حدود 3011 نفر از 16 روستاي كاملاً آسيب‌پذير نيز با دريافت غرامت و تخريب كاشانه خود تا پايان سال 1382 مجبور به مهاجرت خواهند شد. علاوه‌بر كل اراضي ديم و آبي 34 روستاي كاملاً آسيب‌پذير، از 33% تا 66% اراضي كشاورزي 20 روستاي ديگر نيز از بين خواهد رفت و جمعيتي حدود 3800 نفر را تحت تأثير قرار خواهد داد كه به احتمال زياد با از دست‌دادن بخش عمده محل درآمد خود ناگزير به مهاجرت خواهند شد. در مجموع بنظر مي‌رسد در حوزه مخزن سد كارون3 حداقل جمعيتي بيش از 6000 نفر مهاجرت خواهند كرد و اين در حاليست كه هيچ سازماني مسئول اسكان مجدد آنها نيست و نباچار بايد حاشيه‌نشيني در شهرها و يا زندگي بدون زمين در روستاهاي ديگر را تجربه كنند. در اين ميان وضع افراد خوش‌نشين و بدون زمين كه بر روي اراضي ديگران كار مي‌كنند اسفبارتر است چرا كه تنها غرامت مسكن خود را دريافت مي‌كنند، در حاليكه اراضي محل درآمد آنها نيز كه مالكش نبودند بطور كامل از بين رفته است. زنان نيز كه تا قبل از اين در روستاها مشغول به كار و تامين معاش بوده‌اند، پس از مهاجرت قادر به انجام كار مناسب در شهرها نخواهند بود و سرانجام روستاييان مهاجر از نظر درآمدي نيز جزء گروههي كم درآمد شهري محسوب خواهند شد. واقعيت اين است كه هنگامي كه يك پورژه بزرگ تنها با اهداف معين تعريف مي‌شود و مديران آن وظيفه‌اي جز انجام بموقع آن ندرند، نه تنها پاسخي براي عوارض فوق نخواهند داشت بلكه راهي نيز براي استفاده از ظرفيتهاي فوق براي جبران عوارض و يا توسعه منطقه نخواهند داشت. اما ظرفيت‌ها و پتانسيل‌هاي طرحهاي بزرگ برق‌آبي پس از ساخت كدامند؟ آيا اين پتانسيل‌ها قادر به پاسخگويي نيازها و عوارض احداث اين طرحها هستند؟ 3- پتانسيل‌ها و آثار پس از ساخت اجراي سرمايه‌گذاري كلان در مناطق محروم و دورافتاده‌اي چون انديمشك در غرب خوزستان و ايذه در شرق اين استان براي تامين انرژي براي مصارف صنعتي و مصرف‌كنندگان خانگي عمدتاً شهري فوايد و آثاري در پي دارد. در منطقه اجراي طرح كرخه بحث كنترل سيلاب و توسعه كشاورزي نيز آثار مثبت خود را برجاي گذارده است. اما آيا مي‌توان چنين پروژه‌هايي را در يك فرآيند توسعه بررسي و اجرا كرد؟ براي روشن‌شدن مسئله لازم ست مثالي ذكر شود. در ايران شهرهاي متعددي وجود دارد كه روزي در كنار آنها پروژه بزرگي به اجرا درآمده است. در مدت كوتاهي بدليل تزريق درآمدهاي زياد و غيرقابل انتظار، چهره شهر از نظر اقتصادي و اجتماعي دگرگون‌ شده و عوارضي چون تورم بالا و انتظارات و توقعات گسترده دامنگير مردم شده است. با اين همه در دوران اجراي پروژه، اينگونه شهرها از رونق بهتري نسبت به قبل برخوردار بوده‌اند. اما سرانجام چه شده است؟ شهري چون هفتگل، آغاجاري، مسجدسليمان، دزفول، انديمشك و نفت‌شهر را در نظر بگيريد. اندك زماني پس از خاتمه دوران اجراي پروژه‌هاي بزرگ در نزديكي اين شهرها، مردم به يكباره با كاهش چشمگير درآمد مواجه شده و شهر از رونق مي‌افتد در حاليكه عوارضي چون انتظارات و تورم غيرمتعارف و بيكاري گسترده هنوز وجود دارند. اينگونه شهرها اگر عامل يا عوامل ديگري بعنوان موتور توسعه و رونق نداشته باشند، به شهرهاي بي‌روح و سرانجام عقب‌افتاده تبديل مي‌شوند كه بسياري از سكنه آن مهاجرت به ساير نقاط راترجيح مي‌دهند. دزفول از جلمه شهرهايي است كه با سابقه تارخي و توان بالقوه كشاورزي توانست از دام ركود پس از رونق نجات يابد. اما شوكهاي بزرگ درآمدي چنانچه ناپايدار باشند، عواقب خطرناك اجتماعي و اقتصادي چون ورشكستگي، سرخوردگي‌هاي اجتماعي، مهاجرت بي‌رويه و حاشيه‌نشيني شهري را بدنبال خواهد داشت. اما آيا راهي هست تا در مناطقي چون انديمشك و ايذه و در كنار سدهاي بزرگ كرخه و كارون3 بتوان شوكهاي بزرگ درآمدي را پايدار كرد؟ ديدگاه سنتي ما در عرصه سدسازي براين محور استوار است كه بتوانيم يك مجموعه سد و نيروگاه را، با هدفهاي معدود و محدودي مانند تامين برق، ذخيره و تنظيم آب كشاورزي براي پايين‌دست و كنترل سيلاب بگونه‌اي طراحي كنيم تا صرفاً از نظر اقتصادي توجيه‌پذير باشد. از آنجا كه عمدتاً منافع دائمي اين طرحها نصيب كساني غير از ساكنين بومي منطقه مي‌شود، قابل انتظار است كه پس از افول شوك ناشي از احداث يك سد بزرگ، شهر و زندگي مردم بومي از رونق بيافتد. بنظر مي‌رسد بايد اين نگاه را نسبت به اهداف و وظايفمان تغيير دهيم. آيا براي احداث سدهاي بزرگ چون كرخه و كارون3 نمي‌توان اهداف ديگري را تعريف كرد يا اهداف را به گونه‌اي تعريف كرد كه منافع دائمي آن بتواند توسعه‌اي پايدار را براي مردم به ارمغنان آورد. مخزن سد كرخه براي آبياري 320 هزار هنكتار اراضي پايين‌دست طراحي شده است كه قادر خواهد بود 7/105 هزار هكتار اراضي آبي موجود و 6/25 هزار هكتار اراضي ديم موجود و 7/188 هزار هكتار اراضي جديد را آبياري نمايد. اين امر به معني ايجاد درآمد خالص جديد سالانه معادل 1/982 ميليارد ريال (به قيمت سال 1378) و اشتغال جديد براي 3/68 هزار نفر خواهد بود. عليرغم سپري‌شدن 3 سال از زمان آبگيري سد كرخه، پيشرفت قابل توجهي در آماده‌سازي اراضي و احداث شبكه‌ها صورت نگرفته است. اين به مفهوم از دست‌دادن بخشي از فرصت درآمد كشاورزي و اشتغال پيش‌بيني شده است. درياچه سدهاي كرخه و كارون3 به مساحت 160 و 45 كيلومتر مربع و حجم 3/7 و 3 ميليارد متر مكعب تحولي در طبيعت منطقه اجراي طرح محسوب مي‌شود و ظرفيت مناسبي براي فعاليتهايي نظير پرورش ماهي، گردشگري، ورزشهاي آبي و پمپاژ آب براي آبياري باغات در ارتفاعات بالادست مي‌باشد. بدليل آنكه دستگاه‌هاي مجري پروژه‌هاي مذكور وظيفه‌اي در خصوص سرمايه‌گذاري در اين زمينه‌ها نداشته‌اند، اقدام خاصي در اين ارتباط انجام نشده است. بررسيهاي اقتصادي نشان داده است كه امكانات و پتانسيل‌هاي زودبازده حوزه سد كارون 3 و شهر ايذه در يك برنامه كوتاه‌مدت قادر به تامين 900 شغل دائمي خواهد بود و در برنامه 2 تا 5 ساله و با تاكيد بر پتانسيل‌هاي درياچه سد كارون3، اشتغال دائمي حدود 4000 نفر در بخش‌هاي زراعت، شيلات، باغداري، زنبورداري، صنايع تبديلي و خدمات مرتبط با آنها تامين خواهد شد. توسعه و سازمان توسعه‌اي -تعريف توسعه توسعه طبق تعريف، يك فرآيند جامع براي دستيبابي به بهبود باثبات رفاه تمامي مردم و دربرگيرنده حقوق اقتصادي، مدني، اجتماعي، سياسي فرهنگي مي‌باشد اين فرآيند در جوامع و مناطق در حال توسعه و توسعه‌يافته به خودي خود اتفاق نمي‌افتد و دولتها سهم بسزايي در تحقق آن دارند. براساس منشور حقوق توسعه، ايجاد شرايط مطلوب توسعه براي عموم مردم و بخش خصوصي از اولين مسئوليت‌هاي حكومت‌ها بشمار مي‌رود. دولتها براي ايجاد شرايط مطلوب توسعه در اولين گام ناگزير از نهادسازي و ايجاد سازماني داراي ضوابط فني و متناسب با اهداف و برنامه‌هاي توسعه هستند. تجربه نشان داده است كه دستيابي به توسعه از طريق برنامه‌ريزي جامع موفقيت‌آميز نبوده است. برنامه توسعه‌اي كه براي كشور ما در دوره برنامه چهارم توسعه توصيه شده است، برنامه‌‌اي غيرجامع ولي از نوع برنامه‌‌ريزي هسته‌هاي خط‌دهنده (Core planning) و متكي بر برنامه‌هاي اجرايي (Program) است. برنامه‌هاي اجرايي بمنظور حذف يك مانع يا ايجاد يك قطب توسعه با اهداف و پروژه‌هاي مشخص و سازمان و تشكيلات اجرايي شكل مي‌گيرند. آيا پروژه‌هاي سدسازي مي‌تواند بعنوان قطب توسعه منطقه‌اي قلمداد شود؟ براي پاسخ به اين سوال بايد سدها بصورت موردي تحت بررسي و مطالعه قرار گيرند. بررسي سدهاي كرخه و كارون3 نشان مي‌دهد كه پتانسيل‌هاي فراوان اين دو سد و منطقه پيرامون آن مي‌تواند اين دو سد را به كانون و قطب‌هاي توسعه منطقه‌اي تبديل نمايد. درياچه سد كرخه حد فاصل سه شهرستان انديمشك و شوش در خوزستان و آبدانان در ايلام قرار گرفته است و اراضي شبكه آبياري آن شهرستانهاي دهلران و هويزه را نيز دربر مي‌گيرد. براساس طرح اوليه نيز قرار است 320 هزار هكتار از اراضي دشتهاي پايين‌دست كرخه و تونل دشت عبا‌س از طريق ذخيره آبي اين سد آبياري شود و موجبات اشتغال جديد براي 3/68 هزار نفر را فراهم سازد. درياچه وسيع اين سد به مساحت 160 كيلومتر مربع، امكان خوبي براي فعاليت‌هاي گردشگري و ورزشهاي آبي بويژه در فصول پائيز، زمستان و بهار فراهم مي‌آورد. علاوه براين سواحل قابل دسترس اين درياچه و خورهاي اطراف آن امكان پرورش ماهي به روشهاي مدرن را فراهم مي‌سازد. با اين همه بدليل محدوديت نيروهاي مديريتي و كارشناسي در منطقه و نيز عدم توانايي در جلب منابع مالي و سرمايه‌گذاري از هيچ كدام از پتانسيل‌هاي فوق تاكنون بهره گرفته نشده است. در مورد سد كارون 3 وضع كمي متفاوت است. درياچه اين سد حد فاصل دو شهرستان ايذه در خوزستان و دهستان بارز در چهارمحال و بختياري واقع شده است. هدف اوليه اين طرح توليد سالانه 4127 گيگاوات ساعت انرژي برقابي است. با اين همه، اين سد داراي پتانسيل‌هاي ديگري براي توسعه منطقه هست. درياچه 45 كيلومتر مربعي آن در منطقه خوش آب و هواي شمالشرق خوزستان و در دامنه جنوبي كوههاي زاگرس واقع شده است كه 218 روستا و آبادي با جمعيتي حدود 33 هزار نفر (برآورد سال 81) در حوزه آن قرار دارد. مطالعات اقتصادي در طرح كارون 3 نشان داده است كه پرورش ماهيان سردآبي در اين درياچه و با روشهاي مختلف امكانپذير است و مي‌تواند به تنهايي موحب اشتغال بيش از 400 نفر گردد. اننتقال آب به ارتفاعات بالادست براي توسعه باغداري، توسعه زنبورداري، گردشگري و ايجاد مجتمع‌هاي تفريحي در سواحل زيباي آن از جمله پتانسيل‌هاي متعدد اين سد براي ايجاد اشتغال، كاهش مهاجرت مردم از منطقه و تداوم جريان درآمدي سالهاي دوران ساخت سد به سالهاي پس از آن است. براي استفاده از پتانسيل‌هاي ياد شده، تاكنون مطالعه قابل توجهي براي به فعليت رساندن امكانات فوق صورت نگرفته است. علاوه بر اين بدليل سطح پايين دانش عمومي و فني در منطقه كمبود نيروي كارشناسي و مديريتي و ضعف توان اجرايي در منطقه، امكان استفاده از امكانات فوق جز با مسئوليت‌پذيري دولت از طريق نهادسازي براي توسعه منطقه امكان‌پذير نيست. براي درك موضوع توجه به اين نكته حائز اهميت است كه توسط عملكرد اعتبارات عمراني كل استان خوزستان از سال 1375 تا 1379 حدود 86/487 ميليارد ريال بوده است در حاليكه متوسط عملكرد اعتبارات دو طرح كرخه و كارون3 از سال 1375 تا 1381 بالغ بر 1002 ميليارد ريال يعني 106% بيش از كل استان بوده است. اين آمار نشان‌دهنده بكارگيري توان اجرايي، فني، مديريتي و كارشناسي بسيار گسترده در اين دو سد مي‌باشد كه در صورت استفاده از آن براي ساير پتانسيل‌هاي مرتبط با سد و نيروگاه چه قبل از ساخت و چه در حين ساخت و چه پس از آن، مي‌تواند سدهاي مذكور را به كانون و قطب توسعه منطقه‌اي تبديل نمايد. به ياد داشته باشيم كه تمام تمدن‌هاي بزرگ جهان و بيشتر پايتختهاي بزرگ در كنار رودخانه‌ها شكل گرفته‌اند. اين امر دليلي جز اين ندارد كه انرژي سرشار رودخانه‌ها و تداوم جريان دائمي آنها، باعث تداوم جريان زندگي و پايداري تمدنها شده است. مهم اين است كه استفاده از اين سرمايه جاري خدادادي را موقت و يك بعدي فرض نكنيم و در راه نگهداري و بهره‌گيري گسترده از آن بكوشيم. نتيجه و پيشنهاد همانگونه كه در اجلاس جهاني آب در مارس 2003 تاكيده شده است آب، نيروي پيش‌برنده‌اي براي توسعه پايدار شامل محيط سالم، ريشه‌كن كردن فقر و گرسنگي، لازم‌الاجرا بودن بهداشت و رفاه جوامع انساني ميباشد و اولويت‌دادن به مباحث آب، يك ضرورت جهاني است و هر كشوري مسئوليت مهمي را در اين زمينه بعهده دارد. سدهاي بزرگ چندمنظوره مي‌توانند بعنوان هسته مركزي توسعه منطقه‌اي قلمداد شده و توان مديريتي، اجرايي، فني و مالي بكار گرفته شده براي احداث آنها جهت توسعه فراگير و همه‌جانبه منطقه نيز بكار گرفته شود. بدين منظور ايجاد نهادهاي لازم با محوريت يك سازمان توسعه‌ منطقه‌اي مي‌تواند ساز و كار اجرايي اين امر را فراهم آورد تا اولاً منافع حاصل از احداث سدها عادلانه توزيع گردد و شامل همه گروههاي ذينفع از جمله ساكنين بومي منطقه شود و ثانياً عوارض اجتماعي و اقتصادي ناشي از پروژه با استفاده از پتانسيل‌هاي موجود ترميم يابد و ثالثاً تاخيرات ناشي از عدم هماهنگي دستگاههاي اجرايي به حداقل خود برسد. از آنجا كه سهم سرمايه‌گذاري دولت در افق قابل توجهي در توسعه نيروگاههاي برق آبي همچنان نقش درجه اول را دارا مي‌باشد، با توجه به محدوديت منابع مالي دولت در صورتيكه توسعه نيروگاههاي آبي واجد ديگر وجوه توسعه منطقه‌اي باشند، تمايل سياستگزاران و تصميم‌گيرندگان براي حفظ روند روبه رشد سرمايه‌گذاري در اين بخش، جلب و تضمين خواهد شد.
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 21:7 |
اقليم آب و هوايي در ايران متنوع بوده و داراي آب و هوايي متفاوت در نقاط مختلف است . به طوريكه در نقاط خشك و گرم - كه وسعت زيادي از كشور را تشكيل مي دهد - در فصل تابستان درجه حرارت از 34 تا 50 درجه سانتيگراد (93 تا 122 درجه فارنهايت) متغير است و بارندگيها نيز در قسمت اعظم كشور كه جزو مناطق خشك و نيمه خشك مي باشد ، محدود به دوره كوتاه زمستان و اوايل بهار آن هم به ميزان كم است در نقاط ديگر مانند قسمت شمالي كوههاي البرز داراي باران نسبتاً كافي براي كشاورزي مي باشد . در قسمت شمالي فلات مركزي ايران متوسط بارندگي ساليانه حدود 220 ميلي متر است . در حاليكه اين مقدار در قسمت جنوبي و جنوب شرقي به حدود 120 ميلي متر تقليل مي يابد. به عنوان مثال از مساحت كل كشور حدود 13 درصد كمتر از 100 ميلي متر بارندگي و 61 درصد بين 100 تا 250 ميلي متر و 17 درصد بين 250 تا 500 ميلي متر و 8 درصد بين 500 تا 1000 ميلي متر و يك درصد بيش از 1000 ميلي متر بارندگي دارند . پس در كشور ما تقريباً سه اقليم آب و هوايي غالب وجود دارد كه قسمت اعظم آن به وسعت 74 درصد يعني سه چهارم مساحت آن داراي اختصاصات آب و هوايي خشك و نيمه خشك با بارندگي كمتر از 250 ميليمتر و قسمت ديگر به وسعت 17 درصد داراي بارندگي نسبتاً متوسط بين 250 تا 500 ميلي متر جزو مناطق معتدل است و بقيه مساحت آن حدود 9 درصد با بارندگي بيش از 500 ميلي متر جزو مناطق مرطوب ايران محسوب مي شود .
پس شرايط جوي و ميزان بارندگي ايجاب مي نمايد كه در بخش وسيعي از مملكت ، براي كشت انواع محصولات زراعي آبياري انجام شود و به لحاظ همين اختلاف در اقليم هاي آب و هوايي، شيوه هاي كشت و انواع آنها و همچنين نوع آبياري با يكديگر فرق دارند. مثلاً در مازندران بيشتر نوع كشت شالي است و بيشتر منابع آب قابل استحصال اين منطقه براي آبياري شاليزارها به كار گرفته مي شود و تنها روش آبياري براي شالي ،كرتي با استغراق دائم زمين مي باشد . لذا براي بالابردن بازدهي آبياري بايد عواملي مانند ميزان تعرق گياه ، تبخير از سطح آزاد ، ميزان استغراق گياه و سرازيرشدن آب از مزرعه ، فرونشست عمقي آب در خاك نفوذ عمودي و نفوذ افقي و بالاخره تلفات انتقال آب تا آبگير مزرعه و شبكه توزيع مربوط به آن را مشخص نمود .

لذا براي افزايش بازدهي آبياري اقداماتي به شرح زير ضروري است :
1.     قطعه بندي و تسطيح اراضي و بهبود شيب اراضي با ماشين آلات و وسايل تسطيح ، همچنين بايد از كشت شالي در اراضي شيبدار و دامنه كوهها و همچنين سواحل دريا به دليل پرت زياد آب تا زماني كه اراضي مرغوب قابل كشت در دشت وجود دارد ،جلوگيري شود .
2.     پوشش كانالهاي آبرساني و انهار در مناطقي كه افت در مسير آبرساني مشهود است .
3.     كم نمودن نفوذ پذيري خاك بستر در صورتي كه نوع خاك سبك و دانه درشت باشد با افزايش رس و تحكيم آن ، در صورتي كه امكان پوشش بتوني به دليل هزينه زياد مقدور نباشد .
4.     از بين بردن پيچ و خمهاي كاناهاي سنتي و لايروبي انهار و پاك كردن عوامل كند كننده سرعت نظير : خارو خاشاك و علفهاي هرز و همچنين لايروبي و بهسازي شبكه زهكشها و اصلاح آب بندانها با بالابردن حجم ذخيره اي آنها
5.     احداث بندها و دريچه هاي تقسيم و بندهاي گابيوني با نصب دريچه و مقسم و اشل اندازه گيري .
6.     ايجاد انگيزه براي بالابردن بازدهي آبياري در كشاورزان .
7.     اصلاح و تغيير روشهاي آبياري سنتي به سيستم آبياري تحت فشار براي ساير محصولات كشاورزي .
8.     تهيه و تدوين برنامه گردش آب و اعمال مديريت بهينه توزيع در بهره برداري از تأسيسات مربوطه . چون بر خلاف روش آبياري تحت فشار ، سيستمهاي آبياري سطحي مستلزم يك كار مديريتي و نظارت دقيق در توزيع صحيح است تا يك كار سرمايه گذاري . هرچند كشاورزان با اين روش به تجربه آشنايي دارند ليكن پيشرفتهاي علمي و انتقال دانش فني در زمينه بالابردن بازدهي آبياري به كشاورزان انتقال نيافته است .

9.     تدوين برنامه و اجراي طرح جامع آموزش و ترويج كشاورزي .
1-9 - مشخص نمودن نوع و بافت خاك هر منطقه و ميزان نفوذ پذيري آن .
2-9 - مقدار آب مود نياز براي هر هكتار و كيفيت آن در منطقه جهت هر نوع گياه .
3-9- نياز آبي گياه در طي مراحل رشد و مشخص نمودن فواصل زمان آبياري براي هرگياه با توجه به آب و هواي هر منطقه .

4-9- مشخص نمودن انواع گياهان قابل كشت ( الگوي كشت) در هر منطقه با توجه به شرايط اقليمي و آب و خاك .
5-9- رعايت الگوي كشت توسط كشاورزان و تضمين خريد و فروش اين محصولات توسط ارگانهاي ذيربط دولتي
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 21:5 |